رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

[TABLE]

[TR]

[TD=colspan: 3]27046349201790565875002012252565812.jpg

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[TD=align: center]

معماری، حداقل از اوایل قرن بیستم، مراجع تاریخی را در طرفداری از انتزاع جهانی مسکوت گذاشته است . در دهه ی بعد از جنگ جهانی دوم، که تاریخ دانان معماری شروع به تعیین میراث آوان گارد در جهت ساخت روایتی منسجم از توسعه ی مدرنیسم کردند، به ناچار تحت تاثیر تمایلات معاصر قرار گرفتند . در تاریخ اکنون آنی، آنتونی وایدلرآثار چهار تن از تاریخ دانان معماری مدرن و راه هایی را که تاریخ شان در غالب برنامه هایی کمابیش علنی، برای تئوری و اجرای طراحی در محتوای معاصر ساخته بود، بررسی می کند .

وایدلر بر رهیافت های تاریخی

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
،

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
و مانفردو تافوری و همچنین تفسیر های خاص مدرنیسم که روایت های تاریخی طرح می کنند، تعمق می ورزد . وایدلر نشان می دهد که کافمن مدرنیسم را شبیه به پروژه های اخیر روشنفکری و یکی از فرم های خالصِ هندسی و ساختی بنیادین می پندارد؛ رو منریست را به شکلی مبهم و پیچیده در طراحی معاصر می بیند؛ مدرنیسم بانهَم سرمشق های خود را از اشتیاقات فوتوریست ها می گیرد و " مدرنیسم رنسانسی " تافوری منشا خود را در تقسیم میان ار زیابی های تکنیکیِ برونِلسکی و نوستالژیای فرهنگی آلبرتی کشف می کند . پژوهش وایدلر سازش بدیهی میان تاریخ و طراحی را شرح می دهد که در سراسر گفتمان معماری مدرن پخش می شود و موجب وقوع برخی از هیجان انگیز ترین تجارب معماریِ دوره ی بعد از جنگ شده است .

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

لینک ارسال
  • 3 weeks later...
  • پاسخ 147
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

سیری در هنر و معماری ایران نوشته ی حسین یاوری، تهران، سیمای دانش، ۱۳۸۸

کتاب سیری در هنر و معماری ایران از نخستین مجموعه هایی است که به معرفی هنر و معماری ایران به ویژه در زوایای ناشناخته و راز و رمز های آن پرداخته است.

 

 

 

 

honar-va-memari.jpg

 

 

 

 

 

این کتاب شامل سه فصل است و در انتها تصاویری از آثار هنر و معماری ایران از گذشته تا به امروز به نمایش کشیده شده است. در این نوشتار تأکید بیشتر بر معماری در دوره های مختلفی است که در کتاب آمده است.

فصل اول از کتاب به تعریف و شکل گیری هنر و معماری پیش از تاریخ پرداخته است. در تعریف هنر نظریات ایرانیان و یونانیان باستان، فیلسوف ایتالیایی «بندتوکروچه»، فرانسیس بیکن، امیل زولا، هربرت رید، ارنست فیشر، علی شریعتی، سنت گراها و مدرنیست ها؛ به کار گرفته شده است. در نهایت نتیجه گیری که از مباحث بدست می آید بدین ترتیب است که « هنر بیان زیبایی است از احساسات، ادراکات، عواطف، توانش های فردی و ذوق و مهارت و خلاقیت انسانها که مسئولیتش برقراری ارتباط میان «جهان هستها» با « دنیای بایدها» است» (ص ۱۴).

در بررسی معماری پیش از تاریخ دوران «پارینه سنگی» به عنوان اولین دوره ی هنری انسان معرفی شده که خود به سه بخش کهنه سنگی، میان سنگی و نو سنگی تقسیم می شود. در این بخش نقاشی های غارهای آلتامیرا و لاسکو و نقش برجسته ها و مجسمه های این غارها، اشاره می شود. ” کارشناسان معتقدند که دوره ی دیرینه سنگی از حدود ۴۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ سال ق.م، دوره ی میان سنگی از حدود ۲۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ ق.م و دوره ی نوسنگی از ۱۰۰۰۰ سال پ.م به این سو آغاز شده است” (ص ۱۶). به طور کلی در دوره ی نوسنگی است که انسان از طبیعت جدا شده و دست به ساخت و ساز و تغییر محیط طبیعی خود می زند و در راه تسلط بر محیط خویش گام بزرگی را آن هم در خاورمیانه، بر می دارد و بدین دلیل است که خاورمیانه را «گهواره ی تمدن» نامیده اند.

از آثار شاخص دوران نوسنگی جهان که در این فصل به آنها اشاره شده است می- توان اریحا (از شهرهای قدیمی خاور میانه) و چاتال هویوک حاجیلار ( در آناتولی ترکیه) را نام برد. در انتهای این فصل تصاویری مبتنی بر متن آمده است که به دریافت بصری خواننده کمک قابل توجهی می کند.

فصل دوم از کتاب به هنر و معماری ایران از آغاز تا پایان دوران ایران باستان، می پردازد. در صفحه ی ۲۹ از کتاب آمده است ” معماری سرزمینمان را می توانیم در ادوار تاریخی زیر از آغاز تا پایان ایران باستان مورد مطالعه قرار دهیم:

-معماری ایلامی (عیلامی) – معماری مادی – معماری هخامنشی – معماری اشکانی – معماری ساسانی”.

معماری ایلامی به سه بخش قدیم، میانی و جدید تقسیم بندی شده است و آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفته دوره ی میانی یعنی درخشانترین دوره ی حاکمیت ایلامی هاست. در این دوره معابد، گورها و نقش برجسته های فراوانی بدست آمده که از مهمترین آنها «زیگورات چغازنبیل» است. این معبد عظیم به صورت کامل و از تمامی جوانب توسط عکس هایی از نماها و پلان های مختلف، معرفی شده است. لازم به ذکر است که کتاب در دو بخش به توصیف مرحله ی اول ساختمان یعنی معبد به جز زیگورات و مرحله ی دوم که زیگورات چغازنبیل «معبد اعلی» است می پردازد.

هفت تپه ی خوزستان از دیگر آثار معماری در دوره ی ایلامی میانی است که به بقایای مجموعه ی عظیم آن اشاره شده است.

معماری مادی در دو بخش بررسی شده است:

۱- معماری صخره ای که در آن از مصالح آزاد و طبیعی استفاده شده و در دامنه ی کوهها و صخره ها بنا شده است. آثار این معماری اغلب در نواحی غربی ایران و بخشی از کردستان عراق پراکنده شده است. لازم به ذکر است که این معماری ها اغلب جنبه ی مذهبی دارند.

۲- معماری معمولی: ” که آپار آن در مکانهایی چون تپه ی نوشیجان ملایر، گودین تپه، بابا خان، هگمتانه، زیوییه و… قرار دارد و در کاوشهای باستان شناسی بدست آمده است”(ص ۴۱). کتاب به خوبی پلان و نمادهای مختلفی از این مقبره ها، دخمه ها و دژها، ترسیم و توصیف کرده است و خواننده با دیدن این تصاویر احساس نزدیکی بیشتری با این مکانها پیدا می کند.

آن چنان که در کتاب می خوانیم هنر ایران در دوره ی هخامنشی – پارسیان – هنری است شاهی و سرنوشتش با سرنوشت شاهان هخامنشی پیوند خورده است و در دوران کوروش و داریوش به اوج خود می رسد. “بی تردید مهمترین بنای به جای مانده از دوران مذکور « کاخ های شاهی» است، تاریخ ساختمان این کاخ ها به اواسط قرن ششم ق.م بر می گردد و آغاز آن از «مسجد سلیمان» و بعدها در «پاسارگاد» و «تخت جمشید» بوده است”(ص ۵۴). در پاسارگاد مجموعه ای از بناهای کاخ ها، مقابر، پل و کوشک ها بر پا شده است که در کتاب به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است از جمله ی این مجموعه آثار می توان به تل تخت (تخت سلیمان)، آرامگاه کوروش، کاخ دروازه، کاخ شاهی، کاخ بار عام کوروش، کوشک های باغ شاهی و… اشاره کرد.

یکی ارکان بسیار مهم که نویسنده ی توجه ویژه ای را به آن داشته است ستونها در معماری هخامنشی است. ” ستون عنصر اصلی و اساسی بناهای دوران هخامنشی است و به واسطه ی آن که سر ستونش به شکل سر حیوانات – ندرتا انسان – ساخته می شد، از مجموعه ی دیگر عناصر ساختمانهای تخت جمشید بیرون نمی ماند”ص ۷۰٫

” اقوام پارتی (اشکانیان) نه تنها احیاگر معماری روره ی قبل از سلوکی شدند بلکه تحول ملی و عظیمی در زمینه ی شهر ها و معماری ایجاد کردند و در معماری دو عنصر نو ظهور افزودند: یکی احداث گنبد بر روی چهار ضلعی (مربع شکل) از طریق « فیل پوش ها» و دیگری ساختمان ایوان طاق دار”( ص۷۹). در این بخش می خوانیم: آثار معماری شهر نسا، کاخ هترا، کاخ آشور، کوه خواجه، رباط سفید و معبد آناهیتا.

از خصوصیات دیگر در معماری پارتیان تزئینات فراوانی همچون نقاشی و گچ بری است که به گونه ای وسیع به کار گرفته شده است.

در بخش های انتهایی این فصل به معماری ساسانی پرداخته می شود. در این قسمت نیز همچون سایر بخش ها بعد از توضیحی در مورد سلسله ی ساسانی و نحوه ی شکل گیری و توصیف این قوم به معماری آن با جزئیات در توصیفات و تصاویر پرداخته می شود.

“ساختمان های اصلی معماری ساسانی هم مانند هخامنشیان، کاخ های شاهی بود و اصرارشان بر این بود که مانند آنها شاه را در آپادانای خود همانند خدایی که از آسمان فرود آمده نشان دهند”(ص۸۹). برخی گونه های معمماری ساسانی که در کتاب مورد مطالعه قرار گرفته شامل: قلعه ی دختر- فیروز آباد، کاخ فیروز آباد، تخت نشین (طریال)، طاق کسری ( ایوان مداین)، کاخ بزرگ شاپور، معبد آناهیتای بیشابور و کاخ سروستان (تخت سلیمان) است.

” بخش عظیمی از تزئینات وابسته به معماری دوره ی ساسانی گچ بری است. از تزئینات دیگر وابسته به این دوره موزائیک کاری است که به نحوی شایسته در ایوانهای شرقی و غربی « کاخ بیشابور» استفتده شده است”ص ۱۰۳٫ در ادامه این فصل به صورتی جزئی تر به هنر ایران در این دوره ها پرداخته می شود.

فصل سوم از کتاب به هنر و معماری ایران پس از ظهور اسلام تا دوران معاصر پرداخته است. در صدر اسلام بناها و هنر های تزئینی در دو بخش اساسی تقسیم بندی شده است.

الف- بناها یا معماری اسلامی که بیشتر به صورت مساجد، مقابر، مدارس، کاروانسراها، اماکن مقدس و نیز بازار هستند که از جمله مسجد تاریخانه ی دامغان، مسجد جامع نائین، مقبره های اوایل اسلام، مقبره ی امیر اسماعیل سامانی و گنبد کابوس هستند. ” آنچه مسلم است در این قرون معماران ایرانی به دنبای ابداع نمی رفتند، بلکه سعی داشتند آنچه را بود تکمیل تر کنند” (ص ۱۱۸).

ب- هنر های تزئینی که بیشتر در نگارگری، خوشنویسی، هنرهای صناعی و موسیقی دیده می شود.

در دوره ی سلجوقی معماری ایران مساجد چهاطاقی ساسانی و منزل های خراسانی را مورد تکمیل و توسعه قرار داد و به شکل مربع شکل آجری با پوشش گنبدی رو به سمت قبله ایجاد شد که به آن سبک مسجد چهار ایوانی می گفتند. این سبک در معماری مدرسه و کاروانسرا نیز رعایت می شد. ” در اواخر دوره ی سلجوقی، رنگ و تزئینات گچبری نقش مهمی در معماری به عهده می گیرد که در دوره های بعدی نیز این روش ادامه پیدا می کند”(ص۱۳۶).

در این بخش نیز دو بنای تاریخی به عنوان شاخصه های معماری این دوره؛ مسجد جامع اصفهان و گنبد علی (عالی) به طور کاملی مورد توصیف و ترسیم قرار گرفته اند.

در دوره های ایلخانی و تیموری بدون تردید از جمله بناهای با شکوه گنبد سلطانیه و مسجد جامع ورامین هستند که در اینجا به معرفی خصوصیات آنها پرداخته می شود، علاوه بر این می توان از مسجد کبود تبریز و مدرسه ی غیاثیه خواف نام برد.

