Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 چشمها را بر دریچه ی انتظار پلک نمی زنم. اشکها در بستر گونه ها سرود دلتنگی سر می دهند. آن سوی وسعت بارانی دل آفتاب یاد تو جاریست. ساحل ماسه ای دستانم هنوز از عشق تو نمناک است. نیلوفران خیس از شرم نگاه شعر شادی زمزمه می کنند. نبض زمان نفس نفس میزند از حسرت دیدارت . آغوش سرد دشت روزهاست گرمی عشق تورا منتظراست. بیا که غروب دیگرازغربتش به تنگ آمده است. بیا دیگر... 7
Mina Yousefi 24162 ارسال شده در 5 تیر، 2013 از سقـــف لـحــظه هــایـــم یـــاد تــــو چـــکه مــی کـنـد. . . اگــر بـــاران بـنــد بـیــایـــد از ایــن خـــانــه مــی روم 8
Mr.101 27037 ارسال شده در 5 تیر، 2013 اسیر فصل خزان گردد عمر آن کس که… دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را… 7
ایلین1366 5544 ارسال شده در 5 تیر، 2013 آدمی که منتظراست هیچ نشانه ای ندارد،هیچ نشانه ای خاصی ندارد فقط با هرصدا برمیگردد... 7
mani24 29665 ارسال شده در 5 تیر، 2013 من متوقف نا منتظر هیچ معجزه ای رها بودنم را به قمار نشسته ام من برنده یا بازنده چه فرق می کند؟ همیشه عاشق شراب تلخم تلخ تلخ .... 6
mani24 29665 ارسال شده در 5 تیر، 2013 برای اینکه دفتر نقاشیش سفید بود معلم تنبیه اش کرد غافل از اینکه پسرک فقط خدایی رو کشیده بود که همه می گفتند دیدنی نیست! 7
maryam banoo 3238 ارسال شده در 5 تیر، 2013 نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند؟؟ مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد.. تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم...!!!!!!! 5
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 5 تیر، 2013 حِکایَتِـــ آنـــ مَـــرد را شِنیـــده ایـــ ؟؟!! کِـــ نَـــزد رَوانـــ پِــــزِشـــکـــ رَفتـــ ، وَ اَز غَمـــ بُزُرگیـــ کِـــ دَر دِلـــ داشتـــ گُفتـــ ... دُکتُـــر گُفتـــ : بِـــ فِلانـــ سیـــرکـــ بُـــرو ... آنجـــا دَلقَـــکیـــ هَستـــ ، آنقَـــدر میـــ خَندانَتـــ تـــا غَـــمَـــتـــ یادَت بِرَوَد ... مَـــرد لَبخَنـــد تَـــلخـــیــــ زَد وَ گُفتـــ : مَنـــ هَـــمانـــ دَلقَـــکَمـــ ... 3
*Polaris* 19606 سازنده ارسال شده در 5 تیر، 2013 از من خواست حــلالش کنم همان کسی که با بـــی رحمـــی محبت هایم را حـــرام کرده بود...! 3
vergil 11695 ارسال شده در 5 تیر، 2013 این روزهـا / ، حوصلـﮧ اـے برای شیرین نـوشتن نیـست فرهـــاد هم اگر بـود تلخِ / تلــــخ می نوشـت... / 3
!BARAN 4888 ارسال شده در 6 تیر، 2013 این الان احساس منه.........میدونم شعر نیس ولی حرف دل ک هس:5c6ipag2mnshmsf5ju3 9
- Nahal - 47858 ارسال شده در 6 تیر، 2013 یکی باید باشد یکی که آدم را صدا کند به نام کوچکاش صدا کند یکجوری که حال آدم را خوب کند یکجوری که هیچکس دیگر بلد نباشد یکی باید آدم را بلد باشد ... مریم ملکدار 9
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 6 تیر، 2013 حس دلقكی را دارم كه باید برای مراسم كفن و دفن مادر پیرش شادترین برنامه عمرش را اجرا میكرد... 9
"nazanin" 3610 ارسال شده در 6 تیر، 2013 چه تلخ است در میان جمعی تنها ماندن چه درد آور است زمانی که مجبور باشی خودت نباشی نقابی به چهره بزنی که میخندد و خود در پس آن نقاب هوای چشمانت بارانی باشد در پشت واژه ها خود را از خود پنهان کنی و بشوی انسانی که نیستی چون چاره ای جز این نداری سکوت کنی و در میان سکوتت فریاد بزنی که آی مردم من هستم ولی هیچکس صدای این سکوت را نشنود همه میگویند سکوت نشانه ی رضاست ولی من میگویم برخی اوقات سکوت نشانه ی فریاد است سکوتی که اگر از حنجره ات برآید میشود تحقیر میشود ملامت میشود... ولی من اینک این سکوت را فریاد میزنم که آی مردم من هستم هرچند در برابر دیدگان شما پستم،حقیرم،ناچیزم ولی هستم 9
sam arch 55881 ارسال شده در 6 تیر، 2013 حالم به اندازه تغییر فصول سال متغیر است... گاهی شکوفه می دهد احساسم.. گاهی به بار می شیند میوه احساسم.. گاهی خزان می زند برگ احساسم... گاهی هم سپید می پوشد احساسم... . . . من احساسی چهار فصل دارم 6
"nazanin" 3610 ارسال شده در 7 تیر، 2013 هر چقدر هم قوی باشی گاهی اوقات کم میاری…!؟ ولی بازم باید تکیه گاه اونایی که دوستشون داری باشی 5
*Polaris* 19606 سازنده ارسال شده در 7 تیر، 2013 اسمم در کتاب رکوردهای جهان گینس ثبت شد دختری از جنس احساس با سنگین ترین بار دلتنگی بر روی شانه هایش ...! 6
ایلین1366 5544 ارسال شده در 7 تیر، 2013 بیهوده میگردم به دنبالت، با وجود تمام بی محبتی هایت،باز هم میخواهمت 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 7 تیر، 2013 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند آن دم که نی شبانه را ساز کند غمهای زمانه را فرو بندد در ابواب نشاط یک به یک باز کند 6
Mr.101 27037 ارسال شده در 7 تیر، 2013 مانند یک بهار … مانند یک عبور … از راه می رسی و مرا تازه می کنی … همراه توهزار عشق از راه می رسد … همراه تو بهار … بردشت خشک سینه من سبز می شود … وقتی تو می رسی … در کوچه های خلوت و تاریک قلب مـــــــــن … مهتاب می دمد … وقتی تو می رسی … ای آرزوی گم شده بغض های مـــــــــن … من نیز با تو به عشق می رسم …. 6
ارسالهای توصیه شده