Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 2 آذر، 2011 ممد من موندم تو چطور زنده ای تا الان!آنفکتوس نزدی؟ خودمم نمیدونم عیبی نداره ما از ادمین نهار می گیریم من تا یه هفته خودمم ناهار نمی خورم تا جبران شه مثنکه ممدو نمیشناسی شوما:texc5lhcbtrocnmvtp8 یه خرده بهشون بشناسون. من بالاخره یه حالی از تو یکی میگیرم. هنوزم توقع ناهارو داری :167: ادمین بهتون یه چوب شور هم نمیده چه برسه نــاهــار!!! تی تی خوف! تی تی خفن! تی تی خطرناک... :D شمام برین اون گوسفندی که خریدین رو بفروشین! :smiley (18): نه در سلامتی کامل به سر میبره، ولی تا دوماه پول نداره هاست و این چیزا بگیره! :D بهترین قسمت برنامه گرفتن بستنی از محمد بوووووووووداز صبح که رفتیم همه رو مخش بودن آخر سر قبل خدافظی بالاخره به زورم که شد ازش شیرینی گرفتیم...اگه بدونین چقد افسرده شده بود:lol: واقعا جای همه خالی...:4chsmu1: یه قسمت خنده دیگه هم وقتی بود که گروه مقابل ما واسه پانتومیم(سپیده،آتی، محمدرضا،میلاد،حمیدکدپلاس) هر سری که محمد باید بازی میکرد تو جملشون یه کلمه کردستان میذاشتن... محمدم خودشو نشون میداد بعد با انگشت اشاره میکرد داره میره ما همه میگفتیم کردستان... هرهر هر نخند ببینم. :vahidrk: انقدر موزیانه کار کردی که کسی بابت قبولی دانشگاه تهرانت شیرینی رو نگرفت و زوم کردن رو من. تو شهرستانک که ناهار افتادی بهت میگم خب, خدارو شکر که تونستین از ادمین محمد؛ شیرینی بگیرین :persiana__hahaha: :w888: 8
titi.kh 1793 ارسال شده در 2 آذر، 2011 ببخشید یه سوال دیگه تی تی.خ کیه؟؟ منم منم :girl_blush2: سلااااااااااااام :icon_pf (44): 9
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 2 آذر، 2011 منم منم :girl_blush2:سلااااااااااااام :icon_pf (44): خوشبختم عزیز:icon_pf (44): 4
- Nahal - 47858 ارسال شده در 2 آذر، 2011 منم منم :girl_blush2:سلااااااااااااام :icon_pf (44): سلااااااااااام محل سکونت : همدان 3
titi.kh 1793 ارسال شده در 2 آذر، 2011 سلااااااااااام محل سکونت : همدان سلام من دوسته سپیدم چند روزه از همدان مهمونشون هستم این برنامه کوهم پیش اومد منم که تهران بودم سپیده هم میخواست بیاد در نتیجه منم اومدم :girl_blush2: 7
*mini* 37779 سازنده ارسال شده در 2 آذر، 2011 :w821::w821:خدا کنسل کنه هر چی مسافرت بی موقعست روووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو:w821::w821: 3
*mini* 37779 سازنده ارسال شده در 2 آذر، 2011 مینی بیچاره مینی بد بخت مینی بی نوااااااااااااااااااااااااااااا 4
*mini* 37779 سازنده ارسال شده در 2 آذر، 2011 حالا که خوتم تهنایی پا شدم رفتتتتتتتتتتتتم دل همتون جییییییییز بخورهههههههههه 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 2 آذر، 2011 سلاممن دوسته سپیدم چند روزه از همدان مهمونشون هستم این برنامه کوهم پیش اومد منم که تهران بودم سپیده هم میخواست بیاد در نتیجه منم اومدم :girl_blush2: خوشحالم از آشناییت دختر مهربون ماشالله به همتت 5
HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 2 آذر، 2011 دوستان عزیز(محمد رضا:zadan:)،من گفتم عکس من رو هیچ جا،چه فیسبوک چه سایت نگذار این همه از آدم میپرسید عکسی بذاریم یا نذاریم... خب وقتی من میگم نه برای چی باز عکس میذاری؟ یه بارعکس میندازیم با هزار التماس میرسه دستمون،یه بار وقتی میندازیم دست همه میرسه بعد از مدت ها بچه های انجمن رو دیدم،خیلی لذت بخش بود. رفقای باجنبه، باحال، باصفا! کلا سالی یه بار، اونم تابستون، یه قرار کوه ِدربند ِ خاطره انگیز جور میشه با نواندیشان... اول از همه ، اسطوره ی جنبه ، یک دوست باحال باصفا پیدا کردم! سِــد صدرا ! ( یا همون داش حمید سی اف دی). دیگه سِــد میلاد! هم کلام و رفیق شفیق خودم که تا آخر با هم بودیم. راسی با سید روی اذن دخول به شهر تهران کار کردیم، هرکی پیشنهادی داره، بده. مقام شهدای نواندیشان رو هم برپا کردیم. :d خب نوبت به بچه های اطلاعات عملیات میرسه، حاج حمید کدپلاس. از بچه های جان بر کف که برای پیدا کردن یه زمین صاف و صوف که مناسب اتراق کردن باشه، به هر مکانی سر میکشید. مــَش ممد ! از بچه های دیدبانی ! :d خیلی وقت بود ندیده بودمش، کلی صحبت فنی کردیم، خوب بود. باحال باصفا! شیخ مهدی! از بچه های نیک روزگار... :) و در آخر، دوست خوبم که برای اولین بار بود باهاش آشنا میشدم، محمد رضا، از بچه های خاکی ِ روزگار. :) خانم ها هم که تی تی خخخ ، سپیده و انوشه که خرسند شدیم از همراه بودن باهاشون. خاطره تلخی که نداشتم خدا رو شکر، (البته بچه های لشگر 21 کربلا رو دیدیم که چگونه غیورانه بر دشمن فرضی حمله کردن ولی از اون درگیری فقط بازگشت یک نفر رو شاهد بودیم... :D) شیرین ترین لحظاتی هم که یادم مونده، موقع بازی پانتومیم بود، موقعی که عبارات " اسپاگتی با پنیر موزارِلا " و " کارزا تورس " (یه دانشمند معدنی) رو اجرا میکردم و بچه در زمان عالی، جواب رو میگفتن. در پایان برای همه ی دوستان روزگار خوب و خوش و توام با پیروزی آرزو دارم... لطف داری شوما عزیز منم از زیارت شما خوشحالیدم تازه دوماد جان به مراسم عروسیت(دومادیت)رسیدی؟ بهترین قسمت برنامه گرفتن بستنی از محمد بوووووووووداز صبح که رفتیم همه رو مخش بودن آخر سر قبل خدافظی بالاخره به زورم که شد ازش شیرینی گرفتیم...اگه بدونین چقد افسرده شده بود:lol: واقعا جای همه خالی...:4chsmu1: یه قسمت خنده دیگه هم وقتی بود که گروه مقابل ما واسه پانتومیم(سپیده،آتی، محمدرضا،میلاد،حمیدکدپلاس) هر سری که محمد باید بازی میکرد تو جملشون یه کلمه کردستان میذاشتن... محمدم خودشو نشون میداد بعد با انگشت اشاره میکرد داره میره ما همه میگفتیم کردستان... پرسپکتیو دو نقطه! عکس مردمو اینجا نذارین،اگر هم میذارین سانســور کنین. :zadan: واقعا.... +++ منهای قضیه عکس که درغیابم پیش اومد و خبر نداشتم و بسیار بسیا ناراحت شدم ،،،، روز خوبی درکنار همه دوستان داشتم محمد حسین و تی تی خخخخخخخخخخخ رو که اولین بار بود زیارت میکردم و باعث افتخار سایر دوستان هم که قبلا دیدم و با دیدار مجددشون بسیار مشعوف شدم 8
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 2 آذر، 2011 من عکسایی رو که گذاشته بودم پاک کردم دیروزم از کسی نپرسیده بودم 5
.MohammadReza. 19850 ارسال شده در 2 آذر، 2011 دوستان عزیز(محمد رضا:zadan:)،من گفتم عکس من رو هیچ جا،چه فیسبوک چه سایت نگذاراین همه از آدم میپرسید عکسی بذاریم یا نذاریم... خب وقتی من میگم نه برای چی باز عکس میذاری؟ یه بارعکس میندازیم با هزار التماس میرسه دستمون،یه بار وقتی میندازیم دست همه میرسه لطف داری شوما عزیز منم از زیارت شما خوشحالیدم تازه دوماد جان به مراسم عروسیت(دومادیت)رسیدی؟ پرسپکتیو دو نقطه! واقعا.... +++ منهای قضیه عکس که درغیابم پیش اومد و خبر نداشتم و بسیار بسیا ناراحت شدم ،،،، روز خوبی درکنار همه دوستان داشتم محمد حسین و تی تی خخخخخخخخخخخ رو که اولین بار بود زیارت میکردم و باعث افتخار سایر دوستان هم که قبلا دیدم و با دیدار مجددشون بسیار مشعوف شدم به جز انوشه کسی نگفته بود عکسشو نذارم که فکر میکردم فقط دخترا مشکل داشته باشن فیسبوکم که عکس نذاشتم در کل ببخشید 6
HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 2 آذر، 2011 به جز انوشه کسی نگفته بود عکسشو نذارم کهفکر میکردم فقط دخترا مشکل داشته باشن فیسبوکم که عکس نذاشتم در کل ببخشید نه اتفاقا من چند بار به خودت گفتم که عکس من رو نذار بحث دختر و پسر بودنش نیست،بحث امنیت و مسائل دیگه هست...والا یوزرم هم اسم و فامیل میذاشتم و آواتور هم عکس شخصی فیسبوک رو گفتم که یعنی من گفتم که هیچ جا عکس نذارید خواهش میشه 5
