رفتن به مطلب

دلتنگستـان


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

روزهای

 

 

دوری از تو را هرگز نخواهم شمرد

 

 

تا همیشه بگویم

 

 

همین دیروز بود…

  • Like 3
ارسال شده در

تو دور میشوی

من در همين دور می مانم

پشيمان که شدی

برنگرد !

لاشه ی يک دل که ديدن ندارد...

  • Like 7
ارسال شده در

دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم :

 

می آید .....

 

می ماند ....

 

و به تنهائیم پایان میدهد

 

آمد .....

 

رفت ......

 

و به زندگی ام پایان داد ... !!

  • Like 7
ارسال شده در

من....؟

تو....؟

تمام لحظه هایم سوخت!

همین!

  • Like 8
ارسال شده در

.میترسم!

می ترسم فقط من باشم نه نیمه گم شده ای نه حسرتی نه انتظاری نه دلواپسی!

میترسم نیمه ام به هدر رفته باشه!

یعنی ...

نه!

امکان نداره!

حتی اگه نیمه ای از من تلف شده باشه و به هدر رفته باشه اون نیمه "تو " نیستی!

خودمم!

و این نیمه ای که باقی مونده واسم ...و همه چیزه برام...."تو"یی!

  • Like 8
ارسال شده در

چرا نمی گذارند که به یک نفر(او) بگویم:

که تا سر حد لطافت نخستین لبخند یک طفل شیر خوار

- این مقدمه سپاس ابدی از محبت بی منت مادر-

دوستت می دارم

  • Like 10
ارسال شده در

قدح پُر است از تو....و من خالی م از تو...

یک جرعه می خواهم از تو ....ولی جام از دَستم دور است و تو هم از من دور....

  • Like 7
ارسال شده در

خدای من...

زندگی را به بهانه خواب...

خواب را به بهانه درد...

درد را بهبهانه تو

فراموش کردم

حال خود قضاوت کن که

از من چه ماند... ؟؟؟

جز تویی کهوقت و بی وقت من را

انکار می کنی...

  • Like 5
ارسال شده در

چرا وقتی پلنگ من هوای آسمان دارد

همیشه ابر می آید همیشه ماه می گیرد

  • Like 5
ارسال شده در

آرام آرام،

آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی

و آرامشم را خط خطی کردی؛

و بعد

آرام رفتی

وهیچ نفهمیدی

در تمام این لحظه های آرام چه اضطرابی در من موج می زد

کاش یک لحظه،

جرات خواندن ناآرامی چشم های مرا

داشتی!

  • Like 5
ارسال شده در

من بودم و
تنهایی
و یک راه بی انتها

یک عالم گله و خدایی بی ادعا

گم شده بودم میان دیروز و فردا

تا، تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم...

 

اکنون....

من هستم و تنهایی و یک راه بی انتها

یک عالم گله و خدایی بی ادعا

و باز گم شدم میان خودم و تو

تو را گم کردم و انگار گم کردم خودم را....

 

 

  • Like 5
ارسال شده در

همه چیز

در تو شکل می گیرد

مثل پروانه ...

روی جلد کهنه ی کتاب هایت

روی نیمکت

توی آشپزخانه

پیش من

پشت در

باید بروی ...

باید بروی

پروانه های من

هرگز

به خانه بر نمی گردند ...

  • Like 5
ارسال شده در

شخم زده ام رابطه ها را....دلی ندیدم....که سایزش را گشاد و تنگ کنم...

 

نمی دانم..ایراد از گیرنده است یا فرستنده...

  • Like 5
ارسال شده در

هر کس بهایی می پردازد.

 

بعضی ها بهای رفتن… بعضی ها بهای ماندن.

بعضی ها دلشان را می گذارند و می روند.

بعضی ها می مانند بی دل بستن.

 

بعضی ها دل می کنند و میروند.

بعضی ها می مانند چون نمی توانند دل ببرند.

  • Like 5
ارسال شده در

از خواب می پرم

 

چیزی یادم نمی آید

 

فقط از چشمان خیسم می فهمم كه خواب تو را می دیده ام

 

 

ای كاش در كنارم بودی

 

تا همانگونه كه دلم را شكستی

 

سكوت تنهاییم را نیز بشكنی

 

كنار پنجره می روم

 

آسمان بر خلاف دل ابریم صاف است

 

مانند هر شب ستاره ها را می شمارم

 

یكی كم است ...

 

شاید امشب هم در جایی كسی مانند من

 

ستاره اش را به بهای دل

 

شكسته ای داده است ...

  • Like 6
ارسال شده در

دشت خشكيد و زمين سوخت و باران نگرفت

زندگي بعد تو بر هيچ كس آسان نگرفت

 

 

چشمم افتاد به چشم تو ولي خيره نماند

شعله اي بود كه لرزيد ولي جان نگرفت

 

 

دل به هر كس كه رسيديم سپرديم ولي

قصه عاشقي ما سر و سامان نگرفت

 

 

تاج سر دادمش و سيم زر، اما از من

عشق جز عمر گرانمايه به تاوان نگرفت

  • Like 7
ارسال شده در

هــر بار که می خواهـــم به سمتــت بیایــــــم،

 

یادم مـــــی افتـد

 

 

کــه دلتنگــــــی

 

بهانــه خوبــــی

 

برای تکـــــرار یک اشــــــتباه نیســــت …!

  • Like 7
ارسال شده در

بی قرار را چاشنی شور زدن دل کردم...شاید قدری آمدنت نزدیک تر شود...

دیگر سایزِ دل را فراموش کرده ام که تنگ شده برایت...:ws37:

  • Like 4
ارسال شده در

همیشه دلتنگی بود و انتظار ،

 

همیشه لبخند بود

 

و به ظاهر یک عاشق ماندگار

 

امروز دیگر مثل همیشه نیست ،

 

حس و حال من مثل گذشته نیست

 

امروز دیگر مثل همیشه نیست ،

 

من هم طاقتی دارم ،

 

صبرم تمام شدنیست

  • Like 4
ارسال شده در

با این شراب ها

مست نمی شوم دیگر

باید دوباره سراغ چشم های تو بیایم...

 

رضا کاظمی

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...