-
تعداد ارسال ها
2338 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط wheeler
-
بازی با روباه خواهرم .. فکر نمیکردم واقعا نارنجی و به این خوشکلی باشه ..
-
سلام عزیز من نگرفتم تاپیک زدی یا تو صفحه من سوال کردی .....حالا مهم نیست ...من زیاد قلقهای اینجارو نمیدونم .. ریش ؟ بابا من روزی صد بار خداروشکر میکنم ریش تخیلی ندارم شما دنبال ریشی ؟ ببین با آندروژنها به شکل دیمی ، همینجوری یکی یک حرفی زد ، یک پزشکی یک مزخرفی گفت و...........شوخی نکن ....دی اچ تی که شما میگی اصلا میدونی چه مصیبتیه ؟ با خوندن چند تا مقاله آبدوغ خیاری و حرف دو تا پزشک و چند نفر تو خیابون که عمق این داستانو درک نمیکنی عزیز دل تو عمل تجربه نکردی که ببینی چه شکلی کل نظم بدن رو بهم میریزن ، چه حرفیه آخه ...... ریش دوست داری ؟ برو مثل افرادی که موی سرشون ریخته مو میکارن ریش بکار تمام شد و رفت ....بده یک مزرعه برات ریش بکارن چرا انتحاری میزنید. من بیست ساله با آندروژنها سرو کله زدم و اصلا دلیل منطقی و عقلانی نمیبینم برای ریش یا موی سینه یکی بره آندروژنهای شدید میکس کنه و استفاده کنه سلامتی و همه چیزو به خطر بندازه ... بکار و هی درو کن .....
-
سلام ....با 3 نوع کربومر بله میشه و یک ژل بی طعم میده که با اسانس و رنگ بهش طعم و مزه و اینارو میدن اما یک چیزی .....! با کربومرها و مشخصا چند نوع کربومر و کربوپل ها اگر منظورته نه ......اینو بارها گفتم که لوبریزول کربوپلها رو با هدف یا با خریت نمیدونم آورد تو گروه کربومرها و مثلا کربوپلهای 934 تا 980 و .......معرفیشون کرد و به جای کربوپل مثلا 940 جا انداخت کربومر 940 ......نرید کربوپلها رو بگیرید چون اونا برای خوردن نیست و در دارو هم دوز داره نه اینکه یک قاشق یهو بری بالا چون همونجا قبض رو میدن دست آدم و گودی بای اون دنیا ......... تاریخچه کربوپل ها از دهه هفتاد میلادی خصوصا مشخصه و کربومرها داستان متفاوتی دارن و به هیچ وجه اینا یکی و با ساختار و داستانهای یکسان نیستن ....نمیدونم این کمپانی های امریکایی گاهی میزنه به سرشون خرو با گوره خر پیوند میدن میگن اینم همونه فقط راه راه نیست و گرید 940 همون خره که راه راه نیست و با اهداف تجاری تخیلیشون دنیا رو فیلم میکنن ....یک پتنت هم میندازن تنگش الهی به امید تو و مقاله رو مقاله دنیا هم عین طوطی هی تکرار میکننو شرکت های اروپایی هم تحت لایسنس و همون داستان طوطی دیگه ..تنها کشوری که اینارو از هم تمیز داد و اعلام کرد BASF آلمان بود که اومد سال 2008 گفت کربومرها با کربوپل ها فرق داره ولی دید داره بخیه به آبدوغ میزنه و جا افتاده و کسی هم گوش نمیکنه گفت برید بابا هر کاری میخواید بکنید و احتمالا یک فحشی هم داد .........بگذریم ... برای نمونه کربمرهایی مثل پلی کربوفیل رو میشه باهاش ژل خوراکی ساخت ....اینو تو نمونه های غذایی زیادی تو کشورهای مختلف استفاده میکنن و تو طبیعت هم وقتی داری ذرت رو بو میدی یکم با حرارت به شکل آتش به اختیار لابه لای اون ذرات سفید ایجاد میشه و پلیمر میشه که اگر یک ذرت بو داده رو بذاری رو لبت تمام آب دهانت رو میکشه و آب میشه اما کنارش اینقدر ترکیبات دیگه هست دیگه ژل نمیشه ولی آب دهانو جذب میکنه .....اما خالص و سنتزیش یکی دو قاشق میزنی تو یک سطل آب عین کلنگ ژل میشه ......دو نوع کربومر دیگه هم خوردنیه اما من توصیه نمیکنم و بیشتر کاربرد داروسازی داره و .........تنها موردی که صنایع غذایی استفاده میکنه پلی کربوفیله که یک پودر سفید رنگه ......مثل بز هم با همه چیز سازگاره ... ..یادش بخیر من تولید میکردم .....چقدر این روزا خاطرات برام زنده میشه هنوزم واحدای اینا رو دارم .... موید باشی?