” دوره ی صفویه را یکی از اعصار درخشان معماری و هنر ایران می دانیم چرا که تمامی زمینه های هنری از معماری و تزئینات آن، نگارگری و خوشنویسی، موسیقی سنتی، هنر های صناعی، نمایش و در نهایت مباحث حکمی و فلسفی هنر و ادبیان ایران شاهد رشد و شکوفایی هنر و خلق آثار هنری بوده ایم، آثاری که اکنون موجود و یا زینت بخش موزه های سراسر جهان است. معماری دوره ی صفویه که به نام یا سبک اصفهانی معروف است در بناهای مساجد، کاخ ها، کاروانسراها، مدارس، مقابر، حمام ها، پل ها و بازارها به چشم می خورد” (ص ۱۶۵-۱۶۶)

از جمله نمونه هایی که در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته اند مسجد امام (شاه سابق) اصفهان، کاخ عالی قاپو و آرامگاهها هستند. بنابر آنچه در مورد آرامگاهها آمده است در دوران صفویه و روزگار پس از آن این آرامگاهها سیر قهقرایی را طی کرده اند. جایگاه طبیعی چنین آرامگاههایی اغلب کاملا بزرگ و مجلل بوده در حالیکه در این عصر بقاع بزرگ مذهبی ایران کم و بیش با هیأت ظاهری قطعی خود رسید و امروز به همان شکل بر جای مانده است.

در این دوره برای تبلیغ و اجرای احکام و شعایر مذهبی مدارس زیادی ساخته شده است. ” عناصر فضایی-کارکردی مدارس عبارت بوده است از: حجره، مَدرس، کتابخانه، مسجد، اتاق های خادم، چراغ دار و آبکش و سرویس های بهداشتی”(ص۱۸۰). حمام ها، کاروانسراها و پل ها از دیگر مواردی هستند که در ادامه ی این فصل بدانها پرداخته می شود. لازم به ذکر است که در هر یک از این بخش ها به ذکر نام و محل قرار گیری اماکن به گونه ای جزئی پرداخته می شود، پیش از پایان بخش معماری دوره ی صفویه نیز فهرستی از مهمترین مساجد احداث شده در این دوره آورده شده است.

کتاب در نهایت به بررسی معماری و هنر ایران از پایان دوره ی صفویه تا به امروز پرداخته است. ” از آثار شاخص معماری در این دوره با ید از مدرسه و مسجد بزرگ آقا بزرگ در کاشان، مدرسه و مسجد سپهسالار (شهید مطهری)، عمارت کلاه فرنگی و بازار وکیل شیراز – مربوط به دوره ی زندیه – و کاخ گلستان نام برد”(ص۲۱۸). در ادامه ی کتاب نیز مروری بر مدارس ایرانی از پایان دوره ی قاجاریه تا دوران معاصر و نیز اشاره ای به حمام سازی از پایان دوره ی صفویه تا دوران معاصر می شود.

کتاب سیری در هنر و معماری ایران را بایستی کتابی جامع دانست که معماری و هنر ایرانی را در سیری اجمالی ولی کامل از کهن ترین زمان تا دوران معاصر به تصویر کشیده است و خواننده را با تمامی زوایا و جزئیات بناها، مقبره ها، مساجد، کاخ ها و تمامی اماکنی که در کتاب ذکر آن آمده است آشنا می سازد.

فهرست مطالب:

فصل اول: تعریف هنر و شکل گیری هنر و معماری پیش از تاریخ

فصل دوم: هنر و معماری ایران از آغاز تا پایان دوران ایران باستان

۲-۱- کلیات

۲-۲- معماری ایران از کهنترین زمانها تا پایان دوران ایران باستان

۲-۲-۱-معماری دوره ی ایلام

۲-۲-۲- معماری ماد

۲-۲-۳- معماری دوره ی هخامنشی

۲-۲-۴- معماری دوره ی پارتیان (اشکانیان)

۲-۲-۵-معماری دوره ی ساسانی

۳-۲- هنر اران از دوره ی پارینه سنگی تا دوره ی ماد

۲-۴- هنر ایران در دوره های ماد و هخامنشی

۲-۵- هنر ایران در دوره ی اشکانی

۲-۶- هنر ایران در دوره ی ساسانی

فصل سوم: هنر و معماری ایران پس از ظهور اسلام

۳-۱- مقدمه ای بر هنر اسلامی

۳-۲- بناها و هنر های تزئینی اسلامی

۳-۳- هنر و معماری ایران در صدر اسلام (قرون اولیه ی اسلامی)

۳-۳-۱- معماری ایران در اوایل اسلام

۳-۳-۲- درباره ی سایر هنرهای ایرانی در صدر اسلام (از اوایل ظهور اسلام تا آغاز دوره ی سلجوقی)

۳-۴- هنر و معماری ایران در دوره ی سلجوقی

۳-۴-۱- معماری ایران در دوره ی سلجوقی

۳-۴-۲- سایر هنر های ایرانی در دوره ی سلجوقی

۳-۵- هنر و معماری ایران در دوره های ایلخانی و تیموری

۳-۵-۱- مقدمه

۳-۵-۲- معماری ایرانی در دوره های ایلخانی و سلجوقی

۳-۵-۳- سایر هنر های ایرانی در دوره های ایلخانی و تیموری

۳-۶- هنر و معماری ایران در دوره ی صفویه

۳-۶-۱- مقدمه

۳-۶-۲- معماری ایران در دوره ی صفویه

۳-۶-۳- درباره ی سایر هنرهای دوره ی صفویه

۳-۷- هنر و معماری ایران از پایان دوره ی صفویه تا به امروز

۳-۷-۱- مقدمه

۳-۷-۲- معماری ایران پس از دوره ی صفویه تا به امروز

۳-۷-۳- سایر هنرهای سنتی ایران بعد از دوران صفویه

تصاویری از آثار هنر و معماری ایران از گذشته تا به امروز

 

 

لینک ارسال
  • 2 months later...

e2acd1cc-611c-4500-a03c-930f6c4dfcf1.jpg

 

کتاب: تنها دویدن – نوشته ی:نادر خلیلی (خاطرات و زندگینامه) – ناشر:

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
– تعداد صفحات: ۳۲۰ صفحه «تنها دویدن» گزارشِ کارها، فعالیت‌ها وتجربه‌های معمارِ باذوقی است که در پیِ تحققِ آرزوهایش برای ساختنِ خانه‌هایِ گِلی زیبا، راهیِ سفرهای جالبِ پژوهشی به روستاهای ایران می‌شود و با پشتکار و سعیِ مداوم تلاش می‌کند که طرح‌هایش را عملی کند و نشان دهد که با معجزه‌ی عناصر خاک، آب، باد و آتش و با به‌کارگیریِ خلاقانه‌ی تلفیقی از شیوه‌های سنتی و مدرن، می‌توان خانه‌های سرامیکیِ بادوام، ضدزلزله و زیبا بنا کرد.خوب نوشتن راجب نادر خلیلی توضیح واجبات هست و نمیخوام از دوباره بگم که چقدر معماریش رو دوست دارم، چون اینها رو قبلا خیلی گفتم، ولی باید راجب تجربه خوندن این کتاب بگم، که واقعا جادویی و زیبا بود…مخوصا که تعدادی از اتفاقات این کتاب در نزدیکی محل زندگی ما رخ داده از جمله شهریار و جایی به اسم” قطعه چهار” که حوالی رودخانه شور رباط کریم هست. سرتاسر کتاب درس هست از زندگی و تجربیات استاد خلیلی. من خودم به شخصه عاشق خوندن رمان هستم ولی خاطرات رئال، یه چیز دیگست…حالا مخصوصا این خاطرات راجب معمار و معماری و سیستم های خانه سازی هم باشد، دیگه نور علی نور میشه… می خواستم یه خواهش کنم از معدود خواننده های روشن ضمیر این پست، که اگر کتابی در این سبک سراغ دارید به من معرفی کنید که ممنونتون می شوم.در ادامه به معرفی اجمالی این کتاب می پردازم و چند تا از داستان های کوتاه این کتاب رو که قبلا هم در بخش روزنوشت هام منتشر کرده بودم رو براتون می گذارم، پس در ادامه خواهشا همراه سعید باشید.نادر خلیلی در جایی از کتاب می گویید:

«در نیمه راه زندگی از رقابت ها دست شستم و با گامهایی آرام با رویاهایم به راه افتادم، رویایی درباره ی ساختن یک خانه ی ساده ای که به دست انسان و با ارکان اصلی این جهان بنا شود. آب، باد، خاک و آتش. خانه ای با خاک و خشت و آتشی افروخته در آن که خشت ها در هم آمیزد و دیواره ای سنگ گونه پدید آورد و سرانجام این رویاهایم را در عالم حیقت لمس کردم بدون مسابقه دادن با کسی جز با خودم…»

 

بخش هایی از کتاب تنها دویدن….

خلیلی در پیشگفتار این کتاب می نویسد: این کتاب را در بیابان ها و روستاهای ایران، ابتدا به زبان انگلیسی نوشتم، زیرا آرزو داشتم سرزمین و فرهنگ افتخارآمیزی که در آن زاده و بزرگ شده ام در صحنه گسترده تری شناخته شود. آرزو داشتم بدانم بازتاب ایده ه و اندیشه هایم در سطح جهانی و فراتر از مرزهای وطنم چیست و در عین حال می خواستم برای پیشرفت این اندیشه ها از افکار و تجربیات پژوهشگران کشورهای دیگر کمک بگیرم.

او همچنین اشاره می کند که زمانی که در دشت ها و روستاهای ایران و در تنهایی فقط با خودم مسابقه می دادم و در درونم جست و جو می کردم، کتابهایی از این دست، می توانستند دلگرمی و الهام بیشتری به من بدهند. به همین دلیل فکر کردم شاید این کتاب با انتشار به فارسی بتواند مددکار پژوهشگران دیگری باشد….نشان بدهد که آنچه ما در این سرزمین داریم فقط شعر و ادب کهن و بناهای قدیمی نیست، بلکه فرهنگمان مرغزاریست مملو از نهال های جوان و پر ارزشی که اگر آنها را در ژرفای خود بشناسیم و پرورش دهیم در جهان معاصر و دنیای قرن بیست و یکم ،طالب و خریدار بسیار خواهند داشت.

او می نویسد که درسرزمین ایران بزرگانی بوده و هستند که اصل توازن ارکان را شناخته و در هنر و ادبیات و فلسفه و علوم، همچون کمیاگران، ارکان خاک، باد، آب و آتش را خمیرمایه ی کار خود ساخته اند. نه فقط کاربرد این عناصر چهارگانه که امکان کشف نهایتی درسرمنزل مقصود به نام «یکتایی ارکان»، و این بزرگترین درسی بوده است که از این استادان آموخته است.

از نظر خلیلی، قهرمانان این کتاب در حقیقت مردم سادده و زنده دل ایران هستند، کسانی که گنجینه سنت و فرهنگ غنی ما در دلشان نهفته است. او نتیجه ی همه کارهای چندین ساله ی خود را مدیون همین مردم می داند.

او رویای ساختن یک خانه ی ساده را داشته است، خانه ای با خاک و خشت و آتشی افروخته در آن، آتشی که خشت ها را در هم آمیزد و دیوارهایی سنگ گونه پدید آورد. خانه ای مانند یک کوره یا کوره ای مانند یک خانه، آراسته با لعاب های رنگین به زیبایی ابدی ظروف سفالین…. گرما و باران به این خانه صدمه ای نخواهند رساند، باد هم مشکلی نخواهد بود و حتی زلزله های ویرانگر نیز آسیبی نخواهند رسانید.

او معتقد است که یک کوزه گر ساده، راز گل را با انگشتانش حس می کند و ما می توانیم خاک را با احساس خود بفهمیم نه به وسیله ی منطق. همچنین او معتقد است که صنعتی شدن با همه ی زرق و برقش چشمان انسان را کور و او را از دیدن روح نهفته در خاک، عاجز کرده است. بتن و فولاد، جلوی پیشرفت خاک را گرفته اند. طاق و گنبد هایی که زاییده ی خاک و گل هستند با بتن و فولاد کپیه می شوند، در حالی که فرم ها و فضاهای زیبایی که می توانستن با خاک خلق شوند در برهه ای از تاریخ، رها شده اند.

او می نویسد: از زمانی که مقاومت مصالح، شناخته شده و محاسبات فنی، توسعه پیدا کرده است، هیچ مهندس یا معماری جرئت زدن یک طاق خشتی بیشتر از سه متر را ندارد… در حالی که طاق های شش متری و هشت متری شهر یزد هرگز بر اساس تئوری های ریاضی و فنی ساخته نشده، بلکه بر اساس آزادی روح و جرئت پرواز به آن سوی مرزهای سه متری به وجود آمده اند.

