sara_arch 2070 ارسال شده در 18 تیر، 2013 امشب نسبت به شبای دیگه ی این هفته عالی بود.....پیش به سوی یه هفته ی خوب و پر از موفقیت 7
Valentina 13665 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب اصلا حال و حوصله ندارم.. حتی حوصله کل کل و خنده.. سردردم که دیگه هیچی..قرصم فایده نداشت.. باید ی تحول عظیم تو خودم ایجاد کنم.. 5
behe 2545 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب اعصاب مصاب ندارم کاش یکی اینجا بود که می تونستم حرفامو بهش بگم !!! کاش می تونستم کاری کنم ........ کاش اینجوری نمی شد .... کاش برگردم به قبل .... خدایااااااااااااااااااا 5
vahid88 9652 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب ... با صدای مهیب رعد و برق از خواب بیدار شدم بعدش یکی هم مثل همون اومد خیلی حال داد آخرین بار یادم نبود کی همچین رعد و برق هایی اینورا زده بود ولی خودمونیم توی اولی یه لحظه احساس کردم بدنم حس ترس داره منم خوابالو بهش گفتم خجالت بکش اونم کشید بعدش هم برای اولین بار تی وی ایران یه فیلم خوب نشون میداد نگاهش کردم شاید باورتون نشه اسم فیلم رو بگم صدایی مهیب،خیلی نزدیک البته این اسمی بود که توی زیر نویس نوشته بود راستی شب همگی به خیر و خوبی 6
شــاروک 30242 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب یه انرژی عجیبی رو حس میکنم فردا هزارتا کار دارم و میدونم روز خسته کننده ای خواهد بود اما نمیدونم چرا الکی خوشحالم :icon_pf (34): دارم عقلمو از دست میدم کم کم کم کم کم ... 10
دل مانده 7714 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب یه حال بدی دارم که نگو.... اشک توو چشامه و غمگین و تنهام... 5
!BARAN 4888 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب خیلی خوب بود............اتفاقا انگار همه خوشحال بودن نمیدونم چرا؟؟؟؟:hapydancsmil: حیف ک نمیشه تعریف کنم بدآموزی داره خدایا این شادیارو از ما نگیر......چاکرتیم 7
mim-shimi 25686 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب گویا همه حالشون بده شدید به جز فاطمه ها منم خوبم.فردا کلاس ویترای دارم و با دوستام میرم نمایشگاه:hapydancsmil: 4
black banner 9103 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب ریلکس هستم . . . دارم فکر میکنم که ترک نت کنم ... چون وقتم رو گرفته ... امشب این تصمیم خطیر رو گرفتم 9
ShaMoh 3002 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب خعلی خوش گذشت - با دوستان شام بیرون بودیم و کلی خندیدیم و ... و . .. . خدا رو شکر فردا ظهر کلاس دارم ... 16
.Apameh 25173 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب گند زدم... لعنتی آخه بی دعوت چرا میای آبرومو بردی باز( اشکامو میگم) 15
EOS 14529 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امروز رو خیلی دوست داشتم :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v:w12: کلی خوش گذشت :hapydancsmil: اما خیلی تقلا کردم الان تمام جونم درد می کنه :imoksmiley: 2 شبانه روزه که برای 2 دقیقه هم پلک روی هم نذاشتم و وقت نکردم بخوابم ! :putertired: ولی نمی دونم چرا این قدر پررو تشریف دارم که الان نمیرم لالا 12
terajedi21 2134 ارسال شده در 19 تیر، 2013 امشب هم يكي از شب هاي سخت زندگيم رو پشت سر ميگذارم!كي اين كابوس تموم ميشه نمي دونم گمانم اونطرف هم انچنان تغييري نخواهم ديد اون قصري كه با خشت طلاهاي محصول اعمال خيرم هم من رو تطمين نمي كنه!حتي اون درخت و نهرها حتي اون حوري ها! شايدم اونطرف حقم رو خوردن انداختنم صاف زجر اورترين قسمت جهنم يحتمل قارون اشنا پيدا ميكنه و من تاوان طلا و نقره هاي اونو پس ميدم اصلا كلا از همه چي زده شدم شيطونه ميگه برو يه روستاي دور افتاده زندگي رو از سر بگير ، اين شيطان هميشه بهترين راهكار رو ارائه ميكنه ولي در حقش نامردي ميشهفكر كنم ديگه كاملا رواني شدم% امشب! 9
black banner 9103 ارسال شده در 21 تیر، 2013 امشب داشتم راجع به هدف خلقت فکر میکردم و با بچه های انجمن گفتگو ... یک لحظه دستم رفت تو کتابخونه یک کتاب رو برای یک چیز دیگه کشیدم بیرون ناگهان صفحه جوری باز شد که سرفصل این بود : هدفداری خلقت جهان عجیب شدم :5c6ipag2mnshmsf5ju3 11
ShaMoh 3002 ارسال شده در 21 تیر، 2013 2شب پیش خعلی خوب بود و خوش گذشت . دیشب حال گیری بود بعد از هر خوشی غمی هست دیگه یه جور زجر و خماری داشتم میکشیدم که نگو نپرس . و امشب هم معمولی و بدون دقدقه و سوت و کور و آرام . و این داستان نیز ادامه دارد ... چون می گذرد غمی نیست ... ولی حسابی داره بد میگذره و بلعکس ... 9
ارسال های توصیه شده