- 76 پاسخ
-
- 1
-
-
والا من بیشتر یادمه همه غر میزدن که چرا نیست بزنیم و حاظر بودن هر آشغالی رو بزنن اما از تفکرت خیلی خوشم اومد ...منم دومین واکسنی که روم تست شد داخلی بود ...اولی روسی و دومی هم داخلی .... حالا اگر باز یقمونو نگیرن یک چیز دیگه فرو کنن ....یک دوست نظامی دارم پزشکه و هر چی رو میخواد تست کنه اول یقه منو میچسبه ....منم انتقاممو ازش گرفتما البته ... این تو اون کارگروهه ساخت بود و مارو یقه کرد زد گفتم بزن تو هم یک دستو بال مفت میخوای هی فرو کنی بیا .....اونم ازم خواست نگم اسپوتنیکو قبلا زدم اما الان مهم نیست میگن دوز اول هر آشغالی زدن میتونن داخلی رو بزنن .... اولیه عوارض یا بهتره بگم تغییراتی تو بدن ایجاد میکنه اما بعد از حدود 45 روز حالا داخلی رو نمیدونم باید صبر کنم ببینم ولی داخلیه هیچ حس بد و لرزو این چیزا نداشت فقط مردک یابو علفی بد تزریق کرد ....یک طالبیه اون شونه تزریق باسن نیست که الاغ با اون سوزن خرکی میزنی با سوزن انسولین هم میتونی بزنی .... برای روسیه سه بار طی هفته قبل تحت نظر قرار گرفتم ولی فقط یک تغییراتی ......ولش کن به موقع خودشون اعلام میکنن ......سیتی اسکن و ام آر آی و......گرفتن و موردی نبود .... فقط در این حد بگم اگر یهو موهات بلوند شد یا چشمات رنگش عوض شد اصلا تعجب نکن ، البته این مال روسهاست و نمیدونم اونایی که بهشون زدن هم این تجربه رو داشتن یا نه .....شاید هم به من نساخته چون مثل یک هورمون خیلی قوی چند روز باد کرده بودم و بعدشم رنگ موها که هر روز تعدادیش عوض میشه ...ولی کادر درمان اونجا هیچ کدوم این تغییرات رو نداشتن ....هر روز عکس میگیرم آروم آروم به تعدادشون اضافه میشه .... شاید هم با داروهایی که مصرف میکردم تداخل داشته نمیدونم ولی فعلا مشخص نیست ....اینا نظراته دوستان پزشکه ........ هیچ کس روز اول نپرسید چی میزنی و چی میخوری و چته که ......هینجوری با اون صدای نکرش صدا کرد فرو کرد .....
- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
wheeler پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یک دوره 4 ماهه ...... -
قوس ؟ کجا قوس بزنه ؟ تو کویل ؟ قوس نداریم اینجا گرما وسط کویله مسیه که از توش آب سرد رد میشه و میره تو کولینگ تاور تا خود کویل ذوب نشه ... .... .....یک نوع میدون ممغناطیسیسه اینم دیگه خود فلز وسط کویل شیرازش به باد میره و اینقدر از درون گرم میشه تا به ذوب برسه ...... این افزایش سوپر ناگهانی گرما دقیقا نمیدونم مال چیه ......تا نزدیک هزار درجه آرومه ولی دو دقیقه ای میره رو این دما بعد بوق آلارم و وحشی میشه بوق های تند تند از هزار یهو میپره رو 2000 و ..........این سرعت اینقدر زیاده که فقط صدای جیز فلز رو میشنوی بعد مثل لامپ میشه ......تصور کن این باید به دمای ذوب فلز که میرسه کنترل کنه و نگه داره ولی این رد میکنه یهو از از دمای ذوب فلز هزار درجه بالاتر میره فلز هم سفید میشه .......قطع نکنی تا حداکثر توان میره بالا ....یک نیکه آهن انداختم دماش پایین باشه یکاریش کرده شده ذوب شدش شبیه سنگ پا شده ......خب حقم داره ننه مرده دمای ذوی آهن فوقش 1500 درجه یهو خرکی 2700 دما دادی بخار شده بعد ریخته پایین مثل ضربان قلب میزد ریخته شدش .....خلا هم هست اکسید نمیشه راه فرار هم نداره بدبخت یک عنصر چپندر قیچی شده .... کوره قوس نیست که سر الکترود آرک بزنه یهو 300 هزار درجه بده ....
