*mini* 37778 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ من یه دیوونم وقتشه عاقل شم تو تهِ خوبی حق بده عاشق شم عمرمو گشتم تا که تو پیدا شی هیچی نمیفهمم فقط میخوام باشی هلاک این اهنگ شدم 8 لینک به دیدگاه
.Yaprak 15748 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ دستم خالیه ! جز مشتی از حسرت های سیاه و نَفس کُش و کاسه چه کنم چه کنم پشیزی برای نقد کردن ندارم ... -------------------- ته دلم خالیه ! ولی پُرِ ترسم ، ترسی از جنس سرد و دل کُش ... -------------------- این همه درد برا نفس بریدن بَس نیست ! 15 لینک به دیدگاه
دل مانده 7714 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ تا حالا توو عمرم انقدر احساس گیجی و ضعف و ناامیدی نکرده بودم......... مغزم از کار افتاده..دیگه هیچی نمیفهمم.. 15 لینک به دیدگاه
Saba Heidari 14145 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ وقتی یه اهنگ داستانِ زندگیت رو میگه 13 لینک به دیدگاه
*mini* 37778 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ خدایا.....به بی عقلا یه عقلی بده.... تو رووحِ هر چی آدمِ نفهمه پُر ادعاست 9 لینک به دیدگاه
Ehsan 112346 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ یکی از هنرهای زیبای انسانی که همیشه براش احترام قائلم، هنر تزریق دیدگاه فانتزی به منطق خشک است. منطقی که رنگش هم ممکنه سفید باشه هم سیاه. خوبی فانتزی اینست که اصلا رنگ نداره، چون تو را میبره به عالمی که اصلا نمیفهمی رنگ چی هست !!! امشب گفتم شاید بشه از یک رخ داد ساده بین خودم و یک موش در نوجوانی، درسی فانتزی بگیرم. شما هم سعی کنید از این درس های فانتزی به خودتون بدین. از اینا : http://www.noandishaan.com/forums/thread64656-7.html#post1303495 13 لینک به دیدگاه
آرتاش 33340 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ سرماخوردگی وسط تابستون یعنی عذاب:5c6ipag2mnshmsf5ju3سرماخوردگی تنها چیزیه که باعث میشه به طرز شدیدی آروم و مظلوم بشم 12 لینک به دیدگاه
minoo_mn 1740 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ به سلامتی اونی که حرفاشو هرچند تلخ امازل زد تو چشامو گفت وبهم اجازه داد تا صداقتشوتو چشاش ببینمو حسش کنم... بدون دروغ بدون انکار پای حرفش ایستادوفرصت داد تاخودم تصمیم بگیرم خدایا شکرت........ 12 لینک به دیدگاه
shahdokht.parsa 50877 اشتراک گذاری ارسال شده در 3 شهریور، ۱۳۹۲ اینو بفهم خدای متعال این بشری که آفریدی یه حدی ظرفیت داره وقتی هم پر بشه دیگه نمیشه بهش اضافه کرد...... لطفا روحیه ام رو و اراده مو برگردونم به 7 سال پیش آلارم ظرفیتم روشن شده خود دانی بعدش پشیمونی دیگه برای من سودی نداره!!!!!!!! 10 لینک به دیدگاه
سـارا 20071 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 شهریور، ۱۳۹۲ آدم احمقی هستم من !! اون هم خیلی زیاد... فقط بلدم تو دلم غر بزنم و اعصاب خودمو خورد کنم.یه بار نشد درست و حسابی بفهمونم که چقدر عصبانیم ! مشکل اینجاست که اگه بخوام عصبانیتمو نشون بدم ، دیگه حد و مرزی نداره و تا تهش می رم.. وقتی هم کوتاه میام و چیزی نمیگم به خودم فشار میاد و سر اطرافیانم خالی میکنم... باید می توپیدم باید غر می زدم بایدددد تند حرف می زدم اما طبق معمول... چقدر بدم میاد از این اخلاقم... 6 لینک به دیدگاه