همچنین اشاره می کند که ما در شهرها نسلی از انسان های بی مهارت ولی پر ادعا و همه چیز بلد مکانیک، کارگر ساختمانی و تکنسین تولید می کنیم. آنها حتی پیش از آنکه ابزار را بشناسند، متخصص می شوند. در کارهایشان همیشه نوعی بی توجهی دیده می شود و همه آنها به نحوی برخورد می کنند که نشان دهند شأنشان خیلی بالاتر از کاری است که انجام می دهند. بی اهمیتی و بی تفاوتی نسبت به کاری که انجام می دهند، خسارت ها و تلفاتی که این متخصصان به اصطلاح صنعتی شده به بار می آورند اثری چنان عظیم خواهد داشت که در تاریخ ایران بی سابقه بوده است….

راستی در صنعتی شدن با این عجله ما چه می خواهیم به دست بیاوریم؟ آیا قبل از شناختن فرهنگ ماشین، این صنعتی شدن به دردمان خواهد خورد؟

او در مورد مردم و شهرها و احساسشان به آزمایش آب جوش و قورباغه اشاره می کند ؛ قورباغه ای را در کاسه ای پر از آب بر روی شعله آرامی از آتش گذاشته و آتش زیرکاسه را آرام آرام زیاد می کنیم به طوری که قورباغه گرمای تدریجی آب را احساس نمی کند و بدنش به حرارت آب عادت می کند. پس از ساعت ها بالاخره آب آن قدر گرم می شود تا به جوش می آید و قورباغه در حالی که هنوز به آرامی در آب شناور است در آب جوشان می میرد بدون اینکه بداند چه اتفاقی افتاده است. بالا بردن حرارت محیط قورباغه آن قدر آرام و تدریجی بوده است که او را تا نقطه ی مرگ به محیطش عادت داده است. و این مردم در این خیابان ها و در داخل ماشین هایشان درست مانند قورباغه، روح و بدنشان به آرامی به شلوغتر شدن محیط عادت کرده و تغییر در محیط خود را احساس نمی کنند و متوجه نیستند که برایشان چه اتفاقی می افتد، حتی تا نقطه ی مرگ.

او در مورد تجربه ی مردم کویر چنین می گوید: چادری که برای سقف کارگاهم در نظر گرفته بودم چهار نورگیر سقفی داشت اما اوستا رضای چادر ساز ، این نورگیرها را کوچکتر از اندازه هایی که به او داده بودم درست کرده بود. به او اعتراض کردم که داخل چادر تاریک خواهد بود اما او می گوید: به بزرگتر از این احتیاج نیست، همین ها کافی است به آسمان نگاه کن در اینجا نورخورشید اشعه ی خود را مثل سرنیزه به زمین می زند. بعد از اتمام کار که به داخل کارگاه می رویم و پیش خود اعتراف می کنم که به اندازه ی کافی نور وارد می شود، در واقع او در این صحرا نسبت به اشعه ی سوزان خورشید بسیار حساس تر از من است و به خوبی می داند که با آن چه باید بکند و اندازهی نورگیر چقدر باید باشد.

خلیلی بعد از اینکه در ایران به نتجه ای نمی رسد وبی توجهی سازمان ها ی داخل کشور او را مایوس می کند به آمریکا رفته و طرح هایش را در آنجا ارائه می کند و مسئولان ایرانی زمانی طرح های او را جدی می گیرند که یک مهندس بزرگ کانادایی که از فرهنگ و هنر ایران الهام می گرفته ، در این باره با مسئولان صحبت می کند. اما چون از این صحبت ها هم نتیجه ای نمی گیرد، تصیمیم می گیرد که ادامه راه را به تنهایی طی کرده و پژوهش هایش را به اتمام برساند؛ دوباره به کویر بازگشته و آزمایش هایش را از سر میگیرد.

او ایده ی خانه ی سرامیکی خود را با روش کوره های آجرپزی حاشیه ی کویر، می آزماید. قلعه ی مفید، که در حقیقت یک واحد روستایی کشاورزی است که اطرافش را با دیوارهای بلند محاصره کرده و فقط یک در بزرگ برای عبور دارد، اولین جایی است که ایده های خلیلی را به حقیقت تبدیل می کند. او اتاق های خشتی و گلی زیادی را که داخل محوطه ی قلعه برای سکونت رعایای مزرعه های اطراف ساخته شده بود با کمک علی آقا که یک کارگاه سرامیک سازی داشت ، به یک کوره سفال پزی تبدیل کرد و با به آتش کشیدن این اتاق ها خشت ها و ملات ها را همگی به آجر تبدیل کرد. دیوارها و سقفی بسیار محکم تر از آجر خالص؛ حتی مانند صخره سخت و محکم.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

-خدا کند که شما از آنهایی نباشید که آن خانه های سیمانی را برای شهر بوئین زهرا بعد از زلزله ساختند. مردم آن جا آن

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
ها را طویله ی حیواناتشان کردند آن خانه ها برای حیوانات خوب بودند، چون انسان نمیتوانست داخل آن خانه ها دوام بیاورد. در تابستان مثل کوره داغ بود و در زمستان مثل یخچال.

بعد از چند ثانیه سکوت باز ادامه میدهد:

-من پسر عمویی دارم که در بوئین زهرا زندگی میکند و خانه اش را در اثر زلزله از دست داد.دولت بعد از زلزله، خانه هایی سیمانی که به قفس کبوتر می ماند، ساخت و به او هم یکی داد. ما وقتی برای دیدنش رفتیم به خاطر طرز ساخت خانه نمیدانستیم کجا باید کفش هایمان را در آوریم. اصلا معلوم نبود خانه از کجا شروع می شد. این خانه ها را چنان بغل هم ساخته بودند که انگار برای گاو و گوسفند ساخته شده بودند.

-بعدش چه شد؟

-پسر عموی من آن طرف حیاط همین خانه دو اتاق با خشت و گل ساخت و این خانه سیمانی رو طولیه بزغاله هایش کرد.

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

من به طرز چای خوردن یکی از روستاییان دقیق می‌شوم و به نامحدود بودن زمان در این ده می‌اندیشم. زمان در همهٔ شصت هزار روستای این کشور به همین آرامی می‌گذرد. او استکان چای و نعلبکی را بلند می‌کند، یک چهارم چای را در نعلبکی می‌ریزد. استکان چای را پائین می‌گذارد. یک حبه قند برمی‌دارد و در دهانش می‌گذارد. چای را از نعلبکی می‌نوشد. برای مدتی صحبت می‌کند. سپس دوباره همین کار را تکرار می‌کند. برداشتن استکان، کمی چای ریختن در نعلبکی، نوشیدن، صحبت کردن و تکرار دوباره.

آشنایی با سیستم گلتافتن از زبان نادر خلیلی در این کتاب…

خلیلی می نویسد: روش پخت نیر به این شکل است: ما دو بشکه نفت بالای پشت بام قرار می دهیم تا به اندازه ی کافی فشار ایجاد شود و سپس مشعل را در زیر اتاق و در تونلی که له لیرون راه دارد قرار خواهیم داد. آن گاه بشکه های نفت را با لوله کشی به مشعل ها متصل می کنیم. دیگر هیچ! آن چه که اتفاق خواهد افتاد بسیار ساده است. نفت از ارتفاع ۶ متری به داخل مشعل ها جریان پیدا خواهد کرد. ما مشعل ها را با چند تکه چوب، گرم می کنیم و نفتی که به داخل مشعل می رود با حرارت از مایع به حالت گاز در می آید که از سر پستانک های مشعل، مانند جت ، آتش به بیرون خواهد حهید و همین طور ککه نفت جریان پیدا می کند و مشعل داغ می شود، پستانک ها شعله ی آتش را پیوسته به داخل اتاق خواهند پاشید…. مدت پخت این اتاق ۱۷ ساعت به طول می انجامد و دو روز هم طول می کشد تا اتاق به آرامی سرد شود، سپس درب اتاق را باز می کنند، اتاقی که به یک آجر یک پارچه تبدیل شده است. حتی ملات های بین خشت ها هم آجر شده بودند. آخرین بخش رویای خلیلی تبدیل این اتاق پخته به یک اتاق لعابی است ، که مایع لعاب محلی را با استفاده از سم پاش های کشاورزان و با همکاری آنها به در و دیوار وسقف می پاشند و هریک به رسم یادگاری جمله ای و یا اسم و فامیل خود را روی دیوارها می نویسند و همه سعی می کنند دیگران را نیز صدا کنند تا مطمئن باشند که آنها نیز مهمترین چیزی که در دنیا وجود دارد، یعنی اسم خودشان را بر روی دیوار بنویسند تا برای همیشه ثبت شود.

خلیلی بعد از گذشت ۸ ساعت از پختن لعاب ها وبازکردن درب اتاق در توصیف احساس خود چنین می نویسد: اکنون زمان آن فرا رسیده است که ظروف سفالین خود را به اندازه های جدیدی بیافرینیم. از رحم یک کاسه سفالی گام بیرون گذاریم و به فضای اتاق وارد شویم.

اکنون زمان آن فرا رسیده که گامی در تاریخ به عقب برداریم و احساس پدرانمان را که سفال های لعابین را لمس می کردند، لمس کنیم….. اکنون دیگر زمان آن رسیده است که سفال ها، چینی ها و سرامیک های سنگ گونه ای بسازیم که نه تنها به اندازه ی حجم دست هایمان بلکه به گنجایش حجم زندگیمان باشند.

“جان کلام” در بخش پایانی کتاب…

خلیلی در بخش پایانی کتاب «جان کلام» می نویسد:

آیا در دنیای امروز، در پی آمال و آرزوها رفتن و تنها دویدن، یک دیوانگی است؟

آیا پس از سالها تلاش بسیار، اصرار ورزیدن بر آرمان هایی که بارها به بن بست خورده اند هنوز منطقی است؟

او اضهار می کند که عطش رویاهایش به قدری عظیم بوده اند که او را از خانه های ساده خشتی و گلی روستاهای وطنش به سوی کره ماه، مریخ و حتی دورتر کشانده است. اینها نه تنها به دلیل بلند پروازی بلکه نتیجه ی کشش درونی به سوی روح پنهان در وحدت انسان با عناصر آب، باد، خاک و آتش بوده است.

“امروزه نه تنها شور و هیجان خانه های سفالی، مرا تشویق به ادامه ی کار با دانشجویان و همکارانم می کند، بلکه بعد جدیدی نیز با نام «ابرخشت» در روش گلتافتن پیدا شده است که می تواند سرپناهی امن برای میلیون ها انسان که دسترسی به مواد اولیه ی سازه های سفالی ندارند به وجود آورد…..”

او همسفر «طلب» را به عنوان عنصر مشترک در میان همه ی انسان های پر امیدی که آرمانهایی همانند او داشته اند می داند. و «مولانا جلالدین رومی » با این ابیات بیان کرده است:

تو به هر حالی که باشی می طلب

آب می جو دائماً ای خشک لب

کان لب خشکت گواهی می دهد

کو به آخر بر سر منبع رسد

این طلب مفتاح مطلوبات تست

این سپاه و نصرت رایات تست

 

در قسمت های پایانی کتاب ” بازتاب بین المللی گلتافتن ” در بین سازمان ها و ارگانهای جهانی آورده شده و در قسمت “کارنامه” به کارنامه فنی گلتافتن در فن آوری زمین و فضا توسط نادر خلیلی ، دانشجویان و همکاران او اشاره شده است.

 

واقعا کتاب زیباییه، مخصوصا برای اونهایی که به معماری سنتی ایران علافه دارن
:a030:

 

 

لینک ارسال

e2acd1cc-611c-4500-a03c-930f6c4dfcf1.jpg

 

کتاب: تنها دویدن – نوشته ی:نادر خلیلی (خاطرات و زندگینامه) – ناشر:

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
– تعداد صفحات: ۳۲۰ صفحه «تنها دویدن» گزارشِ کارها، فعالیت‌ها وتجربه‌های معمارِ باذوقی است که در پیِ تحققِ آرزوهایش برای ساختنِ خانه‌هایِ گِلی زیبا، راهیِ سفرهای جالبِ پژوهشی به روستاهای ایران می‌شود و با پشتکار و سعیِ مداوم تلاش می‌کند که طرح‌هایش را عملی کند و نشان دهد که با معجزه‌ی عناصر خاک، آب، باد و آتش و با به‌کارگیریِ خلاقانه‌ی تلفیقی از شیوه‌های سنتی و مدرن، می‌توان خانه‌های سرامیکیِ بادوام، ضدزلزله و زیبا بنا کرد.خوب نوشتن راجب نادر خلیلی توضیح واجبات هست و نمیخوام از دوباره بگم که چقدر معماریش رو دوست دارم، چون اینها رو قبلا خیلی گفتم، ولی باید راجب تجربه خوندن این کتاب بگم، که واقعا جادویی و زیبا بود…مخوصا که تعدادی از اتفاقات این کتاب در نزدیکی محل زندگی ما رخ داده از جمله شهریار و جایی به اسم” قطعه چهار” که حوالی رودخانه شور رباط کریم هست. سرتاسر کتاب درس هست از زندگی و تجربیات استاد خلیلی. من خودم به شخصه عاشق خوندن رمان هستم ولی خاطرات رئال، یه چیز دیگست…حالا مخصوصا این خاطرات راجب معمار و معماری و سیستم های خانه سازی هم باشد، دیگه نور علی نور میشه… می خواستم یه خواهش کنم از معدود خواننده های روشن ضمیر این پست، که اگر کتابی در این سبک سراغ دارید به من معرفی کنید که ممنونتون می شوم.در ادامه به معرفی اجمالی این کتاب می پردازم و چند تا از داستان های کوتاه این کتاب رو که قبلا هم در بخش روزنوشت هام منتشر کرده بودم رو براتون می گذارم، پس در ادامه خواهشا همراه سعید باشید.نادر خلیلی در جایی از کتاب می گویید:

«در نیمه راه زندگی از رقابت ها دست شستم و با گامهایی آرام با رویاهایم به راه افتادم، رویایی درباره ی ساختن یک خانه ی ساده ای که به دست انسان و با ارکان اصلی این جهان بنا شود. آب، باد، خاک و آتش. خانه ای با خاک و خشت و آتشی افروخته در آن که خشت ها در هم آمیزد و دیواره ای سنگ گونه پدید آورد و سرانجام این رویاهایم را در عالم حیقت لمس کردم بدون مسابقه دادن با کسی جز با خودم…»

 

بخش هایی از کتاب تنها دویدن….

