رفتن به مطلب

sam arch

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    10663
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sam arch

  1. monumental نمادین if you describe a book or musical work as monumental,you are emphasizing that it is very larg and impressive,and is likely to be important for a long time.
  2. entrance hall سرسرای ورودی the entrance hall of a larg house,hotel,or other large building,is the area just inside the main door
  3. material ماده material are the things that you need for a particular activity.
  4. سلام... امشب من و نوشته هام دوس داریم سلام کنیم به یک نفر... سلام به اونکه هست در حالی که مثل همه کس نیست... سلام به اونکه دوس داشتنش ادا نیست... سلام به اونکه همینه که هست...بلد نیست بازی کنه...ماسک نداره... سلام به اونکه من و نوشته ام با کوچه پس کوچه حسش آشناییم...هیچ وقت گم نمی شیم... سلام به اونکه چشماش خسته است ولی می خنده...که از خنده ی لبای دیگران قشنگتره... سلام به اونکه وقتی میاد اول میگه حال دلت خوبه... سلام به اونکه توی غم و شادیش دوس داره همه فقط شاد باشن... سلام به اونکه گوشه شنواست ولی وقتی نوبته خودش میشه...آروم و بی صداست... سلام من و نوشته هام به اونکه الان داره می خونه این دل نوشته هارو...و می دونه که واژه هام مال اونه...پس برای همیشه... تو سه نقطه چینی واسه من بعد از واژه...
  5. گاهی اوقات انگشتام شروع می کنن به بازی کردن با هم...میرن قلم پیدا میکنن گوشه ی میز آروم برش می دارن... یکم نگاش میکنن...هی میدن به همدیگه....هی پچ پچ میکنن که از کی بگیم...از کجا بگیم... منم دارم نگاشون میکنم...انگار داره یک اتفاقاتی می افته... آخه ساکت شدن... خوب مداد آروم داره میره رو کاغذ...خودم دولا می کنم ببینم دارن چی می نویسن انگشتام... جالب بود با واژه هایی شروع کردن که تا حالا ندیده بودم... برام غریبه نبود...ولی مال اون ته تهای ذهنم بود... تو خیالم...یک جایی که فقط تو خواب واقعی می شد...هیچ وقت از پس ذهنم جلو تر نمی اومد... نمی دونم حالا اینجا چی کار میکنن؟ لابه لای این واژه ها تو رو دیدم...تویی که تاحالا برام مجسم نشده بودی...ولی خیلی زیبایی... تو زیباترین حس منی...انگشتام دارن کم کم گرم میشن...دارم یکسره مینویسم...حالم دستم خودم نیست...حالا دیگه انگشتام تحت اختیار خودمه...حالا دیگه ذهنم آزاد شد...همش واسه تو...هم حال خوبم ...هم این نوشته ها... این واژه ها که تا حالا اندازه اش شده اندازه ی صبرت برای خوندنشون... تقدیم به تو... این اولین هدیه منه بعد از آشنایی... من سه نقطه چینم بعد از واژه...
  6. sam arch

    من و نوشته هام

    من... من سه نقطه ام بعد از نقطه چین... من یک آدمکم که آرزوی انسان شدن داره... من یک خاطره ام که در جریان زمان جاریه... من می خوام روزایی که شادم یک دقیقه لبخندم رو هدیه بدم به اون که زانوی غم بغل گرفته... من بخیل نیستم... من در روزای شادیم فقط یک دقیقه لبخند بر لب دارم... من منم یک آدمکم که آرزوی انسان شدن داره... نوشته هام... نوشته هام انعکاسه تمام نمای خودمه... نوشته هام حسمه در لحظه در آن... نوشته هام باورمه که لابه لای واژه هان جولان میده... نوشته هام گاه بارونی...گاه آفتابیه...آخه من آرزومه انسان شم... نوشته هام هیچ وقت رو کاغذی نمیاد که بعدش اون کاغذو پاره کنم بندازم تو زبالدونه خاطره... نوشته هام چه بارونی...چه آفتابی...ماله منه...من خودمو دور نمیندازم... منو نوشته هام ازاین به بعد وعده دیدارمون اینجاست... هرکی اینا رو میخونه اگه با منو نوشته هام هم حس بود...با ما همراه شه...