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
آخه هی میگن زدن کج شدن ، آهن ربا شدن ، سکته کردن و............گفتم ببینم چی میگن ملت شاید ما هم آهن ربا شدیم خودم میرم تو کارخونه فولاد ساعتی پول میگیرم جای مگنت سپراتور وا میسم با دستام همات و مگنت رو میگیرم ....حالا اینایی که آهنربا شدن رو هنوز ندیدم ببینم عدد گوس مگنتشون چقدره استخدامشون کنم اگر بالا باشه استفاده کنیم دیگه ..... ولی من زدم گنده شدم انگار پپتاید زدم ......من به جای آهنربا ترمیناتور شدم
- 7 پاسخ
-
- 2
-
-
والا خودمم که کف کردم و منم میشناسی تو عالم تئوری نیستم و باید انجام بدم تا قبول کنم و هنوزم متوجه نمیشم چرا جواب داد ، سری کردن رو قبلا تا یک تعداد مشخصی انجام داده بودم بدون هیچ مشکلی جواب میداد ولی تو موازی کردن هر چقدر هم مدعی بودن فروشندها که میشه اما عملا نمیشد مگر دو تا یک مدل و یک دست نه متفاوت ولی بازم ریپ میزد و چرتو پرت میشد خروجی ...... الان کلا یک دید دیگه پیدا کردم که چند آزمایش دارم میکنم که اگر جواب بده کلا طراحی مثلا یک ابزاری مثل کوره های القایی مثل آب خوردن میشه ..... خود بخش برد کوره که چیزی نداره خودت واردی و راحت میشه با تغیراتی ساده تو هر فرکانسی ساخت اینورم یک کولینگ تاوره هیچی و جک هیدرولیکو بوته و عامل رو مخش منبع تغذیه و مخصوصا ترانس ها بودن ....میخوام روی ابعاد دمو و روی یک کوره یک تنی هم این تست رو بکنم ......من این منابع رو برای ساختن یک کوره 20 کیلویی که خودم ساخته بودم میخواستم و اینکه چرا اینقدر جریان لازم داشتم هم داستان داره چون خلا و دمای بالا داره و.......خلاصه که قرار نبود یک اینداکشن بسازم 1700 درجه دما بده فولاد ذوب کنم و به دماهای زیاد مثل کوره آرک نیاز داشتم ..... الان یکی از کوره های کارخونه رو دادم لخت کنن و از پست برق جداش کنن ببینم میشه تو ابعاد متوسط مثلا یک تن هم این کارو کرد یا اونجا میزاد .... کوره یک تنی کوچیکه من حدود 800 آمپر میکشه و نیکل و این خزعبلات باهاش ذوب میکردم اگر روی این جواب بده و عملیاتی بشه کلا باید به همه چیز شک کرد و نگاه دوباره بکنیم ... روی یک تن و دمو جواب بگیره اسکیل آپ کردنش ساده میشه و قیمت یک کوره میشه بز تومن الان چند روزه رو ابعاد پایلوت داره میره زیر بار و آخ هم نمیگه مثل بنز بوق بوق یهو بوته مثل لامپ سرخ میشه و ترمومتر میاد رو 2000 بعد دیگه آمپر کمتری طلب میکنه و ........ یک آلیاژ اومدم بریزم رنیوم و این چیزا خود بوته گرافیت هم باهاش ذوب شد و ترمومتر هم کلا ارور بود .....این جدا از هزینه خیلی کم سرعت رو خیلی تخیلی برد بالا ....یعنی تا جریانو وصل میکنه تا یک سیگار بکشی ذوب رو گرفتی ..... قاعدش اینه که مثلا میگن یک تن در ساعت و زمان میبره اما این امون نمیده ترمومتره قاطی میکنه ارور میده خاموش روشن میکنی یهو ......... صد درجس مثلا دو دقیقه نمیشه یهو میشه 800 درجه و بوق آلارمش شروع میشه یهو هم مثل شوک میپره رو دمای ذوب و فلز رو هم رد میکنه سفید میشه فلزه ...... این یهو گرم کردنش نمیدونم چیه چون دو تا بوته رو ترکوند و حقم دارن یهو و آنی به دمای بالا رسیدن خب ترک میخوره یا تق میترکه ..... اگر روی یک تن باشه اول باید بوته رو تو یک کوره تونلی پیش گرم کنم بعد بذارم توش چون میترکه ملتو میسوزونه گرافیته دیگه یهو میشکنه و یک تن مذاب میریزه رو مردم ....البته برای کوره عادی و اتمسفر عادی که نهایتا تا 1700-1800 بیشتر نمیره تو خلا که کسی بوته نمیذاره منم گاهی یک کارایی میکنم احمقانه ..... ازش یک فیلم میگگیرم واتس اپ ارسال میکنم میترسی ببینیش .....
- 4 پاسخ
-
- 1
-
-
این واکسن بازی ها در نوع خودش شده سوژه اما تحربیات عجیب و غریبی میکنن و ما هم میبینیم ..... اما من از تجربه خودم میگم کسی هم اگر زده بگه .... دو واکسن تا حالا زدم یکی کار بچه های بالا و مدتی پیش هم دوستان اسپوتنیک رو زدن .....البته نگفتم روسی زده بودم و دوست داشتم ساخت بچه های بالا رو هم تجربه کنم (البته یواشکی دیگه ) ... واکسن بچه های بالا که حرف نداره روش کامنتی ندارم اما در مورد فرآورده روسی با یک چیزش خیلی حال کردم که به وقتش میگم ......ولی کلا کسی چیزی تزریق کرده ؟ تجربش رو بگه چون من تجربه توپی کردم ...... اینو آزاد نمیفروشن ؟ صد تا بگیریم ؟ . آقا این شناسه رو دوباره بکنید levrone چون این لامصب بیشتر از اینکه واکسن باشه یک ابر .......... (بماند) ......هر کی از دوستانم اینو زده اتفاق خاصی رو تجربه نکرده فقط دو سه نفر دو ساعت داغ کردن بعدشم هیچی حالت خاصی نداشتن ... اما من زدم عاشقش شدم بازم میخوام آزاد پیدا میشه صد تا بگیریم ؟ باید پاشم برم روسیه پیش سرگی اینا این لامصب بد کوفتیه ....