MH.Sayyadi 14584 ارسال شده در 2 آذر، 2011 یکم پانتومیم تمرین کنین یاد بگیرید صاحبقرانیه خیلی خوب اجرا شد:biggrin: خانومه خاااااانووووووم ( من و سپید...گروه سرود لاله های وحشی) مخصوصا تیکه ی صاحب رو خیلی خوب اجرا کردی، اصلا چیزای دیگه رو ممکن نبود حدس بزنن! من استودیو خوب سراغ دارم که بتونن صداتون رو صاف و صوف کننا! :smiley (18): بچه ها این اقایی که تو تابستون کاپشن پوشیده کیه؟؟ هوای کوه خبر نمیکنه، آدم باید آمادگیشو داشته باشه. بجز من بدرد یکی دیگه از بچه ها هم خورد. بعد دیگه این آخرا دست و پاگیر شده بود، پپوشیدم. قیافه ش برای من اشناست..فکر کنم تو یه میتینگ دیدمش... فکر کنم توی یه میتینگ باشگاه بود که اومده بودم، بعدش در مورد کودکایی بیماری های خاص داشتن، یکم بحث کردیم. سر اون گوسفند رو بریدیم حالشو بریدم قسمتیه مارو هم بذار کنار، میام میبرم، :smiley (18): لطف داری شوما عزیز منم از زیارت شما خوشحالیدم تازه دوماد جان به مراسم عروسیت(دومادیت)رسیدی؟ محمد حسین و تی تی خخخخخخخخخخخ رو که اولین بار بود زیارت میکردم و باعث افتخار قربانت داداش، اُه اُه! آقا اصلا یادآوری نکن اون شب رو. خیلی بد بود! :icon_pf (34)::icon_pf (34): 4
.MohammadReza. 19850 ارسال شده در 2 آذر، 2011 نه اتفاقا من چند بار به خودت گفتم که عکس من رو نذاربحث دختر و پسر بودنش نیست،بحث امنیت و مسائل دیگه هست...والا یوزرم هم اسم و فامیل میذاشتم و آواتور هم عکس شخصی گفتم یعنی من گفتم که هیچ جا عکس نذار خواهش میشه ینی الان من که عکسمو گذاشتم باید یوزرمم اسم و فامیلم باشه؟ چه ربطی داره من واقعا نمیدونم کی گفتی عکستو نذارم:icon_pf (34): 4
titi.kh 1793 ارسال شده در 2 آذر، 2011 مخصوصا تیکه ی صاحب رو خیلی خوب اجرا کردی، اصلا چیزای دیگه رو ممکن نبود حدس بزنن! من استودیو خوب سراغ دارم که بتونن صداتون رو صاف و صوف کننا! خواهش میکنم قابل نداشت جایی پانتومیم بود موندی چجوری اجرا کنی خبرم کن بیام :(87): 3
HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 2 آذر، 2011 مخصوصا تیکه ی صاحب رو خیلی خوب اجرا کردی، اصلا چیزای دیگه رو ممکن نبود حدس بزنن! من استودیو خوب سراغ دارم که بتونن صداتون رو صاف و صوف کننا! :smiley (18): هوای کوه خبر نمیکنه، آدم باید آمادگیشو داشته باشه. بجز من بدرد یکی دیگه از بچه ها هم خورد. بعد دیگه این آخرا دست و پاگیر شده بود، پپوشیدم. فکر کنم توی یه میتینگ باشگاه بود که اومده بودم، بعدش در مورد کودکایی بیماری های خاص داشتن، یکم بحث کردیم. قسمتیه مارو هم بذار کنار، میام میبرم، :smiley (18): قربانت داداش، اُه اُه! آقا اصلا یادآوری نکن اون شب رو. خیلی بد بود! :icon_pf (34)::icon_pf (34): تی تی خخخخخخخ موقع اجرا کردن صحبقرانیه اول: دوم:این روسری مال من،این نوشته مال من،پس من صاحب هستم ینی الان من که عکسمو گذاشتم باید یوزرمم اسم و فامیلم باشه؟ چه ربطی دارهمن واقعا نمیدونم کی گفتی عکستو نذارم:icon_pf (34): ممرضا دعوامون میشه هاچرا نمیگیری قضیه رو ول کن الان که ادمین پاکید دیگه هویت نت باید نامعلوم باشه از دید خیلیا 5
.MohammadReza. 19850 ارسال شده در 2 آذر، 2011 آخه یچی میگیا اگه گفته بودی سپیده حداقل باید میشنید و عکستو نمیذاشت بیخیال 2
MH.Sayyadi 14584 ارسال شده در 2 آذر، 2011 تی تی خخخخخخخ موقع اجرا کردن صحبقرانیهاول: دوم:این روسری مال من،این نوشته مال من،پس من صاحب هستم از همه جالب تر این بود که بچه ها فکر میکردن یه عبارت با ده کلمه باید بگن، متوجه نشده بودن که کلمه ی ده حرفی هست. کاخه ِ ِ ِ 4
ارسالهای توصیه شده