  7. گاه گاهی دل من تک ورقی می خواهد برای خط خطی کردنه لحظه ها....بی دلیل..بی بهانه.....گاهی دلم می خواهد اثری بگذارم بر دل زندگی ولی جز خط خطی کردن کاری دیگر نمیدانم.....بر من خورده نگیر......من فقط کودک درونم نمایان است....
  8. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    DBJC HOUSE CONIL,CADIZ-SPAIN 2005
  9. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    DBJC HOUSE CONIL,CADIZ-SPAIN 2005
  10. باب هشتم معمار:لودویگ میس وان درروهه معماری:خانه فارنزوورت لودویگ میس در 27 مارس 1886 در شهر آخن آلمان به دنیا آمد. وی نام مادرش وان در روهه van der Rohes را بعدها به نامش افزود و گفت: هر کس که میس بگوید باید وان در روهه را نیز بگوید. وی بعد از تحصیلات در مدرسه حرفه ای در رشته بنایی در سال 1901 به عنوان طراح تزئینات مشغول به کار شد. در سال 1905 به برلین رفت و در اداره ساختمان منطقه Rixdorf مشغول به کار شد و بعدها در دفاتر مختلف معماری کار کرد. در کنار کار نیز وی به تحصیل در هنرستان هنر مشغول به تحصیل شد. از سال 1908 تا 1912 در دفتر معماری Peter Behrens کار کرد. در شروع دهه 20 طرح هایی برای ساختمان های بلند مرتبه با نمای شیشه ای و ایده هایی برای میادین مختلف شهر برلین داشت. طرح های وی برای ویلاهای شهری نیز به مرحله اجرا در آمد. Mies van der Rohe's Pavillion, Barcelona در سال 1926- 1927 او اولین مشاور و بعد مدیر هنری نمایشگاه ً آپارتمان ً که توسط ورک بوند Werkbund در شهر اشتوتگارت آلمان برقرار شده بود شد. در سال 1927 بمدت 10 سال با معمار داخلی بنام Lilly Reich همکارشد. در سال 1929 میس وان در روهه برای طراحی غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی بارسلونا برگزیده شد و برای این نمایشگاه یک مبل چرمی نیز طراحی کرد. خانه فارنزوورت واضح است که میس ون در رو و کارفرمایش دکتر ادیت فارنزوورت روابطی رومانتیک داشتند و گهگاهی با همدیگر،سایت این پروژه را بازدید می کردند،داستان چنین ادامه می یابد که روزی میس از ادیت خواست تا بر روی ایوان بالا آمده ی خانه ی نیمه کاره بایستد تااینکه بتواند او را ببیند.ادیت از ایوان بالا رفته و لبخند می زند،میس می گوید:خوب شد،من فقط می خواستم مقیاس ساختمان را چک کنم.خانه بیشتر برای میس طراحی شده بود تا برای ادیت،چرا که فرصتی طلایی برای ساخت معماری ایده آلش فراهم کرده بود.یک ساختمان کامل و چکیده ی سبک خود او.تمامی شرایط مهیا بود،یک سایت بزرگ مسطح جنگلی،همراه یک رودخانه،یک توزیع برنامه ی مختصر و یک کارفرمای ثروتمند مجرد که می توانست بر وی تحکم کند. خانه ی فارنزوورت،انتهای دورانی است که میس در آن کلیه ی امکانات پویای ترکیب بندی مدرن را تنها برای بازگشت به نقطه ی آغازش،با آرامش و رسمیت سبک نئوکلاسیک امتحان کرد.تقریبا تمامی ساختمان های بعدی میس،به صورت گونه هایی در زمینه ی طرح فارنزوورت دیده می شوند.عدم تقارنی سیال ومصالح متظاهر پاوویلیون بارسلونا و خانه ی تاگندات همگی کنار گذاشته شدند.از اینجا به بعد این قاب فولادی است که به عنوان نظام معماری کلاسیک حکم فرمایی می کند.سقف ها و کف ها،مستطیلی بوده و صفحات مسطح ظاهرا همانندی هستند که نه در بالا،بلکه میان چهار جفت ستون فولادی معمولی با مقطع H شکل قرار گرفته اند.