nasim184 12256 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 شهریور، ۱۳۹۲ در عین اینکه خیلی خوشحالم یه لینک از یه سایت میتونه حالم چنان دگرگون کنه که هر چی غم و غصه عالمه بریزه سرم فک کنم بدترین لینکی بود که برام گذاشتن.....خدایا هر چی موج منفیه داره میاد طرفم امیدم کجاست نمیدونم:icon_pf (34):اگه ..اگه....بیخیال فقط میدونم هر چی پیش بیاد حتما خیره! 6 لینک به دیدگاه
One gear 7070 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 شهریور، ۱۳۹۲ صبح خواب بودم که از بلندگـــوی مسجد صــــــــدای قران اومد و خبر تلخ یه پرواز دیگه.... خیلی سخته روزتو با این صـــــدا شروع کنی... ساعتی نگذشته بود که از خونه ی همسایه صدای همهمه و شور و شوق یه تولد اومد.... بدجــــــوری ذهنم مشغول این رفتن و اومدن شد...انگار همیشه یه توازنی بین این دوتا بوده که ما قادر به درکش نیستیم.... خـــــــــدایا بازم شکرت.... 19 لینک به دیدگاه
*sepid* 9772 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 شهریور، ۱۳۹۲ خدایا !خداوندا ! دلیل اصلیت از خلق یه سری بی شعور چیه ؟ خواهشا یه جور بهمون تفهیم کن تا لااقل بتونیم با بودنشون کنار بیایم می خوای صبر ما رو بسنجی ؟ !! خو یه جوری بگو ببینیم چی به چیه دیگه ... 8 لینک به دیدگاه
sasan2007 1323 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 شهریور، ۱۳۹۲ دلم میخواد بارون بیاد برم زیرش دستامو باز کنم بپرسم کجایی؟؟ 8 لینک به دیدگاه
دختر باران 18625 اشتراک گذاری ارسال شده در 5 شهریور، ۱۳۹۲ اینجا...آره همینجا به مرد بودن و زن بودن بعضیها شک دارممممممممم و به اینکه بعضی ها با چند تا یوزر عضون 10 لینک به دیدگاه
شقایق31 40377 اشتراک گذاری ارسال شده در 5 شهریور، ۱۳۹۲ چه حس خوبیه وقتی بعد از دو روز از بیمارستان مرخص میشی حس آزادی و رهایی:hapydancsmil: من که کتاسفانه فعلا قرار داد تنظیم نمودم پس کی این پاییز لعنتی میاد واااااو چه خبر خوشحال کننده ای من به تو ایمان داشتم و دارم تو یکی از بهترینهایی شک نکن عزیزم خدا هم کمک میکنتت:hapydancsmil: دل مشغولیای خودمه این حرفا سرو تهش هم معلوم نیست 8 لینک به دیدگاه
..!Alfa!.. 2854 اشتراک گذاری ارسال شده در 5 شهریور، ۱۳۹۲ دزدی و گدایی همه جا هست! نقاب همه جا هست! اینجا و اوونجا و همین جا و همون جا نداره! من به آدم بودن بعضیا شک دارم مرد و زن بودنشون پیشکش! گریز به گذشته: " یادمه کلاس سوم ابتدایی بودیم و ورقه رو نمی دادیم! معلم بیچاره می شد از دستمون! می گفت بیارین دیگه ورقه هاتونو! جواب ای کیوسان ها این بود: "شک داریم آخه":ws28: هنوزم که هنوزه به صبر اون معلما و اینکه چطوری جلو پوزخند خودشونو می گرفتن، شک دارم و در تعجبم! :hapydancsmil: " 9 لینک به دیدگاه
*sepid* 9772 اشتراک گذاری ارسال شده در 5 شهریور، ۱۳۹۲ وضعیتی ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻫﺮ کی نیکی ﻣﻴﮑﻨﻪ ﭘﺎی ﻟﺮﺯﺷﻢ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ! رفتم خوبی کردم یه چند سال پیش ضامن یکی شدم الانم تاوان حماقتمو دارم میدم بعضی چیزها را ” باید ” بنویسم نه برای اینکه همه ” بخونن ” و بگن ” عالیه ” برای اینکه ” خفه نشم ” همین !! 8 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده