رفتن به مطلب

۝ سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید ۝


پست های پیشنهاد شده

This paper examines the role and the position of the English Literature component in the current Malaysian English curriculum. A brief historical overview of the role and the position of English literature in the Malaysian curriculum will be provided. English literature has been through volatile changes throughout the years and is often seen to play a secondary role to help increase English proficiency of students. In the preliminary National Education Blueprint (2013 – 2025), once again English literature is juxtaposed as a tool to help increase English proficiency. Given the many revamps the curriculum in Malaysia has undergone, this paper argues that there is a general state of ambivalence towards the role and position of English Literature in the curriculum. This paper proposes that English Literature as a subject should be reconceptualised given its potential to help educate and prepare young Malaysians for the impact of globalization and the vibrant changes and challenges in the Malaysian political and social context. Literature should no longer be considered merely as a tool to increase English proficiency; it should serve as a bridge to educate young Malaysians about their rich literary traditions, heritage and culture.

 

این نبوده احتمالا :ws3:

لینک ارسال
  • پاسخ 419
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

  • 1 month later...
This style of Yaw bearing is crude but effective

 

what is the meaning of crude here?

 

خوش اومدی.

فک کنم یعنی:

این مدل بیرینگ برای پیچش یاو زیادی هم استاندارد نیست ولی موثره و کار راه اندازه.

 

crude 1 / kruːd / adjective

1 not exact or without any detail, but generally correct and useful approximate : a crude estimate of the population available for work

2 not developed to a high standard, or made with little skill : a crude wooden bridge

crude workmanship

3 offensive or rude, especially in a ***ual way SYN vulgar : crude pictures

His language was often crude.

4 [ only before noun ] crude oil, rubber etc is in its natural or raw condition before it is treated with chemicals

5 in crude terms expressed in a simple way : Private morality, in crude terms, is not the law’s business.

crudely adverb : crudely built shacks

crudeness noun [ uncountable ]

crudity noun [ uncountable and countable ]

لینک ارسال

Constructed in a rudimentary or makeshift way:a relatively crude nuclear weapon

 

This style of Yaw bearing is crude but effective

 

what is the meaning of crude here?

آقا سجاد گفتن، برا تکمیل فکر کنم قشنگ ترین معنی که برا این مورد پیدا کردم اینه: (از آکسفورد نسخه آنلاینشه)

لینک ارسال
  • 5 weeks later...

سلام دوستان...

 

ترجمه (باشه) چی میشه؟

 

مثلا جمله زیر رو ممنون میشم ترجمه کنین به انگلیسی:

 

((امکانش هست که این پارامتر بالا باشه در این قسمت از پره.))

 

در جمله فوق منظور مقدار پارامتر هست.

 

تشکر

لینک ارسال

باشه همون صرف فعل بودن ه.

to be

 

production a blade with high amount of this parameter, is possible?

 

 

من تو ساخت پره متحرک ردیف اول توربین گاز اطلاعات خوبی دارم.

اگر جامع تر بگی چی میخای بهتر می شه نوشت

لینک ارسال

ممنون میشم جملات و کلمات زیر رو ترجمه کنین...ممنون میشم..

 

1.در ردیف اول جدول،برای نشان دادن واحد پارامترهای بی بعد از علامت(-) استفاده شده هست.

 

2.واحد پارامتر G به صورت BN صحیح میباشد.

 

3. f در متن برای دو پارامتر به کار رفته هست.

 

4. در مورد پارامتر AR هم مطابق پارامترهای فرمول حذف شود.

 

5. شکل شماتیک از توربین

 

6. برای وضوح بهتر مش(Mesh or grid) و تقسیم بندی دامنه محاسباتی(Computational domain)، یک مقطع از مش روی هاب را ارائه دهید.

 

7. شکلها و اعداد شکلها دارای وضوح کافی نمیباشند.

 

8. از مطلب ارائه شده در خطوط 3 و4 صفحه 9 چه نتیجه ای مد نظر می باشد؟

 

9. پارامترهای f و G و T به جدول اضافه شود.

 

با تشکر

لینک ارسال
ممنون میشم جملات و کلمات زیر رو ترجمه کنین...ممنون میشم..

 

1.در ردیف اول جدول،برای نشان دادن واحد پارامترهای بی بعد از علامت(-) استفاده شده هست.

 

2.واحد پارامتر G به صورت BN صحیح میباشد.

 

3. f در متن برای دو پارامتر به کار رفته هست.

 

4. در مورد پارامتر AR هم مطابق پارامترهای فرمول حذف شود.

 

5. شکل شماتیک از توربین

 

6. برای وضوح بهتر مش(Mesh or grid) و تقسیم بندی دامنه محاسباتی(Computational domain)، یک مقطع از مش روی هاب را ارائه دهید.

 

7. شکلها و اعداد شکلها دارای وضوح کافی نمیباشند.

 

8. از مطلب ارائه شده در خطوط 3 و4 صفحه 9 چه نتیجه ای مد نظر می باشد؟

 

9. پارامترهای f و G و T به جدول اضافه شود.

 

با تشکر

 

بی بعد

non dimentional

 

 

we use - to introduce parameters without any certain dimensional (non dimensional parameters)

 

این باشه فعلا.

بقیه اش اگ فرصت شد می ام.

لینک ارسال

با سلام و احترام

 

اینو خودم نوشتم ..ترجمه پست قبلیم هست..ممنون میشم ویرایشش کنین:

 

 

  1. It is used by means of sign of (-) for showing non-dimensional parameter in first row of Nomenclature.
  2. Unit of G is BN……… به صورت رو نمیدونم چطور بیان کنم! کلا بلد نیستم چطور میشه این جمله رو نوشت
  3. Parameter of f is used for indicting tow parameter.
  4. Parameter of AR also like other parameter(or according to other parameter) is deleted.
  5. شماتیک رو نمیدونم چیه!
  6. A section of hub mesh is presented in order to clarify mesh and computational domain.
  7. Figure and number of figure have not enough clarification.
  8. اینو واقعا به این شیوه نمیدونم!
  9. Parameter of f, G and T are added in Nomenclature.

لینک ارسال

بستگی داره متن رو برا کجا می نویسید.

اگر مقاله بین الملیی هست، حتما و حتما با کسی ک سطح زبان بالایی داره مشورت کنین.

 

8. از مطلب ارائه شده در خطوط 3 و4 صفحه 9 چه نتیجه ای مد نظر می باشد؟

 

I have some vague points in page 9, lines 3 and 4

could U explain those texts?

 

مهمترین چیز اینکه ب معنی نگاه نکنید.

مفهومی رو ک میخایین منتقل کنید رو در نظر بگیرین و انگلیسی شروع کنین ب نوشتن. و بعد اصلاح . اصلاح.

 

مورد اول هم ب نظرم همون موردی ک خودم گفتم بهتره تا مورد شما.

 

 

Schematic

شماتیک.

 

2.واحد پارامتر G به صورت BN صحیح میباشد.

 

BN is the correct unit to/for parameter G

لینک ارسال

اندیس پارامتر

 

Index of parameter

 

درسته؟

 

ترجمه زیر هم لطف کنین:

 

برای فهم بهتر خواننده

 

مثلا میخوام بگم تصویر کامل توربین را اضافه کنید برای فهم بهتر خواننده.

 

Add a complete image of turbine for better undertanding of reader

 

ممنون میشم راهنمایی کنین

لینک ارسال

  1. Present a section of hub mesh in order to clarify mesh and for dividing of computational domain

 

 

میخوام بگم یه بخشی از مش روی هاب رو به منظور شفاف سازی مش و تقسیم بندی دامنه محاسباتی ارایه دهید.

 

الان تقسیم بندی دامنه محاسباتی رو باید چی بگم؟

لینک ارسال
اندیس پارامتر

 

Index of parameter

 

درسته؟

 

ترجمه زیر هم لطف کنین:

 

برای فهم بهتر خواننده

 

مثلا میخوام بگم تصویر کامل توربین را اضافه کنید برای فهم بهتر خواننده.

