رفتن به مطلب

EOS

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    2549
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط EOS

  1. خیلی اتفاقی دفتر خاطرات چند سال پیشت رو پیدا کنی و بیشینی دوباره بخونیشون و خاطرات اون دوران رو از زوایایی خاک گرفته ذهنت بکشی بیرون :hapydancsmil: آخی چه دورانی بوده .......
  2. EOS

    چی کار کنم با حس لعنتی پشیمونی !

    سلام به همگی راستش چند روزی هست که دارم در مورد زدن یا نزدن این تاپیک فکر می کنم اما امروز که دوباره گرفتار همین حس شدم تصمیم خودم رو گرفتم که به هر نحوی یه راه کاری براش پیدا کنم :icon_razz: اصل مطلب: جریان از این قراره که یه مدتیه که خیلی زود عصبی می شم ، یه هیچ عنوان تحمل حرف مخالف رو ندارم ، سریعا واکنش نشون می شدم اما بعد از همه این ها ، این حس لعنتی پشیمونیه که رهام نمی کنه یعنی دقیقا حس می کنم توی اون لحظه ای که این کارها می شده خود من نبودم ؛ انگار واقعا گاهی نیروی دیگه ای کنترلم می کنه یعنی جوری زندگیم رو مختل کرده که گاهی خودم هم تحمل خودم رو ندارم ؛ بی هیچ دلیل خاصی شروع می کنم به لجبازی در صورتی که اگر ازم بپرسن برای چی این کار رو می کنی هیچ دلیل قابل توجیحی ندارم ولی بعدش که حس پشیمونی میاد سراغم به شدت خودم رو سرکوب و سرزنش می کنم اما اگر باز هم شرایط پیش بیاد باز همون کار رو تکرار می کنم واقعا نمی دونم باید چی کار کنم چون توی این مدت که این طوری شدم خیلی ها رو با تند حرف زدن هام ، لجبازی های بی مورد ، زود جوش آوردن ها و خود خواهی هام از خودم رنجوندم و واقعا اون ها همراه های خوبی بودن که تا حالا رهام نکردن
  3. هی........ یه زمانی یکی از بچه های این جا تاپیک زد و از دست دوستش شکایت کرد .... این که بی وفاست و بی معرفته و سرده و داره بهش با توجه کردن بیش از اندازه به دیگران خیانت می کنه و غیره خلاصه که خیلی شاکی بود اما من هم سریع رفتم جبهه گرفتم که تو نباید به دختره شک کنی و اون هنوز به تو هیچ تعهدی نداره و شما فقط دوستین و ...... اما الان خودم در موقعیتی قرار گرفتم که متوجه می شم اون زمان اصلا اون گفته ام صحت نداشت آخه دل بستن و متعهد موندن قلبی هیچ ربطی به امضای پای عقد نامه نداره همون طور که دل کندن هم ربطی به امضای پای طلاق نامه نداره وقتی یه کم بیش از حد با دیگران صمیمی می شم یه حس خیلی خیلی بدی بهم دست می ده ... یه حسی مثل خیانت همیشه امیدوارم بودم که اگر در موقعیتش قرار گرفتم خودم رو نبازم و اول و آخر به فکر خودم باشم اما حالا می بینم احمق تر از اونی هستم که فکر می کردم وفاداری به کسی که حتی نمی دونی احساسی بهت داره یا نه غیر از حماقته محضه ، آیا ؟! همین ....
  4. EOS