خلیلی در پیشگفتار این کتاب می نویسد: این کتاب را در بیابان ها و روستاهای ایران، ابتدا به زبان انگلیسی نوشتم، زیرا آرزو داشتم سرزمین و فرهنگ افتخارآمیزی که در آن زاده و بزرگ شده ام در صحنه گسترده تری شناخته شود. آرزو داشتم بدانم بازتاب ایده ه و اندیشه هایم در سطح جهانی و فراتر از مرزهای وطنم چیست و در عین حال می خواستم برای پیشرفت این اندیشه ها از افکار و تجربیات پژوهشگران کشورهای دیگر کمک بگیرم.

او همچنین اشاره می کند که زمانی که در دشت ها و روستاهای ایران و در تنهایی فقط با خودم مسابقه می دادم و در درونم جست و جو می کردم، کتابهایی از این دست، می توانستند دلگرمی و الهام بیشتری به من بدهند. به همین دلیل فکر کردم شاید این کتاب با انتشار به فارسی بتواند مددکار پژوهشگران دیگری باشد….نشان بدهد که آنچه ما در این سرزمین داریم فقط شعر و ادب کهن و بناهای قدیمی نیست، بلکه فرهنگمان مرغزاریست مملو از نهال های جوان و پر ارزشی که اگر آنها را در ژرفای خود بشناسیم و پرورش دهیم در جهان معاصر و دنیای قرن بیست و یکم ،طالب و خریدار بسیار خواهند داشت.

او می نویسد که درسرزمین ایران بزرگانی بوده و هستند که اصل توازن ارکان را شناخته و در هنر و ادبیات و فلسفه و علوم، همچون کمیاگران، ارکان خاک، باد، آب و آتش را خمیرمایه ی کار خود ساخته اند. نه فقط کاربرد این عناصر چهارگانه که امکان کشف نهایتی درسرمنزل مقصود به نام «یکتایی ارکان»، و این بزرگترین درسی بوده است که از این استادان آموخته است.

از نظر خلیلی، قهرمانان این کتاب در حقیقت مردم سادده و زنده دل ایران هستند، کسانی که گنجینه سنت و فرهنگ غنی ما در دلشان نهفته است. او نتیجه ی همه کارهای چندین ساله ی خود را مدیون همین مردم می داند.

او رویای ساختن یک خانه ی ساده را داشته است، خانه ای با خاک و خشت و آتشی افروخته در آن، آتشی که خشت ها را در هم آمیزد و دیوارهایی سنگ گونه پدید آورد. خانه ای مانند یک کوره یا کوره ای مانند یک خانه، آراسته با لعاب های رنگین به زیبایی ابدی ظروف سفالین…. گرما و باران به این خانه صدمه ای نخواهند رساند، باد هم مشکلی نخواهد بود و حتی زلزله های ویرانگر نیز آسیبی نخواهند رسانید.

او معتقد است که یک کوزه گر ساده، راز گل را با انگشتانش حس می کند و ما می توانیم خاک را با احساس خود بفهمیم نه به وسیله ی منطق. همچنین او معتقد است که صنعتی شدن با همه ی زرق و برقش چشمان انسان را کور و او را از دیدن روح نهفته در خاک، عاجز کرده است. بتن و فولاد، جلوی پیشرفت خاک را گرفته اند. طاق و گنبد هایی که زاییده ی خاک و گل هستند با بتن و فولاد کپیه می شوند، در حالی که فرم ها و فضاهای زیبایی که می توانستن با خاک خلق شوند در برهه ای از تاریخ، رها شده اند.

او می نویسد: از زمانی که مقاومت مصالح، شناخته شده و محاسبات فنی، توسعه پیدا کرده است، هیچ مهندس یا معماری جرئت زدن یک طاق خشتی بیشتر از سه متر را ندارد… در حالی که طاق های شش متری و هشت متری شهر یزد هرگز بر اساس تئوری های ریاضی و فنی ساخته نشده، بلکه بر اساس آزادی روح و جرئت پرواز به آن سوی مرزهای سه متری به وجود آمده اند.

همچنین اشاره می کند که ما در شهرها نسلی از انسان های بی مهارت ولی پر ادعا و همه چیز بلد مکانیک، کارگر ساختمانی و تکنسین تولید می کنیم. آنها حتی پیش از آنکه ابزار را بشناسند، متخصص می شوند. در کارهایشان همیشه نوعی بی توجهی دیده می شود و همه آنها به نحوی برخورد می کنند که نشان دهند شأنشان خیلی بالاتر از کاری است که انجام می دهند. بی اهمیتی و بی تفاوتی نسبت به کاری که انجام می دهند، خسارت ها و تلفاتی که این متخصصان به اصطلاح صنعتی شده به بار می آورند اثری چنان عظیم خواهد داشت که در تاریخ ایران بی سابقه بوده است….

راستی در صنعتی شدن با این عجله ما چه می خواهیم به دست بیاوریم؟ آیا قبل از شناختن فرهنگ ماشین، این صنعتی شدن به دردمان خواهد خورد؟

او در مورد مردم و شهرها و احساسشان به آزمایش آب جوش و قورباغه اشاره می کند ؛ قورباغه ای را در کاسه ای پر از آب بر روی شعله آرامی از آتش گذاشته و آتش زیرکاسه را آرام آرام زیاد می کنیم به طوری که قورباغه گرمای تدریجی آب را احساس نمی کند و بدنش به حرارت آب عادت می کند. پس از ساعت ها بالاخره آب آن قدر گرم می شود تا به جوش می آید و قورباغه در حالی که هنوز به آرامی در آب شناور است در آب جوشان می میرد بدون اینکه بداند چه اتفاقی افتاده است. بالا بردن حرارت محیط قورباغه آن قدر آرام و تدریجی بوده است که او را تا نقطه ی مرگ به محیطش عادت داده است. و این مردم در این خیابان ها و در داخل ماشین هایشان درست مانند قورباغه، روح و بدنشان به آرامی به شلوغتر شدن محیط عادت کرده و تغییر در محیط خود را احساس نمی کنند و متوجه نیستند که برایشان چه اتفاقی می افتد، حتی تا نقطه ی مرگ.

او در مورد تجربه ی مردم کویر چنین می گوید: چادری که برای سقف کارگاهم در نظر گرفته بودم چهار نورگیر سقفی داشت اما اوستا رضای چادر ساز ، این نورگیرها را کوچکتر از اندازه هایی که به او داده بودم درست کرده بود. به او اعتراض کردم که داخل چادر تاریک خواهد بود اما او می گوید: به بزرگتر از این احتیاج نیست، همین ها کافی است به آسمان نگاه کن در اینجا نورخورشید اشعه ی خود را مثل سرنیزه به زمین می زند. بعد از اتمام کار که به داخل کارگاه می رویم و پیش خود اعتراف می کنم که به اندازه ی کافی نور وارد می شود، در واقع او در این صحرا نسبت به اشعه ی سوزان خورشید بسیار حساس تر از من است و به خوبی می داند که با آن چه باید بکند و اندازهی نورگیر چقدر باید باشد.

خلیلی بعد از اینکه در ایران به نتجه ای نمی رسد وبی توجهی سازمان ها ی داخل کشور او را مایوس می کند به آمریکا رفته و طرح هایش را در آنجا ارائه می کند و مسئولان ایرانی زمانی طرح های او را جدی می گیرند که یک مهندس بزرگ کانادایی که از فرهنگ و هنر ایران الهام می گرفته ، در این باره با مسئولان صحبت می کند. اما چون از این صحبت ها هم نتیجه ای نمی گیرد، تصیمیم می گیرد که ادامه راه را به تنهایی طی کرده و پژوهش هایش را به اتمام برساند؛ دوباره به کویر بازگشته و آزمایش هایش را از سر میگیرد.

او ایده ی خانه ی سرامیکی خود را با روش کوره های آجرپزی حاشیه ی کویر، می آزماید. قلعه ی مفید، که در حقیقت یک واحد روستایی کشاورزی است که اطرافش را با دیوارهای بلند محاصره کرده و فقط یک در بزرگ برای عبور دارد، اولین جایی است که ایده های خلیلی را به حقیقت تبدیل می کند. او اتاق های خشتی و گلی زیادی را که داخل محوطه ی قلعه برای سکونت رعایای مزرعه های اطراف ساخته شده بود با کمک علی آقا که یک کارگاه سرامیک سازی داشت ، به یک کوره سفال پزی تبدیل کرد و با به آتش کشیدن این اتاق ها خشت ها و ملات ها را همگی به آجر تبدیل کرد. دیوارها و سقفی بسیار محکم تر از آجر خالص؛ حتی مانند صخره سخت و محکم.

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

-خدا کند که شما از آنهایی نباشید که آن خانه های سیمانی را برای شهر بوئین زهرا بعد از زلزله ساختند. مردم آن جا آن

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
ها را طویله ی حیواناتشان کردند آن خانه ها برای حیوانات خوب بودند، چون انسان نمیتوانست داخل آن خانه ها دوام بیاورد. در تابستان مثل کوره داغ بود و در زمستان مثل یخچال.

بعد از چند ثانیه سکوت باز ادامه میدهد:

-من پسر عمویی دارم که در بوئین زهرا زندگی میکند و خانه اش را در اثر زلزله از دست داد.دولت بعد از زلزله، خانه هایی سیمانی که به قفس کبوتر می ماند، ساخت و به او هم یکی داد. ما وقتی برای دیدنش رفتیم به خاطر طرز ساخت خانه نمیدانستیم کجا باید کفش هایمان را در آوریم. اصلا معلوم نبود خانه از کجا شروع می شد. این خانه ها را چنان بغل هم ساخته بودند که انگار برای گاو و گوسفند ساخته شده بودند.

-بعدش چه شد؟

-پسر عموی من آن طرف حیاط همین خانه دو اتاق با خشت و گل ساخت و این خانه سیمانی رو طولیه بزغاله هایش کرد.

 

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

من به طرز چای خوردن یکی از روستاییان دقیق می‌شوم و به نامحدود بودن زمان در این ده می‌اندیشم. زمان در همهٔ شصت هزار روستای این کشور به همین آرامی می‌گذرد. او استکان چای و نعلبکی را بلند می‌کند، یک چهارم چای را در نعلبکی می‌ریزد. استکان چای را پائین می‌گذارد. یک حبه قند برمی‌دارد و در دهانش می‌گذارد. چای را از نعلبکی می‌نوشد. برای مدتی صحبت می‌کند. سپس دوباره همین کار را تکرار می‌کند. برداشتن استکان، کمی چای ریختن در نعلبکی، نوشیدن، صحبت کردن و تکرار دوباره.