 

Add a complete image of turbine for better undertanding of reader

 

ممنون میشم راهنمایی کنین

 

 

ب نظرم اندیکس درست باشه برا اندیس.

ولی. مممم. تو همین فارسی هم من اصطلاح اندیس پارامتر نشنیدم. قاعدتا درک می کنم چیه. ولی ب نظرم ی طور دیگه مطرح بشه بهتره.

 

فهم بهتر رو خوب نوشتین.

این طوری هم میشه گفت

 

a complete image of turbine makes it clear to understand

:icon_gol:

لینک ارسال

  1. Present a section of hub mesh in order to clarify mesh and for dividing of computational domain

 

 

میخوام بگم یه بخشی از مش روی هاب رو به منظور شفاف سازی مش و تقسیم بندی دامنه محاسباتی ارایه دهید.

 

الان تقسیم بندی دامنه محاسباتی رو باید چی بگم؟

 

dividing

ب نظرم division

اسم ش باشه دیگه.

 

for هم اضافه است. ی بار قبل کلریفای نوشتین "تو " دیگه. جمله با اند باید تقارن داشته باشه.

 

Present a section of hub mesh in order to clarify mesh and division of computational domain

 

البته شخصا این جمله رو دوس ندارم.

لینک ارسال
این نوع بررسی هست بسیار مفید برای طراحان.

 

This type of investigation is very useful for designers.

 

ممنون میشم بررسی کنین کجاش اشکال داره.

 

ببخشید دیر دیدم.

تو زبان تخصصی خیلی مهمه ک دقیقا مفهومی ک قراره منتقل بشه شفاف باشه

 

بررسی چی بوده؟

ازمایش تجربی؟ یا تئوری؟

 

ولی در مجموع ب نظرم ترجمه خوبیه :icon_gol:

لینک ارسال
  • 3 weeks later...

سلام ... لطفا یکی جمله زیر رو برای من ترجمه کنه ... ممنون :icon_gol:

 

 

He observed that respondents with the strongest sense of place held generational, social, and cultural ties to the land and community, whereas ‘‘tourists’’ and ‘‘ transients’’ with limited residency were less inclined to report strong emotional and spiritual ties

لینک ارسال
سلام ... لطفا یکی جمله زیر رو برای من ترجمه کنه ... ممنون :icon_gol:

 

 

He observed that respondents with the strongest sense of place held generational, social, and cultural ties to the land and community, whereas ‘‘tourists’’ and ‘‘ transients’’ with limited residency were less inclined to report strong emotional and spiritual ties

 

 

او(پژوهنده) مشاهده کرد که افراد شرکت کننده در تست پرسش ک قوی ترین ادراک را نسبت ب

 

بقیه چند تا اصطلاح جامعه شناسی ه احتمالا نمی دونم من. ترجمه کنم ممکنه گمراه بشه از مفهوم

مثلا این

place held generational

نمیدونم منظورش شکاف بین نسل ها بوده(مثلا دهه50 ها با دهه 80 ها) یا چیز دیگه؟!

لینک ارسال
سلام ... لطفا یکی جمله زیر رو برای من ترجمه کنه ... ممنون :icon_gol:

 

 

He observed that respondents with the strongest sense of place held generational, social, and cultural ties to the land and community, whereas ‘‘tourists’’ and ‘‘ transients’’ with limited residency were less inclined to report strong emotional and spiritual ties

سلام. مفهوم ایشالا همینه:

او مشاهده کرد که پاسخ دهنده هایی که نسبت به مکان، احساس قوی تری داشتند، دارای وابستگی اجتماعی، فرهنگی و نسلی نسبت به زمین و جامعه بودند، در حالی که توریستها و ساکنان موقتی تمایل کمتری به گزارش دادن وابستگی های قوی روحانی و احساسی داشتند.

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...