    سوتی

    چند روز پیش برای تغییر آب و هوا رفتیم سمت چالوس این پسرا شبا به هوای فیلم همه ردیفی می خوابیدن جلوی تی وی و فیلم نگاه می کردن دخترا هم که طبقه بالا بودیم :dancegirl2: ساعت 3 نصفه شب بی خوابی زد به سرم که برم یه دوری بزنم :thk: سر تا پا مشکی پوشیدم که زیاد دیده نشم و کسی اذیتم کنه :scared9:و راه افتادم که برم بیرون اما دیدم نور تلویزیون هست اما هیچ صدایی نمیاد دیدم همه خوابن و این تی وی بی خود روشنه :bigbed: حالا هر چی می گردم کنترل رو پیدا کنم نیست! دیدم توی دست برادرمه همین رفتم جلو که کنترل رو از دستش در بیارم اما یه دفعه چرخید به پهلو وااااااااااااااااااااااااااااای .....:icon_pf (34): اما کنترل ضبط موند زیر دستش و ضبط روشن شد حالا فکر کن یه ضبط با قدرت 7000 - 8000 هزار روی صدای بلند چه صدایی می تونه تولید کنه :w768: منی که بیدار بودم سنگ کپ کردم حالا فکر اون بدبختایی که خواب بودن :ws28: یعنی یه جوری 4-5 تا آدم توی یه چشم به هم زدن از جا کنده شدن که موشک رو به این سرعت نمی رفتن هوا :ws47: من هم سریع همه رو از برق کشیدم و یه دفعه شد سکوت مطلق همین دستم رو گذاشتم روی شونه برادرم که اعلام وجود کنم .......:icon_pf (44): چنان فریادی زدن که خودم قشنگ ایست قلبم رو حس کردم (بیچاره ها از شبح سیاه پشت سرشون ترسیدن):4chsmu1: یعنی وقتی چراغا روشن شد از خنده صحنه هایی که دیده بودم روده بر شده بودم :ws47: پ.ن : یعنی تا توی یه موقعیت این طوری نباشین نمی تونین صحنه ها رو تجسم کنین
  5. EOS

    تعطیلی 5 روزه تهران

    به خاله ام که 4 تومن دادن ! تا جایی که می دونم همسایه هاشون هم همین حدودا بودن! از کیسه خلیفه است دیگه، می بخشن :icon_razz:
  6. EOS

    تعطیلی 5 روزه تهران

    از همه این ها گذشته امروز یه مطلب خوندم از قول "استاندار محترم (!) تهران جناب آقای تمدن" ایشون فرمودن که مردم تهران با خیال راحت می تونن برن مسافرت و ناراحت منازل خالی از سکنه نباشن چون طی این چند روز امنیت تهران رو برای آسایش اهالی تهران (!) بسیار بالا بردن !!!!!! و از جهت دیگه پیشاپیش عذر خواهی کردن که طی این چندروز محدودیت تردد وجود خواهد داشت (یعنی اگه موندی تهران باید خودت محترمانه حبس خانگی بشی) :icon_razz: و ضمن همین مطلب هم اعلام شد که کل اقتصاد کشور تعطیله (دولتی و غیر دولتی ، همه رو شامل می شه ) بانک ها هم که فقط شعب منتخب کار می کنن گفته اورژانس و آتش نشانی و بیمارستان و داروخانه ها و ... هستن (اما شما سعی کنین کارتون به هیچ کدوم نیفته؛ که هر کدوم تا بخوان توی خیابون از این سدهای گوشتی که هستن عبور کنن و به شما برسن خدایی نکرده به درد اون دنیاتون خواهد خورد :icon_pf (34):)
  7. EOS

