masi eng 47044 ارسال شده در 19 بهمن، 2015 امروز روز قشنگی بود از صبح با نامزدم رفتیم بیرون و کوهنوردی.. :hapydancsmil: خیلی خندیدیم.. در سرما نشستیم جای شماخالی جوجه زدیم.. و یخ زدیم.. ولی خوش گذشت.. 13
Lean 56968 ارسال شده در 19 بهمن، 2015 دوستان همه از بارون گفتن، تو این استان نفرین شده خراسان نه از بارون خبریه نه از سرما صبا باید با کاپشن بری بیرون ظهرا با تیشرت 8
Lean 56968 ارسال شده در 19 بهمن، 2015 حملات اخیر تروریستی به پاریس تفاوت عمده ای با حملات قبلی داشت ، اینبار نه حمله به مراکز اقتصادی بود نه سیاسی اینبار حمله مستقیم به مردم بود ، به شادی مردم ، همون شادی و زندگی که 37 سال هست در همین مملکت حرام قطعیه و این باعث شادی زیر پوستی داعشی های وطنی شده ، اینبار نمیشه گفت کشتار مردم بی گناه را محکوم میکنیم. نکته دیگه این هست که غرب داره تاوان دموکراسی مطلقش رو میده ، دموکراسی که حتی به ویروس ها هم اجازه بروز و ظهور داده و همچنین حمایت های پشت پرده از اربابان مذهب در خاورمیانه برای غارت منابع و استثمار مردمش زیر سایه جهل و خرافه مذهبی. 12
آرتاش 33340 ارسال شده در 20 بهمن، 2015 جهان آشفته+ذهن آشفته=...... واقعا تقصیر کیه؟و چرا؟ آدم زیاده خواه.....طماع.....سواستفاده گر.....یه سر ابزار هم وجود داره برای سو استفاده کردن..... طالب قدرتم(نه سیاست) اما میترسم به سمت سیاست کشیده بشم:5c6ipag2mnshmsf5ju3.... شفافیتی وجود نداره یه مه غلیظ همه جارو گرفته .....نفسسسسسس +قدرت چشم 13
masi eng 47044 ارسال شده در 20 بهمن، 2015 امروز جمعه صبح بد دلم گرفت هم خبر خوب بود هم بد.. ولی باید یاد بگیریم. با حقیقت روبرو باشیم .. نه تو رویاهامون سیر کنیم و هندونه بزاریم زیر بغلمون.. زندگی اونقدر بی ارزشه که به ی تار مو بنده.. قدر لحظات زنده بودنمونو باید بدونیم.. و زندگی کنیم و از همه مهمتر شاد باشیم.. برای لحظات خودمون ارزش قایل بشیم و با تمام پوست و استنخونمون درک کنیم.. امروز نچندان روز خوبی نبود ولی شکر.. دارم عادت میکنم به اینکه کسی در کنارمه و این وابستگی رو میترسم که یه روزی گسیخته بشه.. ترس ادما بدترین بلایی که میتونه سرمون بیاد.. و ما ترس رو به درک واصل میکنیم تا به وجودمون راه پیدا نکنه.. ممنونم عشقم کنارمی.. 12
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 20 بهمن، 2015 جدیدا یه حس خوبی بهم دست داد . که داره حافظم برمیگرده. یه چیزی حدود یکی یا چندساله حافظم درش بسته شده . انگار میخواد باز شه . 13
ENG.SAHAND 31645 ارسال شده در 21 بهمن، 2015 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام روزتون پر انرزی عکسها گویاست ...... 16
Lean 56968 ارسال شده در 21 بهمن، 2015 خواستن توانستن است اما در این بین اگر با دانستن همراه نشه گاهی نتیجه خواستن و توانستن جبران ناپذیر میشه 14
Lean 56968 ارسال شده در 21 بهمن، 2015 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام حملات مرگبار برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام "حاصل بذری" است که کشورهای غربی کاشتهاند. بذری که در نوفل لوشاتو کاشته شد و در پاریس به ثمر نشست. 9
Adel00 5292 ارسال شده در 21 بهمن، 2015 میگن دندونی که درد میکنه رو باید کشید. یه سوالی ذهنمو مشغول کرده؟ اگر این دندون لق یکی از نزدیکان انسان - نزدیک درجه دو مثلا - باشه چی؟ رفتارش حرفاش اهدافش شخصیتش عقایدش فرهنگش کلا نقطه مقابلت باشه و رو مخت باشه و مدام آزار ببینی باید چه کنی؟ باید تحمل کنی؟ باید تغییرش بدی؟ پاسخ راحت طلبانم: بکشم بندازم بیرون. ینی قطع رابطه پاسخ عارفانم: سعی کنم سیاست داشته باشم و نشون ندم ناراحتیمو و تحملمو ببرم بالا! شاید هم تغییرش دادم! پاسخ عقلم به پاسخ عارفانم: برو بینیم بابا! تو این جامعه خوبی و گذشت معنا نداره 9
