رفتن به مطلب

فرهنگ رجز خوانی ایرانیان


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
1 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

چند درصد مردم یک جامعه میتونن به چنین مرحله ای از بلوغ برسند که شما می‌فرمایید؟ در چه میزان برهه تاریخی مردمی با خرد مطلق و کاملا نرم از استبدادهای تمامیت خواه توانسته‌اند عبور کنند؟

ما یک آرزو و آرمان‌شهر و دنیای جذاب ادبی داریم و یک دنیای واقعی سرشار از پلیدی که به ناچار باید برای زدودن بخش‌هایی از آن، پلیدی‌هایی با غلظت کمتر انجام داد. 

خلاصه عرایض شما من را به یاد هشدار نیچه می‌اندازد:

"همو که با اهریمنان به نبرد بر می خیزد، باید بر حذر باشد که در این فرایند خود به اهریمنی تبدیل نگردد و در هنگامی که تو به مغاک می نگری مغاک نیز در تو می‌نگرد."

اما پرسش و چالش اینجاست که چه جامعه‌ای توانسته بدون اعمال درجه ای خفیف‌تر از پلیدی‌ها از پلیدی‌های بزرگ‌تر بگذرد؟ آیا این هشدار یعنی عدم هرگونه مقابله به مثل و صرفا تاباندن نور؟!

در دنیای خیالی، فانتزی و ادبی بله با پرهیز مطلق از هرگونه تندی چنین امکانی میسر است. ولی در دنیای واقعی بنده ندیده ام. مثال‌هایی هم که زدید از عباسیان و امویان و جماعت سلطنت طلب و ... به خاطر ناکام ماندن همین روش های فانتزی است.

آنچه در واقعیت همواره کار کرده ترکیب نرمی و سختی بوده نه حذف مطلق سختی به اسم بی اخلاقی.

درود. 
به نظر میرسد دیدگاه طرفین بسیار نزدیک است، هرچند با ادبیات متفاوت. 

البته با تلفیق روشهای نرم و سخت، من نیز موافقم. میماند به اینکه همگی آن روشها میبایست تعریفی کارشناسانه در حوزه های گوناگون شوند. 
آرمانها، روشها، مسیرها، ابزار، اهدافِ کوتاه، میان و بلند مدت و ... با جزئیات هرچه بیشتر تعریف شوند.
چراکه: 
[شیطان در جزئیات پنهان میشود!] 

 و چنین کار بزرگِ ملی با تقسیم کار در گروهای مطالعاتی و تخصصی برای کمترین هزینه بار شده به مردم این دوران و نسلهای آینده و نیز بهینه ترین دستاورد ممکن است. 

آری: 
[همه چیز را همگان «داند» و همگان تاکنون از مادر نزاده است] 

من به شخصه،  بدون تعارف، خود را هنوز دانش آموزی پژوهنده میدانم، که پرسشهای پاسخ نیافته و پاسخهای نافهمیدهٔ بسیاری دارم. 
هرچند! 
بی عملی را نیز جایز نمیدانم و در این راهِ سنگلاخ و ناهموار میکوشم با اُفت و خیزهای فراوان هم شده، طی مسیر کرده و برای گم نشدن در کوره راههای «شاهراه نُما» از متخصصین و باتجربگان حوزه های دانش و فناوری یاری بجویم. 

و چه درست گفته اند که: 
[دیکتهٔ نانوشته غلط ندارد] 

پس؛
بدون رفتارهای شتابزده ناشی از اعتماد به نفس کاذب، یا بی عملی از ترس ایراد گرفتن دیگران، نمیبایست از کنشگری مثبت به هنگامِ دانشجویی و پرسشگری مداوِم نیز گریزان بود. 

پیروز باشید و سرافراز در راه ایران خِرَدمدار ...  ☘️


 

  • Like 4
ارسال شده در

بازیِ رجزخوان زمانی شکست می‌خورد که نتواند سه چیز را از ما بگیرد:

آرامش، اعتمادبه‌نفس، و اختیارِ واکنش.