کنسول هایی در هر انتهای ساختمان وجود دارند و صفخه ی کف ،1.5 متر بالاتر از زمین سیل خیز قرار گرفته است.یک دیوار شیشه ای با کمترین فریم،حدود دو سوم از فضای میان صفحات را محصور می کند و ایوانی باز در یک انتها باقی می گذارد.صفحه ی سومی کوچکتر اما دارای تناسبات دو صفخه ی دیگر،در تراز پایین به عنوان تراس ورودی تعبیع شده است.پله های عزیض و کم تعدادی،تراس را به محوطه و به ایوان مرتبط می سازند.داخل طرح یک ساختمان کوچکتر در داخل حجم کلی،فضاهای خدماتی را در بر گرفته است،یک آشپزخانه،دو حمام و یک اتاق تاسیسات،هیچ دیوار ثابت دیگری وجود ندارد.این توزیع برنامه ی مختصر،کل عملکردهای ساختمان را در بر می گیرد.هر چیز دیگر یک پیرایش محسوب می شود،به طور مثال عدم تقارن ظاهری ترکیب بندی کلی (ارتباط میان صفحه ی کف و دیوار شیشه ای محصور کننده یا ارتباط میان خانه و تراس) در بازدید های دقیق تر،تقارن های روی هم افتاده ی پیچیده ای در تزکیب با ستون ها را نشان می دهند. در نگاه به جزییات ساختمانی،می بینیم که جرزها و نازک ترین زوارهای فولادی،قطعات بزرگ شیشه ای را به مربع های کاملی تبدیل می کنند،همچنین مشاهده می شود که تمام کف ها در داخل و خارج از بنا ،با یک سنگ تراورتن سفید خاص سنگفرش شده است و همچنین درمی یابیم که دیوارهای چوبی داخلی در هسته ی خدماتی،از سقف کمی پایین تر آمده اند تا وحدت فضایی نشیمن حفظ شود. به گفته ی شخص میس،این خانه حقیقا یک ساختمان بی نقص است،اما بسیار بیش از هزینه ی تخمین زده شده برای آن،هزینه در برداشت و زندگی در داخل آن کمی دشوار بود.در زمستان گرمایش کفی،باعث میعان بخار در کفمی شد و در تایستان،داخل بنا به شدت گرم بود و استفاده از توری در ایوان به خاطر پشه ها اجتناب پذیر بود که شفافیت کل طرح را از بین می برد. نهایتا ادیت فارنزوورت خود را مغبون احساس کرد و صورت حساب میس را پرداخت ننموده او را به دادگاه کشاند و کل داستان با ناراحتی طرفین به پایان رسید. وی در سالهای 1930 تا 1933 به عنوان آخرین مدیر باوهاوس در دسائو و برلین بود. در سال 1938 به امریکا مهاجرت کرد و تا سال 1958 مدیر انستیتو تکنولوژی الینویز Illinois Institute of Technology بود و یک دفتر معماری در شیکاگو نیز تأسیس کرد. وی طراحی ساختمان های بسیاری را به عهده داشت که در معماری دهه بیست تأثیرگذار بود. از طرح های مشهورش Lake-Shore-Drive-Appartments در سال 1952، Crown Hall در سال 1956 در شیکاگو و Seagram Bilding در سال 1958 در نیویورک و گالری ملی در شهر برلین در سال 1968 بود. وی در 17 آگوست 1969 در شیکاگو از دنیا رفت. [Hidden Content]
  11. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    CAJA GRANADA GRANADA-SPAIN 2001 2001_CajaGranada.pdf
  12. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    CAJA GRANADA GRANADA-SPAIN 2001
  13. sam arch

    بدو بدو جواب بده؛ سوال بپرس

    کدام مسجد تک ایوانی نیست؟ 1.مسجد نیریز 2.مسجد رجبعلی در درخونگاه تهران 3.مسجد جامع یزد 4.مسجد زوزن
  14. sam arch

    بدو بدو جواب بده؛ سوال بپرس

    گزینه دو مسجد دو ايواني ساوه که از مساجد سلجوقي است ويژگي خاصي دارد که دو ايوان آن مقابل هم نبوده و در کنار هم هستند.
