رفتن به مطلب

وصف حالتان با زبان شعر


*Polaris*

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

چشمها را بر دریچه ی انتظار پلک نمی زنم.

 

اشکها در بستر گونه ها سرود دلتنگی سر می دهند.

 

آن سوی وسعت بارانی دل آفتاب یاد تو جاریست.

 

ساحل ماسه ای دستانم هنوز از عشق تو نمناک است.

 

نیلوفران خیس از شرم نگاه شعر شادی زمزمه می کنند.

 

نبض زمان نفس نفس میزند از حسرت دیدارت .

 

آغوش سرد دشت روزهاست گرمی عشق تورا منتظراست.

 

بیا که غروب دیگرازغربتش به تنگ آمده است.

 

بیا دیگر...

  • Like 7
ارسال شده در

از سقـــف لـحــظه هــایـــم

یـــاد تــــو چـــکه مــی کـنـد.

.

.

اگــر بـــاران بـنــد بـیــایـــد

از ایــن خـــانــه مــی روم

  • Like 8
ارسال شده در

اسیر فصل خزان گردد عمر آن کس که…

دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را…

  • Like 7
ارسال شده در

آدمی که منتظراست هیچ نشانه ای ندارد،هیچ نشانه ای خاصی ندارد فقط با هرصدا برمیگردد...

  • Like 7
ارسال شده در

من متوقف

 

نا منتظر هیچ معجزه ای

 

رها بودنم را به قمار نشسته ام

 

من

 

برنده یا بازنده

 

چه فرق می کند؟

 

همیشه

 

عاشق شراب تلخم

 

تلخ تلخ

 

 

....

  • Like 6
ارسال شده در

برای اینکه دفتر نقاشیش سفید بود

معلم تنبیه اش کرد

غافل از اینکه پسرک فقط خدایی رو کشیده بود که

همه می گفتند دیدنی نیست!

iranian-art12.jpg

  • Like 7
ارسال شده در

نمی دانم

چرا امشب واژه هایم

خیس شده اند؟؟

مثل آسمانی که امشب

می بارد....

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم

می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد..

تا شاید از لحظه های دلتنگی

گذر کنم...!!!!!!!

  • Like 5
ارسال شده در

حِکایَتِـــ آنـــ مَـــرد را شِنیـــده ایـــ ؟؟!!

 

کِـــ نَـــزد رَوانـــ پِــــزِشـــکـــ رَفتـــ ،

 

 

وَ اَز غَمـــ بُزُرگیـــ کِـــ دَر دِلـــ داشتـــ گُفتـــ ...

 

دُکتُـــر گُفتـــ :

 

بِـــ فِلانـــ سیـــرکـــ بُـــرو ...

 

آنجـــا دَلقَـــکیـــ هَستـــ ،

 

آنقَـــدر میـــ خَندانَتـــ تـــا غَـــمَـــتـــ یادَت بِرَوَد ...

 

 

مَـــرد لَبخَنـــد تَـــلخـــیــــ زَد وَ گُفتـــ :

 

مَنـــ هَـــمانـــ دَلقَـــکَمـــ ...

  • Like 3
ارسال شده در

از من خواست حــلالش کنم

 

همان کسی که

 

با بـــی رحمـــی

 

محبت هایم را حـــرام کرده بود...!

  • Like 3
ارسال شده در

این روزهـا / ،

 

حوصلـﮧ اـے برای شیرین نـوشتن نیـست

 

فرهـــاد هم اگر بـود تلخِ / تلــــخ می نوشـت... /

  • Like 3
ارسال شده در

13480638224.jpg

 

این الان احساس منه.........میدونم شعر نیس ولی حرف دل ک هس:5c6ipag2mnshmsf5ju3

  • Like 9
ارسال شده در

یکی باید باشد

 

یکی که آدم را صدا کند

 

به نام کوچک‌اش صدا کند

 

یک‌جوری که حال آدم را خوب کند

 

یک‌جوری که هیچ‌کس دیگر بلد نباشد

 

یکی باید آدم را بلد باشد ...

 

مریم ملک‌دار

  • Like 9
ارسال شده در

حس دلقكی را دارم كه باید برای مراسم كفن و دفن مادر پیرش شادترین برنامه عمرش را اجرا میكرد...

  • Like 9
ارسال شده در

چه تلخ است در میان جمعی تنها ماندن

چه درد آور است زمانی که مجبور باشی خودت نباشی

نقابی به چهره بزنی که میخندد

و خود در پس آن نقاب هوای چشمانت بارانی باشد

در پشت واژه ها خود را از خود پنهان کنی

و بشوی انسانی که نیستی

چون چاره ای جز این نداری

سکوت کنی و در میان سکوتت فریاد بزنی

که آی مردم من هستم

ولی هیچکس صدای این سکوت را نشنود

همه میگویند سکوت نشانه ی رضاست

ولی من میگویم برخی اوقات سکوت نشانه ی فریاد است

سکوتی که اگر از حنجره ات برآید

میشود تحقیر

میشود ملامت

میشود...

ولی من اینک این سکوت را فریاد میزنم

که آی مردم من هستم

هرچند در برابر دیدگان شما

پستم،حقیرم،ناچیزم

ولی هستم

  • Like 9
ارسال شده در

حالم به اندازه تغییر فصول سال متغیر است...

 

گاهی شکوفه می دهد احساسم..

 

گاهی به بار می شیند میوه احساسم..

 

گاهی خزان می زند برگ احساسم...

 

گاهی هم سپید می پوشد احساسم...

 

.

.

.

 

من احساسی چهار فصل دارم:icon_redface:

  • Like 6
ارسال شده در

هر چقدر هم قوی باشی گاهی اوقات کم میاری…!؟

 

ولی بازم باید تکیه گاه اونایی که دوستشون داری باشی

 

g7872_365_765.jpeg

  • Like 5
ارسال شده در

اسمم در کتاب رکوردهای جهان گینس ثبت شد

 

دختری از جنس احساس

 

با سنگین ترین بار دلتنگی

 

بر روی شانه هایش ...!

  • Like 6
ارسال شده در

بیهوده میگردم به دنبالت، با وجود تمام بی محبتی هایت،باز هم میخواهمت

  • Like 6
ارسال شده در

دانی که شبان چه فتنه آغاز کند

آن دم که نی شبانه را ساز کند

غمهای زمانه را فرو بندد در

ابواب نشاط یک به یک باز کند

  • Like 6
ارسال شده در

مانند یک بهار …

مانند یک عبور …

از راه می رسی و مرا تازه می کنی …

همراه توهزار عشق از راه می رسد …

همراه تو بهار …

بردشت خشک سینه من سبز می شود …

وقتی تو می رسی …

در کوچه های خلوت و تاریک قلب مـــــــــن …

مهتاب می دمد …

وقتی تو می رسی …

ای آرزوی گم شده بغض های مـــــــــن …

من نیز با تو به عشق می رسم ….

  • Like 6
×
×
  • اضافه کردن...