رجزخوان معمولاً با اغراق در قدرت، تحقیر، تهدید، یا ایجاد ترس می‌خواهد ما را وادار کند احساسی و عجولانه رفتار کنیم. چون در آن حالت است که کنترل فضا را به دست می‌گیرد. ناکام کردن او یعنی وارد زمین بازی روانی‌اش نشدن: آرام و کوتاه پاسخ دادن، توضیح اضافه ندادن، تحریک نشدن و مرز روشن گذاشتن. وقتی ببیند نمی‌تواند ما را بترساند یا به واکنش نمایشی بکشاند، بخشی از قدرتش فرو می‌ریزد.

همچنین نباید فریب نمایش قدرت را خورد. بسیاری از رجزخوان‌ها بیش از آنکه واقعاً نیرومند باشند، وابسته به ترس و توجه دیگران‌اند. حفظ استقلال فکری، داشتن شبکه‌ای از آدم‌های سالم، و تمرکز بر توانایی واقعی به‌جای جنگ لفظی، مهم‌ترین راه ناکام کردن رجزخوانان است.

  • Like 3
  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در

من اسمشو رجز خوانی نمی‌زارم بهش اعتماد به نفس بهتر میشه گفت ، بقول شما رجز خوانی ایجاد قدرت ، انگیزه و توانایی رویایی با دشمن و مشکلات و سایر موانع هست ، اتکا و اعتماد به خود رو نمیشه رجز خواند .. 

هر چند در کنارش ممکنه خالی بندی و اغراق نیز وجود داشته باشه ، با نشان دادن ضعف که نمیشه سری تو سرا بلند کرد ! 

ضمنا شما نمیدونی ممکنه فاگیرا کیا باشند ! هه

ایران به صورت مستقل داره اداره میشه ، طبیعی هست سرانش جانشان در خطر باشه ! 

من تعجب میکنم با وجود تجاوز به خاک کشور نظرتون منعطف نشده هنوز ؟ 

بهتره اینو درباره بعضی از افراد جماعت فربه بدونین که تو نمی‌دونی شاید برای حفظ چه چیزایی ناخواسته و مظلوم به این روز افتاده اند ؟ در حالی که افراد خوش استایل داشتن با خیال راحت نسبت به اینکه عقده های درونی خودشان رو سر فربه ها خالی کردند شبانه روز ادعای فرهیختگی و ابهت و طنازی می‌کردند ! 

بهتر اینه تا دلیل خیلی چیزا و ریشه رو نمی‌دونی نظرت رو نگه داری ! 

ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۳/۲۵ در 21:07، Rose6 گفته است:

من اسمشو رجز خوانی نمی‌زارم بهش اعتماد به نفس بهتر میشه گفت ، بقول شما رجز خوانی ایجاد قدرت ، انگیزه و توانایی رویایی با دشمن و مشکلات و سایر موانع هست ، اتکا و اعتماد به خود رو نمیشه رجز خواند .. 

هر چند در کنارش ممکنه خالی بندی و اغراق نیز وجود داشته باشه ، با نشان دادن ضعف که نمیشه سری تو سرا بلند کرد ! 

ضمنا شما نمیدونی ممکنه فاگیرا کیا باشند ! هه

ایران به صورت مستقل داره اداره میشه ، طبیعی هست سرانش جانشان در خطر باشه ! 

من تعجب میکنم با وجود تجاوز به خاک کشور نظرتون منعطف نشده هنوز ؟ 

بهتره اینو درباره بعضی از افراد جماعت فربه بدونین که تو نمی‌دونی شاید برای حفظ چه چیزایی ناخواسته و مظلوم به این روز افتاده اند ؟ در حالی که افراد خوش استایل داشتن با خیال راحت نسبت به اینکه عقده های درونی خودشان رو سر فربه ها خالی کردند شبانه روز ادعای فرهیختگی و ابهت و طنازی می‌کردند ! 

بهتر اینه تا دلیل خیلی چیزا و ریشه رو نمی‌دونی نظرت رو نگه داری ! 

 

افراد داری اعتماد به نفس نیاز به تهدید مداوم دیگران برای نشان دادن بر حق بودن خود ندارند. دشمن تراشی و گسترش دایره دشمنان از نشانه های ضعف اعتماد به نفس است.

همین حملات شخصی هم یکی از نشانه های افراد رجزخوان است. رجزخوان به جای نقد محتوا به نقد و حمله شخصی به گوینده می پردازد. چون کلا ایجاد تنش و درگیری این موجودات حقیر رو از نظر روانی ارضا میکنه.

  • Like 2
ارسال شده در

عباراتی چون «ملت مبعوث‌شده»، «قوم برگزیده»، «تمدن استثنایی» و به نوعی تعاریفی متمایز از همه جهان را که این روزها زیاد در رسانه‌های حکومتی می‌شنویم، می‌توان به‌عنوان ابزارهای تولید هویت جمعی استثناگرا تحلیل کرد که نقش قابل توجهی در رجزخوانی ایرانیان دارد.

تفاوت مهمی میان «افتخار به هویت» و «استثناگرایی» وجود دارد. افتخار به هویت می‌گوید: ما ویژگی‌های ارزشمندی داریم. اما استثناگرایی می‌گوید: ما از دیگران ذاتاً برتریم. این گذار می‌تواند زمینه‌ساز جزم‌اندیشی شود؛ زیرا نقدپذیری را کاهش می‌دهد. اگر جامعه‌ای خود را حامل حقیقت مطلق بداند، هر انتقادی می‌تواند به‌عنوان حمله به «رسالت تاریخی» تلقی شود.

بنابراین عبارت‌هایی مانند «ملت مبعوث‌شده» را می‌توان نه صرفاً توصیف واقعیت، بلکه نوعی فناوری اجتماعی برای ساختن هویت، انگیزش و مشروعیت دانست. فناوری‌ای که بیشتر از آنکه یک نیروی سازنده ایجاد کند، به توهم جمعی و رجزخوانی ایدئولوژیک دامن می‌زند‌.

  • Like 3
  • 1 ماه بعد...
ارسال شده در

چرا رجزخوان‌های ولگرد در خیابان‌ها با وجود گذشت ۵ ماه از جنگ، نمی‌توانند از رجزخوانی دست بکشند؟

رجزخوانی، اگر سال‌ها تکرار شود، دیگر یک «عادت» نیست، به ستون فقرات هویت تبدیل می‌شود و فرد خود را از خلال رجزخوانی می‌شناسد. هر پیروزی را با اغراق روایت می‌کند، هر شکست را با توجیه می‌پوشاند و هر سکوت را شکست شخصیت خود می‌داند. در این مرحله، ترک رجزخوانی به معنای ترک یک رفتار نیست، بلکه به معنای فرو ریختن تصویری است که سال‌ها از خویش ساخته است.

اغلب این افراد اگر از رجزخوانی دست بکشند باید با خلأیی روبه‌رو شوند که سال‌ها با صدای بلند پنهانش کرده‌اند. آنها تا زمانی که از رجزخوانی لذت می‌برند، اصلاح نمی‌شوند. زیرا رجزخوانی برای آنها صرفاً یک رفتار نیست، بلکه شیوه‌ای برای زیستن است و از لحظه‌ای که از آن شرم کنند، اصلاح آغاز می‌شود. اما همین لحظه، نادرترین حادثه در زندگی انسان است.

ناامیدی آنجاست که بیشتر رجزخوانان هرگز به شرم نمی‌رسند. زیرا شرم، تنها زمانی رخ می‌دهد که انسان بتواند خود را از بیرون ببیند. اما رجزخوان، زندانیِ روایت خویش است. او نه فقط دیگران را متقاعد می‌کند، بلکه پیش از همه، خود را فریب می‌دهد. بزرگ‌ترین مخاطب رجز او، خود اوست.

  • Like 4
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۵/۱۰ در 17:23، Essi Stanley گفته است:

چرا رجزخوان‌های ولگرد در خیابان‌ها با وجود گذشت ۵ ماه از جنگ، نمی‌توانند از رجزخوانی دست بکشند؟

رجزخوانی، اگر سال‌ها تکرار شود، دیگر یک «عادت» نیست، به ستون فقرات هویت تبدیل می‌شود و فرد خود را از خلال رجزخوانی می‌شناسد. هر پیروزی را با اغراق روایت می‌کند، هر شکست را با توجیه می‌پوشاند و هر سکوت را شکست شخصیت خود می‌داند. در این مرحله، ترک رجزخوانی به معنای ترک یک رفتار نیست، بلکه به معنای فرو ریختن تصویری است که سال‌ها از خویش ساخته است.

اغلب این افراد اگر از رجزخوانی دست بکشند باید با خلأیی روبه‌رو شوند که سال‌ها با صدای بلند پنهانش کرده‌اند. آنها تا زمانی که از رجزخوانی لذت می‌برند، اصلاح نمی‌شوند. زیرا رجزخوانی برای آنها صرفاً یک رفتار نیست، بلکه شیوه‌ای برای زیستن است و از لحظه‌ای که از آن شرم کنند، اصلاح آغاز می‌شود. اما همین لحظه، نادرترین حادثه در زندگی انسان است.

ناامیدی آنجاست که بیشتر رجزخوانان هرگز به شرم نمی‌رسند. زیرا شرم، تنها زمانی رخ می‌دهد که انسان بتواند خود را از بیرون ببیند. اما رجزخوان، زندانیِ روایت خویش است. او نه فقط دیگران را متقاعد می‌کند، بلکه پیش از همه، خود را فریب می‌دهد. بزرگ‌ترین مخاطب رجز او، خود اوست.

شما چرا با وجود این همه ادعا و نگاه انتقادی بازم دست از تمسخر کردن عده ای که این مسأله براشون ارزش هست دست نمی‌کشید ؟ :|

  • Like 1
ارسال شده در
18 ساعت قبل، Rose6 گفته است:

شما چرا با وجود این همه ادعا و نگاه انتقادی بازم دست از تمسخر کردن عده ای که این مسأله براشون ارزش هست دست نمی‌کشید ؟ 😐

مطلب به شیوه انتقادی و کاملا مرسوم در تحلیل‌های اجتماعی و روانشناسی جمعی نوشته شده است نه تمسخر بدون پشتوانه! از طرفی تا زمانی که فقط یک عده خاص در این مملکت حق تجمع قانونی برای ارزش‌هایشان را داشته باشند و سایر تجمعات انواع برچسب های فاقد ارزش را بخورند، لازم هست که تمامیت خواهی این قشر به هر شکلی زیر سئوال برود تا توهم سراغشان نیاید که آنها تبلور حق هستند و بقیه یا منحرفند یا گمراه!

یکی از ویژگی‌های رجزخوانان همین است که تنها عقیده درست و سبک زندگی سالم را در باورهای خودشان می‌بینند. بنابراین برای مقابله با این جریان اقتدارگرا چاره‌ای جز زیر سئوال بردن مداومشان نیست تا زمانی که دیگران را به رسمیت بشناسند. آن زمان می‌توان از نقد قشر رجزخوان دست کشید و آنها را هم یک اقلیتی از چندین اقلیت جامعه دانست.

  • Like 5
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۵/۱۹ در 09:04، Essi Stanley گفته است:

مطلب به شیوه انتقادی و کاملا مرسوم در تحلیل‌های اجتماعی و روانشناسی جمعی نوشته شده است نه تمسخر بدون پشتوانه! از طرفی تا زمانی که فقط یک عده خاص در این مملکت حق تجمع قانونی برای ارزش‌هایشان را داشته باشند و سایر تجمعات انواع برچسب های فاقد ارزش را بخورند، لازم هست که تمامیت خواهی این قشر به هر شکلی زیر سئوال برود تا توهم سراغشان نیاید که آنها تبلور حق هستند و بقیه یا منحرفند یا گمراه!

یکی از ویژگی‌های رجزخوانان همین است که تنها عقیده درست و سبک زندگی سالم را در باورهای خودشان می‌بینند. بنابراین برای مقابله با این جریان اقتدارگرا چاره‌ای جز زیر سئوال بردن مداومشان نیست تا زمانی که دیگران را به رسمیت بشناسند. آن زمان می‌توان از نقد قشر رجزخوان دست کشید و آنها را هم یک اقلیتی از چندین اقلیت جامعه دانست.

شما که بهتر میدونین این تجمعات اینطوری که همسو با شیوه حکومت هست اغلب بدون آشوب خیابونی انجام میشه ،  و تجمعات دیگر همه جا رو  به آشوب میکشن و با اعتراضی همراه با تخریب امکان و غیره همراه هست ! 

با اینکه معمولا تو کشور های دیگه هم تجمعات مخالف با شیوه ای پسندیده و درست برگزار نمیشه و با عصبانیت همراه هست ولی بنظر من طبیعی هست که سرکوب بشه و فاقد وجه ی قانونی و اینکه به رسمیت شمرده بشه هست . این تجمعات در صدد راه اندازی انقلاب هستن .. 