    تعطیلی 5 روزه تهران

    مسافرت بودیم دیشب داشتیم برمی گشتیم خونه که دیدم بابایی چنان ترافیکیه که نمی شه تکون خورد! خلاصه بعد از یه ساعت پشت ترافیک بودن می بینم وسط اتوبان رو بستن مامور گذاشتن به عنوان ایست بازرسی :icon_razz: ماموره .... اومد صاف گیر داد به ما که شماها با هم چه نسبتی دارین یعنی این قدر عصبانی بودم که دوست داشتم جفت پا برم توی صورت ماموره اما یه دفعه یه درجه داره اومد جلو گفت ولشون کن بذار ماشین حرکت کنه بعد مثلا آروم به ماموره می گه من گفتم ماشین هایی که از لحاظ امنیتی مشکوکن رو نگه دار نه دختر پسرا رو !!!!!!!!! خلاصه که فهمیدم توی این چند روز قرار مدار آزاده !!!!!!!!
  8. آخـــــــــــــــ ....... که یکی از بهترین لــــــــذت های زندگی من اینها هستن :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v:vi7qxn1yjxc2bnqyf8v این مورد از معدود مواردیه که من حاضر نیستم با هیچ احدی حتی در کوچترین تکه اش شریک بشم :gnugghender: فکر کن یه قابلمه بـــــــــزرگ باشه که خودت هم تنها باشی و با دست بشینی همه ته دیگش رو بخوری (مخصوصا اگر سیب زمینی یا ته چین باشه :hapydancsmil:)
  9. واااااااااااااااااای ........ عشق منه این کلاه قرمزه :hapydancsmil: (واقعا خاطراتی رو برام زنده می کنه که حاضرم کل زندگیم رو با یه لحظه اون دوران معاوضه کنم )
  10. اول از همه بشین و حسابی بهش فکر کن می خوای گریه کنی خود زنی کنی داد و بی داد کنی .....بذار دلت خالی بشه ؛ با خودت رو راست باش و تکلیف خودت رو توی زندگی بدون اون روشن کن بعدش : 1. زمان حلال هر مشکلیه ؛ یه دردایی هست که خیلی سنگین و عمیقه ؛ هیچ مرهمی براش نیست به جز این که بذاری گذر زمان تسکنیش بده 2. ازش دور باش ؛ دور دور ؛ تا جایی که ممکنه 3. کاری رو به دست بگیر قبل از این که خاطرات و قلبت کاری به دستت بدن ؛ دنبال جایگزین باش هر چیزی که از فکر و خاطرات اون دورت کنه (اما اشتباه نکن ؛ منظورم این نیست که شخصی رو جایگزین کنی ؛ این بدتری ظلم در حق خودته) این قدر خودت رو با کار و زندگی مشغول کن که کوچکترین فرصتی برای فکر کردن بهش نداشته باشی
  11. چند روز پیش یه تبلیغ خیلی با مزه داد (واقعا از صدا و سیما بعید بود ) گوجه : فــــــــــــــــلفــــــــــــــل فلفل : گووووووووجهههههههه (فلفل و گوجه همدیگه رو که بغل می کنن می شه سس دلپذیر) دل دلپذیر می خواد :hapydancsmil:
  12. EOS

