ترانه18 8013 ارسال شده در 24 تیر، 2012 هر بار پاره ای از وجودم را باخود میبری . . . یا نیا . . . یا نرو . . . 4
skalaskala 1624 ارسال شده در 25 تیر، 2012 [h=6]لحظه هایی هست که دلم برایت تنگ میشود !!! اسم آن لحظه ها را " همیشه " گذاشتم ! [/h] 4
skalaskala 1624 ارسال شده در 25 تیر، 2012 صدای شکستن قلبت را شنیدم...... چه آرام و غریبانه شکست... و تو وتو تنها به من لبخند زدی اکنون دیرگاهیست از آن زمان میگذرد.... ولی هنوز .... زخم نگاه تو بر وجودم التیام نیافته تازه فهمیدم..... تو به امروز من خندیده بودی! 4
skalaskala 1624 ارسال شده در 25 تیر، 2012 سخت است هنگام وداع آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد . 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 26 تیر، 2012 این روزها که می گذرد هر روز احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود یک آشنای دور صدا می زند آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور مثل عبور نوروز مثل صدای آمدن روز است آن روز ناگزیر که می آید روزی که آسمان در حسرت ستاره نباشد روزی که آرزوی چنین روزی محتاج استعاره نباشد ای روز آفتابی ای مثل چشم های خدا آبی ای روزِ آمدن ای مثل روز، آمدنت روشن این روزها که می گذرد هر روز در انتظار آمدنت هستم اما با من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم؟ 3
skalaskala 1624 ارسال شده در 26 تیر، 2012 کفشهایم که جفت میشود، دلم هوای رفتن میکند؛ کودکانه بیقرار تو میشوم، بی آنکه فکرکنم دلتنگ من هستی یا نه… 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 29 تیر، 2012 برای رسیدن به تو بال گشودم پرواز کردم اما سقوط... تاوان با تو پریدن بود 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 29 تیر، 2012 برای رسیدن به تو بال گشودم پرواز کردم اما سقوط... تاوان با تو پریدن بود 2
*mishi* 11920 ارسال شده در 6 مرداد، 2012 من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...!!! 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 6 مرداد، 2012 رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري نخوانيم، براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند طعم توفيق را مي چشاند و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در سرت زنده ميكند "تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است " تنها" بودن ، بودني به نيمه است و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم 5
*Polaris* 19606 ارسال شده در 7 مرداد، 2012 آدم هـــا لالــــت مـــی کننــــد بعـــد هـــی مـــی پــرسنـــد : چـــرا حــرف نمــی زنــی ؟! ایـــن خنـــده دار تـــرین نمـــایشنـــامــه ی دنــیــاســــت ... ! 8
azarafrooz 14221 ارسال شده در 9 مرداد، 2012 بوی تنت را لا به لای استخوانهای شکسته ام پنهان میکنم تو آنقدر تازه ای که من هیچ وقت پیر نمیشوم ! 3
ali-95 104 ارسال شده در 11 مرداد، 2012 چقدر عجیب است ! در خلوتت دلواپس ِخاطره ای باشی ، که تو را بر باد داده است ...!! 7
azarafrooz 14221 ارسال شده در 13 مرداد، 2012 همیشه میان من و من فاصله ای بوده است به اندازه تمامی کوچه های دلواپسی ام تو که امدی فاصله ها جا باز کرده اند اینک میان من و من هزاران فرسنگ فاصله است به اندازه تمامی جاده های انتظار 5
azarafrooz 14221 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 آدما رو زیاد تنها نذارین ، تو تنهاییشون یه دنیایی برا خودشون میسازن که دیگه شما توش نیستین ... 6
sam arch 55881 ارسال شده در 16 مرداد، 2012 سر و پا دل شده است جسمش.... با ضربه ای می شکند دخترک.... انتظار اشک چشمانش را خشک کرده اند... امید دارد روز دیدار اشک شوق بریزد... اما هنوز در سرای دلتنگی است... هم او....هم آن که منتظر اوست... 6
azarafrooz 14221 ارسال شده در 23 مرداد، 2012 دلتنگستان یعنی تو .... خاطراتت ... گرمی دستانت ... حرم نفسهایت ... عشقت ... دلتنگستان یعنی همه این واژه های زیبا و عاشقانه ! 3
ترانه18 8013 ارسال شده در 24 مرداد، 2012 قلک بغض هایم را که بشکنم باز… ناز ترا خواهم خرید و یک بسته مداد رنگی و با هر رنگش باز… ناز ترا خواهم کشید. 4
ارسالهای توصیه شده