البته زیر سوال بردن و نگاه انتقادی آمیز شما همراه با بی طرفی و جستجوی حقیقت و عدالت نیست. 

بازم چون شکاف ها و ... را متذکر و مورد نقد و انتقاد قرار میدهید رو دوست دارم . موفق و پیروز باشید دوست عزیز .

ارسال شده در
۱ ساعت قبل، Rose6 گفته است:

شما که بهتر میدونین این تجمعات اینطوری که همسو با شیوه حکومت هست اغلب بدون آشوب خیابونی انجام میشه ،  و تجمعات دیگر همه جا رو  به آشوب میکشن و با اعتراضی همراه با تخریب امکان و غیره همراه هست ! 

با اینکه معمولا تو کشور های دیگه هم تجمعات مخالف با شیوه ای پسندیده و درست برگزار نمیشه و با عصبانیت همراه هست ولی بنظر من طبیعی هست که سرکوب بشه و فاقد وجه ی قانونی و اینکه به رسمیت شمرده بشه هست . این تجمعات در صدد راه اندازی انقلاب هستن .. 

 ما زمانی میتوانیم و حق داریم از به آشوب کشیده شدن اعتراضات شکایت کنیم که امکان اعتراض قانونی را داده باشیم و افراد از این ظرفیت استفاده نکرده باشند و به سمت خشونت بروند.

در اغلب کشورهای متمدن مردم چه از طریق احزاب آزاد و تغییر قانون، چه از طریق تلویزیون خصوصی و خبرنگاران مستقل، چه از طریق تجمعات مسالمت آمیز موفق میشن تصمیمات حکومت رو تغییر بدن و در موارد نادر ممکنه تجمعات به سمت خشونت بره که اونم با مدیریت درست کنترل میشه.

اینجا مردم حتی نمیتونن برای داشتن تلویزیون خصوصی جز صدا و سیما یا حتی حدود پوشش، اعتراض قانونی کنن چه برسد به مسائل کلان اقتصادی و فرهنگی و سیاسی! مجددا گرفتاری در همین تمامیت خواهی و اقتدارگرایی رجزخوانان است که حق تنفس مدنی برای هیچکس جز خودشان در فضای عمومی قائل نیستند.

  • Like 3
  • 4 هفته بعد...
ارسال شده در

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: در برخی داروخانه‌های کشور چیزی فراتر از بی حجابی رخ داده است.

تصور کنید در سرزمینی زندگی میکنید که بسیاری از داروهای اساسی یا پیدا نمی‌شوند یا اگر هست آنقدر گرانند که توان خرید از بخش زیادی از مردم سلب شده، اما همچنان سیستم و طرفدارانش برای پوشش زنان رجز می‌خوانند و آنها را تهدید یا سرزنش می‌کنند!

رجزخوانی در این معنا فقط حرف تند یا موضع‌گیری شدید نیست. یک ابزار نمایشی برای نشان دادن کنترل و قدرت است. وقتی یک مسئله پیچیده مثل اقتصاد، کاهش قدرت خرید یا ناکارآمدی نیازمند اصلاحات سخت و طولانی است، پرداختن به موضوعی مثل حجاب که در سطح جامعه قابل مشاهده و برخورد مستقیم است، امکان نمایش سریع‌ترِ «اقدام کردن» را فراهم می‌کند.

رجزخوانی به مخاطب هوادار پیام می‌دهد که «ما هنوز خط قرمز داریم و توان اعمال اراده داریم»، حتی اگر در حل مشکلات بزرگ‌تر دستاورد ملموسی وجود نداشته باشد.

رجزخوانی برای اهل قدرت و طرفدارانش جایگزینِ نمایشِ حل مسئله شده است تا توجه افکار عمومی را از پرسش‌های دشوارتر به سمت یک نزاع ساده‌تر و احساسی‌تر ببرد.

  • Like 2
ارسال شده در
هم اکنون، Essi Stanley گفته است:

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: در برخی داروخانه‌های کشور چیزی فراتر از بی حجابی رخ داده است.