    سوتی

    یعنی گاهی وقتا یه کارایی می کنم که خودم هم از فکر کردن بهشون خجالت می کشم این جمعه تنهایی رفتم پیش داییم از اون جایی که تنها هم بودم راحت یه 4-5 ساعتی نشستم پیشش و گریه کردم وقتی می خواستم برگردم دیدم اصلا چشمام باز نمی شه که بخوام رانندگی کنم :imoksmiley: رفتم به سمت دستشویی عمومی بهشت زهرا و به همین در اول هم که رسیدم رفتم تو داشتم صورتم رو آب می زدم که دیدم یه پسره از در دستشویی کنار دستم اومد بیرون اول یه کم توی شوک من رو نگاه کرد و بعد هم سرش رو انداخت پایین و زود رفت بیرون :wow: یه پدر و پسر اومدن تو دیدم باباهه چپ چپ نگاه می کنه من : وای یعنی قیافه ام این قدر تابلو شده که همه این طوری نگام می کنن :5c6ipag2mnshmsf5ju3 دوباره دو تا پسره دیگه که مشکی هم تنشون بود اومدن تو یه لحظه فقط یه لحظه پیش خودم حس کردم یه چیز دیگه ای به جز قیافه ام مشکل داره یه دفعه برگشتم طرف اون 2 تا پسرا و گفتم : خجالت نمی کشین توی بهشت زهرا هم دست از این کارا بر نمی دارین این جا مگه دستشویی مردونه نداره که اومدین این جا ؟!:3384s: اون دوتا پسرا فقط شوکه من رو نگاه می کردن یکیشون : خانوم شما انگار حالتون زیاد خوب نیست اما باید بگم ......... :JC_thinking: من : می خوام نگی برو بیرون تا به نگهبانی اطلاع ندادم :vahidrk: یه دفعه همون آقاهه که پسر کوچولوش رو برده بود دستشویی و رفته بود بیرون دوباره برگشت و به اون پسرا گفت که برن بیرون و بعد هم خودش رفت و یه خانومه پشت سرش اومد تو خانومه : عزیزم اینجا دستشویی مردونه است ، دستشویی زنونه درش اون سمته :there: من رو می گی :icon_pf (34): فقط توی اون لحظه به این فکر می کردم که چه طوری از جلوی اون پسرا که اون طوری هم سرشون داد کشیدم و جوش آوردم رد بشم :w768: واقعا نمی دونم چه فکری پیش خودم کردم که حس نکردم شاید خطا از من باشه که اشتباه اومدم نه از اون همه مردی که با شوک و تعجب نگاهم می کردن
  13. می دونی چون مردم ما به جای این که از مغزشون یه کم استفاده کنن ترجیح می دن ازش ساندویچ درست کنن و نوش جان کنن یعنی دقیقا هنوز مسئله رو به طور کامل برای خودش حلاجی نکرده که خوب "اگه این کار بده برای همه بده ؛ بدی که خب مرد و زن نداره ! اگر هم مشکل نداره پس برای همه نباید این مشکل وجود داشته باشه " یه کم پیش خودش فکر نمی کنه که خب اگه من به پسرم اجازه می دم با یه دختر دوست باشه خب چرا نباید به دخترم هم این اجازه رو بدم ؟! خب مگه دوست دختر پسرم هم از جنس دختر خودم نیست ؟! جالب اینه که همین پدر و مادر ادعای روشن فکری هم می کنن و ادعا هم دارن که ما تبعیض جنیسیتی رو قبول نداریم و هیچ تفاوتی هم قائل نمی شیم
  14. از فیلمی مثل قهوه تلخ بیش از این انتظار نمیره ! من نمی دونم توی این فیلم چه علاقه ایه که آدم رو این قدر تشبیه به حیوانات کنن اما یه هر حال گاهی کاملا نیازه که عنان کارا رو بدی دست همین احساسات ..... وقتی همش هم بخوای با عقل پیش بری یه جایی می رسه که می شی آدم آهنی
  15. EOS

    خواب هاتونو تعریف کنید .

