رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

بودن با بعضیا لیاقت نمی خواد ....اعصاب می خواد...!

  • Like 8
ارسال شده در

حال خیلیارو پرسیدم

چرا نتونستم حال تورو بپرسم

در صورتی که تو ملکه ذهنمی هنوز

لعنتی

یکم فکرکن

یکم بهم ریز فکرت رو

چی یادت میاد؟

باورم نمیشه پاک کرده باشی گذشته رو

فقط فکر کن

همین...

  • Like 8
ارسال شده در

لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟

 

دلتنگی معنی ندارد

 

درد دارد

 

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد

  • Like 5
ارسال شده در

همه گفتند:

بخشش از بزرگان است،

من بخشیدم و هیچ کس نگفت

چقدر بزرگ شدى

همه گفتند:

بلد نبودى حقت را بگیرى …!

  • Like 8
ارسال شده در

امشب ای ماه بیا و درنیا...بیا و پشت ابرها بمان ...این قلب خسته طاقت مرور ندارد...مرور سالهای گذشته

  • Like 13
ارسال شده در

تا حالا تلاشم تو اغلب روابط اجتماعی این بود که اول مشکلات خودم رو ببینم،اول خودمو سرزنش کنم،بیشتر خودم رو مقصر می دونستم ...

اما الان فکر کنم بی انصافیه دیگه ... من تمام تلاشمو کردم

هم فرصت دادم هم منطقی ترین رفتار ممکن رو نشون دادم

فکر کنم بهتره دیگه بپذیریم

بعضی چیزا واقعا لیاقت می خواد ... لیاقت

  • Like 12
ارسال شده در

آدما که دارن از احساسشون حرف می زنن...اول جمله هاشون باید یه ((فعلا)) بذاریم...اینطـــــــــوری شاید بشه باور کرد.....البته تاکید می کنم شـــــــــــاید!

  • Like 8
ارسال شده در

با آلفرد تمام خیابون های شهرو قدم زدم

مخصوصا خیابون ساحلی

آخرای شب

صدای موج

نمناکی ماسه ها

و آلفرد که اسم کفشمه .

 

 

امروز سه ساله شد :)

  • Like 13
ارسال شده در

اون که گفته گذر زمان همه چیز رو حل میکنه، حرف مفت زده .:icon_razz:

خواستم بدونه .

  • Like 12
ارسال شده در

امام جمعه : ما انفجار بوستون آمریکا را محکوم میکنیم تمام انسانها حق زندگی دارند ....

نمازگزاران/تکبیر : مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل.

  • Like 9
ارسال شده در

من ( + ) ، اون ( _ )

 

_ من از اولم همین بودم !

 

+ نه ... نبودی !

 

_ از اولش بداخلاق بودم!

 

+ بداخلاقی تو با جون و دل میخرم .... اما بی تفاوتیاتو چیکار کنم ؟؟؟ با این نمیتونم کنار بیام !

 

_ راست میگی .

 

.

.

.

.

 

مکالمه تموم شد !

 

به همین راحتی ....

  • Like 12
ارسال شده در

سلامتی اون بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت:

بابا داری میای خونه شیرنی میخری ؟؟؟

جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه!!

ماشینشو زد کنار خیابون

پیاده شد آروم و با خجالت گفت: آزااااااادی آزااااادی 2 نفر ...

  • Like 12
ارسال شده در

اب کم جو تشنگی اور به دست

تا بجوشد ابت از بالا وپست

  • Like 6
ارسال شده در

یکدیگرو گم می کنیم تا یکی دیگر و پیدا کنیم...........به همین راحتی...!

  • Like 7
ارسال شده در

بعضي آدم ها را نميشود داشت

فقط ميشود يک جور خاصي دوستشان داشت :ws37:

  • Like 20
ارسال شده در

اینقدر خودت رو نگیر

اینقدر با تکبر و غروربا آدم حرف نزن...

وقتی کسی به تو ابرازعلاقه کرد...فکر نکن فوق العاده ای...

شاید اون کم توقعه ...

  • Like 14
ارسال شده در

ای کاش یکی بیاید که وقت رفتن نرود:sigh:

  • Like 11
ارسال شده در

من له لهشو میزنم ولی اون با دیگران خوشه :sigh:

  • Like 9
ارسال شده در

خیلی ممنون به خاطر همه خاطراتی که حک کردی و تو صندوقچه ذهنم مرتب کردیشون

قفل و بست زدی بهشون و رفتی

میخوام بازشون کنم

میخوام به باد بدمشون

اما کلیدشو گم کردی

اونا تو ذهن من در تلاطم هستن و تو حتی یادت نمیاد کلیدشو کجا گذاشتی

ممنونتم لعنتی

  • Like 15
ارسال شده در

ای بابا .... چی بودیم و چی شدیم ... در کل این واسه من یکی صدق نمیکنه ها ... نه هیچی بودم نه هیچی شدم ... کلا هیچ در هیچ شد این ... اونم از نوع منفی و مثبتش ...

ولی خداییش کارم درسته ها

 

به سلامتی خودم...

که قلبمم

مثل

قبرم

فقط جای یه نفره

 

 

:ws3: اصلا چی نوشتم ...خودم نمیدونم ...

هر کی سر درآورد از این هیچستان به منم بگه بفهمم :w02:

  • Like 15
×
×
  • اضافه کردن...