  15. عکس های این دوره خیلی بهتر بود.....من نسبت به دوره قبل واقعا دست به انتخاب زدم.....حداقل چند دقیقه ای ذهنمو مشغول کرد......ممنون از دوستانی که عکس فرستادن.....و کسانی که رای دادن.....:flowerysmile:
  16. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    ASENCIO HOUSE CHICLANA-SPAIN 2000 2000_Asencio_House.pdf
  17. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    ASENCIO HOUSE CHICLANA-SPAIN 2000
  18. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    RUFO HOUSE TOLEDO-SPAIN 2009 2010_Rufo_house.pdf
  19. sam arch

    گالری کمپو بیزا

    RUFO HOUSE TOLEDO-SPAIN 2009
  20. باب هفتم معمار:جان لاتنر معماری:اقامتگاه مالین جان ادوارد لاوتنر متولد ۱۹۱۱ در میشیگان، معمار آمریکایی تبار قرن بیستم بود.او را بخاطر طراحی ساختمانهای با طرحهای عصر فضایی در جنوب کالیفرنیا می‌شناسند. جان لانتر اکثر عمر خود را در لس آنجلس گذراند و بیش از صد خانه در جنوب کالبفرنیا طراحی کرد،اگرچه وی علاقه ی چندانی به این نواحی نداشت.او دوران کارآموزی خود را نزد فرانک لوید رایت سپری کرد و پس از مدتی به یک معمار ارگانیک و نه معماری سطحی که تنها تصاویری می سازد تبدیل گشت.هالیوود نگاهی قابل توجه به اقامتگاه مالین داشته و از این خانه در فیلم های متعددی مانند فرشتگان چارلی و بدلکار استفاده شده است. John Lautner’s Celebrated Homes garcia house اقامتگاه مالین اقامتگاه مالین واقع در تپه های هالیوود به دلایلی نامعلوم گاهی به اسم شموسفر یا همان لایه ی بالایی اتمسفر نامیده می شود،نامی علمی که برای خانهی ای شبیه بشقاب پرنده مناسب است اگرچه این یک طرح تخیلی و مربوط به آینده نبست.کارفرمای این طرح که یک مهندس هواپیمایی جوان بود این نکته را دریافته بود که طرح این خانه باید طراحی عملی برای استقرار ساختمان در سایتی با شیب تند باشد. رینر بنهام در کتاب خود به نام لس آنجلس،معماری چهار اقلیم تکنولوژی های مختلف ساخت زمین های ارزشمند اما مشکل برای ساخت دامنه ی تپه های شمال شهر را بررسی کرد.دو روش متعارف وجود داشت،یکی اینکه زمین می توانست به روش خاکبرداری و خاکریزی به صورت سکویی تخت درآید،یا اینکه خانه می توانست بر روی یک شبکه ی آزاد از تیر و ستون های فلزی،ارتفاع خود را تنظیم کند. طرح اقامتگاه مالین هر دو روش را رد کره و به جای آن ها ساختمان را بر روی یک ستون عظیم بتنی بنا نهاده است،این ستون عمیقا در داخل زمین فرو رفته است.اما در عوض خط شیب صخره،آب های جاری روی تپه و حتی پوشش گیاهی آن،دست نخورده باقی مانده است.هزینه ی سلخت خانه با این روش،تقریبا نصف هزینه ی راه خل متداول با دیوارهای حائل و زه کشی های زیرزمینی بود. خانه پلانی هشت گوش داشته و یک طبقه می باشد،کف خانه با دستک های قطری فولادی بر روی ستون مرکزی تکیه دارد.ستون بتنی مرکزی به جای اینکه تا سقف ادامه پیدا کند،در تراز کف خانه متوقف شده است.در مرکز سقف،جایی که باید ستون بتنی ادامه پیدا می یافت،یک نور سقفی دایره ای شکل،مرکز این پلان نسبتا عمیق را روشن می کند.سازه ی فوقانی از فولاد و چوب ساخته شده است.بتن می توانست از نظر معماری سازگارتز باشد اما سازه را سنگین می کرد و استفاده از آن در ناحیه ی زلزله خیز پرمخاطره بود.دستک های فولادی،انتهای تیرهای کف را که از ستون بتنی مرکزی منشعب شده اند با کمک تیرهای کششی محیط پلان مهار می کند.سازه ی سقف از قاب های پرتال خمیده ای از جنس چوب های چند لایه که از انتهای دستک های فولادی شروع شده و به دور رینگ نورگیر مرکزی ختم می شوند،تشکیل شده است. بنابراین کل معماری داخلی این ساختمان ،فضایی بدون ستون و انعطاف پذیر است که نیمی از آن توسط پلان بازی از فضاهای آشپزخانه،ناهارخوری و نشیمن با شاه نشینی شومینه دار،همراه با فضایی برای نشستن در میان پلان و درست در زیر نور سقفی اشغال شده است.نیمه ی دیگر مانند تکه های یک کلوچه ،به اتاق خواب ها تخصیص داده شده است.برای بهبود تناسبات اتاق ها،اصلاحات کوچکی بر روی آن ها انجام شده است.رفتار سازه ای محیط پیرامون پلان،یعنی جایی که کف خانه در تقاطع با بشقاب سر و ته سقف خانه قرار می گیرد کاملا متفکرانه طراحی شده است.پنجره ها برای کاهش اثر دورانی کل فضا در میان قاب های پرتال،به داخل فضا حرکت کرده اند اما در یک مقطع ،پانلی شیشه ای،پایین تراز آستانه ی پنجره آورده شده است تا بتوان محل پارک اتومبیل را مشاهده کرد. تنها سوالی که باقی می ماند،نحوه ی دسترسی به این ساختمان است.یک پل باریک از بالا،میان زمین طبیعی تا ورودی خانه در نزدیکی آشپزخانه کشیده شده است و این در جایی است که دیوار بیرونی برای شکل دادن یک بالکن عقب نشینی کرده است.بازدیدکنندگان از زیر ساختمان وارد یک آسانسور روباز می شوند که شیب زمین را با یک مسیر ریلی کوچک طی کرده و با عبور از زیر خانه به انتهای پل در سمت زمین طبیعی آن می رسد. [Hidden Content]
  21. باب ششم معمار:کنستانتین ملنیکوف معماری:خانه ملنیکوف کنستانتین 1890-1974 یک معمار و نقاش روسی بود. او یک هنرمند مستقل بود که به قواعد یک سبک خاص و یا گروه های هنری محدود نمی شد. کنستانتین فرزند چهارم خانواده و یک گیاه خوار بود. او در خانواده ای فقیر رشد کرد.خانواده ای که روستا زاده بودند.او به واسطه آشنایی با شخصیتی با نفوذ وارد نظام آموزشی شد و در رشته ی نقاشی و معماری تحصیل کرد.اغلب کارهای او در فاصله ی 10 سال از دهه 20 تا 30 انجام شد.و بعد بنا بر دلایلی دیگر کار نکرد و به آموزش نقاشی پرداخت. The Rusakov Workers' Club. Architect Konstantin Melnikov, 1927-29 years Burevestnik Factory Club, architect Konstantin Melnikov 1927-29 years خانه ی ملنیکوف خانه ای که کنستانتین ملنیکف برای خود و خانواده اش در خیابان مسکونی معمولی در مسکو ساخت،به عنوان اثری غیرمعمول و عجیب تلقی می شود.این طرح بیشتر شبیه یک کلیسا یا افلاک نماست تا یک خانه و منتقدین می پندارند که استوانه های سوراخ دار درهم ادغام شده با پنجره های لوزی شکل آن ،معنای مرموزی دارند.ملینکوف طراح پاویلیون شوروی،در نمایشگاه هنرهای دکوراتیو سال 1925 پاریس عقاید عجیبی داشت،به عنوان مثال در مورد خواب و معماری خواب.اتاق خواب خانه ملینکوف،سه فرم مقبره ای شکل دارد که با گچ کاری نرمی حجاری شده اند و با آرایشی متقارن در زمین تعیبه گردیده اند.این سه فضا به عنوان تختخواب های والدین و دو فرزند به کار می روند که توسط جفت پارتیشن های کوتاه ثابتی پوشیده شده اند.این اتاق بیشتر شبیه صحنه ای از یک فیلم علمی - تخیلی می باشد.