MahSa.92 2151 ارسال شده در 21 اسفند، 2013 امشب از اون شباس ک زده ب سرم....با اتفاقی ک امروز افتاد نمیدونم الان کجام...خسته ام .... خوابم میاد اما خوابم نمیبره...دیوونه شدم...اگه ام خوابم ببره همش کابوسه...یکی به من بگه حقمه این همه عذاب؟ 6
nasim184 12259 ارسال شده در 21 اسفند، 2013 نمیدونم چرا همش فک میکردم امشب شب خوبی نمیشه!!! حسم بهم میگفت...راستشم درس میگفت چون یه کم مریض شدم...و هیچی نتونستم بخورم اما این حس جمع بودن دور هم و اینکه فک میکنی که ممکن بود یکی از جمعمون کم بشه و نشده!یه حس خوبه که میتونی فریاد بزنی خدایا شکرت مراقب همه خونواده ها باش جمع شدن دور هم و بازی کردن با کاغذایی که روشون اسم رمزه و روی پیشونی تک تکمون چسبید..خودش کلی لذت بخشه:hapydancsmil: اسم رمزه من امشب کار جدیدم بود!!!تقریبا زود حدسش زدم!جالبیش این بود این وسطا حرفایی هم لو میرفت و همه از ته دلشون میخندیدن خدایا باور کن هر چی بگم شکر کمه این نعمتارو به همه بده امیدوارم فردا و فرداها روزای خوبی باشن...از فردا کارم جدی تر میشه بعد از حدودا یک ماه:icon_pf (34): 6
دل مانده 7714 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 امشب ..شب یلدا... برا من که جزو سخت ترین شبها بود...امیدوارم برا بقیه خوب بوده باشه.. الان هیچکدوم از دوستام آنلاین نیستن حق دارن خو..الان ساعت4:13هستش... فردا ساعت 8 کلاس دارم اما دوس ندارم بخوابم یلدای امسال رو هیچ وقت فراموش نمیکنم... هیچ وقت انقدر حرفامو نریخته بودم توو خودم! اون شبی باز یکی از دوستام دعوام کرد که باز تو حرفاتو ریختی توو خودت؟ چقدر عوض شدم اینروزا!... راستی هنوز پای قولی که اون شبی به خودم دادم هستم! ان شالله همیشه بتونم پاش بمونم 5
آریودخت 43941 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 زنــــــدگی ... جالبه ، عجیبه ، متغییره یلدای امسال رو تو یه شهر و با دوستم جشن گرفتم یلدای پارسال رو تو یه شهر دیگه بودم و با خونواده جشن گرفتم یلدای دو سال پیش رو هم تو یه شهر دیگه و با خونواده ی دیگه ای جشن گرفتم . . . یعنی یلدای سال بعد کجا هستم؟ 15
sam arch 55881 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 اشتباه اول تو دومینو...آخرین اشتباهه... و تقاصش..اینکه وقت بزاری و زمان تا دوباره تیکه تیکه هاش رو کنار هم بچینی... و تو هول و وَلا بمونی که یکهو باز یک خطایی ازت سر نزنه که تاوناش وقتی اضافه ی دیگه ای باشه... عُمر داستانِ آزمون و خطا نیست...وقتی جلوی چشم نتیجه رو می بینیم.. حکایت خاص بودن ما و نیومدن این نتیجه ی واویلا بر سر ما: حکایت دلخوشکنک و دل بستن به یک بلیط بخت آزمایی هست که شانس بشه یک در میلیارد... . . . یک وقتایی باید رنگِ واقعیت رو همون طور که هست ببینیم.. نه اون رنگ رد شده از منشور دلخوشکنک هامون..که یک وقت طیف نور بشکنه و بشه هزار رنگ رویا...با اینکه از اول رنگِ خنثیِ واقعیت بود.. 18
آرتاش 33340 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 چقدر به آینده امیدوارم واقعا میخوام به خواسته هام برسم خدای من ممنون که داری بهم انرژی میدی داری راهو نشونم میدی :hapydancsmil: 15
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 شب یلدای خود را چگونه گذراندید؟ رفتیم با بچه ها سینما یه فیلم در پیت طولانی دیدم... زانوهاومون درد گرفت 7
