Abbas.H 15131 ارسال شده در 14 بهمن، 2013 انتظار بدتر از مرگه .... مخصوصا وقتی ندونی کی قراره تموم بشه ... ندونی اصن قراره تموم بشه یا نه ... ؟؟ مخصوصا وقتی ... 14
One gear 7070 ارسال شده در 14 بهمن، 2013 شب غریبان سحــــــــــر ندارد سکینه امشب ، پدر ندارد خدایا به هرکی این غم رو داره صبـــــر بده... 15
دل مانده 7714 ارسال شده در 15 بهمن، 2013 واقعا دیگه نمیدونم چی بگم..کاملا گیج شدم! مهم نیس... زندگی جریان داره... فقط کاش... 11
VINA 31339 ارسال شده در 15 بهمن، 2013 این چند شب اخیر تازه ترین مد ها رو دیدیم اون تو سرما موندن و هیئت تماشا کردنشونو باور کنیم یا اون لونه کبوتر بالا سرشونو 13
maryam39 8211 ارسال شده در 15 بهمن، 2013 خدایی بعضی از ماها چی فکر میکنیم آخه؟ سنی ها فلانن سنی ها بهمانن یه جوری میگن سنی انگار اونا اصن مسلمونم نیستن. تازه یادمونم میره که نود درصد مسلمونا سنین. آدم حرصش میگیره. جالبه من تا حالا هر سنی دیدم خیلی خیلی خوش اخلاق بوده و به نظرم بیشتر از ما شیعه ها که انقدر ادعامون میشه پیرو واقعی بوده. خدایا اینا رو به راه راست هدایت کن. :icon_pf (34):اگرم من اشتباه میکنم منو به راه راست هدایت کن:icon_pf (34): 8
Lean 56968 ارسال شده در 15 بهمن، 2013 هنوز در بین مداحان هم آزاد اندیش پیدا می شه ، درود بر همه آزادگان گفتند گل مگویید/ این حکم پادشاه است چشم و چراغ بودن/ روشن ترین گناه است حکم شکوفه تکفیر/ حد بنفشه زنجیر سهم سپیده تبعید/ جای ستاره چاه است این شهر مردگان است/ آواز تازه ممنوع لبهای غنچه آزاد/ گل بی اجازه ممنوع دارالخلافه آباد/ جهل و خرافه آزاد بیداد پشت بیداد/ حرف اضافه ممنوع گل بی اجازه ممنوع این سایه باوران را/ ظلمت ز نور بهتر در دست کوفه سنگ است آئینه دور بهتر نجوا به چاه اولی/ سر در تنور بهتر این شهر بی هیاهو/ دیروز باورت کو شور قلندرت کو/ بانگ ابوذرت کو این کوچهها علی را/ تسلیم چاه کردند آیینه را شکستند/ نفرین به ماه کردند یک سو ستاره زخمی/ یک سو پرنده در گور تنهای مرده بر خاک/ مردان زنده در گور حاشا از این تباهی/ تا کی شب و سیاهی آن روی دیگرت کو 7
lie 2101 ارسال شده در 15 بهمن، 2013 با لجبازی عشقمو از دست دادم.. حتی نمیتونم ازش سراغی بگیرم باورم نمیشه.. دلم براش خیلی تنگه کاش بدونه تا عمر دارم عاشقشم کاش بدونه همه اتفاقات منو یاد اون میندازه کاش بدونه تنها کسی که تو دلم نفوذ کرد اون بود کاش بدونه... بدونه دلتنگشم.. 13
دختر باران 18625 ارسال شده در 15 بهمن، 2013 اصلا مخم هنگههههههههه بعضی ادم ها کاراشون غیر قابل هضمه امان از زبون آدم ها خدایا هیچ بنده ای رو به خودش واگذار نکن. 11
سـارا 20071 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 خوشحال در حد مرگ !! یعنی تو این دو سه روزه احساس می کنم یهویی بزرگ شدم.... فهمیدم که وقتی از شرایطی ناراضی ام و دارم یک بند غر غر می کنم و فکر نمی کنم چقدر آرزوی همین موقعیت رو داشتم، یک درصد هم احتمال بدم که ممکنه از دستش بدم و بعدش پشیمون بشم... پشیمونی رو به معنای واقعی کلمه با تمام سلول های بدنم احساس کردم. و بعدش دوباره همون شرایط اما با احساس و آرامش بیشتری بهم برگردونده شده...این وقفه دو سه روزه گرچه کوتاه بود ، اما نیاز بود که همه چیز خراب بشه تا بتونم از نو بسازمش چه بسا بهتر از خدا می خوام اون میزان شعور و درک رو به من بده تا هیچوقت یادم نره چه حس بدی داشتم وقتی از دستش دادم و قدرش رو الان بدونم... 12
