hakan_68 2446 ارسال شده در 29 مهر، 2013 [h=5]ﺧــﺪﺍﯾــــــﺎ ﺑﻪ " ﺟﻬﻨﻤﺖ " ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ " ﻣﯿﺴﻮﺯﺍﻧﯿﻢ "[/h] 9
*mini* 37778 ارسال شده در 29 مهر، 2013 هوای جهنم از اینجا خنک تره ینی موندم اهواز الان مردم چه حالی دارن..البته دور از تصورم نیست! 8
BISEl 3641 ارسال شده در 29 مهر، 2013 از مرگ نترسید! از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام " انسانیت 8
raz-raz 3612 ارسال شده در 29 مهر، 2013 وقتی خوب فکر می کنم میبینم از این دنیا تا اون دنیا فقط ما می مونیم. ما آدما 12
One gear 7070 ارسال شده در 29 مهر، 2013 چه بارون نازی میاد این چند روز....:hapydancsmil: بارونای اینجا رو اونم تو این فصــــــل سال و تو ماه دلگیر مرداد با هیچی عوض نمی کنم.... خداجون شکرت.... 14
sam arch 55879 ارسال شده در 29 مهر، 2013 یک عادتی داره آدمک...که دوست داره دیگرون خودشون رو با اون وِفق بدن... چی می گین شما امروزی ها؟!..آها!...آداپته کنن...رفرش کنن... ی وقتی نمی بینتت یا نمی شنوتت...می گه بیا جلو ببینمت یا بیا جلو ببینم چی می گی... خودش نمی آد جلو... یک عادتی داره آدمک...دوست داره تو بی خبری...دیگرون ازش خبر بگیرن... وقتی هم گرفتن...با واژه هاش نیشگون بگیره که چرا دیر اومدی؟! و .... ولی خودش ازت خبر نمی گیره.... یک عادتی داره آدمک...که تو یک پیشامد براش...همه عالم و آدم می شن مواجه با نوک اشنگشتاش که: تو بودی... ولی اون انگشت هیچوقت به سمت خودش برنمی گیرده.... چند تا شد؟!...آها سه تا... می تونی یک "و" بزاری و سه تا نقطه بعدش که بشه اندازه ی بی نهایت عادت های آدمک... مرزمشترکشون یا چی می گین شما امروزی ها...مَخلصِ کلوم...آدمک دوست داره همه به خاطر اون مراعات کنن...ولی خودش نه... . . . از وقتی فهمیدم می تونم با کمی زحمت بیشتر به خودم...با کمی و کاستی های اطرافیانم کنار بیام یا اینکه با ترفندی حالم رو به حالشون نزدیک کنم... دیگه انگشتام رو به طرفشون نگرفتم...هیچ وقت... 17
آرتاش 33340 ارسال شده در 29 مهر، 2013 وقتی میشنم و حساب میکنم میبینم تو حساب کتابم با خدا همیشه دو دوتای من شده 5همیشه فکر میکردم چون به 4نمیرسم یعنی خدا خواستمو نمیده و فکر میکردم این 5غیرعادیه اما الان تازه فهمیدم خدا همیشه از اون چیزی که میخواستم یکی بیشتر میداده خاص ترشو بهم میداده برترشو بهم میداده همیشه تو حساب کتاب با خدا کسی که سود برده من بودم اما تو حساب کتاب با آدما کسی که ضرر کرده من بودم دیوار ادما کجه ذهنشون کجه حرفشون کجه میخوام یاد بگیرم فقط با خدا حساب کتاب داشته باشم میخوام کم رنگ بشم اینجوری بقیه یکم کمتر سود میبرن شاید حساب کتاباشونو با آدما درست کردن 12
IT Maryam 1201 ارسال شده در 29 مهر، 2013 خداوندا ... چه آدمهائی آفریدی! به خاطر یکدیگر دروغ میگویند، در جائیکه فرد مقابلشان واقعیت را میداند و میداند که به خاطر اوست ... . این تنها فاصله را بـیـشـتـــــــــر میکند! شاید هم میدانند که میداند ولی چه لجبازانی هستند ... باز هم دروغ میگویند! 10