- 7 پاسخ
-
- 2
-
-
من همیشه تو کار آزمایشگاهی و ابعاد کوچیک مشکل برام پیش میاد ...مثل سوزن نخ کردن که اصلا سوزنو نمیتونم تو دستم نگه دارم ... مدتی پیش دنبال یک منبع تغذیه برای یک کار آزمایشگاهی میگشتم که نیاز به یک جریان فینگیلی داشتم و تو بازار هم که خر تو خره سگا یک تمبک گرفتن میزنن و گربه ها میرقصن ... من یک جریان به فرض 90 ولتی 150 آمپری نیاز داشتم ولی نیست که .....رفتیم سراغ این سوئیچینگها و خب بین اینا باز به مین ول میشه اعتماد کرد و این رنج ولتاژ و آمپرو ممکنه داشته باشه ولی نبود .... یک حرکتی کردم خودمم نفهمیدم چرا ولی الان موندم این چرا اینجوری شد ؟ تامین ولتاژ کار سختی نیست دو سه تا میگیری سری میکنی اما آمپر بازی رو مخم بود چون منبع 30 ولتی 150 آمپری ندیدم تو سبدشون سه تا سری کنم تموم بشه داستان ولی اومدم چند تا منبع رو با هم سری کردم به ولتاژه رسیدم اما شد 50 آمپر ...بعد از اینکه به ولتاژم رسیدم چند تا منبع ولتاژ پایین مثلا 5 ولت گرفتم 60 آمپر و گفتم حالا اینا رو با اون قبلی ها موازی کنم و ذهنیتم این بود درجا به باد میره ولی در کمال تعجب رسیدم به 102 ولت و آمپرم شد 162 آمپر ولی یکم آمپر نوسان داره که قابل توجه نیست در حد دو سه امپره...اول اینکه همشون وقتی میرن زیر باز صدای فن ها بد میره رو مخ و دوم اینکه مگه میشه سه تا منبع رو سری کنی بعد با سه تا منبع دیگه موازی پرتی هم نداشته باشی ؟ اصلا گور بابای پرتی اختلاف دارن اینا از بیخ این 5 ولتی ها قاعدتا باید میترکیدن ....جای منابع سری شده رو با دو منبع 48 ولت 50 آمپر عوض کردم بازم آخ نگفت ....این مارو گیر آورده یا همچین چیزی شدنی بوده من نمیدونستم ؟ فکرش خنده داره که چهار منبع مثلا 24 ولت 20 آمپر رو سری کنی بشه 96 ولت 20 آمپر بعد خروجیتو با مثلا خروجی سه منبع 5 ولتی 40 یا 50 آمپری موازی کنی و آخ هم نگه ؟ باطری میشه ولی نمیدونستم اینا هم میشن ... چند ساعت هم زیر حداکثر بار باشه بیلمز آخ هم نگه .... خوب شد نرفتم ترانس بپیچم چون یک ترانس اندازه فرغون میداد دستم که همون دیود بازی و مستقیم کردنش و از اون بدتر خنک کردنش اعصاب آدمو بهم میریزه ....اینا باحالن ....ولی این شانسی بوده یا من چت کردم ؟ الان اینا آخ نمیگن خب
- 4 پاسخ
-
- 2
-
-
دوست من ، من قصد تمسخر و بی احترامی به شما رو نداشتم و اگر اینطور به نظرتون اومد ازتون عذرخواهی میکنم شما از کاربرهای قدیمی این سایت بودید و شیوه بیانتون برام جالب بود همین وگرنه هیچ منظور و تمسخری در کار نبود جذابیتش هم این بود که خودمم گاهی این کارو میکنم و میرم تو اون باشگاه مهندسان و یک پستی برای افرادی که تازه میبینمشون میذارم و مثل شما گاهی خودمو دوباره معرفی میکنم یا از یک پست مال عهد بوق خودم ریپلای میگیرم و........و شانسی هم یکی میاد میخنده میگه سالی یکبار خودتو معرفی میکنی ...صرفا شیوه نوشتارتون که گفتید دومین پست رو زدید جالب بود .. به هر حال سوء برداشت کردید و ازتون عذرخواهی میکنم ? =========================================== یک سوال دیگه از مقام عظمای این انجمن دارم .... آقا اون یوزر دوریان یتس من چرا از بعد از ظهر دیگه بالا نمیاد ؟ میگه خوتو به بیت عظما معرفی کن و تماس بگیر .... چیکار کردید هی ور میرید ، کلا دو نفر آدم میاد اینقدر انگولکش میکنید کلا منهدم میشه سایته بگیر اون کنترل رو از این ممده جان عزیزت ، این بیکار میشه حوصلش سر میره میاد اینجا رو انگولک میکنه
-
مساله هات انصافا عجیبه ، خب پسر خوب سادس وقتی از مولد برق میگیری سفت میچرخه ، خودشو سفت میکنه که من با زبون ساده به این سفت شدن گفتم ترمز گرفتن مولد یا ترمز کشیدن ( دیگه اسمای تخیلی تخصصیش رو برداشتم از این ساده تر ؟) ...وقتی موفق بشه جلوی نیرویی که میچرخونتش رو بگیره که میشه مثل کار خودت موتور رو نگه میداره افت ولتاژ پیدا میکنی و کلا هیچی به هیچی خاموش میشه ولی نتونه اون مقاومتو بکنه و نیروی اعمال شده از ترمز مولد هم فراتر بره و ترمزش رو بشکنه انرژیش از یجا میزنه بیرون دیگه .... ندیدی این ماشین های تخیلی خودمونو ؟ لنتی هستن و روی 120 کیلومتر در ساعت یهو ترمز میگیری وا نمیسه که صد متر دود میکنه آخرشم میزنه به یکی ، اون دوده مال داغ شدنه دیگه ، حالا تو این ماشین رو به یک تریلی کشنده تاپ لاین 1400 اسب بخاری اسکانیا وصل کن هم ترمز کن هم دستی رو بیار بالا ، ترمزات که اثری ندارن اون اسکانیا خودروی بکسل شده تو رو با خودش میبره و از تمام زندگی ماشین تو دود بلند میشه ... یادش بخیر یک راننده کشنده داشتیم به سیم بکسل میگفت سیم بوکسور بوکوسور بود ..... اون مقامته به شکل حرارت زیاد میزنه بیرون و خصوصا (اینجاشو دقت کن ) وقتی ماکسیمم شدت جریان و بار (مثلا اگر مولدت 80 آمپره توانش داری ازش عین 80 آمپر برق میکشی ) ازش میکشی خودشو بشدت سفت میکنه و اگر زورش نرسه ترمز کنه اون مقاومته به شکل حرارت زیاد خودشو نشون میده ....بعدشم کوره که نیست ، این گرما طی ده دقیقه ایجاد میشه یک جرقه میزنه ، مولد رو باز میکنی مفتول مس ذوب شده و دمای ذوب مس هم حدود 1100 درجه هستش که مفتول به اون کلفتی هم ذوب میشه ...خودتم وقتی با دست بخوای ژنراتوری که سفت شده رو بچرخونی باید زور بیشتری بزنی و بازوهات دم میکنه انگار 5 ست جلوبازو و پشت بازو زدی .... موتورت که زور نمیزنه بازوهاش دم کنه ، فشار میوفته روی مولد که هی میخواد ترمز کنه زورش نمیرسه و داغ میکنه تا سیم پیچ بسوزه ....یعنی نهایت توانایی خودش ... اگر مولد توش آهنربا باشه که به این دماها نمیرسه اصلا ، معمولا مولدهای ولتاژ پایین و آمپر پایین توش آهن رباست و زیر کموتاتور قرار میگیره ، اونا اصلا به دمای ذوب نمیرسه چون آهنربا خودش تو دمای داغ زپرتی در حد خوراک پختن از کار میوفته و خاصیت آهنرباییش رو از دست میده ( یکی از راه های خراب کردن آهنربا اینه که بذاریش تو حرارت ) اما مولد های گردن کلفت که آهنربایی نیستن تا از بین رفتن کامل سیم پیچ جلو میرن ...تصور کن با طناب ببندنت به یک خودرو و خودرو خلاص کنه سرپایینی بره ، تو که زورت نمیرسه اون خودرو رو نگه داری و هر چقدر هم مقاومت میکنی پاهاتو به زمین بیشتر فشار میدی فقط کف پاهات داغ میشه ...حالا تو درد و سوزش رو حس میکنی به 70 درجه نرسیده پاهات از زمین بر میداری اما اون مولده که جون نداره درد و سوزش حس کنه ، از این مقاومت و از موتور و چرخش بار اضافی و سیبه اعمال فشار و قدرت ...داغ میشه دیگه ...اینجا باید آبو ببندی بهش خنک بشه ، بازم مثل خودت که گفتم وصل بشی به خودرو و سرپایینی ...اگر روی یخ و کف باشی نه داغ میکنی و نه دردو سوزش حس میکنی قفط اسکیت میکنی و لیز میخوری ولی با ماشینه میری در نهایت چون زورت نمیرسه نگهش داری مگر تو دنیای هالیوود زندگی کنی اونجا میتونی جلوی ده تا تریلی هم با یک دست بگیری ...و به این رفتن اما خنک رفتنه میگن نرمش قهرمانانه مولد ...... اگر سر در نیاوردی چطوری میگی خلاقانس آخه ؟ مثال دوچرخه رو بخون دوباره ، اونجا لاستیک روی لاستیکه که هی ریپ میزنه ، حالا یا پرت میشه دینامه یا بکسواد میکنه ..... تصور کن دو تا لاستیک رو چسبوندی به هم ، هم موازی میشه هم سری و هم ترکیب این دو نصفه به نصفه روی هم ....حالا اونا صافه تو یک لاستیک ها رو پره ریش کن تراش بزن یکی رو راست و یکی رو چپ ...که وقتی میچرخن تو هم قفل بشن ..عکس ندارم باید بشینم طراحی کنم اما خیلی ساده گفتم یکم فکر کنی متوجه میشی ... من استاد نیستم عزیزم اساتید بعدا میان دنبال اون سیبه میگردن من فقط قبلا انجامش دادم ... بعدشم امید دیگه چرا من که همه رو گفتم دیگه نمیدونم چی رو از قلم انداختم ... مگه یکی دو بار تلاش نکردی ؟ تقریبا انجامش دادی دیگه ، روی 190 ولت رسیدی از کار افتاد دیگه ؟ خب چیزایی که من گفتمو با تمرکز بخون و عمیق تصورش کن متوجه میشی بعد روی همون چیزایی که داری اعمال کن یک کولینگ تاور و کندانسور هم بذار وگرنه موتورت منفجر میشه از جا در میره میزنه کله امتی رو میپرونه و مولدت هم آتش میگیره ذوب میشه ...
