maryam39 8211 ارسال شده در 25 دی، 2013 امشبو هرگز یادم نمیره نه به خاطر اتفاقی که افتاد به خاطر قولی که خودم به خودم دادم 5
Run Away 226 ارسال شده در 30 دی، 2013 امشب دلم میخواد تا فردا می بنوشم من زیباترین جامه هایم را بپوشم من. 7
nasim184 12259 ارسال شده در 3 بهمن، 2013 امشب به این نتیجه رسیدم که بیشتر مواقع اشتباه از خودمه... چوبشم خواهم خورد!:vahidrk: کی نمیدونم فقط خدا بخیر کنه 11
nafis.68 490 ارسال شده در 3 بهمن، 2013 ساعت 1:47 دیگه امشب هم نیست داره صب میشه و من در ارزوی یک روز بی دغدغه و اروم خوب شد که امشب با همه ی دردسراش و با همه خبرای بدش تموم شد میدونم فردا روز بهتری خواهد بود 9
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 4 بهمن، 2013 باز نمی دونم چمه... داره میشه 3 هفته که اینجوری ام... من چمه؟ چرا خودم هم نمی دونم... چرا این حس خفگی تموم نمیشه؟:hanghead: 10
maryam39 8211 ارسال شده در 7 بهمن، 2013 دلم گرفته به اندازه ی تمام روزهای نبودنش ... دلش گرفته به یاد روزهای بودنم؟؟؟؟؟ 9
آرتاش 33340 ارسال شده در 7 بهمن، 2013 دیشب و پریشب از دست یه دوست انسان نما خیلی ناراحت شدم از حرفاش خیلی دلزده شدماما به جاش امشب یه دوست دیگه بهم یادآوری کرد که دوستای بهتری هم دارم که هوای دور و بریاشو دارن و اونقدر جرات و ادب و فرهنگ دارن که پشت سر آدم دروغ نگن 14
Gandom.E 17805 ارسال شده در 8 بهمن، 2013 الان که دارم ابن پست رو مینویسم شب نیست ولی در مورد دیشبه هنوز از وقایع دیشب سر درد و تپش قلب دارم و چشمام متورمه.. هنوز نتونستم کابوس دیشبو هضم کنم خدایا خودت مواظب عزیزانم باش و منو زودتر از اونا ببر پیش خودت چون یه لحظه ام طاقت دوری شونو ندارم 11
JU JU 7193 ارسال شده در 14 بهمن، 2013 پای هر خداحافظی محکم باش ... کم کم ياد خواهی گرفت تفاوت ظريف ميان نگهداشتن يک دست و زنجير کردن يک روح را اينکه عشق تکيه کردن نيست و رفاقت، اطمينان خاطر و ياد ميگيری که بوسهها قرارداد نيستند و هديهها، معني عهد و پيمان نميدهند ... کم کم ياد مي گيری که حتي نور خورشيد هم ميسوزاند اگر زياد آفتاب بگيري بايد باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اينکه منتظر کسي باشی تا برايت گل بياورد ... ياد ميگيری که ميتواني تحمل کني که محکم باشی پای هر خداحافظی ياد می گيری که خيلی می ارزی ... خورخه لوییس بورخس 9
JU JU 7193 ارسال شده در 14 بهمن، 2013 چقدر، دلم، نگاهی آرام میخواهد و آغوشی مهربان نگاهی زیبا لبخندی از خوشحالی 9
JU JU 7193 ارسال شده در 16 بهمن، 2013 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام I can't live without I still can feel your arms around me And time cannot erase Since you went away I couldn't find a way to help me through All the colours turn to blue But you never gave me time to say I'm sorry And you know that's so true So true You will never know how much I could love you Cuz you let me down without a reason why Let me tell you now, my love will surround you Even after I run out of tears to cry We could've found a way It ended on a bridge to nowhere And now it's hard to let you go Dancing memories They ask me who was wrong or right They won't let me sleep at night And our different worlds, so often got between us It's all yesterday's rain I have tried to stop in vain You will never know how much I could love you Cuz you let me down without a reason why Let me tell you now, my love will surround you Even after I run out, after I run out of tears to cry You will never know how much I could love you Cuz you let me down without a reason why Let me tell you now, my love will surround you Even after you turn loose and free to fly You will never know how much I could love you Cuz you let me down without a reason why Let me tell you now, my love will surround you Even after I run out, after I run out, even after I run out of tears to cry 6
maryam39 8211 ارسال شده در 18 بهمن، 2013 وقتهایی هست که از درون میشکنی ... آرام و بی صدا ... و تکه هایی که آنقدر درونت را زخمی می کنند تا از درد آرام بگیری 5
ارسالهای توصیه شده