شــاروک 30242 ارسال شده در 1 آذر، 2012 روزهای دوری از تو را هرگز نخواهم شمرد تا همیشه بگویم همین دیروز بود… 3
sweetest 4756 ارسال شده در 1 آذر، 2012 تو دور میشوی من در همين دور می مانم پشيمان که شدی برنگرد ! لاشه ی يک دل که ديدن ندارد... 7
شــاروک 30242 ارسال شده در 2 آذر، 2012 دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم : می آید ..... می ماند .... و به تنهائیم پایان میدهد آمد ..... رفت ...... و به زندگی ام پایان داد ... !! 7
afra68 174 ارسال شده در 2 آذر، 2012 .میترسم! می ترسم فقط من باشم نه نیمه گم شده ای نه حسرتی نه انتظاری نه دلواپسی! میترسم نیمه ام به هدر رفته باشه! یعنی ... نه! امکان نداره! حتی اگه نیمه ای از من تلف شده باشه و به هدر رفته باشه اون نیمه "تو " نیستی! خودمم! و این نیمه ای که باقی مونده واسم ...و همه چیزه برام...."تو"یی! 8
پاییزان 3604 ارسال شده در 2 آذر، 2012 چرا نمی گذارند که به یک نفر(او) بگویم: که تا سر حد لطافت نخستین لبخند یک طفل شیر خوار - این مقدمه سپاس ابدی از محبت بی منت مادر- دوستت می دارم 10
moein.s 18985 ارسال شده در 3 آذر، 2012 قدح پُر است از تو....و من خالی م از تو... یک جرعه می خواهم از تو ....ولی جام از دَستم دور است و تو هم از من دور.... 7
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 4 آذر، 2012 خدای من... زندگی را به بهانه خواب... خواب را به بهانه درد... درد را بهبهانه تو فراموش کردم حال خود قضاوت کن که از من چه ماند... ؟؟؟ جز تویی کهوقت و بی وقت من را انکار می کنی... 5
پاییزان 3604 ارسال شده در 4 آذر، 2012 چرا وقتی پلنگ من هوای آسمان دارد همیشه ابر می آید همیشه ماه می گیرد 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 4 آذر، 2012 آرام آرام، آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی و آرامشم را خط خطی کردی؛ و بعد آرام رفتی وهیچ نفهمیدی در تمام این لحظه های آرام چه اضطرابی در من موج می زد کاش یک لحظه، جرات خواندن ناآرامی چشم های مرا داشتی! 5
azarafrooz 14221 ارسال شده در 4 آذر، 2012 من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها یک عالم گله و خدایی بی ادعا گم شده بودم میان دیروز و فردا تا، تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم... اکنون.... من هستم و تنهایی و یک راه بی انتها یک عالم گله و خدایی بی ادعا و باز گم شدم میان خودم و تو تو را گم کردم و انگار گم کردم خودم را.... 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 5 آذر، 2012 همه چیز در تو شکل می گیرد مثل پروانه ... روی جلد کهنه ی کتاب هایت روی نیمکت توی آشپزخانه پیش من پشت در باید بروی ... باید بروی پروانه های من هرگز به خانه بر نمی گردند ... 5
moein.s 18985 ارسال شده در 5 آذر، 2012 شخم زده ام رابطه ها را....دلی ندیدم....که سایزش را گشاد و تنگ کنم... نمی دانم..ایراد از گیرنده است یا فرستنده... 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 6 آذر، 2012 هر کس بهایی می پردازد. بعضی ها بهای رفتن… بعضی ها بهای ماندن. بعضی ها دلشان را می گذارند و می روند. بعضی ها می مانند بی دل بستن. بعضی ها دل می کنند و میروند. بعضی ها می مانند چون نمی توانند دل ببرند. 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 6 آذر، 2012 از خواب می پرم چیزی یادم نمی آید فقط از چشمان خیسم می فهمم كه خواب تو را می دیده ام ای كاش در كنارم بودی تا همانگونه كه دلم را شكستی سكوت تنهاییم را نیز بشكنی كنار پنجره می روم آسمان بر خلاف دل ابریم صاف است مانند هر شب ستاره ها را می شمارم یكی كم است ... شاید امشب هم در جایی كسی مانند من ستاره اش را به بهای دل شكسته ای داده است ... 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 6 آذر، 2012 دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت زندگي بعد تو بر هيچ كس آسان نگرفت چشمم افتاد به چشم تو ولي خيره نماند شعله اي بود كه لرزيد ولي جان نگرفت دل به هر كس كه رسيديم سپرديم ولي قصه عاشقي ما سر و سامان نگرفت تاج سر دادمش و سيم زر، اما از من عشق جز عمر گرانمايه به تاوان نگرفت 7
شــاروک 30242 ارسال شده در 7 آذر، 2012 هــر بار که می خواهـــم به سمتــت بیایــــــم، یادم مـــــی افتـد کــه دلتنگــــــی بهانــه خوبــــی برای تکـــــرار یک اشــــــتباه نیســــت …! 7
moein.s 18985 ارسال شده در 7 آذر، 2012 بی قرار را چاشنی شور زدن دل کردم...شاید قدری آمدنت نزدیک تر شود... دیگر سایزِ دل را فراموش کرده ام که تنگ شده برایت... 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 7 آذر، 2012 همیشه دلتنگی بود و انتظار ، همیشه لبخند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار امروز دیگر مثل همیشه نیست ، حس و حال من مثل گذشته نیست امروز دیگر مثل همیشه نیست ، من هم طاقتی دارم ، صبرم تمام شدنیست 4
پاییزان 3604 ارسال شده در 7 آذر، 2012 با این شراب ها مست نمی شوم دیگر باید دوباره سراغ چشم های تو بیایم... رضا کاظمی 3
ارسالهای توصیه شده