nasim184 12256 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 چرا همیشه فک میکنیم بعضی از اتفاقا فقط برای تو فیلماس! تا خودم تو این چندروز درگیرش نشده بودم هیچوقت فک نمیکردم بخوام بشینم پشت یه در که کسی بخواد خبر مرگ کسیو بهم بده یا اینکه بگه براش دعا کنید...فقط دعا امام حسین به من معجزش نشون داد، خدایا شکرت الان فقط خوشحالی گریانم بچه ها التماس دعا دارم خیلی زیاد خدا همه بیمارارو شفا بده 8
seyed mehdi hoseyni 27119 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 نمیدونم چی بگم...نمیدونم چجوری بگم... اما واقعا دلم پر... هنوز هیچکدوم از حرفا یادم نرفته... من که آدم نیستم ولی آدم باشید...یه نگاه هم به خودتون بندازید... من که یکی دو روز دیگه میرم...خوش باشید... 5
maryam39 8211 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 از من به شما نصیحت قبل از این که روزها و سالها! بشینید تو بوفه و همزمان با چایی نبات میل کردن از استادا غیبت کنید حتما یه تحقیقی بکنین ببینید احیانا باهاش آشنا نباشید، یا بعدا فامیلتوون درنیاد (حتی ارزششو داره تا دو سه نسل شجره نامه رو هم بررسی کنید!) که به وضعیت وخیم بنده دچار نشین 12
Abbas.H 15131 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 ای بابا دیگه واقعا عصابم نمیکشه کی این درسارو کشف کرده بدنش دست من باهاش کتلت و شامی درست کنم قدیما بدترین مواقع سال اول مهر بود ... الان بدترینش وقت میانترماس ... به خاطر سه چهار نمره باید یه کتاب بخونی 12
"nazanin" 3610 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺯﻳﺒﺎﻱ ﻣﻦ! ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻨﻮﻧﺶ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻟﻴﻠﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﻱ ﺍﺵ ﻣﻦ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﻴﻠﻲ ﺍﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﻱ ﻋﺸﻖ ﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻛﻮﻱ ﻭﺑﺮﺯﻧﻲ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﻭﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻣﻦ, ﺳﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﻫﻮﺕﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﮔﺮﺩ, ﻛﻪ ﺑﻲ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻧﻤﻲ ﺗﺎﺑﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩ, ﻛﻪ ﻟﻴﻠﻲ ﺑﻲ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺟﺎﻧﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﮔﺮﺩ, ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻲ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ...ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻧﺎﺯﻧﻴﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺟﻤﺸﻴﺪﻱ 7
pesare irani 41805 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 یادش بخیر بچگیها... اتاقِ اسباب بازیا... من بودم و عروسکا.. مدرسه و همبازیا... رنگ کردن صورتکا تو دفترِ نقاشیا. . لی لی و گرگم به هوا تو کوچه اقاقیا.... چه زود گذشت چه زود گذشت بچگیها... 8
آرتاش 33340 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 دلم عجیب نوشتن میخواد :5c6ipag2mnshmsf5ju3میخوام بنویسم اما یه انگشتم مینویسه یکی پاک میکنه :5c6ipag2mnshmsf5ju3انگار دستام یاری نمیکنن برا نوشتن دلم خدا میخواد:5c6ipag2mnshmsf5ju3انگار خیلی وقته ندیدمش دل تنگشم بی قرارم یهو حالم از این رو به اون رو شد 11
millan 1272 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند 8
ارسال های توصیه شده