Anooshe 11040 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 شهریور، ۱۳۸۸ سلام خدمت همه نو اندیشان عزیز مطمئنا هر کدوم از شماها جایی به شعر یا متنی برخوردین که به نظرتون خیلی با مفهوم یا زیبا اومده. ممکنه حفظش کرده باشین یا ازش یادداشت برداشته باشین ، حتی ممکنه شعری برآمده از دل خودتون باشه بذارین مثل یه یادگاری از تک تک اعضای این انجمن باقی بمونه اینجا بنویسین تا همه ی این شعرها و متن های زیبا کنار هم قرار بگیره..... همیشه شاد و موفق باشین 42 لینک به دیدگاه
Anooshe 11040 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 26 شهریور، ۱۳۸۸ چه اتفاق افتاد که خواب سبز تو را سارها درو کردند و فصل فصل درو بود و با نشستن یک سار روی شاخه ی یک سرو کتاب فصل ورق خورد و سطر اول این بود: حیات،غفلت رنگین یک دقیقه ی حوٌاست 19 لینک به دیدگاه
Amin 6457 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 شهریور، ۱۳۸۸ دوباره دل منو یاد تو و گریهء عاشق دوباره اسمه تو و غمه منو و عمرو دقایق دوباره عکسه تو و جونه منو گل شقایق گل شقایق دوباره یه عاشقی با تنهاییش تویه یه قایق دوباره دیدن تو آرزومه تو این دقایق دوباره گریه ء عاشق تویی که می گفتی همیشه پیشم می مونی تویی که می گفتی واسه دل من می خونی تویی که می گفتی فقط واسه من می مونی چی شده اون همه عشق حالا تنها شدیم دیدی ما بی کسیم تویی این ادما من و تو من و تو 18 لینک به دیدگاه
amir.d 1211 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 شهریور، ۱۳۸۸ همه میدانند همه میدانند که من و تو از ان روزنه ی سردعبوس باغ را دیدیم و از ان شاخه ی بازیگر دور از دست سیب را چیدیم همه میدانند باغ را دیدیم سیب را چیدیم همه میدانند همه میدانند........ 15 لینک به دیدگاه
wisdom 489 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 شهریور، ۱۳۸۸ دلم تنگ است، دلم اندازه حجم قفس تنگ است. صدایم خیس و بارانی ست ، نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی ست. 16 لینک به دیدگاه
wisdom 489 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 شهریور، ۱۳۸۸ وای از زمانی که بادبادک کودکی ام دچار بیکرانی تیر برق تنهایی شود؛ آنگاه که سراسر از غرور و مستی به اوج رسیدن میشود.... اینو خودم گفته بودم 14 لینک به دیدگاه
Anooshe 11040 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 27 شهریور، ۱۳۸۸ وای از زمانی که بادبادک کودکی ام دچار بیکرانی تیر برق تنهایی شود؛ آنگاه که سراسر از غرور و مستی به اوج رسیدن میشود.... اینو خودم گفته بودم خیلی قشنگه عزیزم این دچار رو قرمز کردی یاد شعر سهراب افتادم دچار یعنی: عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک،دچار آبی دریای بیکران باشد چه فکر نازک غمناکی 13 لینک به دیدگاه
آرماندیس 4786 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 دی، ۱۳۸۸ رد بوسه ام را نگیر به نیمکتی پوسیده می رسی که حافظه اش را در باران از دست داده است . 21 لینک به دیدگاه
wisdom 489 اشتراک گذاری ارسال شده در 6 دی، ۱۳۸۸ این اشک های من است که لبخند تو را تازه نگه داشته است. (wisdom) 17 لینک به دیدگاه
victoria 26 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 دی، ۱۳۸۸ زندگي حكايت تلخ مرد يخ فروشي است كه از او پرسيدند :"چند فروختي؟" گفت:"نخريدند، تمام شد!":ws44: 9 لینک به دیدگاه
آرماندیس 4786 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 دی، ۱۳۸۸ مرا خاطره ها بزرگ كرده اند ساخته اند به امروز رسانده اند كسي كه تمام عمر روي صخره ها زيسته است در پستي و فلاكت گودال ها هم به اوج فكر خواهد كرد به اوج فكر خواهد كرد 8 لینک به دیدگاه
//\// 1806 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 دی، ۱۳۸۸ عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچوقت نداند که چرا خیس نشد ... 8 لینک به دیدگاه
Turtoise 876 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 دی، ۱۳۸۸ فردا خورشید طلوع خواهد کرد... حتی اگر ما نباشیم 6 لینک به دیدگاه
mohandese shahrsaz 947 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 دی، ۱۳۸۸ وقتی من دوست داشتم تو نبودی حالا که تو منو دوست داری من نیستم حالا فهمیدی چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود؟ 5 لینک به دیدگاه
FriendlyGhost 998 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 دی، ۱۳۸۸ تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم .... :icon_pf (44): 8 لینک به دیدگاه
Architect 3224 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 دی، ۱۳۸۸ حکایتم کن برای دستهایی که مرا جستند و برای چشمانی که مرا قطره قطره… برای لبهایی که ترانه ام کردند و بعد شاید مرثیه ای حکایتم کن به غروب رسیده ام!!! 10 لینک به دیدگاه
Number_One 488 اشتراک گذاری ارسال شده در 16 دی، ۱۳۸۸ شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران .... ما که میسوزیم و پروانه نداریم چه کنیم ... واسه بدست آوردن چیزی که تا حالا نداشتی کسی باش که تا حالا نبودی 3 لینک به دیدگاه
TiNA aRcHi 21 اشتراک گذاری ارسال شده در 16 دی، ۱۳۸۸ بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانهای خویش بگشاید،هر چند حاصلی جز رنج و پریشانی نداشته باشد،اما کوری را هرگز به خاطر آرامشش تحمل مکن 4 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده