-
تعداد ارسال ها
1446 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط JU JU
-
پرسش رفع اشکال زبان عمومی و تخصصی مهندسی شیمی
JU JU پاسخی برای alimec ارسال کرد در موضوع : مهندسی شیمی
راندمان تجهیزات حرارتی از طرفی بر پایه افزایش بسیار کم در شار حرارتی, و از طرف دیگر بر افزایش نجومی ( یهویی شاید ) آن باشد! والا من هرچی بهش فکر میکنم, نتیجه دیگه نمیبینم- 170 پاسخ
-
- 3
-
-
پرسش رفع اشکال زبان عمومی و تخصصی مهندسی شیمی
JU JU پاسخی برای alimec ارسال کرد در موضوع : مهندسی شیمی
جمع بسته شده, درسته؟ جمع incur به معنی موجب شدن, متحمل شدن, متضرر شدن, خسارت دیدن و امثالهم incur [font=Lucida Sans Unicode]■[/font] [color=#990000]verb[/color] ([b]incurs[/b], [b]incurring[/b], [b]incurred[/b]) become subject to (something unwelcome or unpleasant) as a result of one's actions. [b]incurrence[/b] [color=#990000]noun[/color] ME: from L. [color=#990000]incurrere[/color], from [color=#990000]in-[/color] 'towards' + [color=#990000]currere[/color] 'run'- 170 پاسخ
-
- 3
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
JU JU پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
یه سوال, تاپیک مشاعره کجاست؟ من نوشته هام رو, اینجا میزارم فلنا خو, ولی بایستی مشاعره وجود داشته باشه, درسته ؟ -
پرسش رفع اشکال زبان عمومی و تخصصی مهندسی شیمی
JU JU پاسخی برای alimec ارسال کرد در موضوع : مهندسی شیمی
thermophysical میشه خواص حرارتی؟- 170 پاسخ
-
- 3
-
-
پرسش رفع اشکال زبان عمومی و تخصصی مهندسی شیمی
JU JU پاسخی برای alimec ارسال کرد در موضوع : مهندسی شیمی
این واژه رو جایی که من ترجمه کردم, دو معنی متفاوت رو به جمله وارد کردم برای داشتن بابیلنی دوست داشتنی, سعی کنید بهترین واژه نامه ها رو براش دانلود و نصب کنید, سایت بابیلون برای دانلود قرار داده من هم دارم همه Glossaryها رو البته, الان همه چیز رو نصب نکردم!- 170 پاسخ
-
- 3
-
-
بیایید تجربه های دعوایی تونو تعریف کنید
JU JU پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
کلن از دعوا بدم میاد, ولی متاسفانه همچین چیزایی زیاد اتفاق میفته کل بحثای لفظی من که فقط و فقط لفظی بوده, دوران سربازی بوده که از دیدن فرهنگ ضعیف یه عده و سواد بدشون به ستوه میومدم کلن, هرمدل دعوایی, برین کنار, ولش کنین بابا, ارزشش داره دعوا؟ اصلن بدون چاقو, با مشت مشت بزنین و بخورین, جز اینکه یه وجهه زشت توی اون بخش بوجود میاد, چه چیز دیگه ای داره ؟- 28 پاسخ
-
- 5
-
-
بیایید تجربه های دعوایی تونو تعریف کنید
JU JU پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