مبلمان دیگر در این طرح حذف شده است و لباس ها در رختکن اشتراکی طبقه ی همکف قرار دارند. Burevestnik Factory Club, architect Konstantin Melnikov 1927-29 years اما از نگاهی دیگر،خانه کاملا معقول است.ملینکوف اجازه ساخت این بنا را به دلیل مجذوب شدن قدرت های مسکو در پتانسیل این طرح،به عنوان یک پیش الگو برای سبکی جدید به دست آورد.فرم طرح برخاسته از تجزیه و تحلیل منطقی خواص سازه ای مصالح غالب ساختمان،یعنی آجر باربر می باشد.استوانه، فرمی ایستاست که نیازی به پشت بند ندارد،همچنین فرم لوزی شکل گشودگی ها هنگامی پدید آمد که بازشوهای دیوار آجری از فرم قوس عای نگهدارنده ی بالا پنجره ها به جای نعل درگاه ها تبعیت کردند.بنابراین یک دیوار توپر تبدیل به قابی شبکه ای گردید که از آجر و ملات ساخته شده است.آجرها برش نخورده و به صورت کامل همراه با طرح بازشوهایشان با اندود ملات به یکدیگر چفت و بست شده اند.استوانهی سوراخ دار بدون اینکه تبدیل به وسیله ی دکوراتیو وسواس گونه ای گردد.سیستم دیوار باربر ارزان و قابل ساخت آسانی بود که کاربردهای زیادی داشت.سازه ی کف ها نیز به همان اندازه مبتکرانه است.پلانی به قطر 9 متر،تیرها و تیرک های معمولی را غیراقتصادی می ساخت،بنابراین ملینکوف از یک فریم تخم مرغی شکل ساخته شده از الوار چوبی لاغر با اتصال های نیم صلیبی استفاده کرد که با سقف ها و کف ها (با اتصالات کام و زبانه که در جهات مختلفی قزاز داشتند)مهار بندی شده و محکم نگهداشته می شدند. خانه از نظر فضایی و در مقطع نیز مانند پلان مبتکرانه طراحی شده است.نشیمن با ارتفاع دو طبقه همکف که توسط پنجره ی بزرگ رو به خیابان کاملا روشن شده است در کنتراست با اتاق خوابی دارای بازشوهای لوزی شکل در همان طبقه در استوانه ی دیگر است.اتاق کار بالای اتاق خواب نیز دارای ارتفاع دو طبقه بوده و سه ردیف بازشوی لوزی شکل و یک گالری دارد که دسترسی به تراس روی سقف نشیمن را امکان پذیر می سازد.تراس دارای دید به به اتاق کار می باشد و اتاق کار به نوبه خود به نشیمن اشراف دارد و این امر تعادل را میان تداوم و استقلال فضاها ایجاد می کند. برنامه ریزی برای سیرکولاسیون عمودی به نظر حل نشده و ناپخته می رسد.پله گردی که سطوح نشیمن و اتاق خواب را به یکدیگر مزتبط می سازد از طریق یک بازوی پله ی مستقیم به پایین تا هال ورودی خارج از مرکز ادامه می یابد و مسیر خود را به سمت بالا به صورت یک نردبان تا گالری و ترای مخفی ادامه می دهد.اما منطق پلان در دو پروژه ی دیگر برای خانه سازی کارگران که ملینکوف در سال تکمیل این ساختمان انجام داد،واضح تر می شود.آنچه که در این خانه،تنها یک دسترسی تک منظوره قلمداد می شود در این پروژه ها،تبدیل به یک ریتم عادی از مارپیچ ها و استوانه ها می گردد. اما این پروژه ها هرگز ساخته نشده و این سیستم هیچ گاه در یک مقیاس بزرگ امتحان نشد.ده سال پس از ساخت خانه،ملینکوف مدرنیست،مجبور به حذف نقاشی ها از فضاهای مختلف ساختمان شد،چرا که طرفدارای از سازمان جدید معماری رئالیست-سوسیالیست (واقع نگر-جامهع گرا)را کنار گذاشته بود.او در دهه ی 1950،اعتبار از دست رفته ی خود را بازیافت و در زمان مرگش به سال 1974 هنوز در این خانه زندگی می کرد. [Hidden Content]