آشنایی با سیستم گلتافتن از زبان نادر خلیلی در این کتاب…

خلیلی می نویسد: روش پخت نیر به این شکل است: ما دو بشکه نفت بالای پشت بام قرار می دهیم تا به اندازه ی کافی فشار ایجاد شود و سپس مشعل را در زیر اتاق و در تونلی که له لیرون راه دارد قرار خواهیم داد. آن گاه بشکه های نفت را با لوله کشی به مشعل ها متصل می کنیم. دیگر هیچ! آن چه که اتفاق خواهد افتاد بسیار ساده است. نفت از ارتفاع ۶ متری به داخل مشعل ها جریان پیدا خواهد کرد. ما مشعل ها را با چند تکه چوب، گرم می کنیم و نفتی که به داخل مشعل می رود با حرارت از مایع به حالت گاز در می آید که از سر پستانک های مشعل، مانند جت ، آتش به بیرون خواهد حهید و همین طور ککه نفت جریان پیدا می کند و مشعل داغ می شود، پستانک ها شعله ی آتش را پیوسته به داخل اتاق خواهند پاشید…. مدت پخت این اتاق ۱۷ ساعت به طول می انجامد و دو روز هم طول می کشد تا اتاق به آرامی سرد شود، سپس درب اتاق را باز می کنند، اتاقی که به یک آجر یک پارچه تبدیل شده است. حتی ملات های بین خشت ها هم آجر شده بودند. آخرین بخش رویای خلیلی تبدیل این اتاق پخته به یک اتاق لعابی است ، که مایع لعاب محلی را با استفاده از سم پاش های کشاورزان و با همکاری آنها به در و دیوار وسقف می پاشند و هریک به رسم یادگاری جمله ای و یا اسم و فامیل خود را روی دیوارها می نویسند و همه سعی می کنند دیگران را نیز صدا کنند تا مطمئن باشند که آنها نیز مهمترین چیزی که در دنیا وجود دارد، یعنی اسم خودشان را بر روی دیوار بنویسند تا برای همیشه ثبت شود.

خلیلی بعد از گذشت ۸ ساعت از پختن لعاب ها وبازکردن درب اتاق در توصیف احساس خود چنین می نویسد: اکنون زمان آن فرا رسیده است که ظروف سفالین خود را به اندازه های جدیدی بیافرینیم. از رحم یک کاسه سفالی گام بیرون گذاریم و به فضای اتاق وارد شویم.

اکنون زمان آن فرا رسیده که گامی در تاریخ به عقب برداریم و احساس پدرانمان را که سفال های لعابین را لمس می کردند، لمس کنیم….. اکنون دیگر زمان آن رسیده است که سفال ها، چینی ها و سرامیک های سنگ گونه ای بسازیم که نه تنها به اندازه ی حجم دست هایمان بلکه به گنجایش حجم زندگیمان باشند.

“جان کلام” در بخش پایانی کتاب…

خلیلی در بخش پایانی کتاب «جان کلام» می نویسد:

آیا در دنیای امروز، در پی آمال و آرزوها رفتن و تنها دویدن، یک دیوانگی است؟

آیا پس از سالها تلاش بسیار، اصرار ورزیدن بر آرمان هایی که بارها به بن بست خورده اند هنوز منطقی است؟

او اضهار می کند که عطش رویاهایش به قدری عظیم بوده اند که او را از خانه های ساده خشتی و گلی روستاهای وطنش به سوی کره ماه، مریخ و حتی دورتر کشانده است. اینها نه تنها به دلیل بلند پروازی بلکه نتیجه ی کشش درونی به سوی روح پنهان در وحدت انسان با عناصر آب، باد، خاک و آتش بوده است.

“امروزه نه تنها شور و هیجان خانه های سفالی، مرا تشویق به ادامه ی کار با دانشجویان و همکارانم می کند، بلکه بعد جدیدی نیز با نام «ابرخشت» در روش گلتافتن پیدا شده است که می تواند سرپناهی امن برای میلیون ها انسان که دسترسی به مواد اولیه ی سازه های سفالی ندارند به وجود آورد…..”

او همسفر «طلب» را به عنوان عنصر مشترک در میان همه ی انسان های پر امیدی که آرمانهایی همانند او داشته اند می داند. و «مولانا جلالدین رومی » با این ابیات بیان کرده است:

تو به هر حالی که باشی می طلب

آب می جو دائماً ای خشک لب

کان لب خشکت گواهی می دهد

کو به آخر بر سر منبع رسد

این طلب مفتاح مطلوبات تست

این سپاه و نصرت رایات تست

 

در قسمت های پایانی کتاب ” بازتاب بین المللی گلتافتن ” در بین سازمان ها و ارگانهای جهانی آورده شده و در قسمت “کارنامه” به کارنامه فنی گلتافتن در فن آوری زمین و فضا توسط نادر خلیلی ، دانشجویان و همکاران او اشاره شده است.

 

واقعا کتاب زیباییه، مخصوصا برای اونهایی که به معماری سنتی ایران علافه دارن
:a030:

 

منبع:http://saeedsun.ir

 

 

لینک ارسال

[TABLE=width: 0%]

[TR]

[TD=colspan: 3]2898634994550349835937201334219833.jpg

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[TD=align: center]

من عمیقا به سبکی که بر قوام ان سینما فضاها را در ذهن شکل می دهد و به خلق فضاهایی برای فکر می انجامد و به انعکاسی از معماری ذات گذرای ذهن، تفکر و احساس انسان می رسد علاقه مندم . وظیفه ذهنی ساختمان ها و شهر ساختار دادن به هستی مان در جهان است و همچنین پرداخت پوسته ای است که میان خود تجربی و جهان شکل می گیرد البته باید این سئوال را مطرح کرد که ایا کارگردان فیلم هم می تواند دقیقا همین کار را با تصاویر پخش شده بر پرده سینما انجام دهد؟

این مطلب کوتاه از مقدمه ی یوهانی پالاسما در تحلیلش از پنج فیلم با چهار کارگردان( طناب و پنجره پشتی از هیچکاک، نوستالژیا از تارکوسکی، درخشش از کوبریک و مسافر از آنتونیونی ) تصویر واضحی را از مفاهیم معمار ـ نویسنده به نمایش می گذارد . این گوناگونی، بیشتر همراه با شیوه ی بی همتای هر کارگردان در بازگویی قصه، کیفیت های صوری شان، تکنیک ها، نورپردازی، صحنه پردازی و دیگر متغیر های اصلی فیلم می آید . این تفاوت ها، برای مثال، میان کنترل دست هیچکاک یا کوبریک و رهیافت فی البداهه و لوکیشن های الهام شده ی آنتونیونی، ما را به سوی رویکرد های تحلیلیِ متفاوتی هدایت می کند . (باید اضافه کنم که من تا این فیلم یا دیگر فیلم های تارکوسکی را ندیده باشم مقاله ی پالاسما درباره ی فیلم نوستالژیا را نمی خوانم، دیدن هر فیلم برای من، در فهم و احساس ایده های نویسنده کاملا ضروری است اگر چه دیگران با من موافق نیستند ) . برای مثال ،هر دو فیلم هیچکاک، شامل ترسیمات معماریِ نویسنده، پاسخگوی تکیه ی کارگردان بر جهت ها، فریم، حرکات دوربین ونورپردازی های معینی، برای انتقال مفاهیم واحساسات خاص است .

رگه ی نامتناقض در این کتاب، نقاشی است، ولو اینکه این مبحث قبلا در فاصله ی نزدیک به ده سال و یا بیشتر در جای دیگری چاپ شده باشند . این مبحث از تاریخچه ی شخصی نویسنده سرچشمه می گیرد اما همچنین از هم پوشانی با فیلم درنقاشی ها است که هر اثر هنری، فضای معماری را نمایان می سازد، خواه واقعی یا خیالی . برخی از لحظات روشن فکرانه ی این کتابِ بسیار لذت بخش از مقایسه ی فیلم ها با نقاشی های مشخصی آغاز می شود، در بعضی موارد، صراحتا عمدی، بر بخشی از تفکرکارگردان تاکید می کند .در نهایت، این تاثیر پذیری و هم پوشانیِ فرم های متفاوت بیان است که این کتاب در موردش به شرح می پردازد اگر چه پالاسما وام دارانظباطی ـ متقابل یا توجیه عقلانی رایج در دهه ی نود را در این اثر جای نمی دهد . تاکید او در عوض، بر کیفیت های مشترک معماری و فیلم است و در غالب یک معمار آن چیزی که سازنده می تواند از هر فیلم بیاموزد، در جهتِ کیفیت بالاتری از در ـ جهان ـ بودن است .

[/TD]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

289863499455061647656220131216473.jpg یوهانی پالاسما

لینک ارسال

[TABLE=width: 0%]

[TR]

[TD=colspan: 3]290963499761549656023520139246563.jpg

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[TD=align: center]

کتاب "دنیا سلام" جهت گیری مشخص و سر راست آلیس راثـْـتـُـرن به طراحی و زندگی مدرن است. طراحی یکی از قدرتمندترین نیروها در زندگی ماست. زمانی که بر سریر درست و عالمانه اش گام بر می دارد برای ما شور و لذت و شانس و قدرت و نجابت و خیلی چیزهای دیگر به ارمغان می اورد. اما زمانیکه قدرتش مورد سواستفاده قرار می گیرد، حاصلش بی ثمر، گیج کننده، تحقیرامیز و حتی خطرناک خواهد بود. هیچکدام از ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، از تاثیرات طراحی مبری نیستیم. حضور طراحی در زندگی ما انچنان قوی و نافذ است که حتی اگر مطمئن نباشیم، عملا، احساسات و اعمال مان را منوط به خود خواهد کرد.

کتاب "دنیا سلام، وقتی زندگی و طراحی به هم می رسند" جستاری است بر تاثیر طراحی بر زندگی ما. کتاب نوشته الیس راثترن است و صفحه ارایی و تایپوگرافی ان را ایرما بوم بر عهده داشته است، کتاب توصیفی است از انچه توسط هکرها، طراحان، کشاورزان، کنش گران و طراحان در طول تاریخ بر طراحی رفته است؛ از ابداع نماد دزدان دریایی در قرن 18 ام برای مرعوب کردن قربانیان و وادار نمودن ان ها به تسلیم تا تلاش یک زن برای به دست اوردن پاهایی مصنوعی و همچنین دگرگونی توپ جام جهانی.

در زمانه ای که همه عمیقا درگیر تغییر و سرعت و شدتِ ممزوج با تکنولوژی هستیم و مقیاس ها انچنان متغیر شده اند که می توانند عمیقا در مغاک فرو برندمان، کتاب "دنیا سلام" کمک خواهد کرد که این تغییرات را درک کرده و ان ها را به سود خودمان تغییر دهیم.

کتاب در نوع خودش بی نظیر است، پرچم طراحی را به واقع افراشته است و همه گان از ایو سنت لورن تا منتقدان تایمز و ایوینینگ استاندارد را شیفته خود کرده است.

اتووود پیش از این مقاله ای از آلیس راثترن به نام "

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
" را به چاپ رسانده است.

[/TD]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

2909634997615724333672201332244333.jpg الیس راثترن

لینک ارسال

[TABLE=width: 0%]

[TR]

[TD=colspan: 3]2924635000990148107735201334288103.jpg

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[TD=align: center]

کتاب پرسش های ادراک حسی اول بار در سال 1994 در غالب یکی از شماره های خاص مجله ی معماری اِی+یو به چاپ رسید ولی در سال 2007 تجدید چاپ شد . این کتاب ترکیبی از سه مقاله است؛ فضای معماری : مفهوم در غالب حضور و بازنمود، نوشته ی آلبرتُ پِرِز گومِز؛ مقاله ی دوم معماری هفت حس نوشته ی یوهانی پالاسما و مقاله ی سوم پرسش های ادراک حسی : پدیدار شناسی معماری نوشته ی استیون هال است .

مقاله ی اول فضای معماری : مفهوم در غالب حضور و بازنمود معماری را تنها در دو صفحه از شانزده صفحه ی خود شرح می دهد . این مقاله بسیار خلاصه نوشته شده است و باید چندین بار خوانده شود تا خواننده دریابد که نویسنده سعی در گفتن چه موضوعی را دارد . گومز مقاله اش رابا این داستان آغاز می کند که چگونه معماری و زبان، هم زمان با اختراع آتش ساخته شده اند و توضیح می دهد که " این عمل معمارانه یک کنشِ تاییدِ رویداد در فضا است که از آغاز، با جامعه، فرهنگ و زبان شناسی اش بوده است " . (گومز صفحه ی 9) او با مطرح کردن هنر در یونان قدیم به خصوص تئاتر ادامه می دهد و این که چگونه معماری در خلق فضای عمومی ایفای نقش می کند . بقیه ی این مقاله سعی دارد مقاله ی فضا، اثر پلاتو را برای خواننده شرح دهد و این که چقدر این مقاله مبهم است .

مقاله ی دوم معماری هفت حس بحث می کند که تمام حس ها کاملا با هم در ارتباط هستند . پالاسما توضیح می دهد که معماری تنها به چیزی برای چشم تبدبل شده است ولی در حقیقت تمام حس های انسانی مجذوب معماری می شوند . او می گوید " ما این جهان را با تمام اِگزیستِنس جسمی مان نظاره و لمس می کنیم، می شنویم و اندازه می گیریم و این جهان تجربی، به دور مرکزِ جسم سازمان می یابد و تجزیه می شود " . (پالاسما صفحه ی 35) او با مطرح کردن مصالح و ارتباطشان با حس لامسه ی انسانی، ارتباط نور و سایه با دمای بدن افراد گفتمانش را ادامه می دهد . او توضیح می دهد که چگونه بو و صدا خاطرات فضا را تحریک می کند و در ادامه مثال های ویژه ای را برای استدال خود می آورد .

مقاله ی سوم نوشته ی استیون هال تجربه ی معماری را مطرح می کند و این که چگونه ، بر طبق گفته های هال، ساختمان در میان سکوت ادراکی پدیده ها (فنومن) سخن می گوید . او گفتمان خود را به یازده " پهنه ی پدیدارشناسانه " ـ از پرسپکتیو فضا به صدا و جزئیات ـ می شکند . در هر پهنه، او یک مثال از اثر و ایده های خودش برای قوی تر کردن استدال هایش ارائه می کند . شاید همه ی این مثال ها به استدال های او ارتباط داشته باشند ولی بعضی از مثال ها با هنر بیشتر از معماری در ارتباط هستند . او توضیح می دهد که " که تنها معماری می تواند، همزمان، تمام حس ها ـ تمام پیچیدگی های ادراک حسی را بیدار کند " . ولی طبیعت چطور؟ تمام مثال های او، نور و سایه، آب و حالت فضایی شب، اِلمان های یافت شده در محیط طبیعی هستند .

[/TD]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

[TABLE]

[TR]

[TD=class: DataListItem]

2924635000990389650703201358289653.jpg یکی از صفحات کتاب

 

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=class: DataListItem]

2924635000990544513985201314284513.jpg یکی از صفحات کتاب

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

لینک ارسال

ensanshenasi-maskan-001.jpg

 

نام کتاب : انسان شناسی مسکننویسنده: آموس راپوپورتترجمه : خسرو افضلیانانتشارات: حرفه هنرمنددر تاثیر عوامل مختلف بر شکل بنا فراوان سخن به میان آمده و تاکید بر اینکه عوامل فوق بر نیازها تکیه دارند نیز مورد توجه قرار گرفته است. آما آنچه آموس راپوپورت در کتاب انسان شناسی مسکن مطرح می کند و درخور توجه می باشد این نقطه نظر است که عوامل تاثیر گذار بر شکل، بر نیازها و نوع آن تکیه نمی کند، بلکه به نوع پاسخی که یک فرهنگ به این نیازها می دهد، بستگی خواهد داشت.کتاب با تکیه بر منابع متنوع و غنی و تجربه درخور توجه و شناخت عمیق نویسنده آن که به نقاط مختلف دنیا جهت مشاهده و بررسی دقیق نمونه ها و فرهنگ ها مسافرت کرده و به بررسی میدانی و مقایسه ای نمونه ها در بستر واقعی آن توجه ویژه نشان می دهد، به واکاوی دقیق پدیده سکنی گزیدن می پردازد و یک بار دیگر نشان می دهد که ارائه تحلیل ها و دیدگاه های یک سویه و یک بعدی که هم زمان تکیه بر یک عامل دارند؛ چه عامل اقلیمی، اجتماعی- فرهنگی، موقعیت، تکنولوژیک، مصالح یا مذهب و … نمی توانند گونه ها و شکل های متفاوت و متنوعی را که مسکن می تواند در معماری مردمی داشته باشد را بیان کند. باید اضافه کرد همین نگاه و شیوه برخورد و نتیجه گیری می تواند در فضای مسکونی حال و اصولا معماری امروز صدق کند، شاید علت صلی این باشد که شکل بنا قبل از هر چیز فرهنگی است؛ یعنی عامل فرهنگ است که با تمام پیچیدگی و اهمیت و ظرافت خود همراه و همزمان عوامل دیگر، شکل بنا را تعیین می کنند. هنگامی که بتوان نقش عوامل مختلف را بر شکل مسکن تعیین کرد و عوامل تعیین کننده و تاثیر گذار متمایز گردید، بهتر و بیشتر به این زمینه پی خواهیم برد.این کتاب در شش فصل ۱- طبیعت و تعریف موضوع ۲- نظریه های مختلف درباره شکل مسکن ۳- عوامل اجتماعی- فرهنگی و شکل خانه ۴- اقلیم؛ عامل تغییر دهنده ۵- کنستروکسیون، مصالح و تکنیک؛ عوامل تغییر دهنده ۶- نگاهی به امروز، در ۲۱۰ صفحه تالیف شده است که خواندن آن به تمام دوست داران معماری توصیه می گردد.

 

 

کتاب خیلی خوب و جالبیه اما یه جاهاییش خوب ترجمه نشده:ws37:

لینک ارسال
  • 4 weeks later...

[TABLE]

[TR]

[TD]ketab.jpg

 

درآمدی بر هویت اسلامی در معماری

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]موضوع:[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD] [TABLE]

[TR]

[TD]معماری اسلامی – فلسفه[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]هویت (روانشناسی) در هنر[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]معماری اسلامی – عوامل انسانی[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]معماری اسلامی – ترکیب، تناسب و غیره[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]پدیدآورنده:[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD] [TABLE]

[TR]

[TD]نویسنده:عبدالحمید نقره‌کار[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]نویسنده:مهدی حمزه‌نژاد[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]نویسنده:علی‌محمد رنجبر‌کرمانی[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]ویراستار:سیدنعیم اورازانی[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]ناشر:[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]شرکت طرح و نشر پیام سیما[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]۶۸۰ صفحه – رحلی (گالینگور) – چاپ ۱ – ۲۰۰۰ نسخه ۰ -۹-۹۴۷۶۴-۹۶۴-۹۷۸[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]۹۷۸-۹۶۴-۹۴۷۶۴-۹-۰[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]تاریخ نشر:۰۴/۰۳/۸۸[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

معرفی مختصر کتاب:

بحث هویت به شکل امروزین در جهان اسلام ریشه در سنت‌های ملی ناشی از فروپاشی و عقب‌نشینی حکومت‌ها و نظام‌های اجتماعی در مقابل امواج تجدد و غربی‌سازی در دو قرن گذشته دارد و ایران نیز بخشی از قلمرو وسیع جهان اسلام است که هم به دلایل داخلی و هم خارجی در برخورد با امواج تجدد و سپس استعمار دچار بحران هویت شد. این بحران به سئوال‌های گوناگونی در زمینة هویت اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و مذهبی ملت ایران دامن زد. در کتاب حاضر مسالة هویت در معماری مطرح گردیده و به ضرورت از حوزة معماری به همة بخش‌های فرهنگی نیز کشیده شده است. موضوعات کتاب عبارت‌اند از: مفهوم هویت و بحران آن؛ هویت اسلامی؛ مبانی و معیارهای زیبایی و حسن‌شناسی؛ مبانی و معیارهای هنر و هنرمندی؛ زیبایی، هنر و معماری در آفرینش، روابط متقابل طبیعت با فضای مصنوع؛ تحلیل مهم‌ترین عناصر کالبدی معماری و انواع نظام و سامانه‌ها؛ و تبیین مصادیق شاخص در تمدن اسلامی و استنتاج اصول راهبردی و کاربردی آنها.

لینک ارسال
  • 1 month later...

 

start-page.jpg

 

 

مشخصات:

نوشته: مايك دابليو - لين آسلا

ناشر:طراحان هنر

ترجمه: امير اعلا عديلي

شابک:2369786009152186

تعداد صفحات:236

كد كتاب در بخوان:

اطلاعات چاپ:وزيري/گالينگور - 13911113304

 

یکی از بهترین و کامل ترین کتابهای راندو می باشد .

این کتاب در شش فصل میباشد :

 

۱ – مقایسه چند روش

۲ – جزئیات در راندو

۳ – تحلیل سایت ، پلان ، نما و برش

۴ – اسکیس های سریع

۵ – طراحی فضای بیرونی

۶ – طراحی فضای داخلی

که دارای ۲۳۵ صفحه با کیفیت بالا می باشد .

 

تمامی راندو ها از معماران معروف میباشد و در زیر هر راندو نام فرد ، نوع تکنیک ، اندازه ی اصلی راندو و مدت زمانی که برای آن راندو صرف کرده است .

 

 

قسمتهایی از کتاب

 

4.jpg

 

61.jpg

 

86.jpg

 

103.jpg

 

105.jpg

 

107.jpg

 

116.jpg

 

لینک ارسال

rohemakan.jpg

 

 

 

آنچه سرنوشت رنسانس را رقم زد، ظهور و فهم علم با محوریت فیزیک و ریاضی بود. پس باید به چهره های مهمی چون گالیله، کپلر، کپرنیک، اویلر بیکن و بالاخره نیوتن توجه کرد؛ چرا که اینان در واقع ستون های استوار این دوران بوده اند. آنچه در دوران رنسانس سرنوشت علوم را رقم زد، چالش با ارسطو بود. ارسطوگرایان که در ایتالیا به ویژه در پادوا حاکم بودند در درجۀ اول به فیزیک دلبسته بودند. گالیله تحت تأثیر مکتب پادوا بیش از هر چیز بر نیرو تأکید داشت نه بر خود حرکت، ارسطو در پی تبیین خود حرکت بود، در حالی که آنچه باید به آن توجه کرد تغییر حرکت بود. گالیله به دنبال کپرنیک و کپلر، بر امر ریاضی کردن پدیده های طبیعت انگشت گذاشت. ریاضیات نزد کپرنیک و کپلر بیشتر سویه ای فیثاغورثی داشت؛ اما اینک بُعدی از ریاضی وارد قلمروی علم شد که بیشتر صورتی معقول داشت و کاربرد عملی و تکنولوژیک برایش متصور بود و بیشتر نیازهای مهندسان و پیشه وران را برآورده می کرد. مردان رنسانس علاوه براینکه مردان نظر بودند، مردان عمل نیز بودند.

 

لینک ارسال

book_017.jpg

 

 

سرشت نظمگزیده جلد اولپدیده حیاتنوشته: کریستوفر الکساندرترجمه: دکتر رضاسیروس صبری علی اکبرینشر: پرهام نقشچاپ اول، مهر ۱۳۹۰. منتشر شده در کتاب ماه هنر، شماره ۱۵۹، آذر ماه ۱۳۹۰، ص ۸۲-۸۴. مقدمه:

در قرن بیستم و تا به امروز، تعریف مفهوم نظم، همواره محل کشمکش‌های فکری و نظری در میان فیلسوفان علم بوده است. دانشمندان و نظریه‌پردازان علوم مختلف به ویژه در رشته‌های علمی فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی که مستقیماً با جهان طبیعت در ارتباط‌اند، کوشیده‌اند تا از دل نظام طبیعی موجود در جهان هستی، تعریفی جامع از «نظم» ارایه کنند. در این میان، کریستوفر الکساندر، معمار و ریاضیدان اتریشی نیز کوشیده است تا بر این مبنا، تعریفی از ماهیت نظم ارایه کند تا بر اساس آن بتوان ساختارهایی زنده و منطبق بر سنت‌های جهان طبیعی ساخت.

وی پس از سی سال پژوهش، نتایج تحقیقات خود را در مجموعه چهار جلدی تحت عنوان «سرشت نظم

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
» منتشر ساخت. الکساندر در این مجموعه، نظریه‌ای جدید در معماری، ماده و سازماندهی فضا ارایه کرده که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. فهم او از حقایق بنیادین روش‌های سنتی ساخت و درک آنچه به شهرها و بناها حیات، زیبایی و عملکرد واقعی می‌بخشد در موقعیتی مطرح می‌گردد که به «نظم» در همۀ پدیده‌ها روشنی می‌بخشد.

وی هم‌چنین با ارایه صدها نمونه کوشیده است تا نشان دهد که چگونه نظریه‌های خود را در پروژه‌های اجرایی در سراسر دنیا به‌کار برده است. مجموعه چهار جلدی «شرست نظم»، معماری را در قرن بیست‌ویکم به مثابه یک رشته تحصیلی، یک تخصص، یک فعالیت عملی و به مثابه فلسفۀ اجتماعی بازتعریف می‌کند. به گفتۀ خود او این مجموعه کتاب‌ها، زبان ساخت و گذار از وضعیت فعلی به نوع جدیدی از جامعه را فراهم می‌کند که ریشه در سرشت بشر دارد.

کریستوفر الکساندر هر یک از این چهار جلد را از نظر ساختاری به مثابه کتابی مستقل در نظر گرفته و به این ترتیب بسیاری از مباحث و نمونه‌ها را در هر کجا که لازم بوده، تکرار کرده است. گاهی نیز برای هر بحث نمونه‌های فراوانی ذکر کرده که چند به تشریح بیشتر مبحث کمک کرده، اما گاهی موجب اطاله سخن گردیده است. در ترجمه این مجموعه، با در نظر گرفتن شرایط خاص چاپ و نشر کتاب در ایران، برای پرهیز از افزایش بی‌دلیل حجم کتاب و در دسترس بودن آن برای همۀ مخاطبان مشتاق، سعی شد تا آنجا که ممکن است از تکرار مطالب و مثال‌ها پرهیز گردد و مجموعه چهار جلدی در کنار یکدیگر کامل گردد. از این رو جلد اول، تحت عنوان گزیده مطالب در اختیار استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان قرار گرفته است.