دوتا این مدلی هم بعد از دوران آموزش توی سیستان بلوچستان - ابرانشهر داشتم, البته با دوتا کادری متفاوت, لفظی شدید بود! من تا الان دعوای زد و خوردی نکردم, بجز سوم راهنمایی :دی که اونو نمیگم :دی تو این استان لعنتی, هر کاری که بشه از سرباز میکشن, مدیریت, ماموریت, نظافت, آشپزی, نگهبانی و غیره, حالا خیر سرم ستوان سوم هم بودم! ساعت استراحت همیشه شلوارک میپوشیدم با شلوارک رفتم بیرون, من که نمیدونستم اون شب نیروها امنیتی سطح شهر رو پر میکنن, توی ستاد هم نیروها جمع بودن ما رفتیم همین شکلی, توی اتاق کار! یهوی این کادری مسئول دفتر کارمون بهم گیر داد که چرا به شرتک اومدی, منم از همه جا بی خبر, گفتم مثل همیشه, ساعت استراحتمه, نیمه شبم هست گفت سرهنگ میاد, گفتم الان؟ نیومده هاا, و نمیاد گفت امشب ... ( اصطلاحش یادم رفته ) , ماه رمضونی هم بود اتفاقت :دی خلاصه باز گفت با شرتک میگردی و اینا میندازنت بازداشتگاه, گفتم اولنش شرتک نیست و شلوارکه آقااا ! دیگه بحثمون بالا گرفت که یه کادری محترم دیگه اومد وسط ما رو آروم کرد ولی از اون روز به بعد, همیشه چپ چپ نیگاش میکردم :دی برا مدت سه هفته ما رو فرستادن یه بیابون, برا حفظ امنیت, سران اجلاس توی تهران بود, از یک ماه, من سه هفته آخر رو رفتم! روزای آخر, من رو فرستادن شهر برم آگاهی جهت یه ماموریت دیگه! فکر کن از بیابون تا شهر بخوای بری اسلحه هم بهت نمیدن کثافتاااا رفتیم اونجا, موبایل هم همراهم بود, اطلاع که میگرفتم به مدیر بخش ماموریتمون گزارش میدادم یهو مسئولی که پیشش بود ناراحت شد با تندی گفت با کی صحبت میکنی و اصن چرا موبایل داری, هرچی من گفتم همونه من گفتم من اصلن به شما مرتبط نیستم که هرچی شما بگی, موبایل هم برو از دژبانی بپرس, به من ربطی نداره, تونستم آوردم یارو بنده خدا جا خورده بود که یه سرباز اینجوری بهش پریده بعد که بحث تموم شد, داشتم میرفتم, ازش پرسیدم شما؟ گفت برا چی؟ گفتم میخوام بدونم و باید بگین ( البته با تندی ), گفت و منم گفتم شریفی هستم, میبینمتون و در رو کوبیدم و رفتم, اومد دنبالم گفت بریم پیش رییس رفتیم پیش رییس, و شکایتش رو کرد, منم حرفام رو زدم و گفتم شما تنها کاری که بیشتر از ما انجام میدین, حقوق میلیونیه و کارای سخت رو ما مجانی داریم انجام میدیم! ایشون هنوز مسئولیتش رو بلد نیست انجام بده و غیره خلاصه همه چی ختم بخیر شد من برگشتم به بیابون مذکور برگشتنی دیدم خبر به سرهنگ منطقه هم رسیده :دی ای حال کردم خداییش یارو میاد میگه, جاوید تو چطوری این بنده خدا رو که به آرومی معروفه اینقد عصبیش کردی که اینجوری شد ؟ ولی خداییش بعد از اون حرکت, با اون کادریه دوستای خوبی شدیم- 28 پاسخ
-
- 7
-
-
بیایید تجربه های دعوایی تونو تعریف کنید
JU JU پاسخی برای سارا-افشار ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
من کلن اهل دعوا نیستم و بشدت خون سرد هستم! ولی در دوران سربازی, دعوا کردم! ( نکته, من فقط 5 ماه سربازی رفتم و بقیه ش بمونه برای ادامه درسم ) دوران آموزش, دوبار دعوا! دوران آموزشی به عنوان تخس ترین و بداخلاقترین و البته مودبترین شناخته شدم, فرمانده پادگان هم خیلی باهام ریفیخ شده بود کل دعوای من, مربوط به یک پست 24 ساعته بود کم من 12 ساعت رو سرپا واسادم و حرکت کردم! البته به صورت 4 ساعت کار, 4 ساعت استراحت! روز تعطیل, یه کادری 69ی شده بود افسر نگهبان, و ساعت استراحتم دراز کشیده بودم, عصر بود! اومد توی آسایشگاه, و گفت همه برن نظافت, ما هم نظافت نداشتیم چون رزم 24 ساعته بودیم! این بنده خدا هم از یه گروهان دیگه بود که با ما لج! هی اصرار هی ما هیچ نگفتیم, یهو اعصابم پوکید از بس حرف زد, پریدم پایین از آسایشگاه انداختمش بیرون بعدم خودم با فریاد زدن سرش همیطور پشت سرش میرفتم بهش حرف میزدم که این ارشد گروهانمون که بشدت از کار من شوکه و متعجب بود, جلو منو گرفت و گفت بیخیال و ما هم آروم شدم صبح شده بود, و با یکی از هم گروهاینم بحث لفظی کردم شدید! داغونش کردم بیچاره ( خداییش شعور جمعی افراد توی سربازی مشخص میشه, یه سری افراد گویا تا الان توی جامعه نبودن و اصلن مسئولیت پذیر نیستن, خوبی کردن به این افراد توهین به خود آدمه )- 28 پاسخ
-
- 7
-
-
ساحل خمیر, در حالی که بشدت سوسوله, ولی دوسش دارم
- 145 پاسخ
-
- 2
-
-
اینکه با قدرت, اونایی رو که بایستی از زندگی بندازم دور, میندازم دور و به دنبال انسان ها بگردم
- 5170 پاسخ
-
- 10
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
JU JU پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
کلن, بعضیا از سنشون هم خجالت نمی کشن حداقل افکار, و حرفاتون رو با سنتون وفق بدین و بازم, تکرار جمله ی همیشگی بعضی ها باید بروند, و چه زود می روند بعضی ها اینجا, من, به دنبال انسان می گردم -
پرسش رفع اشکال زبان عمومی و تخصصی مهندسی شیمی
JU JU پاسخی برای alimec ارسال کرد در موضوع : مهندسی شیمی
این چی میشه؟ TiO2 - water nanofluid ترجمه من: نانوسیال TiO2- 170 پاسخ
-
- 2
-
-
این تهران چه خبره؟ منم بیام ؟
- 761 پاسخ
-
- 4
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
JU JU پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
می سوزم غرق در لحظه های خویش هستم می سوزم دست را که در دست می گذرام آتش می افروزم مثل یک مرد آتشین چقدر گرم است, و هوای لعنتی سرد چگونه این آتش خاموش می شود وقتی که این سردی هم مرا آرام نمیکند -
آفرین بر پست های منهد شده
- 39 پاسخ
-
- 1
-
-
جانم ؟
- 43 پاسخ
-
- 1
-
-
یه فلش 16 گیگ بزارین تا من ترغیب بشم به انجام اینکار منتظر تغییر جوایز هستیم
- 39 پاسخ
-
- 3
-
-
آدرس میدم, برام پست کنین به تعداد زیاد درست کنین, منم موخوام
- 43 پاسخ
-
- 1
-
-
آهان, نگو ایراد نداره ولی یکیش رو بده من ببرم خونه, به خونه بگم خودم درستش کردم براتون آوردم
- 43 پاسخ
-
- 2
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
JU JU پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
چه کرده ای با من؟ لعنتی هر غریبه ای که زنگ می زند حتا جرات حرف زدن ندارد اما این دل لعنتی بیشتر برایت می گیرد بیشتر برایت میتپد بیشتر تنگ میشد تو را می خواهد, آرام ترین آرام من سکوت را بشکن دلتنگ صدای توام -
یکیشو بده به من
- 43 پاسخ
-
- 3
-
-
چرا کسی به من تبریک درست حسابی نمیگه ؟
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
JU JU پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
مگر می فهمی معنی دلتنگی را اگر ساکتم, سردم هستم اما چقدر, غمگینم .... -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
JU JU پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
هرچه می کارم, می میرد باغچه خانه ما, هرگز سیب نداشت آنکه سبز شد, سیب نداد, مرد دل, بدجور هوایت کرده درخت سیب, من, می میرم هوای تو را میخواهم .....
