SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 ما نشون دادیم شایعه هایی که واسه شهرسازا هست اشتباهه :ws28: 3
SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 شیخ و ادمین از لحاظ ظاهری دقیقا عکس هم بودن :دی :ws28: فيل و ... ؟ 3
SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 شما جرأت داری عید بیا کوه :gnugghender: نترسونش من كلي نفوذي بازي درآوردم كه بيارمش بريم حميد كشون و در اواسط عمليات ... روي اون صخره ها ... خوب نميتونه بپره كه :Ghelyon: مهناز جان اينا رو بيخيال خودم مراقبت هستم راستي حميد يادش رفت بگه : شيخ موقع بالا رفتن بچه ها از كوه و سخره هاي مرگبار ، آخرين نفر ميومد كه اگه كسي افتاد بقل بقل نره پايين. خلاصه محافظت از گروه با من بود. جدي نگيريد 7
pianist 31130 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 عجب! من تازه رسیدم حالا رفته بودین کوهنوردی یا تمرین عکاسی؟؟ خوش باشید... :wubpink: 6
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 نترسونشمن كلي نفوذي بازي درآوردم كه بيارمش بريم وحيد كشون و در اواسط عمليات ... روي اون صخره ها ... خوب نميتونه بپره كه :Ghelyon: مهناز جان اينا رو بيخيال خودم مراقبت هستم راستي وحيد يادش رفت بگه : شيخ موقع بالا رفتن بچه ها از كوه و سخره هاي مرگبار ، آخرين نفر ميومد كه اگه كسي افتاد بقل بقل نره پايين. خلاصه محافظت از گروه با من بود. جدي نگيريد بازم شیخ گولی شما که قطب نما بودی بعد شدید محافظ 7
Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 نترسونشمن كلي نفوذي بازي درآوردم كه بيارمش بريم وحيد كشون و در اواسط عمليات ... روي اون صخره ها ... خوب نميتونه بپره كه :Ghelyon: مهناز جان اينا رو بيخيال خودم مراقبت هستم راستي وحيد يادش رفت بگه : شيخ موقع بالا رفتن بچه ها از كوه و سخره هاي مرگبار ، آخرين نفر ميومد كه اگه كسي افتاد بقل بقل نره پايين. خلاصه محافظت از گروه با من بود. جدي نگيريد آروم بگو بابا. :6404: وحید کیه. حمید 4
SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 وحید کیه. حمید :icon_pf (34): خوب ديگه مصدومم مخم كار نميكنه 4
SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 بازم شیخ گولی شما که قطب نما بودی بعد شدید محافظ قربونت. ببين وقتي حميد هلت بده پايين من به عنوان محافظ حتما ميگيرمت حتما. نه مثل فرناز كه دست مينا(mini) رو ول كرد خب مهناز جان قطب نما زماني بود كه نفس داشتم. البته خيلياش فيگور بود وقتي از نفس افتادم شدم محافظ 6
*mishi* 11920 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 گزارش از شرح حال مصدوم : گفتن اين سوراخ روي پات دو سه تا بخيه ميخواد اما چون چند ساعت ازش گذشته قبل از بخيه بايد لبه هاي زخم را بريد تا لبه هاي پوست تازه شود و بعد به علت فاصله اي كه بين دو لبه زخم هست بايد پوست راكشيد و بخيه زد. :banel_smiley_52: خالصه ديدم خيلي چيز ميشه ديگه گفتم بيخيال. كمي وسايل پانسمان تهيه كردم و رفتم خونه. بعد از استحمام موهاي اطراف زخم به علت تميز نگه داشتن زخم زده شد. البته كمي بيشتر تا چسبهايي كه ميزنم روي موهاي پام نباشه كه موقع كندنش چيز چيز بشم. البته موقع استحمام سخنان فرناز در مورد آب گرم و سرد اجرا شد. كه بسي موثر و مفيد فايده قرار گرفت. :imoksmiley: خلاصه اومديم بيرون ضمنا خونش هم بند آمده بود و فقط پلاكت پس ميداد. با بتادين و گاز استيريل زخم تميز تميز شد. در نهايت هم با گاز استريل و چسب لوكوپلاست(ضد حساسيت) پانسمان انجام شد. البته در آينده از پماد نمودن چي چي كه باعث ميشه اين سوراخه زودتر پر بشه استفاده خواهد شد. همين ديگه الآن مصدوم ميزونگ ميزونگه من تازه فهميدم تو زخمي شده بودي!!!!!فكر كردم شلوارت رنگي بوده!!! 6
*mishi* 11920 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 :ws28:خيلي گفتن كه. محمد براش نگه دار خدا حاجت شكم رو زود ميده خیلی تعارف کردیم که ................. خب خجالت كشيدم اخه هيچكي ناهار نخورد جز من!!!!!!!!!!هنوزم خوابشو ميبينم! 4
SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 من تازه فهميدم تو زخمي شده بودي!!!!!فكر كردم شلوارت رنگي بوده!!! ساقيا لطف نمودي قدحت پر مي باد ... كه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد 5
SH E I KH 18713 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 خب خجالت كشيدم اخه هيچكي ناهار نخورد جز من!!!!!!!!!!هنوزم خوابشو ميبينم! ادمين الويه :Ghelyon: 4
*mishi* 11920 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 ساقيا لطف نمودي قدحت پر مي باد كه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد ادمين الويه :Ghelyon: دستپخت كي بود!!!!:persiana__hahaha:من نخودفرنگي دوست نداشتم يواشكي مينداختم دور ولي خوشمزه بود 5
Neutron 60973 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 من تازه فهميدم تو زخمي شده بودي!!!!!فكر كردم شلوارت رنگي بوده!!! پسر عجب سوژه ای بوده! 6
*mishi* 11920 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 پسر عجب سوژه ای بوده! اره خيلي خنديدم بهش:persiana__hahaha: 5
Neutron 60973 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 اره خيلي خنديدم بهش:persiana__hahaha: کار خوبی نکردی به یه ناتوان جسمی خندیدی... 2
*mishi* 11920 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 کار خوبی نکردی به یه ناتوان جسمی خندیدی... خب اونموقه كه نخنديدم بعدش كه اومدم خونه خنديدم تازه كي گفته من بهش خنديدم :w00:يه رگش كاشاني ها...:w00: 2
Neutron 60973 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 خب اونموقه كه نخنديدم بعدش كه اومدم خونه خنديدم تازه كي گفته من بهش خنديدم :w00:يه رگش كاشاني ها...:w00: احساس نمی کنی دچار تناقص شدی؟ 2
Mohammad Aref 120570 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 خب خجالت كشيدم اخه هيچكي ناهار نخورد جز من!!!!!!!!!!هنوزم خوابشو ميبينم! اتفاقاً چون میدونستم بازم میخوای، به همه دوباره تعارف کردم به غیر تو 4
قاصدکــــــــ 20162 ارسال شده در 31 اسفند، 2010 به قول يك بزرگي پيشششته ! جهت حفظ آبرو خودتون جمع كنيد اين تاپيكو كه تا چندي ديگر تاپيك حماسه آفريني اساطير كوهنوردي مشرق زمين رو به چشم خواهيد ديد . 6
ارسالهای توصیه شده