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 بعضي آدما فقط و فقط به آدم انرژي منفي ميدن! :icon_razz: بعضيام هميشه وادارت ميكنن كه كمِ كمش يه لبخند بي جون بياد رو لبات! بعضيام يه چيزي هستن بين اين دوتا حالت كه ميشه گفت تكليفشون هنوز با خودشون مشخص نيست...يكي مثل من 7
- Nahal - 47858 سازنده ارسال شده در 22 اسفند، 2013 یه زمانایی حال و حوصله توضیح دادن ندارم . . . منم سرکار میرم . . . صبح زود باید بیدار شم . . . توی کار همش مواظب باشم که اشتباهی پیش نیاد . . . برای من که یکی دو ساعت ظهر خوابیدن عادت بود . . . اما میون همه ی این مهم ها . . . مهمتری هست . . . 10
sahar 91 9480 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 اصلا دلم نمی خواد بدبین باشم ولی گنگی و سردرگمی هلم میده اون سمت وقتی به طرز مشکوکی همه چی رو به راهه نمی دونم چرا سختمه این همه راحتی رو بدون هیچ سختی و مشکلی قبول کنم . . . زیادی فلسفیش نکنم...گیجم...هیچی معلوم و مشخص نیست!!! 7
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 كاش فقط يه خرده! فقط يه خرده به داشته ها و نداشته هاي ديگران احترام ميذاشتيم... خودتو بذار جاي اون آدم و اون آدمو جاي الان خودت! بازم دلشو داري كه انقدر راحت شخصيتشو زير سوال ببري؟ اونم آدمه...مثل من و تو! مواظب حرفامون باشيم! امان از دلي كه بشكنه... 8
bahar91 939 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 زمستون رو دوست دارم.خدایا بابت این فصل زیبات شکر.هر روز آن معجزه توست برای من Sent from my SM-N900 using Tapatalk 4
دختر باران 18625 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 همیشه آدم باید یک سنگ صبور داشته باشه تو زندگیش اما باید از جنس خودت باشه که وقتی حرف میزنی بگه میدونم چی میگی... خدایا...دستمو بگیر.از این لحظه بیشتر هوامو داشته باش.بذار دلتنگیهامو فقط با تو قسمت کنم 12
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 الان داشتم با خودم فكر ميكردم اگه به من بگن بايد در روز به ميزان مشخصي صحبت كني، من كارم به بيمارستان بهروز ميكشه جديدا علاقه شديدي به حرف زدن پيدا كردم! حالا همش ام به دردبخور نيستا! مهم حرف زدن و تخليه انرژيه 10
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 23 اسفند، 2013 طرف تصادف کرده کل خانوادش مردن.... میان ازش می پرسن: الان چه احساسی دارید؟! آخه چه احساسی باید داشته باشه؟ 12
.sOuDeH. 16059 ارسال شده در 23 اسفند، 2013 اسمهای مجازی... تصویر های مجازی... مشخصات مجازی... و در بین این همه چیزهای مجازی... تنها یک چیز حقیقت دارد تنهایی من و تو.....:icon_gol: دوسیای مجازی برام دعا کنید....:icon_gol: 12
bahar91 939 ارسال شده در 23 اسفند، 2013 الان که فکرش رو میکنم خیلی خجالت میکشم.خجالت نباید باشد چون کاری نکرده ام من که نتیجه اش خجالت باشد.از قضاوت میترسم خدایا نذار آبروی بنده هات با قضاوت های نا به جای دسته ای دیگر از بندگانت بریزد خدایا تو سرچشمه عزتی.نذار بی هیچ دلیل موجهی عزتم از بین بره. تمام داراییم کمکم کن Sent from my SM-N900 using Tapatalk 6
ارسالهای توصیه شده