Mahnaazz 13134 ارسال شده در 22 بهمن، 2015 آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید: " تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟ " آهنگر سر به زیر اورد و گفت: وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم. همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار... 13
aseman70 790 ارسال شده در 22 بهمن، 2015 به یاد می آورم روزهایی را که با ثانیه ها هم مسیر میشدم... و حالا آنها از من جلو میزنند...و من هم چنان به دنبال آنها میدوم... در اینجا انقباض زمان را حس میکنم...دنبال ثانیه ها، دقیقه ها، ساعت ها می دوم..دارم فرار میکنم...آنقدر محوشان شدم که دیگر نمیبینم در اطرافم چه میگذرد.. اگر هم میبینم دیگر برایم چیزی جذاب نیست.. مدتهاست شوق عظیمم را ندارم..غم های کوچکم نیستند.. چه دارم؟ اینجا حتی پنجره ای برای دیدن ماه نیست... ولی من هستم.. و این یعنی باید ادامه دهم.. زندگی همین است..گاهی مسیر زیباتر از مقصد است... 10
زفسنجانی 7100 ارسال شده در 23 بهمن، 2015 حاجی بود ...از اون حاجی هایی که با سختی هم حاجی شده بود ... یه روز سر ظهر در حیاط کارخانه قدم می زد، کارگری را دید که به جای حضور در بوفه، گوشه ای نشسته و مشغول خوردن “نان و پنیر و انگور” است. نزدیک شد و علت این کار را از او پرسید: - چرا بوفه نمی روی؟ - غذای کارخانه 12 ریال است؛ نان و پنیر ارزانتر در می آید! اینطوری چیزی برای خانواده ام جمع می کنم. مدیر با شنیدن این سخنان دچار بهت شده بود؛ همیشه در مقابل کارمندانش و کسانی که از کار او امرار معاش می کردند، احساس مسوولیت می کرد. قبلا هم این احساس مسوولیت را ثابت کرده بود؛ زمانی که دستور داد برای نخستین بار در تاریخ شرکت ها و موسسه های خصوصی ایران، شرکت او برای همه کارمندانش خانه بسازد و با وام های بلندمدت در اختیارشان قرار دهد (مجتمع آپارتمانی معروف به 16 دستگاه). این مرد با چنین شخصیتی حاج محمد خیامی مدیر عامل شرکت ایران خودرو بود ....که در سال بوووووووووووووووووووق تمام اموالش مصادره شد واز کشور اخراج شد وبا توجه به نبوغ اقتصادی وشناختی که شرکت مرسدس بنز آلمان از اون داشت نماینده فروش بنز در انگلیس وامریکاشد ... مدیر عامل دیروز نگران سفره مردم کشورش بود ومدیرعامل امروز با هرترفندی حتی به سفره نون ملتش هم رحم نمیکنه .. 17
Lean 56968 ارسال شده در 24 بهمن، 2015 تخم دو زرده شنیده بودم ولی ندیده بودم امروز یه تخم مرغ شکستم دو تا زرده داشت یعنی اگه نوبل میگرفتم اینقد ذوق نمیکردم :| 14
Lean 56968 ارسال شده در 24 بهمن، 2015 ودکا و ما ادراک الودکا ، رفیق پوتین به تاواریش آقا چه چیزها که هدیه نداد پ ن: بنازم سانسورچی های رسانه میلی رو 8
Lean 56968 ارسال شده در 24 بهمن، 2015 تو کلاس بحث بر سر هویت ملی و اجتماعی بود و فقدان هویت در بین جامعه ایرانی به دلیل نبود الگوی صحیح بود ، دختر برداشته میگه جامعه ما الگو داره ، حضرت آقا:| با احترام به همه کویر نشینان در مرکز و جنوب شرق که نون بازوشون رو میخورن باید بگم نبود موهبت های طبیعی ببین چه میکنه که آدم رو مجبور میکنه به جویدن بعضی چیزها 8
Javid Maleki 11668 ارسال شده در 24 بهمن، 2015 سلام به همه دوستان ممنون از کسایی که با یاد ما باعث شادی روح ما میشن واقعاً یه زمانی من گاه نوشتنی های داشتم یادش بخیر با بروبچ چه روزگاری یه مدت تو انجمن مهندسان داشتیم بعد که اونجا رو تحریم کردیم اومدیم نو اندیشان تازه تاسیس شده بود یااااااادش بخیر از ته دلم برای همه آرزوی خوشبختی دارم، خصوصاً از کسانی که از همه طریق جویای احوالم هستم ، لطفشون رو هیچ وقت فراموش نمیکنم........و شرمندشون هستم که دیر به دیر جوابشون رو میدم، روزگار داره پیرمون میکنه...... خوش باشید همگی...... 16
ارسال های توصیه شده