-
به نظر شما آیا فکر خوانی یا ذهن خوانی وجود داره ؟
wheeler پاسخی برای Rose6 ارسال کرد در موضوع : روانشناسی و علوم تربیتی
شاید به اون مفهومی که یکی علم غیب داشته داشته باشه نه اما با تکنیکهایی میشه اینکار رو کرد ..... مثلا یکی تو یک اتاق داره فکر میکنه و یکی دیگه دقیقا وارد میشه و در مورد همون چیزی که بهش فکر میکرده طرف حرف میزنه .....- 12 پاسخ
-
- 2
-
-
اصطلاح نامه روانشناسی
wheeler پاسخی برای moein.s ارسال کرد در موضوع : مقالات و دانستنی های روانشناسی
نمیدونم چرا هر چی روانشناس و روانپزشک دیدم همه اهل بخیه و کلا بیمار روانی بودن خودشون کمک لازم بودن شدید .... فقط یجا افرادی رو دیدم که نمیدونم روانشناسن یا چی هستند ، اونا رو با چشم خودم دیدم خیلی کارشون حرفه ایه ......تو فکر هم میکنی یهو طرف میاد تو در مورد چیزی که داشتی فکر میکردی حرف میزنه .......انگار ذهنتو میخونه .... -
[Hidden Content]
-
والا من قدیما کنسرت های چند تا خارجی رو رفتم خیلی هم حال کردم الان ویدئوشو میبینم بازم حال میکنم بستگی داره کی باشه و چی بلغور کنه
-
اگر مدام به گذشته فکر می کنید،افسردگی دارید
wheeler پاسخی برای آذر شفق ارسال کرد در موضوع : اختلالات و بیماری های روانی
خب این موضوع یکم جالب شد و از بحث خیانتو این حرفها بالاخره جدا شد .... من با این حساب یک افسردگی حاد و دیگه آب از سرم گذشته رو دارم ، من تو علائم بالا دو مورد رو دارم و مواردی که خودم اضافه میکنم ................. اول اینکه کلا از یک تاریخی به بعد تو زندگیم رو نمیخوام دور بندازم و توش موندم که البته غم انگیز نبوده و برعکس ، حدود ده ساله تو اون دوران گیر کردم ..... دوم بی خوابیمه که اصلا خواب ندارم که البته دلیل این بی خوابی عوارض مصرف حجم بالایی از استروئید در دوران نوجوانی بود ، یعنی تو اوج مصرف این عارضه ایجاد شد و دیگه هم از بین نرفت حالا شاید الان به این افسردگی هم مربوط بشه ..... من ده سال دقیقا از مصرف کننده های استروئید بودم تا سال 87 و بعد از سال 87 یعنی ده سال بعد و پارسال دوباره فیلم یاد هندستون کرد و دوباره به آمادگی برای مسابقات برگشتم و این یعنی دوباره استروئید و هزار چیز دیگه .... کل ماجرا اینه که علاقه دارم تو سال 85 بمونم ، از سال 77 که یک بچه مدرسه ای تو مقطع راهنمایی بودم تا الان روی یکسری موزیک و علایق خاص قفل کردم و دوستم ندارم دورشون بندازم ....البته از همون سال هم مصرف استروئید رو شروع کردم ....من بالای 20 ساله همچنان آلبومهای موسیقیم رو نگه داشتم و همچنان روزی صد مرتبه گوش میکنم اما بعد از سال 87 که مسیر زندگیم عوض شد و وزرش حرفه ای رو کنار گذاشتم فعالیت های شدید ذهنی و فکری داشتم و به قولی ذهنم رو ساچمه کردم ، جلو بردن چند فعالیت به صورت همزمان که بار سنگینی هم دارند آدم رو پیر میکنه ولی من بعد از ده سال با تمام موفقیت هایی که کسب کردم دوباره تصمیم گرفتم هر چی پست و عنوان مدیریتی اینور اونور دارم و یا هر کارخونه ای که هست رو رها کنم و دوباره به دوران قدیم و سال 85 که اوجش بود برگردم ......فقط دارم تلاش میکنم یک شرایط خلوت ایجاد کنم مثل همون موقع ............ کلا تو عوارض جانبی بودم ولی بعضی از اون عوارض ها لذت بخش بود ، در مورد مصرف افسار گسیخته استروئید من بی خوابی و احتمالا دیگه بچه دار نمیشم رو تجربه کردم که فقط بی خوابیش کلافه کننده هستش و دومی لذت بخشه .... اما در مورد فشار فکری و کارهایی که نیاز به تمرکز زیاد در زمان کم داشتن کار به جایی کشید که حتی مدتی لکنت زبون گرفته بودم و هنوزم وقتی حرف میزنم گاهی تپق میزنم ..... از داروهای خواب آور و هر چیزی که مربوط به استرس میشه هم نفرت دارم ، تخصص اصلی من صنایع پتروشیمی بود ولی کار کمیکال هم میکردم و گریزی دارو سازی هم میکردم ، دارو سنتز میکردم و میرفتم تو شرکتهایی که دوستان بودن استریل میکردم و تزریق میکردم اما عمده این فرآورده هایی که ساختم هورمون ها بودند و از داروهای مختلف که با اعصاب سروکار دارند نفرت دارم هم ساختمان شیمیاییشون هم خودشون .... افسردگی رو میپذیرم اما نه به این مفهومی که شکستی خورده باشم نه کاملا برعکسه و شاید بتونم اینجوری بگم که در برهه ای از زمان یک چیزی تبدیل شد به دنیای خاصم و متاسفانه جلوی زمان رو نمیشه گرفت و دنیای دیگه رو اصلا دوست ندارم ....اینقدر هم ترکیبات شیمیایی و هر چی بوده رو روی خودم تست کردم بازم جذابیتی مثل اون ده سال پیدا نکردم ، برای امتحان کردن حتی ترکیبات مرگبار هم تست کردم زمان تست میگفتم خب میکشه دیگه ، به فکر خودکشی نبودما اما انتظارشو داشتم اما اثری نداشتند حالا به هر دلیلی که نمیدونم و برام مجهوله .... الان فقط مرور میکنم اون گذشته خوب رو و لذت میبرم ، تو محیط کارم همه اختیارات رو به معاونم واگذار کردم چون حوصله سرو کله زدن با ملت رو ندارم و بیشتر اوقاتم با ورق زدن آلبومها و دیدن فیلمهای قدیمم میگذره ...... گاهی میشینم به تخریب فکر میکنم ، مثل ترکیبات شیمیایی خاص که خود زنی میکن وقتی میخوای آنالیزشون کنی و نابود میکنن خودشونو .....من دقیقا مدتیه دارم این کارو با خودم میکنم .... البته من الان داشتم به این متن و تمام دوران زندگیم فکر میکردم و یکی از عادتهایی که دارم اینه که زمان فکر کردن مینویسم .....نمیدونم چی نوشتم بعدا باید بیام بخونم ویرایش کنم اگر جایی اشتباه نوشتم- 6 پاسخ
-
- 3
-
-
-
-
در مورد سوال اولت باید بگم که هدف اصلی در کار نیست من که دنبال سرمایه گزاری نبودم ، ما چند محصول رو به عنوان مواد اولیه استفاده میکنیم که باید از چند پتروشیمی میخریدیم و از زمان احمدی نژاد خرید از پتروشیمی شد به روش بورس .....یعنی هدف نبود راه خرید بود اشتباه برداشت کردی من دنبال سرمایه گزاری نبودم تو اوراقو این چیزا برم اصلا نمیدونم اونو ... وقتی دنبال فلان ماده هستم باید برم تو بورس کالا یا انرژی دنبالش تو بورس اوراق که حواله و تانکر صادر نمیکنن اونجا سهمو سهامه .... در مورد کارگزاری هم من با بانک پاسارگاد کار میکردم ولی یکی دو تا از دوستان که کارگزار خصوصی داشتند هم بودن که تا اون جایی که یادمه فرقی نداشت حق کارگزاری ها تقریبا یکی بود فقط بانک خوبیش این بود ، گاهی تو تالار یک جنسی رو سلف میزنن و گاهی نقدی و اگر با بانک ارتباط خوبی بتونی برقرار کنی اون برات نقدیه رو میگیره ولی بهت اعتباری میده ، همین کاری که گفتم برای ما میکرد ، خود پول محموله رو میگفتن باید یک حساب جدا تو بانک ملت داشته باشی و مبلغی رو واریز کنی که حق پس گرفتن هم نداشتی و میرفتی تازه تو رقابت .....ما اینکارو هیچوقت نکردیم ، بانک پاسارگاد طرفش میومد میگفت فلان چیز امروز به این قیمت پایه عرضه شده و قیمت نهایی هم اینه و ما هم میگفتیم فلان ماشین بخر اونم میخرید .....یک حواله میداد دست ما که در اصل حواله نبود یک کاغذ پاره بود ، بارگیری میشد جنس میرسید این یکهفته بعد یا گاهی بیشتر یک فاکتور میزد و تماس میگرفت اگر آمادگی وجود داره از حساب برداشت کنم و اگر میگفتیم نه برداشت نمیکرد تو یک سر رسیدی که توافق میکردیم برداشت میکرد .. ....یعنی میومد جنس نقدی رو خودش میگرفت اعتباری به ما میداد حالا این وسط سودش رو از کجا میبرد نمیدونم و دنبالشم نبودم بدونم ... در مورد سوال آخرت .....ابتدای چه کاری ؟ من فقط کالا رو میدونم و اگر قصد خرید کالایی رو داری به تجربه میگم بانک ها راحت تر کنار میان و این ربطی هم به صفی که گفتی نداره و اگرم خیلی کار بلد باشی اصلا کارگزار لازم نداری اما برای شروع و خرید یک کالا برو یک حساب بانک ملی باز کن و کارای پروانه صنعتی یا هر چی که هست هم انجام بده برو بانک خریدتو بکن ....کارمزدای هر کی یجوره و بهترینشو انتخاب کن ولی خریدت ادامه دار باشه کارمزدشونو بانک ها کم میکن دوباره ....
-
کارگزاری برای چه کاری ؟ منظورم اینه که بورس چی ؟ کالا ؟ انرژی یا اوراقو این شرو ورها ؟ من هفته ای دو بار تالار بورس کالا بودم و محصولات پتروشیمی میگرفتم اما دوسالی میشه دیگه نمیرم بورس ........ما کارگزارمون یک بانک بود چون هم اهل زیرو و رو کشیدن بود میشد باهاش کنار اومد هم خرش میرفت الان خر خودمون بیشتر میره مستقیم زنگ میزنیم مدیر عامل پتروشیمی خبر دار می ایسته و بارو میفرسته ...... اون بانکه هم التماس دعا داره .... در مورد حقوق اون یارو والا به من چه از کجا میگرفت ولی به نظر یک کارمند بانک ساده بود و حقوق میگرفت چون ما مایه تیله رو به حساب بانک میزدیم به یارو نمیدادیم ....البته ما یکم داستانمون فرق داشت درجا مایه نمیزدیم بعد بریم تو رقابت ، یک اعتباری بود فقط به بانکه اطلاع میدادیم چه ماده ای رو چند تا ماشین میخوایم و کاری هم نداشتیم به محدودیت بر اساس پروانه کارخونه اونم خرید میکرد حالا هر جوری به ما چه ، قانونش این بود که مثلا دو تا ماشین در ماه فلان سهمم طرف خریدار بود بعد یهو ما میگفتیم بیست تا و میرفت میخرید حواله میزد فرداش هم بارگیری میشد و پسفرداش هم تهران تو کارخونه بود بعد تازه بانکه یک برگه میداد پولش رو میگرفت ..... هیچ کدوم از حواله ها هم به نام ما صادر نمیشد ، من یادم نمیاد تو این چند سال یک حواله راننده بده دستمون اسم ما و آدرس ما روش باشه ، مثلا ماشینه یک برگه میداد اسم تحویل گیرنده خورده بود شرکت گوشکوب سازان مقیم مرکز آقای گوشکوبیان بعد آدرس هم یهو مثلا اصفهان بود ! ولی ماشین تهران شهرک صنعتی عباس آباد بود ...حالا پیمانکاره عوض میکرد یا بانکه به ما چه مهم این بود بار دست ماست ...خنده دار بود بیست تا کشنده میومد همه هم با هم میرسیدن ، یکی زده بود آقای گوشکوب بیک آدرس اصفهان ، یکی خورده بود گوشکوب اوغلی آدرس تبریز بود یکی گوشکوب برقی تهران شمس آباد ، و خلاصه هر کدوم یک آدرس و اسم شرکتو مدیر عامل داشتن بعد همشون تهران عباس آباد بودن ..... حتی مورد داشتیم سه تا پتروشیمی میومدن تو تالار روی نماد یک محصول رو عرضه میکردن و خب کیفیتاشون متفاوت بود و قیمتاشون متفاوت بود و محلشونم فرق داشت کرایه هم متفاوت میشد ، طرف بانکیه یک بار زنگ زد گفت متانول شیراز ، فن آوران ، زاگرس الان اومده و اون تاریخ فن آوران نزدیک صد تومن ارزون تر بود نمیدونم چرا الان اینجوری نیست و تقاضایی هم نداشت چون محصولش خوب نیست بعد میگفت بذار به اسم فن آوران براتون خرید کنم کاریتون نباشه ، خرید میکرد از فن آوران تو ماهشهر بعد بار از مرودشت شیراز میومد هم یهو ارزون تر میشد هم کرایه حمل از شیراز تا تهران کجا ماهشهر تا تهران کجا ....متانول شیراز میگرفتیم به اسم فن آوران ... جالب هم بود نفهمیدیم چطوری به نام فن آوران میخرید بعد بار از شیراز میومد و قبض از پتروشیمی شیراز بود ، پول جنس درجه دو میدادیم درجه یک میومد ...
-
این ارسال قابل نمایش نمی باشد به این دلیل که این تالار برای مشاهده نیاز به گذرواژه دارد. گذرواژه را وارد نمایید
-
این ارسال قابل نمایش نمی باشد به این دلیل که این تالار برای مشاهده نیاز به گذرواژه دارد. گذرواژه را وارد نمایید
-
این ارسال قابل نمایش نمی باشد به این دلیل که این تالار برای مشاهده نیاز به گذرواژه دارد. گذرواژه را وارد نمایید
-
این ارسال قابل نمایش نمی باشد به این دلیل که این تالار برای مشاهده نیاز به گذرواژه دارد. گذرواژه را وارد نمایید
-
این ارسال قابل نمایش نمی باشد به این دلیل که این تالار برای مشاهده نیاز به گذرواژه دارد. گذرواژه را وارد نمایید
-
این ارسال قابل نمایش نمی باشد به این دلیل که این تالار برای مشاهده نیاز به گذرواژه دارد. گذرواژه را وارد نمایید
