رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تو گفتی باش من ماندم

غزل گفتی تو را خواندم

  • Like 3
ارسال شده در

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

  • Like 2
ارسال شده در

من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم

 

 

مگر ببینمت از دور و گام برگیرم

 

 

 

 

 

 

من دلم بزرگه تنگش نکن

زندگیم آسونه سختش نکن

  • Like 2
ارسال شده در

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

  • Like 2
ارسال شده در
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت

که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

 

 

 

 

 

 

 

تو اگر رفتی من بیفتم

.

.

.

.

تو از دست و من از پا

  • Like 2
ارسال شده در

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

تو بمان و دگران وای به حال دگران

  • Like 2
ارسال شده در
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

تو بمان و دگران وای به حال دگران

 

 

 

 

نه ای کاش بافور دلت بودم

تا تمام سوخته های عشقت را جمع میکردم

  • Like 1
ارسال شده در

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

  • Like 1
ارسال شده در
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

 

 

 

 

 

 

 

تو به حبس ابد محکوم شدهای جرمت معلوم نیست

ولی جای انگشتانت بر روی قلبم باقیست

  • Like 3
ارسال شده در

تیره گون شد کوکب بخت همایون فام من

واژگون شد از سپهر واژگون اقبال من

  • Like 2
ارسال شده در
تو به حبس ابد محکوم شدهای جرمت معلوم نیست

ولی جای انگشتانت بر روی قلبم باقیست

توپولویم توپولو صورتم مثل هلو:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در
توپولویم توپولو صورتم مثل هلو:ws3:

 

 

 

:banel_smiley_4:خسته نباشی .

وای بر او که صبر خواهد از من بختی که من ندارم

من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد

  • Like 3
ارسال شده در

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

  • Like 3
ارسال شده در
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

 

 

 

 

 

 

چشم دارم که تو با نر گس خواب آلوده

در دل شب به سراغ من بیدار آیی

  • Like 3
ارسال شده در

یا رب چه غمزده کرد صراحی که خون خم

با نعره های قلقلش اندر گلو ببست

  • Like 3
ارسال شده در
یا رب چه غمزده کرد صراحی که خون خم

با نعره های قلقلش اندر گلو ببست

 

 

 

 

 

 

تو را از جان بپرستم در شب بیماری

شاید گر تو یک شب به پرستاری من بیمار پایی

  • Like 3
ارسال شده در

یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی

 

با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا

  • Like 3
ارسال شده در
یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی

 

با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا

 

 

 

 

 

 

از عشق من به هر سو در شهر گفتگویست

من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

  • Like 2
ارسال شده در

دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب

 

آن چنان فرخ شبی دیگر نمی‌بینم به خواب

  • Like 3
ارسال شده در
دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب

 

آن چنان فرخ شبی دیگر نمی‌بینم به خواب

 

 

 

 

 

به کاخ وصل تو پر می فشاندم از سر شوق

کنون زسنگ جدایی شکسته بال شدم

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...