Alireza Hashemi 33392 ارسال شده در 29 مهر، 2013 امروز به اون ایده آلی که سر کارم میخواستم رسیدم چند وقتی بود غر میزدم که این کمه و آه فلان چیز درست نیست و قیمت ها بالاست و کار خرابه... امروز همه چی به اون چیزایی که میخواستم نزدیک شد ... دیدم چقدر کار خودم سخت تر شد تو دلم گفتم همونجوری بود بهتر بود ولی 3 روزه اشک مدیر بازرگانیمون بنده خدا رو در آوردیم تا به خواسته های ما تن داد از فردا همه چی حساب کتاب دار میشه درست کارخودمون بیشتر شده اما نظم و شکلی که میخواستم رو بدست آوردم 16
سـارا 20071 ارسال شده در 29 مهر، 2013 می خوام بدونم محض رضای خدا ، یک بار می شه من یه طرف کوکو رو نسوزونم یا نه 15
...Neda... 2026 ارسال شده در 29 مهر، 2013 گر نهادی تاج قرانی به سر یا نهادی سر به سجده تا سحر دل شکست و امدت اشک بصر زیر لب اهسته نامم را ببر التماس دعا از همگییییییییییی 10
- Nahal - 47858 مالک ارسال شده در 29 مهر، 2013 امشب شبیه بچه ای هستم که اونقدر اصرار کرده و براش اونی که میخواسته نخریدن که خسته شدم . . . نمیدونم چی میخوام . . . حتی نمی دونم چی بگم . . . خدا حواست هست بهم؟ 13
Lean 56968 ارسال شده در 29 مهر، 2013 لعنت بر مردم آزار ، فرهنگ حلقه گم شده این مملکت خراب شده ، از ساعت 4 همسایه دیوار به دیوار معلوم نیست چه غلطی میکنه خونه مدام در حال لرزیدنه واقعا قانون راهی گذاشته میشه با پلیس تماس گرفت 16
هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 29 مهر، 2013 می دانم آخر پشت یکی از همین " بگذریم، دیگه چه خبر؟ " های تکراری گیر میکنم خودکار را برمیدارم و یک کتاب برایت حرف می زنم آنجا که کلمات به شدت گم می شوند و گاهی گم تر حتی آنجا که شور نا نوشتن و سکوت در بر می گیردم پشت یکی از همین کاغذ پاره های خط خطی مچاله میکنم تمام انچه را که حرف زدم . 21
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 29 مهر، 2013 نمیدونم امشب ازت چی بخوام. فقط یکم ارامش واسه خودم و یه دنیا شادی واسه عزیزام، همین. ته این قصه من دیگه هیچی ازت نمیخوام خدا 18
manjari 2934 ارسال شده در 29 مهر، 2013 دیروز با اون خبر خوشحال شدم با اینکه دغدغه ی من اون نبود ولی بازم شکرت حداقل فهمیدم همونقدر که آدما خودشونو میزنن به کوچه علی چپ یسریهاشونم سر کوچه میمونند و داخل نمیرن تا روز آخر بگن ما نامرد نبودیم!!!! خدایا ! صدایت میکنم چون در این دنیا دیگر صدا به صدایی نمیرسه اما تو گفتی که شنوایی … 15
One gear 7070 ارسال شده در 30 مهر، 2013 کـــو ر بــاش بانـــو... انـگاه کـه نگاه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد! عـبوس بــاش بانــــو... لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد! لال بــاش بانــــو... ... حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: عشوه فـروخـت! گریه نکن بانو ... ...گریه میکنی میگویند فریب خورد! نخند بانو ... ...خنده که میکنی میگویند عاشق شد! .............. شـاید دسـت از سـرت بردارنـد... پاسخ به ...Urbanist... و خیلی ارزشمندتر از حرف هر بی سر و پایی شدن.... منظورم به نگاه از نسل دایناسورها به حضور زن و همه چیزش بود....!.... والا موافق 100% برای خودت زندگی کن بانو .... 15
H O P E 34652 ارسال شده در 30 مهر، 2013 با چیزی که نوشتی همیشه مخالف بودم ! همیشه ! نقل قول نمیگیرم ، بجاش مثل همیشه میگم : برای خودت زندگی کن بانــــــو ، نه برای حرفِ مردم ! حرف مردم تمامی ندارد و تو ... خیلی ارزشند تر از عراجیفِ آنهایی ! 16
ارسال های توصیه شده