    چند شب قبل ار این که آذربایجان زلزله بیاد خواب دیدم که زلزله اومده و همه چی ویران شده دقیقا همه جا آتیش می دیدم و خاک و خون مادر بزرگم می گه توی خواب خون ببینی خواب باطله اما نمی دونم چرا همش حس می کردم یه اتفاق بدی می افته چون دقیقا چند سال پیش هم که زلزله بم اومد من چند شب قبلش خواب دیده بودم دیشب باز یه همچین خواب پریشونی دیدم اما این بار می دیدم کل خانواده ام رو از دست دادم همه جا با خاک یکسان بود این بار زلزله نبود انگار که حمله کرده بودن بهم تسلیت می گفتن که 12 نفر از خانواده ام رو از دست دادم و بدتر از همه این که اعلامیه همه 12 نفر رو هم گرفته بودم توی دستم دیشب توی خواب مرگ رو با ذره ذره وجودم تجربه کردم کاش این بار تعبیر نداشته باشه ....... التماست می کنم پ.ن : تا الان نتونستم در این مورد با کسی حرف بزنم به همین خاطر این جا گفتم که یه کم دلم رو سبک کنم .....
  16. شخصا آدم فوق العاده حساسی هستم (تقریبا تمام کسانی که اطرافم هستن این رو تایید می کنن حتی کسانی که توی انجمن یه کوچولو بیشتر باهاشون در رابطه بودم) راستش نمیدونم خوبه یا بد ... اما به هر حال متفاوتی دیگه بیشترین آسیب رو هم خود این افراد متحمل می شن چون فوق العاده نکته سنج و باریک بین می شن و به هر چیزی موشکافانه نگاه می کنن با هر جور آدمی نمی تونن کنار بیان ... در کل توی یه خط قرمزی زندگی می کنن که اجازه نمی دن هر کسی واردش بشه به این علت که به اخلاق و رفتار طرف مقابل زیادی دقت می کنن و کوچکترین اشتباهی از طرف مقابل باعث می شه ازش دوری کنن و به کل قید طرف رو بزنن و البته دقیقا برعکس این موضوع هم کاملا صدق می کنه و هر کسی هم نمی تونه با این جور افراد کنار بیاد به قول اطرافیان "می شه گیر دادن افراطی" اما خب از نظر اون شخص این اصلا گیر دادن نیست بلکه بی تفاوت رد نشدن از کنار هر مسئله ایه به نظرم علاوه بر این که نشات گرفته از ذات خود فرده نیمی هم بستگی به تربیت خانوادگی داره کلا زود ناراحت می شن و سریع به دل می گیرن زود بهشون بر می خوره پس زیاد جنبه بالایی ندارن سریع هم عکس العمل نشون می دن
  17. یادت باشه وقتی کسی رو با چشم پر اشک یا صدای بغض دار رو به روت دیدی ، باور کن هیچ نیازی نیست که از راه کلام بهش نصیحت کنی ، زخم زبون بزنی یا باهاش همدردی کنی.... "-چی شده؟ -حرف بزن تا سبک شی -گریه که مشکلی رو حل نمی کنه -من که بهت در این مورد گفته بودم -درکت می کنم " توی اون لحظه مطمئن باش که اون نمی خواد هیچ کدوم از این حرفا رو بشنوه بلکه فقط یه آغوش می خواد که خودش و اشک هاش رو توش پیدا کنه اجازه بده تا جایی که می خواد گریه کنه مطمئن باش توی اون لحظات با شنیدن صدای قلب تو به این آرامش می رسه که هنوز یکی کنارمه ، هنوز قلب یکی داره برام می تپه کافیه یه لحظه خودت رو بذاری توی اون موقعیت
  18. خانواده !!!!!! در مورد من که کل فامیل و دوستام به روح سیستم و نت و هر شبکه مجازی که من توشون عضوم می فرستن توی خونه بچه اولم و توی فامیل هم از یه طرف نوه اول و یه طرف هم نوه آخر و مهم تر از اون این که تمام سرو صداهای تولید شده از جانب منه وقتی نیستم و پای سیستمم نبودم زیادی از حد به چشم میاد کلا همه مخالفن و از همه بیشتر مامانم بابام فقط با شب بیداری مشکل داره خواهر برادرام هم که هر کس سرش به کار خودشه از پدر بزرگم گرفته تا نوه عمه خاله مامانم به همه در مورد نت و این شبکه های مجازی توضیح دادم اما با همه این تفاسیر باز هم مخالفن اون هایی هم که جوونن و مثل من خودشون هم دستشون توی کاره که دیگه ازهمه بدترن البته همه این ها مالی دورانی بود که زیادی پای سیستم بودم الان که نه حوصله اش رو دارم و نه وقتش رو از همه این ها گذشته دیگران اخلاق من دستشونه که تا برای من هر چیزی یه دورانی داره و بعدش خیلی سریع از چشمم می افته و تا زمانی هم که خودم قید یه چیزی رو نزنم خدا هم نمی تونه از اون کار منعم کنه ؛ به همین خاطر غرولند می کنن اما می ذارن به حال خودم تا زده بشم اما در مورد بچه ام ..... واقعا نمی دونم تا اون زمان شرایط چه طور پیش بره اما سعی می کنم در هر زمینه ای اول خودم علمش رو پیدا کنم بعد خودم یواش یواش بچه ام رو با اون فناوری حالا نت موبایل یا هر چیزی آشنا کنم و فرهنگ استفاده درست رو بهش یاد بدم و صد البته برای همه این ها سنی رو براش در نظر می گیرم که این حاشیه های از جریان اصلی زندگی خارجش نکنن
  19. یعنی دقیقا توی اون صحنه شده بود مثل دیوانه های زنجیز پاره کرده !!!!!!!!! من شخصا اون لحظه دوست داشتم جفت پا توی شیشه tv که با اختلاف 9 سانت بازی به نفع این بی جنبه ها تموم شد :icon_razz:
  20. نوش جــــــــــــــــــــــــــــونشون :ws28: که من چقدر از این آلمان متنفر شدم توی این المپیک :icon_razz:
  21. EOS

