Just Mechanic 27858 ارسال شده در 20 تیر، 2013 ﺍﯾﺸﺎﻟﻠﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﯼ ﺑﺸﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﺩﺍﻣﺴﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺖ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﯼ ﻫﻤﻪ ﻧﮕﻦ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺪﻩ 9
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 21 تیر، 2013 همیشه چوب ســــــــــــوختنی نیست … خــــــوردنی هم هست ما گاهی چوبِ ســــــــــادگیمون رو میــــــــــــ خوریم . . . 5
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 21 تیر، 2013 دیالوگ زیبای حمید فرخ نژاد در " گشت ارشاد" حروم اون آمپولیه که دونه ای 220 هزار تومن پولشه ...و تو باید ماهی سه تاشو بزنی... حروم زندگی این بدبخته که حسرت یه عروسی به دلش مونده.. زده بالا ، متوسل شده به تابلوی کائنات... حروم اون نزول خوره که اگه سر ماه پول با اسکونتش حاضر نباشه ، اسباب و اثاثیه پدر و مادر من رو بعد از 30 سال کار تو آموزش و پرورش این مملکت میزیزه سر کوچه... حروم اون ماشینی که آیینه بغلش ، دیه ما سه نفره ... 9
دل مانده 7714 ارسال شده در 21 تیر، 2013 موندم چی بگم.... خودمم از حرفام خسته شدم.... آخه تا کی.... چرا... 12
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 21 تیر، 2013 هرگـــــــــــــــــــــز ... از سمت جلو ... به یک گـــــــــــــــاو ! از سمت عقب ... به یک اســــب!! واز هــــــــــــــــیـــــــــــچ سمتی .....! به یک احـــمـــق .... نزدیک نشوید! 7
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 21 تیر، 2013 :sigh::sigh: در کمال شرمساری و تاسف باید اعتراف کنیم که نسل ما .... " نسل احمقهای موبایل بدست " است ...... 14
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 21 تیر، 2013 هتلی که توش رفت امد نباشه تعطیل میکنن حتی اگه 5 ستاره باشه میگن توجیه اقتصادی نداره ! ! ! ! ! قلبی که به یاد کسی نمیزنه چی؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ توجیه زنده بودن داره. . . . . . . . . . . . . . . 6
ایلین1366 5544 ارسال شده در 21 تیر، 2013 مهربانیت رابه دستی ببخش که می دانی با او خواهی ماند... وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد... 5
!BARAN 4888 ارسال شده در 21 تیر، 2013 کاریکاتوری که به واقعیت پیوست .. منتها یکم زودترسال انتشار 1365 ... 7
Valentina 13665 ارسال شده در 21 تیر، 2013 خدایا این چ پروژه ایههه.. هرجاشو درست میکنم یجای دیگش خراب میشه..طوری که همشو میپکونه باید برم از اول.. 11
One gear 7070 ارسال شده در 21 تیر، 2013 بازم ســـــــــــــردرد شدید!..سردردم انگار با من قرارداد بسته...! سر کلاس فــــــرآیند تصادفی استادش از 3 ساعت کلاس یک ساعت تمام فقط در مورد جایگاه زن و حجاب حرف زد....یه لحظه وسط کلاس احساس کردم کلاس و اشتباه اومدم...! آخه استاد گرامی حرفات درسته اما نه سر کلاسی که حتی وقت واسه تموم کردن درسش کم داری... اولین جلسه ای بود که این کلاس و می رفتم....بانوان گرامی هم که انگار همه از احوالات استاد خبر داشتن همه کلا تغییر قیافه داده بودن...! اچه معنی داره به خاطر اینکه استاد چادر دوست داره به خـــــــــــــاطر نمره کلا خودتو عوض کنی ...تازه تا کلاس تموم شد تموم چادرا غیب شد انگار! 11
.sOuDeH. 16059 ارسال شده در 21 تیر، 2013 روز اولی که اومدم انجمن بودم===> بعدش شدم=============> بعد شدم=================> بعد این================> بعدش===================> بعدش===================> اما الان =========>لولوی سرخرمنم 17
Hossein.T 22596 ارسال شده در 21 تیر، 2013 نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم ، و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت ، غصه هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... 15
millan 1272 ارسال شده در 21 تیر، 2013 میگه ظلم علی السویه عدله با این نگاه وفکر لایق هربلایی هستیم.ما میراث دار وپرورش دهنده همزمان حقارتیم 3
sahar 91 9480 ارسال شده در 21 تیر، 2013 کاش در کنار آن شکلک همیشه خندان اعلام حضورش، علامتی هم بود تا میزان شارژ امیدش را نشان میداد ... تا هنگام کم شدن تعداد خانه هایش، دلداری دوستانش قوت قلبی شود برای دلتنگش . 7
*sepid* 9772 ارسال شده در 21 تیر، 2013 دلم نوشتن میخواد از نوع سیاهش تا هر چی بغضه تو گلوم با خودش حل کنه این یه حکایته ... از نوع واقعیش .. 9
هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 21 تیر، 2013 هر روز صب نون های اضافی صبحونه را تیکه تیکه و خیس میکنم ، میریزم رو لبه باغچه پشت پنجره اتاق محل کارم تا ظهر اثری از نون ها نمیمونه حتی یه ذره کوچیک که قابل دیدن باشه ... همه رو گنجشک و بلبل ها میخورن ...عادت کردن تو شیفت های دیگه هم میان. اول روشاخه برگ های اطراف باغچه میشنن. چش چش میکنن کسی نباشه بعد کم کم نزسذ میشن و شروع میکنن. کافی اول از همه یکی پیش قدم شه و شروع کنه بقیه پشت سرش شروع میکنن. هفته اول بندرت چندتایی مشیدن ولی الان بعداز چهار پنج ماه تعدادشون خیلی شده.دیگه اضافات صبحونه جواب گو نیست باید برم براشون نون بگیرم و سهمیه یارنه حتی! :) 15
alimec 23104 ارسال شده در 21 تیر، 2013 داستان خودخواهی یه نفر رو شنیدم که باعث شد ازدواج دوستش به تاخیر بیوفته و الی آخر. می گه به فلان دلیل الان بی خیال شو..: یا دوستیه و داره درست میگه یا خودخواهیه(دیگه شرح ندم شما خودتان حدیث..مجمل..) و شاید یه نوع بیماری از این هزارارن بیماری روحی روانی ذهنی.(دو سال پیش از اخبار شنیدم: یکی احساس میکرد یکی از پاهاش اضافیه! هیچی دیگه آخر یکی از پاهاشو زیر عمل قطع کردن. حالش خوب شد) یا سهوا نادرست میگه.. خلاصه پسران و دختران خوب دقیق بشین 14
Lean 56970 ارسال شده در 21 تیر، 2013 جهان سوم جایی است که در آن برای اجرای نمایش دموکراسی مردم رو به اجبار در یک فرآیند انتخاباتی ثبت نام می کنند 10
ارسالهای توصیه شده