CodePlus 15426 ارسال شده در 30 اسفند، 2010 صخره های مرگ (4هزار فرسنگ بالای کوه) به قلم کدپلاس زمان : پنجشنبه نهم دیماه 1389 مصادف با نمیدنم چندم محرم و چندم کیه میلادی ! مکان : ارتفاعات دربند تهران ساعت 7 من (خودم) زیر مجسمه .. منتظر .. داغون .. خواب .. یخ زده ... ساعتها منتظر شدم تا بالاخر محمد ادمینیان راس ساعت 7:15 نزول اجلال فرمودند ! ساعت 7:30 فک کنم ..فرنوجی پیداش شد .... ما دیدیمشا .. ولی هیشی نگفتیم تا بره سر کار بخندیم .. که متاسفانه زود ما رو دید .. :icon_pf (34): باز هم ساعتها منتظر شدیم تا شیخ الشیوخ .. حاج شیخ مهدی دربندی متخلص به شیخ گولی پیداش شه ..:w140:. انتظار ما ثمری نداشت تا اینکه محمد باهاش تماس گرفت .. تو اون خلوتیه صبح تلفن یه بنده خدائی درست روبرومون زنگ خورد و ما متوجه شدیم که : زکی .. شیخ دو ساعته اونور خیابون منتظره ... بعد از اجتماع عظیم سیل نواندیشانان .. منتظر دو تن از بچه ها علفزار زیر پاهامون روئیدن گرفت !بله درست حدس زدین .. سپیده و مینا (mini) .. حالا چقد معطل این دو فروند انسان وقت شناس شدیم و چه ها گفتیم پشت سرشونو چه ها شنیدیم .... بماند !:ws28: بعد از تجمع تصمیم گرفتیم که بالاخره راه بیافتیم .. چون هادی وآسا حالا حالاها نمیرسیدن بالاخره از راه امامزاده راهی شدیم ... سر بالائی اول رو دوئیدیم :4chsmu1:.. دومی رو همینطور .:icon_pf (19):. سومی راه رفتیم:smiley-gen165: .. چهارمی ریپ زدیم .. تو پنجمی ترکیدیم .. !!!!!!!!!!!!!!!:shame: نشستیم که استراحت کنیم که ییهو 1 پیرمرده رد شد بهمون تیکه انداخت که این مال اون دوئیدن اولتونه ها هر هر...... ! هیشی سکه 1 پولمون کرد ... (خدای ادعای کوهنوردیو ) حالا تو مسیر چه اتفاقی افتادو چند بار بچه های سوسول گروه استراحت کردن .... بماند ... با هزار بد بختی و مکافات .. خودمونو رسوندیم به آبشار ... چن تا عسک گرفتیم و را هی شدیم .... (اینجا احتیاج بود که بچه ها رو بگولیم .. تا بیان بالا .. چون را ه سخت میشد .) باز با هزار بدبختی و مکافات این جماعت سوسول زده رو بردیم بالا ...تا رسیدیم به کمپ اول نواندیش !!(همون قله ای که قبلا فتح کرده بودیم!).. :ws31: صبحونه رو تو ارتفاع 3000 متری از سطح زمین .. میل کردیم و پس از اجرای کنسرت داریوش !!! توسط شیخ گولی:smiley (18): .. و باا هزار گولیدن و التماس .. تونستم بچه ها رو راضی کنم که پا به مسیر بزرگان بزارن ... مسیری که فقط ادموند هیلاری .. اولین فاتح قله اورست رفته بود !! صخره های مرگ .. مکانی مخوف .. که حتی فکر گذر از اون پشت هر کوهنوردی رو میلرزونه ..:banel_smiley_52::banel_smiley_52: بله ما قدم به مکانی گذاشته بودیم که روزی جولانگاه بزرگان کوهنوردی بوده .. چه جانها که در این مکان توسط کوهستان ستانده نشده ... و چه اجسادی که لابلای این تخته سنگهای سر به فلک کشیده رها نشده .. !!!!:4chsmu1: از بین سنگها با هزار مکافات و بدبختی ( برای دوستان :w74:) و بسیار سهل و ساده (برای من )رد شدیم !! عبور ما از این سنگها .. تنها و تنها .. به دلیل ثبت رکورد جهانی و رو کم کنی (برو بچه های تپه نورد مشهد !) بوده و هیچ دلیل دیگری ندارد .. بیخود ما رو به گروههای سیاسی وصل نکنین .. عکسهای بسیاری بر بلندای صخره های خیلی خیلی بلند ( به جان مادرم ) گرفتیم و بسی خوش گذروندیم و حالشو بردیمو و جای هیچ کس رو هم خالی نکردیم .. فقط برای عید که مهناز میاد تهرون .. نقشه قتلشو