-
تعداد ارسال ها
119 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
درباره Hazhir
- تاریخ تولد 04/16/1986
اطلاعات شخصی
-
نام واقعی
هژير
-
محل سکونت
آذربایجان غربی
-
علاقه مندی ها
موزيك - فيلم - ورزش (شنا . كوهنوردي - فوتبال - زيبايي اندام
اطلاعات شغلی و تحصیلی
-
رشته تحصیلی
مهندسی عمران
-
گرایش
سازه
-
مقطع تحصیلی
فوق لیسانس
-
دانشگاه محل تحصیل
mahabad
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های Hazhir
-
زیبا و تامل برانگیز مرسی از دعوتتون
- 12 پاسخ
-
- 2
-
-
تولد دونفر از دوستان قدیمی انجمن _ونوس و سپیده عزیز
Hazhir پاسخی برای setare.blue ارسال کرد در موضوع : مناسبت ها
تولدشون مبارک باشه :icon_gol::icon_gol: -
نه کافی بود . مرسی مهندس
-
ممنون مهندس جان . يه اطلاعاتي در مورد انويدور بهم ميدي ؟ چه نوع سميه ؟
-
سلام میخواستم بدونم الان کدوم نوع سم رو باید بخرم تا یه ماه نگهش دارم و بعد با سود زیاد بفروشمش ؟!!!!
-
گر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی …. و من شاید کمر شکسته ترین بودم اگر غرور نبود چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان جستجو نمی کردیم اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم با اولین خمیازه به خواب می رفتیم و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم اگر خواب حقیقت داشت همیشه خواب بودیم هیچ رنجی بدون گنج نبود … ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند اگر همه ثروت داشتند دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند و یک نفر در خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگران از سر جوانمردی بی ارزش ترین سکه هایشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی می مرد … اگر همه ثروت داشتند اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگی بی ارزش ترین کالا بود ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظهی نایاب را اندیشه می کردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری، بی گمان بیش از اینها مرده بودیم … اگر عشق نبود اگر کینه نبود قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من، بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت؟
-
- 2
-
-
نميدونم چرا همه سوتيايي كه دادم مربوط به بودنم تو تهران ميشه .ابتدايي ميخوندم اولين باري كه به اتفاق خانواده رفته بوديم دربند ناهار خورديم و چايي كه آوردن با خرما بود . من و داداش كوچيكم همه خرماها رو خورديم . بابام كه با مامانم سرگرم صحبت بودن يهويي ديدن كه بله بايد دوباره خرما سفارش بدن . (از قند هم خبري نبود )
- 2547 پاسخ
-
- 15
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
يادت بخير سربازي (آبان پارسال - 06 تهران - پاسداران ) تو زبون كردي ما به رنگ سياه ميگيم رش ( ره ش ) . يه روز جمعه كه مرخصي داشتم و اومده بودم بيرون رفتم تو يه سوپري گفتم آقا يه نوشابه بده گفت چه رنگي گفتم رش گفتش چي گفتم هيچي ببخشيد سوتي دادم به زبون خودم بود همون سياه ميشه :icon_pf (34):
- 2547 پاسخ
-
- 27
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
تو ماه آسموني در شب تارم وقتي كه شب سياهه من تو رو دارم اي تك ستاره ام تا كه مياي ميپيچه عطر گل ياس غنچه سرخ لبات به رنگ گيلاس ببين چه زيباست شيرين شيرينم (مكث ) خانوم خانوما (مكث ) خوشكل شدي امشب قند در شكره (مكث )لبهات عسله (مكث )مثه گل شدي امشب اندي
-
اولين باري كه با ماشين خودم اومده بودم تهران از ميدان آزادي كه ميخواستم برم سمت انقلاب اونجا كه ميخواستم برم تو اون خيابون يهو يه كاميوني اومد سمت راستم و نتونستم برم تو اون خيابون گفتم اشكال نداره ميدون رو دور ميزنم نميدونم چي شد يهويي سر از اتوبان كرج در آوردم منم كه هيچ جا رو بلت نبودم هيچكدوم از خروجيا رو نرفتم و تا كرج گازشو گرفتم و اونجا دور زدم تا دوباره رسيدم به ميدان آزادي و از اونجا ايندفه قشنگ رفتم سمت انقلاب
- 2547 پاسخ
-
- 29
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
چند روز پيش رفته بودم خونه يكي از دوستام ميخواستم دختر كوچولوشو صدا بزنم بياد تو بخلمو بوسش كنم يهويي اشتباهي اسم زنش از دهنم پريد . كلي خجالت كشيدم :icon_pf (34):
- 2547 پاسخ
-
- 38
-
-
- ماجراهای و اتفاقات جالب
- اتفاقات خنده دار
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
