مرید 1252 ارسال شده در 15 فروردین، 2011 آتش گرفته آب رخ وی ز تاب می آبش نهان در آتش و آتش عیان ز آب 2
Arpak 8511 ارسال شده در 15 فروردین، 2011 بلبلان را آرزویی جز گل و گلزار نیست دوستان را لذتی جز لذت دیدار نیست 1
مرید 1252 ارسال شده در 15 فروردین، 2011 تا تو به گلشن آمدی با همه در کشا کشم وه که تو در کنار گل من به میان آتشم 5
Arpak 8511 ارسال شده در 15 فروردین، 2011 من که از تمامی پرنده ها رها ترم با تو و هوای آبی تو آشنا ترم بی دلیل نیست سر به خاک تو نهادم گر چه از ستاره های دور هم ، فراترم 4
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 میروم کز خویشتن بیرون شومدر پی لیلا رخی مجنون شوم من تا ابد عاشقت می مانم هرچند تبر به ریشه ام می کوبی 4
Astraea 25354 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 ياد باد آن که رخت شمع طرب میافروخت وين دل سوخته پروانه ناپروا بود 4
moh@mad 5513 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 3
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشندخواجه آن است که باشد غم خدمتکارش شب است و سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی نیست 2
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 تا درخت دوستی برگی دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیم میرسد روزی که شبها در کنار عطر من شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی 2
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 یا مکن با پیل بانان دوستییا بنا کن خانه ای در خورد پیل لا اقل کاش دو تا چشمات پناه دل خستگیم بود کاش آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود 3
Astraea 25354 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 دوش حورازادهای دیدم که پنهان از رقیب در میان یاوران میگفت یار خویش را 3
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 دوش حورازادهایدیدم که پنهان از رقیب در میان یاوران میگفت یار خویشرا اگر اشک به دادم نرسد میمیرم اگر یاد او را یادی نکنم میمیرم.. 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 مرده بودم سخن عشق تو بیدارم کرد خفته بودم تشر قهر تو هوشیارم کرد 3
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 مرده بودم سخن عشق تو بیدارم کردخفته بودم تشر قهر تو هوشیارم کرد در خیالم از تو سایه ای میسازم وتراشه های اندامت را بر خیال بر آن می نوازم 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور 3
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 16 فروردین، 2011 یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور روزی در این دنیا که پایانش به مرگ است اگر برای هم مردیم قشنگ است 3
ارسالهای توصیه شده