رفتن به مطلب

Hazhir

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    119
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

درباره Hazhir

  • تاریخ تولد 04/16/1986

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    هژير
  • محل سکونت
    آذربایجان غربی
  • علاقه مندی ها
    موزيك - فيلم - ورزش (شنا . كوهنوردي - فوتبال - زيبايي اندام

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی عمران
  • گرایش
    سازه
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  • دانشگاه محل تحصیل
    mahabad

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های Hazhir

کارآموز

کارآموز (3/14)

  • 3 روز عضو نادر
  • یک ماه عضو نادر
  • یک سال عضو نادر

نشان‌های اخیر

513

اعتبار در سایت

  1. Hazhir

    درسهای مهم

    زیبا و تامل برانگیز مرسی از دعوتتون
  2. تولدشون مبارک باشه :icon_gol::icon_gol:
  3. نه کافی بود . مرسی مهندس
  4. ممنون مهندس جان . يه اطلاعاتي در مورد انويدور بهم ميدي ؟ چه نوع سميه ؟
  5. سلام میخواستم بدونم الان کدوم نوع سم رو باید بخرم تا یه ماه نگهش دارم و بعد با سود زیاد بفروشمش ؟!!!!
  6. گر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی …. و من شاید کمر شکسته ترین بودم اگر غرور نبود چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان جستجو نمی کردیم اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم با اولین خمیازه به خواب می رفتیم و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم اگر خواب حقیقت داشت همیشه خواب بودیم هیچ رنجی بدون گنج نبود … ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند اگر همه ثروت داشتند دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند و یک نفر در خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگران از سر جوانمردی بی ارزش ترین سکه هایشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی می مرد … اگر همه ثروت داشتند اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگی بی ارزش ترین کالا بود ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظهی نایاب را اندیشه می کردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری، بی گمان بیش از اینها مرده بودیم … اگر عشق نبود اگر کینه نبود قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من، بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت؟
      • 2
      • Like
  7. Hazhir

    سوتی

    نميدونم چرا همه سوتيايي كه دادم مربوط به بودنم تو تهران ميشه .ابتدايي ميخوندم اولين باري كه به اتفاق خانواده رفته بوديم دربند ناهار خورديم و چايي كه آوردن با خرما بود . من و داداش كوچيكم همه خرماها رو خورديم . بابام كه با مامانم سرگرم صحبت بودن يهويي ديدن كه بله بايد دوباره خرما سفارش بدن . (از قند هم خبري نبود )
  8. Hazhir

    سوتی

    يادت بخير سربازي (آبان پارسال - 06 تهران - پاسداران ) تو زبون كردي ما به رنگ سياه ميگيم رش ( ره ش ) . يه روز جمعه كه مرخصي داشتم و اومده بودم بيرون رفتم تو يه سوپري گفتم آقا يه نوشابه بده گفت چه رنگي گفتم رش گفتش چي گفتم هيچي ببخشيد سوتي دادم به زبون خودم بود همون سياه ميشه :icon_pf (34):
  9. Hazhir

    مشاعره با ترانه های خوانندگان

    حيا كن حيا كن دستاتو از دستاي اون رها كن حيا كن حيا كن اگه ميتوني توي چشام نگاه كن ( 2 بار) ببقچيد ه ام تموم شده بود
  10. Hazhir

    مشاعره با ترانه های خوانندگان

    هي تو عشق مني هي تو عمر مني نري دلمو بشكني علي عبدالمالكي
  11. Hazhir

    مشاعره با ترانه های خوانندگان

    تو ماه آسموني در شب تارم وقتي كه شب سياهه من تو رو دارم اي تك ستاره ام تا كه مياي ميپيچه عطر گل ياس غنچه سرخ لبات به رنگ گيلاس ببين چه زيباست شيرين شيرينم (مكث ) خانوم خانوما (مكث ) خوشكل شدي امشب قند در شكره (مكث )لبهات عسله (مكث )مثه گل شدي امشب اندي
  12. Hazhir

    مشاعره با ترانه های خوانندگان

    واي واي من آمده ام من آمده ام واي واي من آمده ام گوگوش
  13. Hazhir

    سوتی

    اولين باري كه با ماشين خودم اومده بودم تهران از ميدان آزادي كه ميخواستم برم سمت انقلاب اونجا كه ميخواستم برم تو اون خيابون يهو يه كاميوني اومد سمت راستم و نتونستم برم تو اون خيابون گفتم اشكال نداره ميدون رو دور ميزنم نميدونم چي شد يهويي سر از اتوبان كرج در آوردم منم كه هيچ جا رو بلت نبودم هيچكدوم از خروجيا رو نرفتم و تا كرج گازشو گرفتم و اونجا دور زدم تا دوباره رسيدم به ميدان آزادي و از اونجا ايندفه قشنگ رفتم سمت انقلاب
  14. Hazhir

    سوتی

    چند روز پيش رفته بودم خونه يكي از دوستام ميخواستم دختر كوچولوشو صدا بزنم بياد تو بخلمو بوسش كنم يهويي اشتباهي اسم زنش از دهنم پريد . كلي خجالت كشيدم :icon_pf (34):
  15. Hazhir

    مشاعره با ترانه های خوانندگان

    مشكوكم مشكوكم به تو نميتونم بمونم با تو مشكوكم مشكوكم به تو نميدونم با كي هستي تو (2 بار)
×
×
  • اضافه کردن...