mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 هـنوز هــم خـــیآبان هـآ را تنهـایی قدم میزنـَم تنهـــآیی زیـر بآران راه میروَم تنهـــآیی گــریـه میکنم تنهــــآیی .... و بــــآز همـ تنهـآیـ ی 4
sweetest 4756 ارسال شده در 12 تیر، 2013 او زِ من رنجیده است من چه می دانم که او با چه مقیاسی مرا سنجیده است! من همان هستم که بودم، شاید او چون مرا دیوانه ی خود دیده است بی وفایی می کند بلکه من دور از دیدارِ او عاقل شوم! او نمی داند که من ، دوست می دارم جنونِ عشق را من نمی خواهم که حتا لحظه ای لحظه ای از یادِ او غافل شوم! 5
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 خـسـتـه ام، کـمـی هـم بـیـشـتـر… فـراتـر از تـصـورت… سـخـت اسـت بـرایـم تـوصـیـفـش… تـا بـه حـال نـمـیـدانـم، دیـده ای درمـانـدگـی و بـی قـراری هـا را یـا نـه…؟ بـغـض فـرو خـورده در گـلـو را .... بـهـانـه گـیـری هـای دل بـی قـرار را .. و یـا…غـم نـهـفـتـه در نـگـاهـی را … کـه بـآور کن ............ هـیـچ یـک از ایـن هـا، دیـدن نـدارد … چنیـن اسـت ایـن روزهـای مـن ! 3
mani24 29665 ارسال شده در 12 تیر، 2013 صبر می کنی... "انَّ اللهَ یُحِبّ الصابرین" ... خدا هم رقیبم شد!! 4
"nazanin" 3610 ارسال شده در 13 تیر، 2013 من زبان ایما و اشاره نمی دانم باید تمام قد رو برویم بایستی و بگویی : " دوستت دارم " 4
S a d e n a 11333 ارسال شده در 13 تیر، 2013 این خاموشی از سر بهت است از سر خستگی نایی است که نایی دگر برای فریاد ندارد. کاش درد را زبان سخنگویی بود تا شنیده شود و دلی را از عقده ای خالی سازد کاش سکوت را زبان تعبیری بود تا جهانی را به همدردی بشوراند 5
sadafv 6585 ارسال شده در 13 تیر، 2013 نیــــــــــستی و اتفاقات تلخ ساده می افتند .... نیــــــــــستی و ترس های کوچک ، بزرگ می شوند .... اگه بودی واقعا شرایط بهتر بود؟!!! 5
!BARAN 4888 ارسال شده در 14 تیر، 2013 بگذار بگویند دیوانه ام پای آمدن تو در میان باشد، ضریح که هیچ به این درخت چنار هم دخیل می بندم. محمدرضا صالحی 8
!BARAN 4888 ارسال شده در 16 تیر، 2013 چقدر خوشبختم ! میتوانم عکس سیاه و سفید تو را ببوسم و باور کنم که در آن سوی سواحل رؤیا با تماس نابهنگام گرمایی به گونهات از خواب میپری ! یغما گلرویی 3
شــاروک 30242 ارسال شده در 16 تیر، 2013 یــــــادِ تــــو گـــاهی مــُســَکـــِنـــیست که از نبــــ ـ ـودش بنــــد بنــــدِ تنـــم ضجـــه میزنند... 3
sam arch 55881 ارسال شده در 16 تیر، 2013 دگر گونیِ حال دارم.... این گونه نه!..آن گونه! این گونه ام کمی قرمز شده از خجالت.... آن گونه روشن است از بوسه ی باد... 10
S a d e n a 11333 ارسال شده در 16 تیر، 2013 قلبم را نظاره کن چند روزی است وظیفه اش را به فراموشی سپارده چه می کند درونش آشوبی به پاست آشوبی از جنس نعره آسمان گاهی سکوت مطلق گاهی شتابان ........... 11
sadafv 6585 ارسال شده در 16 تیر، 2013 از کسی که نمی شناسی ... گاهی بتی درست میکنی ، انقدر بزرگ که از ابراهیم هم کاری بر نمی آید......... 11
laden 4758 ارسال شده در 17 تیر، 2013 دلــــــم برای دلتنگــی ات سخت تنــگ است... و نمی دانی که بــودنــت تنگنای دلتنگی ام را تنگ تر می کند... وقتی بـــودنت هست و نــــبـــــــودنـت هست. و مــن معلق از بــودن و نبــودنت ... آویزانم به عقر به ها...! گویا تـــــــو نیز از تــبــار آنانی که بام هایشان دو هـــــوا دارد...!!! 9
شــاروک 30242 ارسال شده در 17 تیر، 2013 ✔ نــه نمـے دانــے...! هیچــکس نمــے دانــَـد...! پشت ِ ایــ ن چهــره ے آرامـ در دلـَـــ م چه میگــذرد...! نمـے دانـے...! کســے نمـے داند.....! ایــ ن آرامش ِ ظاهــــــر و این دل ِ نـــــــا آرام...! چقــدر خسته امـ میکنــد...! ✔خدایا!اینــ همهـ آدمــ ! منــ خیلیــ شکنندهـ تر از اینــ حرفامــ کهـ بتونمــ برای آدمــ هایــ تو بازیچـــــــهـ باشمــ... 7
Farhad.Jonobi 2552 ارسال شده در 17 تیر، 2013 تو چشام اشکی نمونده تو دلم حرفی ندارم دیگه وقت رفتنمه سفر دور و درازه انتظار روز برفی تو دلم داغ زده سرما انتظار آفتاب گرم تو دلم یخ زده اما برف و بوران ، ابر و بارون چیکه چیکه توی ناودون روز ابری، روز سرما انتظار روز برفی ... 6
One gear 7070 ارسال شده در 17 تیر، 2013 تو را در خاطـــــــــــرم دارم همه هنگــــــــــــام.....نه چون نیما که می گوید " شباهنگـــــــــــــــام" 5
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 17 تیر، 2013 دلـــم میــــخواهد عاشـــــــــــق باشد عقلــــــم میـــــــخواهد عـــاقـل باشد ایــــــن میگویــــــد زود باش آن میــــــگوید دور باش احساسم این روزها دو شیــــفت کار میکند وحقوقش را از من میگیرد ؛ اشــــک و بـــی قـــراری !!!! 4
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 17 تیر، 2013 مـــادرمـ میگویــــد ... خـــودتــ را هـم بُـکُـشـــی ... ردّ ایـــن غـم ِ مــشـکــوکــــ ... پشتـــــ ِ شیـطنـتـهــــای ِ دائـمـــی نـگاهتــــ ... گـُــــم نمیشــــود ... 3
sadafv 6585 ارسال شده در 17 تیر، 2013 من همونم که یه روز , میخواستم دریا بشم میخواستم بزرگترین , دریای دنیا بشم آرزو داشتم برم , تا به دریا برسم شبو آتیش بزنم , تا به فردا برسم 2
ارسالهای توصیه شده