masi eng 47044 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 یه چیزی دوست دارم ولی نمیدونم چی دوست دارم... خوردنی ها... یه ذره خوابم میاد.. ولی دوست ندارم بخوابم.. کلا خود درگیری دارم. 3
دختر باران 18625 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 کلی از شب برنامه ریزی کنی برای صبح.صبح پاشی ببینی یک عالمه برف اومده مجبور بشی بمونی تو خونه از یه طرف هم دوست داشته باشی بیای اینجا:icon_pf (34):از یه طرف درس 7
masi eng 47044 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 کلا الان به این نتیجه رسیدم کسانی که تولیست دوستام قرار ندارن رو.. پیام خصوصی هم دادن.. بدون اینکه بخونم پاکشون کنم. 2
mim-shimi 25686 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 هیچ وقت با ریاضی دانشگاه حال نکردم!!! به خاطر یه اشتباه کوچیک..........امیدوارم به خیر بگذره خدایا خودت کمکم کن 14
Lean 56968 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 دوستی داشتم در دانشگاه که همشهری هم بودیم اتفاقا ، بالاترین افتخار این دوست ما این بود که اکثر کلاس هارو شرکت نمیکرد و کمترین وقت رو برای مطالعه میگذاشت اما نمرات خوبی میگرفت ، این دوست ما استاد تقلب بود به معنای واقعی کلمه ، اخیرا شنیدم در یکی از بانک های معروف دولتی مشغول هست و پست مهمی هم داره ، خب دیگه جای سوالی باقی نمیمونه که در سیستم بانکی کشور ما چطور میشه که امثال خاوری ها رشد میکنند 16
hasti1988 22046 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 حس خوبی دارم....همه اینها رو از تو دارم ....تو بودی دیگه؟؟؟ چون فقط تویی که میتونی این حس خوب رو به من هدیه بدی.... راستی ....ممنونم که دیشب صدای من رو شنیدی ....ممنونم که اومدی نزدیکتر.... باز هم میخوام باشی....نمیدونم... شاید اشتباه کردم ولی خوشحالم که تو رو دارم ....همین برای من از هر چیزی مهمتره.... با من باش ،همیشه ،همه جا ای معبود نازنین من..... 18
nasim184 12256 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 دیشب که از پنجره بیرون نگاه میکردم دلم میخواست برم بیرون قدم بزنم...:hapydancsmil: هر چی خودم زدم به در و دیوار کسی پیدا نشد بیاد بریم ...غمگین و با حسرت نشسته بودم درس میخوندم!!! ولی دیدم زنگ میزنن پریدم بیروووون!بله داداشم بود اومده بودن منو ببرن پیاده روی کنیم...وای که چقد خوش گذشت..انقد خندیدیم با برادرزاده ها در این مواقع میگن کاش یه چیز دیگه از خدا میخواستم وای خدا چقده نعمتات قشنگه یه کاری کن همه این زیبایی ها رو ببینن و بفمن امروز صبحم خودم تنهایی باز رفتم پیاده روی... من قدم زدن روزای برفی خیلی دوست دارم... خدایا شکرت 19
دختر باران 18625 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 بعضی وقتا اعصابم خورد میشه از خودم. چراباید دلم برای همه بسوزه؟؟؟؟؟ انگار من باید بشم سنگ صبور همه والا بخدا:5c6ipag2mnshmsf5ju3 15
Gandom.E 17805 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 مثل اینکه خیلی وقتا همه اصرار دارن بگن همه چی خوب نیست.. از حرص خوردن و نگران بقیه بودن خسته شدم... مرور زمان همه چیو حل میکنه 14
آرتاش 33340 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 خیلی خوبه کاش امتحاناتمون همش پشت سر هم بود زود تموم میشددانشجویان محترم فحش ندید لطفا:icon_pf (34): 14
masi eng 47044 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 امروز حرفایی که شنیدم. از یه دوست اونم اینجا منو بد ریخت بهم. اینکه بخوای برای تالارت تلاش کنی و پیشنهاد بدی و اخطار بگیری خیلی دردناکه.. اینکه بچه ها ازت ناراحت باشن تو روت یه چیزی باشن و پشت سرت یه چیزه دیگه خیلی زور داره.. اینکه دوستی رو نتونی از دشمنی بشناسی خیلی......... خواهش میکنم کسی برام نقل قول نفرسته .. نیومدم و نظرندادم ببخشید . ازتون تشکر میکنم ولی از نظردادن معذورم. سکوت میکنم. و فعالیتمو از همین الان . متوقف میکنم. حالا خوشحال باشید. فقط تو پروفایل دوستام هستم همین و بس. ولی نمیبخشم کسانی که پشت من حرف زدن و روم یه چیزه دیگه بودن. اینو قلبن گفتم. 24
دختر باران 18625 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 امروز دلم برای دوستای قدیمی انجمن خیلی تنگ شد متین دلنواز زهرا پرتو ممولی عطر بارون :5c6ipag2mnshmsf5ju3 21
uldoz3 470 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 اونايي رو كه يه روز اينقدر دوست داشتيم كه فكر نمي كرديم بتونيم فراموششون كنيم وقتي فراموششون كرديم باورمون نميشه يه روز يه همچين آدمي رو دوست داشتيم 24
MahSa.92 2151 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 چند روز بود خیلی بیخیال شده بودم هی دلم صدام میزد گوش نمیدادم حوصله شو نداشتم.... اما حالا میبینم خیلی تنگ شده...اما نمیدونم برای کی و چرا؟؟؟ آخه دله من کسی که لیاقت نداره تورو نمی خواد چرا براش بی قراری میکنی ها؟؟؟؟ 16
?., 1265 ارسال شده در 7 فروردین، 2014 دلم برای کسی تنگ شده که دیروز با تمام احساسم گفتم اگه نبینمت میمیرم و او فقط گفت خداحافظ...... 14
آرتاش 33340 ارسال شده در 7 فروردین، 2014 گرگ ها را دوست دارم... مرگ را قبول میکنند... اماهیچگاه تن به قلاده نمیدهند.... 19
afshin18 11175 ارسال شده در 7 فروردین، 2014 حدود یه هفته است هوا تمام ابریه و آسمون رو آبی ندیدم اولین باره از برف خسته شدم دو تا عقده درمورد برف از کودکیم تا الان برام مونده یکی پا برهنه تو برف قدم بزنم یکی تو برفا غلط بزنم با اینکه هر سال این کار رو انجام می دم ولی باز جبران زمان کودکیم رو نمی کنه که از این کار منع شدم 11
sahar 91 9480 ارسال شده در 7 فروردین، 2014 عادت کردن همیشه خوب نیست اولش به دوری و فاصله کم راضی میشی اما بعدش ...میترسم از اون بعدش که دیگه به فراموشی عادت کنی 10
?., 1265 ارسال شده در 7 فروردین، 2014 تلخ ترین جمله برایم این است می گویند:خیلی ها از اون بهترند ولی برای من تو بهترین بودی و همیشه خواهی بود 7
ارسال های توصیه شده