رفتن به مطلب

nasim184

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1883
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط nasim184

  1. بابا یه عالمه از شکلاتی که دوست داریو بخره ولی نده بهت...قایمش کنه...هر بار از در وارد میشه و میشی ،بیاد تو اتاقت،خیابون ببینت...یه دونه بهت بده زجر کش ولی لذت بخش کودک درون
  2. میدونی من اسپم دوست ندارم:icon_razz: هی منو مجبور نکن اسپم کنم....شما تشریف بیار ملایر شیرینی کل زندگیتو یهو بهت میدم
  3. (قسمتایی که من دوسشون داشتم ممکنه نظرا متفاوت باشه....) تقدیم با عشق... "عشق برنده می شود،برنده همیشه عشق است" "فرهنگ ما سببی نیست تا مردم حالشان خوب شود ،باید به اندازه کافی قوی باشی که اگر تشخیص دادی فرهنگ به وظایفش عمل نمی کند،خریدار متاع آن باشی" "خیلی ها زندگیشان بی معناست ،به نظر نیمه خواب میرسند،حتی وقتی کاری را می کنند که به اعتقادشان مهم است.انگار در خواب و بیداری هستند ،به این دلیل است که خواسته اشتباه دارند.برای اینکه به زندگی خود معنا بدهید باید دیگران را عاشقانه دوست بدارید،خودتان را وقف دنیای پیرامونتان بکنید،چیزی خلق کنید که به شما معنا و هدف بدهد" "مهم ترین چیزها در زندگی این است که بدانی چگونه به دیگران عشق بورزی و چگونه مورد مهر و عشق آنها واقع شوی" "می بینی چشمانت را بستی ...تفاوتش در این بود...گاه آنچه را می بینی باور نمیکنی ،مجبوری آنچه را احساس میکنی باور کنی و اگر قرار باشد کاری کنی که دیگران به تو اعتماد کنند.باید احساس کنی که آنها اعتماد کنی ..حتی وقتی در تاریکی هستی ..حتی وقتی داری سقوط می کنی ..." "اگر بیاموزی که چگونه بمیری ،می آموزی که چگونه زندگی کنی " "اگر همیشه با پیر شدن نبرد کنی ،ناخشنودیت را جاودانه میکنی" "غبطه می خورم که به کلاس ورزشی می روند ،غبطه می خورم که....غبطه را رها کن ...به خودت بگو این غبطه است،می خواهم از آن فاصله بگیرم و بعد از آن دور شو" ادامه دارد...:hapydancsmil:
  4. ممنون به خاطر معرفی این کتاب من خیلی دوسش داشتم مخصوصا اینکه با فاصله زمانی کوتاه از کتاب "من پیش از تو " خوندمش....اون کتاب پر بود از ناامیدی و یاس و عشق براش هیچ معنا و مفهومی نداشت..ولی این پراز انرژِی هایی که دوسشون داشتم تا الان حالم شبیه موری نیست ولی همین که دلم میخاد شبیه باشم جای امید داره گمونم یه نت هایی برداشتم میزارم که تکراری هم نباشه... "زندگی مجموعه ای از فراز و نشیب هاست.دلت میخواهد کاری بکنی اما مجبوری کار دیگری انجام دهی .از چیزی ناراحتی اما میدانی نباید باشی ،چیز هایی را امر مسلم می پنداری و این در حالی است که می دانی هرگز نباید چیزی را امر مسلم فرض کنی "
  5. نميدونم تو با همه جا مشكل داري يا همه جا با تو مشكل داره
  6. منو وارد اين چالشا نكن...داغون خنده دارم نميدونم اون موقع كجام....ولي چون زود حذف ميشم
  7. همزمان با ما یه زوج جوونم وارد اتاق استاد شدن من راهنماییشون کردم جلوی خودم که میتونید قبل من سوالتونو کنید چون کار من طول میکشه رفتن جلو و نشستن پسره : سلام استاد ...ایشون همسرم هستن ..معرفی کرد قبل سوال پرسیدن.. استاد: اااا همسرتوون ..ولی سری قبل با خانم دیگه اومده بودین پسره : دختره ::ydm47612zsesgift969 من: تو ذهنم ...استاد :icon_pf (34): استاد:رو به خانمش ترسیدی نه !!! دختره: نه من خیلی بهش اعتماااد دارم استاااد:(87): استاد وارد یه خاطره که این بلارو اوایل ازدواجم یکی از اساتید دیگه داخل یه مهمونی سرم اورد شوخی باحالیه پسره با لبخند عصبی گفت...خیلی باحال بود:confused: دختره ما
  8. اسپم ببینم
  9. :ws28:100 درصدشه من رعایت میکنم...حال خوب کنه
  10. فقط من گل دوست دارم ديگه....همه سفره ها گل داشت كه
  11. اره ديدي...شرايط مجبورم كرد همچين عكسي بندازممث اين تنها مظلوما چقد گرفتي به من راي دادي خودت بگو خجالت نكش
  12. منم اون مسابقه ها كه اخر ميشدم همينقدر خوشحال بودم
  13. واقعا تااااا کی ؟:vahidrk: فک کن یه درصد
  14. اخه خیلی رمانتیک و یلدایی بود سفرت هنرمنده بیاید ببریدش اجازه میدم
  15. چه خوبه
  16. عاقا من شرمنده همه هنرمندیاتونم ادمین وسوده اگه میدونستن منم عمرا رای میدادن دیدم که میگمو مرسی از دوستانی که رای دادنشایدم فک کردن جاسته کبیره رای دادن تبریک میگم به بقیه هم تمنا منو نزنبزرگترم... واقعا عکس برای مسابقه نگرفتم بیشتر جنبه طنز داشت..یهو دیقه نود گفتم چون به شهدخت گفتم بزار بفرستم،خیلی ساده بود و انگار همه از سادگی خوششون اومد من خودمم خیلی دوسش دارم سفره یه نفره نبود...بلکه انقد تعداد زیاد بود تنها ظرف مناسب برای در امان موندن از تموم شدن خوراکی ها همین بودچون سوژه شد این عکس انداختم یادگاری مرسی شهدخت جان زحمت کشیدی . . . امیدوارم هیچ کس تو این شبا سفره یه نفره نداشته باشه:hapydancsmil:اگه داره هم حال دلش خوب باشه عکس علی آقا هم حیف شد....من عاشق اون کرسی شدم مخصوصا اون لحافشتولدشم مبارک:hapydancsmil:
  17. خب پس تو فریاد بزن ...یکیمون بسوزه ولی من همچنان پشتتم ها نگران هیچی نباش
  18. nasim184