تصور کنید در سرزمینی زندگی میکنید که بسیاری از داروهای اساسی یا پیدا نمی‌شوند یا اگر هست آنقدر گرانند که توان خرید از بخش زیادی از مردم سلب شده، اما همچنان سیستم و طرفدارانش برای پوشش زنان رجز می‌خوانند و آنها را تهدید یا سرزنش می‌کنند!

رجزخوانی در این معنا فقط حرف تند یا موضع‌گیری شدید نیست. یک ابزار نمایشی برای نشان دادن کنترل و قدرت است. وقتی یک مسئله پیچیده مثل اقتصاد، کاهش قدرت خرید یا ناکارآمدی نیازمند اصلاحات سخت و طولانی است، پرداختن به موضوعی مثل حجاب که در سطح جامعه قابل مشاهده و برخورد مستقیم است، امکان نمایش سریع‌ترِ «اقدام کردن» را فراهم می‌کند.

رجزخوانی به مخاطب هوادار پیام می‌دهد که «ما هنوز خط قرمز داریم و توان اعمال اراده داریم»، حتی اگر در حل مشکلات بزرگ‌تر دستاورد ملموسی وجود نداشته باشد.

رجزخوانی برای اهل قدرت و طرفدارانش جایگزینِ نمایشِ حل مسئله شده است تا توجه افکار عمومی را از پرسش‌های دشوارتر به سمت یک نزاع ساده‌تر و احساسی‌تر ببرد.

آقای علی نیکزاد نایب رئیس مجلس می‌گوید در برخی سفرها دچار تردید می‌شویم که آیا مقصد پرواز همان‌جایی است که اعلام شده است یا خیر؛ چرا که با دیدن وضعیت ظاهری افراد شک می‌کنیم.

  • Like 4
ارسال شده در
1 ساعت قبل، SH E I KH گفته است:

آقای علی نیکزاد نایب رئیس مجلس می‌گوید در برخی سفرها دچار تردید می‌شویم که آیا مقصد پرواز همان‌جایی است که اعلام شده است یا خیر؛ چرا که با دیدن وضعیت ظاهری افراد شک می‌کنیم.

 وقتی یک عمر با زور و سرکوب و شستشوی مغزی، سبک زندگی خاصی را تبلیغ کردن و مردم مطیعش شدن و توهم زدن این‌ها خواست یک جامعه است، مشخصه دچار چنین شک و تردید‌هایی هم میشن. کلا رجزخوان‌ها با محکم‌ترین سیلی‌ها تازه چشماشون باز میشه! هرچند بازم بعید است سر عقل بیان ...

  • Like 3
ارسال شده در
8 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

 وقتی یک عمر با زور و سرکوب و شستشوی مغزی، سبک زندگی خاصی را تبلیغ کردن و مردم مطیعش شدن و توهم زدن این‌ها خواست یک جامعه است، مشخصه دچار چنین شک و تردید‌هایی هم میشن. کلا رجزخوان‌ها با محکم‌ترین سیلی‌ها تازه چشماشون باز میشه! هرچند بازم بعید است سر عقل بیان ...

از اول انقلاب هم رجزخوانی‌هایی کردند که شده باورشون حالا چجوری بفهمونی که داغ بودین یه حرفی زدین دیگه ول کنین

حرفهایی که گفتن و سالها تکرار کردند جوری در باورشون رخنه کرده که براشون وحی منزل شده

احتمالا جبرئیل هم نازل بشه و خلاف حرفشون بزنه فایده نداره

  • Like 3
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۱/۱۷ در 08:51، Essi Stanley گفته است:

بدو گفت خندان که نام تو چیست

تن بی سرت را که خواهد گریست

مرا مادرم نام مرگ تو کرد

زمانه مرا پتک ترگ تو کرد

(شاهنامه فردوسی)

.

فرهنگ ایرانیان سرشار است از رجزخوانی

از ادبیات کهن و نو گرفته تا مکالمات روزمره

از دنیای سیاست گرفته تا ورزش و اقتصاد و مذهب

گویی این مردم با رجزخوانی در تک تک سلول های وجودیشان انرژی مضاعفی احساس می‌کنند!

.

اما همین رجز خوانی‌های مداوم اغلب بلای جان این جامعه شده است. کنترل خشم را دشوار کرده و سطح انواع تنش را در تعاملات داخلی و خارجی بالا برده است.