  22. بذارین من یک جهت دیگه بیام تو بحث.........باغ سازی به شکل رسمی از تئوری باغ شهر اومد.....اون باغ شهرهای آرمانی در فرانسه.....در واقع تمدن انسانی از اولین نقطه وجودی بشر تحت سلطه طبیعت بود.....بعد به دوره ای رسید که با ابزار شروع به دخل و تصرف کرد......و در نهایت به جایی رسید که بر طبیعت مسلط شد تا آنجا که شروع به ساخت طبیعت در اطراف خود به میل خود شد.....در اینجا بود که معماری وارد می شه......و شروع به ایجا د نظم میکنه...و ما میرسیم به جایی که نظم هندسی وارد باغ ها میشه......تو ایران تمرکز روی آب بود.....و منطقه ای که نقطه مرکزی باغ می شه.....و دید های مطلوب دارد...و کاملا هندسی ست......در حالی که باغ سازی در ایران با حضور طبیعت بود یعنی ما در حضور طبیعت معماری را شکل می دهیم البته در بیشتر مواقع.....در غرب به جای طبیعت......سعی به ایجاد آن در مکان ها کردند که نتیجه آن در تصویر زیر مشخصه......در واقع تسلط بی چون و چرا بر طبیعت.......درست نقطه مقابل باغ های ایرانی که احترام به طبیعت از اولویت هاست.....البته این مقایسه نه زمانی ست....نه تاریخی...در واقع این مقایسه یک مقایسه برای نشان دادن تفاوت نگرش هاست. در واقع مطلق هم نیست.....نمونه هایی در هر دو نگرش که متناقض هستند نیز وجود دارد...ولی پایه آنها بر این اساس هست.... باغ ورسای
  23. تا اونجا که خوندم با نظرات دوستان موافقم.....ولی انتخاب کننده خودش باید تصمیم بگیره.....کسی که می خواد کار خاص انجام بده....باید همهی دردسر ها رو به جون بخره.....من خودم موقع انتخاب به خیلی چیزا فک کردم...دنبال کار خاص بودم....تو دانشگاه ما کم کار کرده بودن رو موضوع سفارت خانه......دنبال این موضوع بودم....ولی با مخالفت استاد...به سمت سازمان آتشنشانی رفتم......ایستگاه خیلی ها کار کرده بودند.....بنابراین من رفتم سراغ سازمان تا هم بعد موضوع بیشتر میشه...هم کسی کار نکرده....در واقع از یک موضوع تکراری یک موضوع خاص درآوردم...پس برای کار خاص همیشه موضوع خاص لازم نیست....میشه نوآوری هم کرد.....یکی از دوستان به این مورد اشاره کرد....... من خودم هنوز به سفارت خانه علاقه دارم......چون با وجود امان اقامتی برای کارمندان در سایت ما دو کاربری اداری و مسکونی رو با هم داریم.......
  24. باب پنجم معمار:آلبرتو کمپو بیزا معماری:خانه ی گاسپار آلبرتو کمپو بیزا یک پیوریست (سبک هنری اوایل قرن بیستم با رد کوبیسم و تاکید بر خلوص احجام هندسی) است اما نه به روش لوکوربوزیه،نقاشی های پیوریست کوربوزیه ،موضوعات متداولی مانند مبز ،کتاب و بطری هستند.ساختمان های او نیز به همین ترتیب وسایل روزمره ی زندگی را از لوازم آشپزخانه گرفته تا اتومبیل مورد توجه قرار داده و در خود جای می دهند.ممکن است تزئینات سنتی از بین رفته باشند اما زندگی ادامه دارد.پیوریسم کمپو بیزا به ترتیبی دیگر است،ساختمان های او هیچ توجه ای به زندگی روزمره ندارند و حتی به محیط اطراف و ساختمان های همجوار بی اعتنا هستند. MA Andalucia’s Museum of Memory Casa Moliner by Alberto Campo Baeza آنچه برای کمپو بیزا اهمیت دارد،مسایل غیر مادی هستند که همه جا حاضر بوده و اجتناب ناپذیرند،یعنی نیروی جاذبه ی زمین،نور،فضا و زمان.او در کتابش به نام la idea construide می نویسد:نیروی گرانش فضا را می سازد،نور نیز زمان را ساخته و به آن معنا می بخشد.