    به جهنم!!!!!!!!!!

    به جهنم فعلا... بعدا علتشو میگم
  19. تمنااا فرياد بزن من پشتتم
  20. لطف داريد...شما هر چي صدا كنيد قبوله ممنونً مرسي مثل هميشه جامع و كامل
  21. سلام دوستان يه نما از جداره يه بازار تاريخي ميخوام...كد ،فايل تري دي ،عكس خوب ...كلا ميخام يه ايده خوب از جداره بازار باشه از نظر شما معمارا ممنون ميشم ياري برسونيد
  22. nasim184

    سوتی

    سوتيه مردم دو تا خواهرزاده پسر بزرگ دارم....٢٠ ساله تقريبا بزرگه تازه به اينستا پيوسته زيادم اهل اين دمو دستگاها نيست بنده خدا اومد يه فيلم بفرسته براي چند نفرمون تو دايركت...نميدونست كه گروه تشكيل ميشه با اين كارش...منو كوچيكه خداي اذيت كردنيم به هم بخوريم اشك طرف مقابل در مياريم...حالا اعضاي گروه خودش...من...كوچيكه...گلي...ما شروع كرديم ...يا الله...بزرگه هي زد تو سرش خودش بچه ها غلط كردم ابروزي نكنيد حذفش كنيد...حالا منم هي ميگفتم اووو كيييسسستبا كلي شكلك خنده ...كوچيكه ميگفت داداش دوتا دوتا ...من يكيشم ندارم كلا منكر اين شده بود كه من خالشم...گلي بنده خدا ميگفت شما...من ميدونم شما داداششي ولي اين يكي كيه...خانم من اشناشونم به خدا فكر بد نكنيد...منم گفتم نگران نباش اشناي اينا باشي اشناي ما هم هستي...مجلس بي رياست تو هم بخند...قاطي كرده بود..گفت من درس دارم برمط..گفتم برو ما يه دوري ميزنيمو ميايم باز...اين حرفم پيرو اين بود كه بزرگه هي ميگه زن ميخوام هر چيم تو كلش ميزنيم كه الان داغي متوجي نميشه حالا كوچيكه تهرانه كسي دستش بهش نميرسه...ولي من سر سفره شام بقل دستش نشسته بودم...انصافا فهميده بود دست بم بزنه همه خبردار ميشن..خونه ماهم همه دنبال سوژه برا اذيت كردن...حالا هي ميگفت خاله همينجوري زدم نميشناسمش...ولي هر كه اينستا نصب كنه حتما اينو بش ميگم شما نامردا نگفتين به من...گفتم فقط برو شكر كن از خانواده فقط ما دو تا بوديم كاري نميتونست كنه هي ميخنديد...فقط ميگفت بيچاره اومده پي وي گفته اينا كيمگفتم نگران نباش اينا سوخوشامونن...چه خاله پايه ايم من... چون خودم خيلي خنديدم نوشتمش...
  23. داشتن ادمايي كه با حضورشون ميفهمي هنوزم ميشه همون ادم قبلي باشي حتي با كيفيت تر:hapydancsmil:
  24. از دست دادن اعتمادت به ديگران ممكنه نابود كننده باشه! هر چقدرم كه خوشبينانه نگاه ميكنم هاا....باز ته تهش مريضت ميكنه...نگرانت ميكنه... چرا ادما اينجوري ميشن نميدونم،.. ولي شديدا دنبال يه منشا يي تو خودم ميگردم!ولي اگه همينجوري پيش بره مجبورم هي روابطمو با دنياي اطرافم كم كنم و غارنشين بشم...ولي اخه مگه ميشه من با تيپ شخصيتيم اينطوري شم...يه راه ديگه بايد پيدا كنم! شما علتشو نميدونيد!!؟!؟!؟بگيد بم ... ساعت ٥ صب به چه چيزاي فك ميكنم...چرا اينجام اصا خدايا شكرت باز مراقبم باش....:5c6ipag2mnshmsf5ju3 جبران ميكنم شاديات
×
×
  • اضافه کردن...