کشیدیم:gnugghender: عبور از بین صخره های مرگ .. به غیر از خطراتی که داشت و عزرائیلی که دور کلمون پرواز میکرد .. با غرغرهای بسیار بچه ها .. بجز محمد و شیخ مهدی همراه بود .. لازم به ذکر است که گذر از لابلای صخره های مرگ .. یک مصدومیت نیز بهمراه داشت .. شیخ گولی .. که سالها در مکتب بزرگان اهل فن و حوزوی تحصیل کرده بود .. توسط یک صخره بد ! مورد اصابت از نا حیه ساق پا قرار گرفت ... این چیزی جز دسیسه چینی و فتنه عوامل فریب خورده و انگلیس جهانخوار نبود.. سرگرم عشق و حال بودیم که ناگهان تلفن محمد زنگ خورد .. اونور خط هادی بود .. هادی عصبانی:w00: که نتونسته بود ما رو پیدا کنه و باآسا رفته بودند امامزاده .. برای دیدن اونا و برای اینکه از ما دلخور نشن !! و حداقل ما رو بعد از اومدن این همه راه دیده باشن .. من و محمد بسرعت برق و باد راهی پائین شدیم .. بچه های سوسول دیگه .. آرام آرام ... پشت ما حرکت کردن بعد از دیدار با نواندیشان کاشانی .. به اتفاق به سمت ارتفاعات پائین تر از 3000 متر راه افتادیم .. !! بقیه قصه فقط خداحافظی و تشبیه من و محمد و هادی و شیخ مهدی .. توسط دخترای جمع به عروسکهای پشت ویترین گذشت .. (نامردا ) در پایان تشکر میکنم از بچه هائی که صبر بخرج دادن و منه مریضه اذیت و آزار رو تحمل کردن .......... به لطف همه امروز روز خوبی بود ... امیدوارم تکرار بشه :icon_gol: عکسها به محض آماده شدن گذاشته میشود زیاد اسپم کنید .. عکس نمیزارم 49
partow 25305 ارسال شده در 30 اسفند، 2010 بله ما قدم به مکانی گذاشته بودیم که روزی جولانگاه بزرگان کوهنوردی بوده .. چه جانها که در این مکان توسط کوهستان ستانده نشده ... و چه اجسادی که لابلای این تخته سنگهای سر به فلک کشیده رها نشده .. !!!!:4chsmu1: جسد هم دیدین؟ فسیل چی؟ :banel_smiley_52: دایناسور هم بود؟ دیگه چی دیدین؟:JC_thinking: پس عکسا کو؟ :167: عههههههههه ... دیگه چی دیدین؟ :4chsmu1: 13
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 شروع راه .. با گروه کوهنورد نما .. از راست بترتیب :مینا (mini) سپیده و فرناز شیخ الاسلام مهدی و محمد ادمینیان 37
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 استفاده از تجربه شیخ در مسیر یابی و شروع داستان گمشدگان مثلث برمودا ! 35
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 عکسی بیادگار در ارتفاع 2000 متری از راست : من - محمد - شیخ مهدی - مینا - سپیده 32
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 اینقده اینجا حال کردم که نگو ... دوربینه رمو نمیخوند .. اینام زیر آب بودن 32
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 سپیده و فرناز ای دیشون چیه؟ فرناز تو پروفش هست ............. سپیده رو نمدونم ... 10
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 ینی چی فرناز تو پرفش هست؟Frnzt??? آی دیش دیگه .. برو ببین 7
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 لحظه رویت جسد یکی از کوهنوردان .. توسط دختران شجاع نواندیش 27
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 خفم کردن تا 1 عکس ازشون گرفتم .... خودتون قضاوت کنین :icon_pf (34): 31
CodePlus 15426 سازنده ارسال شده در 30 اسفند، 2010 از صحنه های خوردن ، عکس نداشتی!!؟ همه رو خودم خوردم .. اینا هیشی نخوردن که ... هیشکی ام جرات نداره از من سوژه بگیره .. دهه .. 10
ارسالهای توصیه شده