رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

یعنی گم شده ام در اینجا؟

...

چه واژه غریب و قریبی!!!!!

...

آری،بی تو من ... بیش نیستم

...

تا کی باید دوام بیارم در این دیار غربت و فراق به انتظار بنشینم برای دیدن روی همچو ماهت....

...

بگذار تا بگریم... TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif

لینک ارسال
  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارف

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه

سلام به همه نواندیشانی‌ها و تبریک سال نو، امیدوارم همگی سالم و سرحال باشید تو سالی که درگیر کرونا هم هستیم.

دلم یک جای بکر می خواهد وتنهایی وسکوت..که سر غروب بنشینم و به افق نگاه کنم...

 

+گاهی در می مانی..حتی از واژه...من پُرم و راهی به خالی شدن نیست..

لینک ارسال

حتا

در خواب، صدایت، مرا در بر گرفت

چه زیبا بود

شنیدن صدایت، پشت خط تلفن، در خواب

دیدن مادر، پدر، و برادرت

 

امروز، به انتظارت نشستم

اما سکوتت، طولانی‌تر از این حرفاست گویا

لینک ارسال

یه روز خیلی خوب همراه با خنده و گریه ،

 

با دوستایی که اولش مجازی بودن اما حالا شدن جزئی از زندگیــــه من !

 

دوستتـــــــــون دارم و امیدوارم این دوستیمون مستدام بمونه ...

 

:icon_gol:

لینک ارسال

یه سری ادما هستن فقط یه جای حرفتو میشنون..واسه بقیش ناشنوا میشن:icon_razz:

حالا اصن حرفت چیز دیگه ای بوده...همون یه تیکه ای که دوست داشتنو میشنون و میگیرنش دستشون..به باقیش کار ندارن..حالا بیا متقاعدش کن......

از اینجور ادما متنفرم:icon_razz:

لینک ارسال

امروز یکی از بهترین روزای عمرم بود..

همش خنده و شادی با دوستای ابتدایی تااااااااااا دانشگاه..:hapydancsmil:

ای خدا کاش همه مردم روزاشون شاد باشه...:ws37:

لینک ارسال

نمیدونم واقعا باید چکارکنم

خدا چرا اینجوری شدم

چرا همش و همه چی باید لحظه آخر خراب بشه؟

چرا اینقدر بدشانسی

این سری نتونم جمع و جورش کنم خودت یکاری کن دیگه حتی روم نمیشه احساس کنم .. چه برسه به بیان

خدا فهمیدی دارم سعی میکنم ثابت باشم رو حرفم وقولم و احساسم

نه اصلا متوجه شدی نمیخوام دیگه کوچ کنم

اگر نه بذار یه بار دیگه بهت بگم :

عزیزم خسته شدم از داشتن و نداشتن

این سری با هرچی که شده نمیذارم داشتم از دستم بره..

خودت که میدونی از رو نمیرم پس کمکم کن لطفا...

لینک ارسال

خدایا خستم ، منو بببین ، واقعا این توانو تو وجود من میبینی که هر روز یه عزیزی رو از دست بدم؟

 

دیگه افتادم تو سراشیبی زندگی

من سنگ نیستم ، انسانم

منو ببین ...

لعنت به افرنش من ... لعنت ...

لینک ارسال

حتی اگیر باخته ام...تا خط اخر بازی کسی جرئت ندارد به من دست بزند یا مرا از صفحه بیرون بیندازد...شوخی که نیست من شاه شطرنجم!

زانو نمیزنم حتی اگر سقف اسمان کوتاهتر از قد من باشد...حتی اگر تمام مردم دنیا روی زانوهایشان راه بروند...

لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر میکنی...من همانی هستم که تو حتی فکرشم راهم نمیکنی...

هر سه جمله دقیقا افکار منه....اخلاقه منه....مهم نیست دیگران نمیپسندن..مهم نیست مادرم مدام ایراد میگیره... مهم اینه من از خودم راضیم...مهم اینه که دارم اونطور زندگی میکنم که میخوام..که دوست دارم...

تو ادامه بده...به ایرادات...به نپسندیدنات...دیگه اصلا برام مهم نیستی....

لینک ارسال

ﺟﺪﯼ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﺍﯼ ﺍﺣﻤﻘﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻣﺴﺘﺮﺍﺡ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺸﻮﻧﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻦ ، ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﮕﻦ ﻋﺸﻘﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﺴﺘﺮﺍﺡ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ؟ :banel_smiley_4:

 

ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻣﺴﺘﺮﺍﺡ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻴﺎﺩ ﺍﺣﻤﻖ :icon_pf (34):

لینک ارسال

به بهانه ی رمضان الکریم

 

مسلمانان از دیرباز معتقد بودند که رمضان ماه رحمت الهی بر بندگان است ، این رحمت جز به اسباب انسان میسر نیست

یاد میکنیم از رفتگان که با رفتنشان قوم و جماعتی را غرق غمشان کرده اند از خداوندگار شهناز تا پدر و مادرانی که در کنارمان نیستند ، از همین دو طلبه ای که چند روز پیش چند جوان را از موج وحشی نجات دادند و خود راهی خدایشان شدند ، از شهیدانی که با خونشان شستند ، خرچنگ های صدامی را

یاد کنیم در این ماه از کودکانی که موی بر سر ندارند اما دریا در سینه دارند ، آنانکه مادرانشان تلخ گریه می کنند در جوار تختشان ، از زندانیان در بند از آن ها که در ظلمند

از پدر و مادران شرمساز جامعه ی قرن بیست و یکمیمان که در تنگدستی نفس میکشند ، فراموش نکنیم خود را اگر هنوز به انسانیت معتقدیم

یاد کنیم از پدر و مادرانی که از جور زمانه در اتاقکی افتاده اند و آنها را سالمند میخوانند

به یاد بیاوریم اشک یتیم ، خون ِ دل خداست

و

به یاد بیاوریم خود را به بهانه ی رمضان ، هرچند دیگر رنگی از رمضان نمانده ، رمضان رنگ پریده شده است

بیاد بیاورند اسیران امیران را و امیران اسیران را

 

. . . .

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...