    قـَُلـــــدور

    یعنی وقتی شما تاپیک می زنی من قبل از این که اسم استارتر رو ببینم کاملا می تونم تشخیص بدم که این تاپیک مال کیه ! آتروس = استارتر تاپیکا و سوژه های خاص ! ---------------------------------------------------------------- اما در جواب سوالت : راستش وقتی می گن قلدر فقط توی ذهن من همون آدمی که توصیف کردی میاد که خب معمولا با این جور آدما یا طرف نمی شم یا حسابی از خجالتشون در میام ؛ اگر هم خارج از توانم باشه که یه زمانی داییم پشتم بود اما حالا برادرمه اما در مورد اون آدمی که توصیف کردی ؛ به نظرم این جور افراد اولا آدم نیستن بلکه یه مشت شیاد عوضی بی همه چیز عقده ای هستن که با این کارا فقط می خوان خودشون رو ارضا کنن اونی که گردن کلفت داره آسیبی که بهت می زنه جسمیه اما اون آدمی که شما توصیفش می کنی فقط با روح و روانت بازی می کنه نمی دونم اگه هر کدوم از این عوضی ها رو ببینم چی کارشون می کنم ! چون اصولا نه آدمی هستم که مثل خودشون جواب بدم و نه دعوای فیزیکی، داغی از اون پستی هاش رو کم می کنه ..... واقعا نمی دونم
  22. خدایا من اعتراض دارم آخــــــــــــه مثل این که این انبار ضایعاتت رو بالا سر زندگی من ساختگی ؛ از اقبال بد هم سوراخه برای همین هر چی آدم داغون و زبون نفهمه و عوضیه ........ دقیقا داره میاد وسط زندگی من :w74:
  23. EOS

    بچه های ورزشی ؛ یه راهنمایی

    یه دنیا تشکر ؛ هم از سارا جون:flowerysmile: و هم آقا مهرداد :flowerysmile: واقعا راهنمایی هاتون ارزنده بود اتفاقا امروز مربی شنام رو دیدم ..... اون هم همین نظر رو داشت که بدنم از لحاظ سوخت و ساز قفل کرده و این اضافه وزن هم اضافه وزنه کاذبه که چون این قدر به بدن سوخت محدود رسیده حالا هر ماده غذایی رو که وارد بدن می شه حتی آب رو هم ذخیره می کنه اون هم نظرش این بود که باید دوباره روی برنامه غذاییم تجدید نظر کنم پ.ن: اما هیچ کس درک نمی کنه که من کلا از غذا خوردن و وقت برای غذا صرف کردن خوشم نمیاد نه حواسم هست اولا روزایی که ورزش سنگین می کنم اصلا میلم رو به غذا کلا از دست می دم دوما من تا تنها مزه ای که هیچ میونه خوبی ندارم همین شیرینه !
  24. المپیکی هامون رو دیدین؟ چهره خیلی خاص یا زیبایی دارن ؟ فکر نکنم .... به نظرم که کاملا معمولی هستن اما با همین ظاهر توی کارشون موفق شدن و برای یه ملت و کشور افتخار آفریدن :hapydancsmil:
  25. خب این دو مکمل همند دیگه !!! ... هر کدوم بدون اون یکی سرانجامی نداره که !
×
×
  • اضافه کردن...