بسیار ضروریست که به این مسأله بیاندیشیم که چگونه می توانیم پاهایمان را بیشتر از آنکه با شدت بر زمین رجز خوانی بکوبیم، به آرامی بر زمین واقعیت قرار دهیم و پیش از رجز خوانی برای دیگری، ظرفیت و توان خویش را بهتر درک کنیم.

.

به نظر شما ریشه های رجز خوانی در فرهنگ ما چیست؟

آیا فاصله گرفتن از این فرهنگ به نفع ماست یا ضرر ما؟

قسمتی از تثبیت جایگاه رجز خوانی در فرهنگ ما در توهم  اقتداریست که در گرو  رجعت و واپس گرایی تاریخی  سرزمینی  شکل گرفته که دست آویزی همانند تمدن کهن هر چند قابل توجه و احترام ویژه  بوده ولی نمی بایست  در این مسیر غلط و در  خدمت رفتارهایی ناصحیح بر پایه اصول ضد بشری که تماما از نوعی  خودبرتربینی و در ادامه   زمینه ساز شکافها و تبعیض نژادی تقدس گرایانه است  قرار بگیرد ،

رفتارهایی از قبیل تحقیر و تخریب ، با به رخ کشیدن شکستهای پیشینیان تمدن یا نژاد دیگر 

  • Like 3
  • 3 هفته بعد...
ارسال شده در

آقای سعید جلیلی فرموده‌اند: ما بر اساس محاسبات مادی چهارمین ابرقدرت دنیا هستیم اما بر اساس محاسبات الهی قدرت اول جهان.

.

یکی از عوارض رجزخوانی، سطح بالای توهمی است که رجزخوان به آن دچار می‌شود. توهم نه معیار منطقی می‌شناسد نه علم را قبول دارد و نه اجازه راستی آزمایی رجزهایش می‌دهد. فقط می‌گوید این رجزی که می‌خوانم به من احساس خوبی می‌دهد، پس درست است!

.

یکی از بزرگترین اشتباه‌های بشریت که در فرهنگ ایرانی هم بسیار فراگیر است، تلاش برای فرار از واقعیت‌های تلخ با استفاده از «توهمات» یا «باورهای تسکین‌دهنده» است. انسان نباید برای آرامش روانی خود، حقیقت را تحریف کند یا به دنبال پاسخ‌های ساده و مذهبی برای مسائل پیچیده باشد. برخورد با واقعیت، حتی اگر ترسناک یا بی‌رحم باشد، تنها راه رسیدن به کرامت انسانی است.

به طور خلاصه بهتر است بیاموزیم که باید با حقیقت روبرو شد، حتی اگر حقیقت تلخ باشد.

  • Like 4
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۷/۸ در 10:00، Essi Stanley گفته است:

آقای سعید جلیلی فرموده‌اند: ما بر اساس محاسبات مادی چهارمین ابرقدرت دنیا هستیم اما بر اساس محاسبات الهی قدرت اول جهان.

.

یکی از عوارض رجزخوانی، سطح بالای توهمی است که رجزخوان به آن دچار می‌شود. توهم نه معیار منطقی می‌شناسد نه علم را قبول دارد و نه اجازه راستی آزمایی رجزهایش می‌دهد. فقط می‌گوید این رجزی که می‌خوانم به من احساس خوبی می‌دهد، پس درست است!

.

یکی از بزرگترین اشتباه‌های بشریت که در فرهنگ ایرانی هم بسیار فراگیر است، تلاش برای فرار از واقعیت‌های تلخ با استفاده از «توهمات» یا «باورهای تسکین‌دهنده» است. انسان نباید برای آرامش روانی خود، حقیقت را تحریف کند یا به دنبال پاسخ‌های ساده و مذهبی برای مسائل پیچیده باشد. برخورد با واقعیت، حتی اگر ترسناک یا بی‌رحم باشد، تنها راه رسیدن به کرامت انسانی است.

به طور خلاصه بهتر است بیاموزیم که باید با حقیقت روبرو شد، حتی اگر حقیقت تلخ باشد.

امروز ۱۱مهر ۱۴۰۵:

قیمت دلار امروز وارد کانال ۲۶۷ هزار تومانی شده است. قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار ۲۶٫۲۲۷٫۰۰۰ تومان و قیمت سکه طرح جدید ۲۶۷٫۰۰۰٫۰۰۰ میلیون تومان اعلام شده است.

