farhatami 1390 ارسال شده در 13 آبان، 2012 هر لحظه عاشق بودن سخته هر لحظه یاد چشمات افتادن سخته هر لحظه سوختن و ساختن سخته هر لحظه بی تو بودن سخته هر لحظه به یادت بودن سخته هر لحظه عشقتو خوندن سخته هر لحظه عکست رو بوسیدن سخته هر لحظه تصور آغوشت سخته اما من این سختی رو خیلی دوست دارم چون تو رو نداشتن خیلی سخت تره.......... 1
arash86. 4604 ارسال شده در 13 آبان، 2012 دلم هوای تووووووووووووو کرده بگو چه چاره کنم:icon_pf (34): 4
farhatami 1390 ارسال شده در 14 آبان، 2012 سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه 4
شــاروک 30242 ارسال شده در 14 آبان، 2012 امشب از آن شبهایی است که دلم هوای آغوشت را کرده افسوس که جز زانو های بغل کرده ام مهمانی ندارم...... 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 17 آبان، 2012 دفتری بود که گاهی من و تو می نوشتیم در آن از غم و شادی و رویاهامان از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم من نوشتم از تو: که اگر با تو قرارم باشد تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!! تو نوشتی از من: من که تنها بودم با تو شاعر گشتم با تو گریه کردم با تو خندیدم و رفتم تا عشق نازنیم ای یار من نوشتم هر بار با تو خوشبخترین انسانم... ولی افسوس مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!! 4
شــاروک 30242 ارسال شده در 17 آبان، 2012 بـــعــضــی خـــاطـــراتــــ مــــثل مـــیـــنـهــای عـــمـــل نــکـــرده تـــوی روحــــتــــ کـــاشـــــته شـــده انـــد!… بــــا یــــک حــــرفــــ مــــی تـــرکـــانـــنـــدتــــ...!!! 4
afra68 174 ارسال شده در 18 آبان، 2012 این منم! که نفس های آخرم را میکش.... نه! میچشم! مزه مزه میکنم.... با نوک زبانم! این نفس های آخر چه قدر تلخ است... کمی به شوری میزند.... تهش می توانم ترشی اش را حس کنم اما... شیرین نیست! ...... .. . . همین! 5
sweetest 4756 ارسال شده در 18 آبان، 2012 امشب گوشه ای برایت می نویسم ... کاش به دستت برسد ...! یک روز ... یک نفر ... آمد ... عاشقم کرد ... تمامم کرد ... اما نماند ... رفت ... و تمام مرا با خودش برد ... شاید ... شاید از اول هم به قصد ماندن نیامده بود ... شاید ...! 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 18 آبان، 2012 از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی؛ باز هم به هم می رسیم؛ زمین بیهوده گرد نیست ...! 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 18 آبان، 2012 من مانده ام و یک برگه سفید!!! یک دنیا حرف نا گفتنی!!! و یک بغل تنهایی و دلتنگی... درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند! و برگ سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد! عشق تو نوشتنی نیست... در برگه ام , کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم ! و , وقت تمام است!!! برگه ها بالا... 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 21 آبان، 2012 پشت این نقاب خنده! پشت این نگاه شاد... چهره ی خموش دیگری است... که سالهای سال.. .در سکوت و انزوای محض! بی امید بی امید زیسته! پشت این نقاب خنده... هر زمان،به هر بهانه! با تمام قلب خود گریستم!!! 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 21 آبان، 2012 ای کاش زندگی مثل فوتبال بود که خوشی را پاس جدائی را شوت بی وفائی را فول غم را آفساید ومحبت راگل میکردیم 5
afra68 174 ارسال شده در 24 آبان، 2012 "من" مواظب "خودم" هستم...."خودم" مواظب "من" هست! بدجوری به سمت "خودم" کشیده میشم "من"ی که گم شده بودم! دیگه داشت فراموشم میشد که هستم! انقدر دلواپس شدم واسه "تو" و "او" که تو تمام این مدت خلوت و تنهاییم یادم نبود یه کم یاد خودم باشم! وااااااااااااااای! چه حس خوبیه! حالا خودمو دوست دارم علی رغم همیشه! من شادم و شاد زندگی میکنم آرامش مال منه! و نه"تو" و نه هیچ کس دیگه ای نمیتونه اونو بهم بزنه تا "من" نخوام! خدا رو شکر واسه این لحظه که عاشقانه خودمو دوست دارم! 5
farhatami 1390 ارسال شده در 24 آبان، 2012 در این دنیا کسی همراه من نیست کسی دنبال اشک و آه من نیست رفیقم گرچه میگوید که هستم نمیدانم چرا جان خواه من نیست 4
farhatami 1390 ارسال شده در 24 آبان، 2012 کبوتر با کبوتر ... من ...با تو صدای پر خروش ِ ... من ...با تو همه ناکام گشتتند زین خیانت جدایی ِ میان ِ ... من ... با تو 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 24 آبان، 2012 چه فرقی می کند پائیز یا بهارـ وقتی آنها باشند و تو نباشی چه تفاوتی دارد شنبه و جمعه وقتی هفت روز هفته به انتظار برود؟ مهم این است که لحظه ها می روند و تو نمی آیی؟...:icon_pf (34): 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 25 آبان، 2012 من همون دیوونه ام که هیچوقت عوض نمیشه... همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی باهاش نمیمونه... همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن... همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست... همون ..................... !!! 3
sookut 13735 ارسال شده در 25 آبان، 2012 و باز هم دلتنگی... حتی دیگر نمیتوانم پنهانش کنم دورترها این کار را میکردم افسوس... افسوس که دلتنگیهایم هم دلتنگ شده اند! 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 25 آبان، 2012 دست ها بالا بود هر کس سهم خودش را طلبید سهم هر کس که رسید داغ تر از دل ما بود نوبت من که رسید سهم من یخ زده بود سهم من چیست مگر یک پاسخ پاسخ یک حسرت سهم من کوچک بود قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت وسعتی تا ته دلتنگی ها شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند 3
ارسالهای توصیه شده