 

 

مروری بر پدیده حیات

فصل نخست: دیباچه

الکساندر در دیباچۀ جلد نخست از مجموعه چهار جلدی سرشت نظم، تحت عنوان «پدیدۀ حیات» به تعریف اصول و مبانی نظریه‌اش می‌پردازد. وی در مقدمه با نقد وضع موجود معماری و شهرسازی مباحث خود را آغاز می‌کند و آشفته‌بازار موجود را ناشی از آشفتگی در جهان‌بینی بشر قرن بیستم نسبت به جهان هستی می‌داند. وی هم‌چنین معماران را مقصر در ایجاد وضع موجود می‌داند و می‌نویسد: «بسیاری از معمارانی که روش­های طراحی ساختمان را به سطوحی جدید ارتقا داد­ه­اند، مسیرهایی پوچ در تفکرات معماری ایجاد کرده­اند که دست به دست هم، زمین را با انبوهی از طرح­های بی­مفهوم و مبتذل مسموم کرده است.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

بر همین اساس می‌نویسد: «در جوامع سنتی، ساختمان معمولاً چیزی برآمده از ارزش­های انسانی بود که کیفیت زندگی را تا حد امکان بالا می­برد و از مفهوم عمیق و معنوی هستی و موجودیت انسان، حمایت می­کرد.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
وی در ادامه به رابطۀ میان جهان‌بینی و معماری می‌پردازد و معماری را وابسته به آن می‌داند. او ایراد کار را در جهان‌بینی امروزی بشر می‌داند و می‌نویسد: «من بر این باورم که اشتباه و سردرگمی ما در هنرِ ساختمان، از ادراک ما از اینکه ماده چیست، سرچشمه می‌گیرد.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

او در ادامه تعاریف موجود از نظم را که توسط اندیشمندان و فلاسفۀ علم ارایه شده است ناکافی می‌داند و تلاش می‌کند تعریف نوینی از نظم ارایه دهد. تعریفی که بر مبنای آن بتوان حیات و سرزندگی آفرید. تعریف کامل و تام نظم از نظر الکساندر، تعریفی است که اصول آفرینش حیات را تعیین و تعریف کند.

 

فصل دوم: پدیدۀ حیات

وی در این فصل که نام کتاب را نیز بر آن گذاشته است، پس از نقد تعاریف موجود از حیات، تعریف مکانیکی زیست‌محیطی از موجودِ زنده را، یعنی موجودی که حرکت و تولید مثل می‌کند و به محرک‌های بیرونی واکنش نشان می‌دهد، ناکافی دانسته و با ارایه نمونه‌هایی نشان می‌دهد که تعریف حیات و سرزندگی مفهومی جامع‌تر و بسیار گسترده است. وی با اشاره به سرزندگی و احساس زنده بودن در دست‌ساخته‌های سنتی (صنایع دستی) این پرسش را مطرح می‌کند که: «به­راستی این حیات چیست؟ و یا چگونه ممکن است تعریف شود؟»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

او در پاسخ به این پرسش می‌نویسد: «حیات به معنای جامع آن - چه از نظر شکلی، هندسی، ساختاری، اجتماعی و زیست‌شناسی - مقصود اصلی و نهایی من از حیات است. چنین حیاتی، شامل حیات ژرف در ساختارهای هندسی است که در نمونه­های تاریخی مشاهده می‌‌کنیم. هم‌چنین شامل جریان زندگی عادی و فعالیت­ها و رویدادهای روزمره است که باعث می‌شوند ما احساسی از زنده­بودن داشته باشیم. و حیاتی که زندگی روزانه پرشوری را برای انسان­ها، حیوان­ها و گیاهان فراهم می­کند. و هم‌چنین شامل تعریف حیات در علم زیست­شناسی نیز می­شود.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

فصل سوم: کلیت و تئوری مراکز

الکساندر برای تبیین تعریفش از «حیات» به مثابه یک پدیده، خود را نیازمند به زبانی جدید می‌داند که واژگان منحصر به خود دارد. وی مفاهیم «کلیت یکپارچه» و «مراکز» را تعریف می‌کند و می‌نویسد: «مفهوم کلیت آنگونه که من آن را تعریف می کنم، و مفهوم مراکز همانطور که من آنها را به مثابه بلوک­های ساختمانی سازنده کلیت بیان می­کنم، در دیدگاه من ابزاری ضروری برای درکحیات هستند.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
وی کلیت را ساختاری ظریف و دقیق می‌داند که در هر بخش از فضا سیال و متحرک است و به آسانی تحت تأثیر تغییرات هندسی قرار می‌گیرد. به گفتۀ او: «کلیت به­طور پیوسته در طی زمان، تغییر می­یابد و تابعی از تغییرات در پیکره­بندی درون و بیرون خود است.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

فصل چهارم: چگونه کلیت حیات می‌آفریند؟

الکساندر در فصل چهارم کتاب به چگونگی آفرینش حیات از طریق تئوری کلیت و مراکز می‌پردازد. او حیات را ناشی از کلیت می‌داند که توسط مراکز آفریده شده است. در این تئوری هر مرکز از سطحی از حیات برخوردار است. هم‌چنین مراکز در افزایش میزان حیات خود به یکدیگر وابسته‌اند و بر هم تأثیر متقابل می‌گذارند. هر مرکز از نظام آرایش فضایی دیگر مراکز خلق می‌شود و می‌تواند در میزان و کیفیت حیات مرکز دیگر اثر گذاشته و حیات آن را تقویت یا تضعیف نماید. او برای درک بهتر خواننده از این موضوع، مثال‌های متعددی از جمله حیات و سرزندگی در طرح کاشی‌کاری مسجد الحمرا را ذکر می‌کند و نشان می‌دهد که مراکز در این طرح چگونه تعریف می‌شود و هر یک چگونه بر مرکز نزدیکش و در نهایت در کلیت آن اثر می‌گذارد. پس از آن او به ذکر نمونه‌هایی از مراکز و کلیت در ساختمان‌ها می‌پردازد تا نظریه‌اش را در معماری دنبال کند.

 

فصل پنجم: پانزده خصلت بنیادی

در فصل پنجم، که مهم‌ترین فصل این کتاب نیز محسوب می‌شود، نویسنده به تشریح ویژگی‌های هندسی مشترکی می‌پردازد که در به گفتۀ او پانزده خصلت بنیادی نهفته در هر ساختار زنده است. او این پانزده خصلت بنیادی را در طی بیست سال مشادهداتش ثبت و ضبط کرده است.

او در این باره می‌نویسد: «من به این نتیجه رسیدم که پانزده ویژگی ساختاری بارها و بارها در اشیایی که زنده تراند، ظاهر می­شوند. این پانزده ویژگی عبارت اند از :

1- مقیاس­های مختلف

2 – مراکز نیرومند

3 – مرزها

4 – تکرار متناوب

5 – فضای معیّن

6 – شکل خوب (نیکو)

7 – تقارن موضعی

8 – انسجام و ابهام عمیق

9 – تضاد

10 – درجه بندی

11 – ناهمگونی

12 – پژواک

13 – فضای خالی

14 – سادگی و آرامش درونی

15 – جدایی ناپذیری»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

او با نمونه‌های متعدد این پانزده خصلت را تشریح می‌کند و در انتها به کنش‌های متقابل آنها می‌پردازد. او شناخت هر یک را مشروط به شناخت دیگری و شناخت مجزای هر یک را بسیار دشوار می‌داند. او در جدولی کنش‌های متقابل آنها را نشان می‌دهد.

فصل ششم: پانزده خصلت در طبیعت

فصل ششم، شاید زیباترین فصل این کتاب باشد. آنجا که نویسنده آن پانزده ویژگی هندسی بنیادی را در طبیعت جستجو می‌کند و نمونه‌هایی زیبا از آنها ارایه می‌دهد. او بیان می‌کند که این پانزده ویژگی در هر سطحی از مقیاس در طبیعت قابل مشاده است. او مطالعه و دقت در طبیعت را از آن رو مهم می‌داند که هیچ چیز در طبیعت در خلاف سرشت انسان نیست و همواره طبیعت می‌تواند الگوی آفرینش حیات و سرزندگی است. او که به دنبال نگرشی جدید به معماری است، آن را الزاماً با نگرشی جدید در شناخت ماده و فضا و بنیادهای روشی که جهان هستی بر مبنای آن شکل گرفته، در پیوند مستقیم می‌داند. از این رو مطالعه طبیعت و نظام‌مندی آن اساس نظریه او را شکل می‌دهد.

او با ذکر نمونه‌های فراوان به تشریح آن پانزده خصلت در طبیعت و در انتها به تبیین مفهوم ساختار زنده می‌پردازد. وی در این باره می‌نویسد: «بر حسب توصیفات من، طبیعت به مثابه کلیتی است که از ساختارهای زنده تشکیل شده است. جنگل‌ها، آبشارها، صحرای بزرگ آفریقا و تپه­های شنی­اش، گرداب­های نهرها، بلورهای یخ، کوه­های یخ، اقیانوس­ها، همۀ اینها- چه اجزای جاندار (گونه­های گیاهی و جانوری) و چه اجزای بی­جان (اجزای معدنی و کانی و ...) - هزاران گونه از ساختارهای زنده را در خود دارند. همۀ این اجزا، چه جاندار و چه بی­جان، همگی بر حسب آنچه که من تعریف نمودم، زنده­اند. سیرت این ساختارهای زنده متفاوت با سیرت دیگر ساختارهایی است که می­توانند ظاهر شوند. این همان سرشتی است که می­توانیم آن را سرشت زندۀ طبیعت بنامیم.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

فصل هفتم: باززنده‌سازی فضا

نویسنده در این فصل از کتاب به بحث «تزیین و عملکرد» می‌پردازد. او با ذکر نمونه‌هایی از فرایند ساختن در نظام سنتی ساخت، به این موضوع می‌پردازد که اساساً تزیین و عملکرد دو مفهوم مجزا از یکدیگر نبوده‌ و نمی‌تواند باشد. او هر دو را به یک اندازه حائز اهمیت و تفکیک آنها را مردود می‌داند.

او تعریف عملکرد و تزیین را در درون تعریف ساختار زنده می‌داند و می‌نویسد: «چیزی جز ساختار زنده در جهان وجود ندارد، و این ساختار زنده، تمام آن چیزی است که به عنوان دلیل هر پدیده بدان نیاز داریم. ما می­توانیم به­طور کامل عملکرد را، از خلال ساختار زنده توصیف کنیم، و ساختار زنده، مکرراً، در ایدۀ مراکز زنده وجود دارد.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
او در این بحث، اصالت را به حبات مراکز می‌دهد و به خواننده توصیه می‌کند همۀ تفاسیر عملکردگرایانه را به جز حیات مراکز از ذهش بیرون کند.

 

نتیجه‌گیری

نویسنده در نتیجه‌گیری کتاب نخست خود، به تلاش‌اش در ارایه نظریه‌ای جدید در معماری اشاره می‌کند. خط مشی‌ای که به معماری محتوا و معنای جدید می‌بخشد. او در این باره می نویسد: « مهم­ترین مسأله­ای در اینجا مطرح است این است که­ خط­مشی که من ارائه کرده­ام بر آنچه که بیشتر مردم به عنوان حقیقیت یا واقعیت تجربه کرده­اند، استوار است. این نیز ریشه در مشاهداتم در طول سی سال دارد. این ماهیت تجربی و واقعی، اصولاً، توافق را برای ما ممکن می سازد.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

او آشفتگی در معماری معاصر را به دلیل فقدان مبنایی منسجم که ریشه در حس مشترک و مشاهدات و تجربیات انسانی داشته باشد، می‌داند. وی می‌نویسد: «سبک­های قرن اخیر- مدرنیسم، پست مدرنیسم، معماری ارگانیک، معماری های­تک – و سایر سبک­های گوناگون- همان قدر به بحث گذاشته شده­اند که در مورد آخرین مدل لباس بحث می شود. در دنیا، فقدان بحث منطقی مشهود است. معماری با پول و قدرت و تصاویر سحرانگیز، اجین و مدون شده است.»

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

«برای داشتن یک تئوری عملی معماری که بتواند ساختار زنده را در جهان­هستی بیافریند، نیازمند ایجاد و خلق روش­ها و فرآیندهایی هستیم که نجوایی از روش­های سنتی و باستانیِ آفرینش را در خود دارند و همچنان به آینده بسیار دور اشاره دارند و به ابدیت می­نگرند. زمانی که آفرینش ساختار زنده می­تواند توسط همۀ ما به عنوان اساسی­ترین وظیفۀ انسانی درک شود.»