 

محاسبات مادی و الهی را لطفا توضیح بدن

  • Like 2
  • Haha 1
  • Sad 1
ارسال شده در
21 ساعت قبل، SH E I KH گفته است:

 

محاسبات مادی و الهی را لطفا توضیح بدن

پای خدا را همه جا وسط می‌کشند که نیازی به توضیح نداشته باشند. اگر سیستمی بنای پاسخگویی داشته باشد، دنبال اینکه همه چیز را با خواست خدا توجیه کند نخواهد رفت.

  • Like 4
ارسال شده در
8 ساعت قبل، Essi Stanley گفته است:

پای خدا را همه جا وسط می‌کشند که نیازی به توضیح نداشته باشند. اگر سیستمی بنای پاسخگویی داشته باشد، دنبال اینکه همه چیز را با خواست خدا توجیه کند نخواهد رفت.

موافقم و این مسأله اعتقاد جامعه را تغییر میدهد

چند سال قبل یه آقای کارمند متولد دهه ۵۰ می‌گفت:

ابراهیم خیلی باحال بوده به خدایی ساخته به خورد مردم داده که قدرت بینهایت و فلان و فلان هست بی‌نظیر ....

بعدشم گفته نمیشه ببینیدش و چون نمی‌شده ببیننش هرچی خواسته ازش ساخته و مردمم باور کردن

از جمعی که بودیم اغلب خندیدن و تایید کردن من متعجب بودم و نمیشد حرفی بزنم خیلی فکر کردم چجوری و با چه منطقی میشد جوابش بدم که متوجه بشه نه اینکه بخوام سرکوبش کنم اصلاح کنم اما نفهمیدم

و بازهم از افراد مختلف این مطلب را می‌شنیدم شاید یه شوخی که داشت به عمق باور مردم نفوذ میکرد

 

قطعا استفاده ابزاری از خدا و دین و مقدسات ... چنین نتایجی دارد البته جامعه ما هم صفر و یک است یا خدایی با خرافات را قبول دارند یا کلا انکار میکنند

  • Like 2
ارسال شده در
در ۱۴۰۵/۲/۱۷ در 09:55، Essi Stanley گفته است:

سپاس از نظرات ارزشمندتون 🌹

کلا ما در حوزه فلسفه اخلاق و علوم انسانی بیشتر با دید نسبی‌گرا تحلیل می‌کنیم تا مطلق‌گرا. در حوزه رجزخوانی هم نیت، هدف و آنچه بناست به دست بیاید است که می‌تواند ما را به سمت میزانِ مخرب بودن آن رهنمون شود. در حوزه رجزخوانی به عنوان یکی از ابزار پروپاگاندای سیستم‌های استبدادی کتاب‌هایی هم نوشته شده است. مثل:

Propaganda and Persuasion – Garth S. Jowett & Victoria O’Donnell

منبع کلاسیک درباره سازوکارهای تبلیغات، زبان تحقیر و نمایش قدرت در ارتباطات دولتی-سازمانی.

The Presentation of Self in Everyday Life – Erving Goffman

توضیح می‌دهد چگونه افراد یا نهادها با «نمایش اغراق‌شده» شبیه کری‌خوانی قدرت خود را تثبیت می‌کنند.

اما در مقالات و منابع داخلی، رجزخوانی رو بیشتر به عنوان یک ابزار مفید و سودمند معرفی می‌کنند و برایش اسطوره سازی هم انجام میدهند. حتی در مدارس و رسانه‌های وابسته به قدرت تلاش می‌شود کودکان با کمترین توان جسمی و ذهنی هم وارد حوزه رجزخوانی برای پیچیده‌ترین قدرت‌های جهان شوند تا ذهن‌شان از ابتدا با دوقطبی‌های خیر و شر که لازمه رجزخوانی برای تحقیر است رشد کند.

و همچنین در قسمتی از کتاب مزرعه حیوانات اثر  جورج اورول به تاثیر  شعارها و رجزهایی که میبایست توسط عموم  مورد تقدس  قرار گیرند و توسل جستن به اینگونه نماد سازی ها توسط سیستم فاسد و مستبد حاکمیتی اشاره  شده است

  • Like 2

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...