مسایل اساسی مورد توجه معماری ،چگونگی کنترل جاذبه و چگونگی رساندن نور است.ممکن است این مطالب را سخنانی عمیق یا مسائلی بدیهی بپنداریم اما این گفته،حداقل ،فضیلت ساده بودن را داراست،مانند شعار دیگر کمپو بیزا که بر پایه ی نظرات میس ون در رو بنا شده است: رسیدن به بیشترین ها با کمترین ها. Olnick Spanu House by Alberto Campo Baeza خانه ی گاسپار خانه ی گاسپار،تبلور کالبدی کامل این اصول است.این خانه کاملا درون گرا است و هرگونه تماسی با دنیای با دنیای خارج،توسط دیواری به ارتفاع 3.5 متر مسدود شده است،اگر خانه در مرکز یک شهر قرار داشت تعجبی نداشت،اما سایت این پروژه در یک باغ پرتقال واقع شده و دید های آن (به طور بالقوه) درختان و کشتزارهای اطراف هستند،این محیط از آن دسته محیط هایی نیست که مردم از آن گریزانند.خوشبختانه کارفرمای این طرح نیز به محرمیت خانه بیش از هر چیزی دیگری اهمیت می داد و از این رو دز تطابق با شعور معماری کمپو بیزا بود. بیگانگی خانه از محیط اطراف آن،با هندسه ی آبستره (انتزاعی) آن تشدید شده است،دیوار 3.5 متری،محدوده ای با تناسبات مربع کامل به وجود می آورد که شبیه یک تندیس هندسی افلاطونی آمده از بهشت می باشد.این مربع با دو دیوار دیگر 3.5 متری به سه نوار مسائی تقسیم شده است که تنها نوار مرکزی مسقف است.دو دیوار کم ارتفاع تر،مربع را در جهت دیگر تقسیم بندی کرده اند که این بار به صورت نا برابر و با تناسبات 1/2/1 می باشد،از این رو دیوارهای تقسیم کننده،شکل صلیبی را در این مربع پدید آورده اند. سقف قسمت مستطیلی محل تقاطع دیوارها ،تا 4.5 متر بالا آورده شده و نشیمن اصلی خانه را پدید آورده است.دو اتاق خواب،یک آشپزخانه و یک حمام،قسمت های با سقف کوتاه تر را در هر دو قسمت خانه اشغال کرده اند و هر یک از اتاق ها به جز حمام،به پاسیوی خصوصی خودشان در یک کنج خانه باز می شوند،پاسیوی کنار حمام تبدیل به پارکینگ شده است،این نوع تقسیم بندی،دو پاسیوی بزرگ مستطیل را دز شرق و غرب نشیمن ایجاد می کند. این گونه تقسیم بندی به عنوان یک پلان،کاملا منطقی بوده و به خوبی کار می کند،اما به نظر می رسد که تقارن سخت آن بیشتر از یک بازی هندسی به وجود آمده است تا از بررسی استفاده ی انسان.اگرچه خانه به هیچ وجه از جاذبه های احساسی تهی نیست،کمپو بیزا احساس فضای خالص را با سفید کردن همه چیز و مخفی نگه داشتن تمام دیتیل های ساختمانی تقویت کرده است،به عنوان مثال چهار پنجره ی نشیمن،همگی تک صفحات شیشه اای هستند که بدون قابی در گشودگی ساده و مربع شکلی کار گذاشته شده اند.قرار دادن پنجره ها در گوشه های پذیرایی، به خاطر اینکه دیوارهای پاسیو از شیشه عبور کرده و تبدیل به دیوارهای فضای نشیمن شوند هنرنمایی دیگر طراح است. اما هدف از تمامی این ساده سازی ها،تمرکز حواس بر روی نور است،در خانه های دیگر کمپو بیزا مانند خانه ی تورگانو در سال 1988 از نور مستقیم آفتاب برای روح بخشیدن به صفحات و یکپارچه کردن فضاها استفاده شده است.اینجا تقریبا تمامی نورها،از دیوارها و کف سازی پاسیوها منعکس شده و بازها بازتابانیده می شود.نورپردازی خانه به طور مداوم در طول روز تغییر می کند،اما همیشه لطیف و نافذ و کمب مرموز است،چنانکه گویا متعلق به این جهان نیست. [Hidden Content]
×
×
  • اضافه کردن...