لینک ارسال

Untitled-11.jpg

 

نام کتاب : معماری و راز جاودانگی ، راه بی زمان ساختننویسنده : کریستوفر الکساندرترجمه : مهرداد قیومی بید هندیناشر: مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی این کتاب با مقدمه ای زیبا از دکتر مهدی حجت شروع می شود. او در مورد الکساندر می نویسد:الکساندر جزو معدود معماران معاصر است که در مواجهه با معماری و شهرسازی سعی دارد با پرداختن به مظروف راهی برای تدوین ظرف بیابد…نویسنده درباره خواندن این کتاب اشاره کرده است که اگر بخواهید دید کلی از مطالب کتاب داشته یاشید می توانید ۱ ساعته مروری بر آن داشته باشید . بدین صورت که مطالب مهم کتاب با خطی متفاوت نوشته شده است.نگاهی به فصول این کتاب:راه بی زمان :هر بنا یا شهری تنها به میزانی زنده است که به راه بی زمان ملتزم باشدفصل اول: راه بی زمانکیفیت : برای یافتن راه بی زمان نخست باید کیفیت بی نام را بشناسیم.فصل دوم : کیفیت بی نامفصل سوم: زنده بودنفصل چهارم : الگوی رویدادهافصل پنجم: الگوی فضافصل ششم: الگوهایی که زنده اندفصل هفتم: کثرت الگوهای زندهفصل هشتم: خود کیفیتدروازه: پس برای نیل به کیفیت بی نام باید زبان الگوی زنده ای پدید آوریم که چون دروازه عمل کند.فصل نهم: گل و دانهفصل دهم: زبان های الگوفصل یازدهم: زبان های الگو- دنبالهفصل دوازدهم: قدرت خلقه زبانفصل سیزدهم: از کار افتادن زبانفصل چهارهم: الگوهای مشترکفصل پانزدهم: واقعیت الگوهافصل شانزدهم: ساختار زبانفصل هفدهم: تکامل زبان مشترک شهرراه: وقتی دروازه را ساختیم می توانیم ازآن بگذریم و قدم در راه بی زمان بگذاریم.فصل هجدهم: قدرت ژنتیکی زبانفصل نوزدهم: تشخص فضافصل بیستم: هربار یک الگوفصل بیست و یکم: شکل دادن یک بنافصل بیست و دوم: شکل دادن مجموعه بناهافصل بیست و سوم: روند ساختفصل بیست و چهارم: روند ترمیم و اصلاحفصل بیست و پنجم: پدید آمدن تدریجی شهرفصل بیست و ششم: هویت جاودانهجوهره راه: اما این راه کامل نمی شود مگر آنکه دروازه را پشت سر بگذاریمفصل بیست و هفتم: جوهره راهخواندن این کتاب به تمامی علاقمندان به معماری توصیه می شود.

لینک ارسال

دو کتاب قبلی نوشته کریستوفر الکساندر دو تا از بهتری کتابهاییه که خیلی شیرین و جالب از بعد جدیدی به معماری نگاه میکنه:ws37:

کتاب دیگه ای که از کریستفر الکساندر چاپ شده کتاب زبان الگو هست که در ادامه کتاب معماری و رازجاودانگی و به گفته خودش به عنوان جلد دومش چاپ شده

9780195019193.jpg

 

از اینجا هم میتونین دانلودش کنین:a030:

http://www.noandishaan.com/forums/thread114186.html#post1253699

لینک ارسال

 

vlbsvikm7ltivaz3uu1e.jpg

 

 

 

نقش فضا در معناری ایران؛ هفت گفتار درباره زبان و توان معماری

 

نویسنده: محمد رضا حائری

ناشر: دفتر پژوهش های فرهنگی

چاپ اول:1388

قیمت :3600 تومان

 

*به همراه گزیده ای از کتاب

 

 

 

به نقل از زروان

gozide.pdf

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

معرفی کتاب؛معماری سطوح

 

bnj43wbr7xxu2zmqbcpk.jpg

 

* نویسنده: دیوید لیتربارو ،محسن مصطفوی

* مترجم: مصطفی کیانی

* ناشر: دانشگاه هنر

* چاپ اول: 1389

*قیمت : 6400 تومان

*

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.

 

 

به نقل از زروان

لینک ارسال
  • 1 month later...

[TABLE=width: 637]

[TR]

[TD=class: Center, align: left]23634986382793677187201359113673.jpg[/TD]

[TD=colspan: 2]ارزیابی برترین شهرهای جهان [/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]نویســـــــــــــــنده : [/TD]

[TD]كريستوفر كندي[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]ناشــــــــــــــــــــر : [/TD]

[TD]جهاد دانشگاهی[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]ســــــال نشــــــــر : [/TD]

[TD]1391 - فارســی[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD]متـــــرجــــــــــــــم : [/TD]

[TD]شریفه سرگلزائی و مهناز اکبری[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD][/TD]

[TD][/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=colspan: 2]قرن 21، به عنوان قرن شهری نامگذاری شده است. همان طور که اقتصاد جهانی به‌وسیله موج‌های سبز، محیط‌زیست و تکنولوژی‌های اطلاعاتی تغییر کرده است، شهرها طلایه‌دار عصر جدید فراصنعتی هستند. آغاز این عصر در سال 1998 توسط سکولار آلن ج. سکات، بیان شده بود، کسی که در نوشته هایش اشاره کرده بود که اقتصاد سرمایه‌داری جهانی جدید با مناطقی متشکل از بلوک‌های ساختمانی زیرساختی یا موتورهای تمام سیستم در حال به وجود آمدن است. همچنین اسکات تشخیص داد که شهرها در قلب این مناطق اقتصادی گسترده‌اند. توضیحات بیشتر درباره موارد، عنوان و هدفی است که کتاب: «شهرهای بزرگ جهانی» رویشان تمرکز کرده است. من کاملا پیرو تعریف شهر جهانی به عنوان یک مرکز کنترل در اقتصاد جهانی نیستم و مفهوم شهر جهانی به عنوان مرکز خدمات رسانی که سازکیا سازن بیان داشته، هر چند ارتباط بسیار قوی بین کنترل و ثروت وجود دارد، اما تمرکز من، روی شهرهایی است که بر اساس ارزش دارایی شهروندان خود ثروتمند هستند و عموما به مراکز تجاری گرایش داشته و دارای بانک‌های عمده و فروشگاههای تجاری‌، ‌باشند. اولا به دنبال درک این موضوع بودم که چگونه شهرها به مراکز تجاری و در نتیجه شهرهای ثروتمند تکامل می‌یابند و دیگر اینکه چگونه رشد اقتصادی که از طریق خروجی یا درآمد در مفهوم اقتصاد متعارف اندازه‌گیری شده است، به طور عمومی در شهرها اتفاق می‌افتد. این کتاب دارای محتوای چند رشته‌ای می‌باشد. در درجه اول این کتاب اکتشافی از تئوری اقتصاد از آغاز تا انتهای تاریخ شهر است، همچنین از نظرات چندین اقتصاددان در زمینه اکولوژی پیروی می‌کند. نمونه‌های موردی بسیار زیادی از تاریخ شهر برای تأیید مباحث پیرامون چگونگی رشد و توسعه شهر را مورد بررسی قرار می‌دهد. تئوری اقتصادی‌ که بیش از همه و به طور معمول مورد استفاده قرار می‌گیرد، اقتصاد خرد و کلان است. چنانکه مرسوم است تئوری اقتصادی به طور کلی گسترش یافته است. به هر حال من به زمینه اکولوژی تمایل دارم و مفاهیم علمی اساسی را از چگونگی کارکرد اکوسیستم بیرون کشیده تا اینکه سیر تکاملی ثروت شهری را به طور جامع‌تر درک کنم. بعضی اوقات بینش‌ها از تعدادی قاعده از قبیل معماری، مدیریت تجاری، جغرافیا، فیزیک و برنامه‌ریزی شهری اقتباس شده‌اند. ممکن است اینها و دیگر قواعد به اندازه‌ای جذاب نباشند که خوانندگان ویژه‌ای به آن علاقه‌مند شوند، اما اشکال - اگر این چنین باشد - بایستی کمتر به سلیقه‌ها، علاقه‌مندی‌ها و شاید محدودیت‌های قواعد مرتبط نسبت داده شود. برخی محققان ذکر شده، اسامی آشنایی دارند: به عنوان مثال ارسطو، توماس آکویناس، آدام اسمیت و جان مینارد کینز. دیگر محققان ممکن است دارای شهرت کمتری باشند و لازم خواهد بود که معرفی شوند. در میان آنان کسانی که کارهایشان تأثیر قابل ملاحظه‌ای روی شهرها داشته است و کسانی که من در این کتاب از آنها الهام گرفته‌ام، جین جیکوبز پیشگوی نابغه شهر آمریکایی و - کسی که تبدیل به یک فعال سیاسی شد و تندیس محلی را به تورنتو برد- فردیناند برودل تاریخ‌دان بزرگ فرانسوی که کارهایش شامل « مدیترانه و دنیای مدیترانه در عصر فیلیپ دوم و شهرنشینی و سرمایه‌داری قرن های 15 تا 18» است که ابتدای آن در کمپ زندانیان جنگ در جنگ جهانی دوم نوشته شده بود و مورخ اقتصادی نورسن گرس که دسته‌بندی او از چهار فاز توسعه شهری، کلید درک من از چگونگی رشد شهر می‌باشد. به طور کل این کتاب محدوده متغیری از تئوری‌های اقتصادی و شبکه‌بندی‌های انتزاعی را آشکار می‌کند. از برخی جنبه‌ها این نظریه‌ها در حال رقابت هستند و شاید متناقض به نظر برسند، با این حال هر یک نقش خود را در کمک به درک ثروت شهرها بازی می‌کنند. بسیاری از پویایی‌های بازارهای املاک و مستغلات – به طور نمونه به وسیله برج های مارپیچی هنگ کنگ – می‌توانند از مفاهیم اقتصاد خرد قابل درک باشند. مانور گسترده شهر نیویورک برای تبدیل شدن فیلادلفیا به مرکز تجاری ایالات متحده در قرن 19، می‌تواند به وسیله جغرافیای اقتصادی با اثر گذاری عقیده سیاسی معنا پیدا کند. بینش‌های جدید به تأثیرات اقتصادی بر گسترده‌شدن خودروی حومه‌ها در مکان‌هایی از قبیل چولا ویستا، کالیفرنیا یا منطقه تورنتو بزرگتر می‌تواند از اقتصادهای کلان کینزی جمع‌آوری شوند. به هم متصل کردن بخش‌های مختلف این کتاب به همدیگر به دنبال کشف این نکته است که چه نوع تئوری‌هایی می‌توانند و چه نوع تئوری‌هایی نمی‌توانند درباره رشد شهرها توضیح دهند.[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

لینک ارسال
  • 1 month later...

[TABLE]

[TR]

[TD=colspan: 3]3522635154050155199765201335225199.jpg

[/TD]

[/TR]

[TR]

[TD=bgcolor: #cdcdcd]

[/TD]

[TD=align: center]

دگرگونی بزرگ آنگونه که کارل پولانی در این کتاب توضیح می‌دهد، آن دگرگونی مفردی است که پیش از آنکه در عمل باعث دگرگونی‌های بزرگی شود که بخش اعظم کتاب به شرح و توضیح آن اختصاص دارد، در اندیشه به وجود آمد.

آن دگرگونی مفرد، چیزی نیست مگر جدا کردن یا همان منفک کردن مقوله اقتصاد از سایر مقولات اجتماعی. بخش مهمی از کتاب دگرگونی بزرگ شرح و بسط مصائبی است که این طرز تفکر به جامعه و بیش از هر جای دیگری در زادگاهش انگلستان وارد آورد، و همچنین توضیح تلاش‌های عبثی که برای مهار تبعات منفیِ آن صورت گرفت.

به این اعتبار، کتاب دگرگونی بزرگ شرح چگونگیِ تخلیه شدن توان تمامی نهادهای دموکراتیک در حوزه سیاست و صنعت به دلیل پذیرفتن و اجرایی کردن تفکری است که بر لزوم تفکیک اقتصاد از جامعه و وادار کردن سایر حوزه‌های فعالیت اجتماعی بشر به گردن گذاشتن به الزامات آن بود.

[/TD]

[/TR]

[/TABLE]

 

براي تهيه اين كتاب مي توانيد به فروشگاه هاي خريد اينترنتي كتاب همچون

محتوای مخفی

    برای مشاهده محتوای مخفی می بایست در انجمن ثبت نام کنید.
مراجعه بفرماييد.

لینک ارسال
  • 2 months later...

سلام

دوستان می تونید در این پست کتاب های معماریو معرفی کنید.

هر چند با سرچ کردن میشه خیلی از کتاب هارو پیدا کرد،ولی هدف در این پست استفاده از تجربیات مطالعاتی دوستان معمارمون مد نظر است.

کتابایی که برای آموزش و مطالعه مفید هستن،بیشتر میشه گفت کتابایی که مطالعه داشتین یا در رده ی خوبی از مطالعات و یا آموزش قرار دارن.

دوستان توجه داشته باشید که برای معرفی کتاب تا جایی که امکان داره از اطلاعات کامل استفاده کنن،مثلا نویسنده،موضوع و اهداف کتاب، تا معرفی بهتری داشته باشیم.

 

موفق باشید:icon_gol:

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...