رفتن به مطلب

nasim184

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1883
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط nasim184

  1. بررسی و تحلیل پدیده ی نخست شهری در استان خراسان شمالی ایران و بررسی تطبیقی آن با ایالت نورٍ راین وستفالیای آلمان [Hidden Content]
  2. نقش مدیریت شهری در حاشیه نشینی [Hidden Content]
  3. کاربرد سیستم اطلاعاتی جرافیایی (GIS) در مدیرت و برنامه ریزی شهری [Hidden Content]
  4. مبانی و مفهوم باز زنده سازی در راستای توسعه گردشگری [Hidden Content]
  5. به سوی کاداستر سه و چهار بعدی در ایران (مطالعه موردی : منطقه 8 شهرداری تهران) [Hidden Content]
  6. منم لذت آقا سام رو کشف کرده بودم... ولی برا ما بعد چند ثانیه با سوت و جیغ و داد که دست نزنید همراههپس قطعا ما مارپیچ ردش میکنیم لذت آبی من اینه که زیر ابی برم از جلوی دوستام بیرون بیام بترسن...بعدش میخندن ولیشنای تنها که خوب نی..خوبه؟
  7. بررسی مفهوم محله و بازآفرینی بستر کالبدی_فضایی با رویکرد توسعه پایدار (نمونه پژوهش : محله ده ونک ) [Hidden Content]
  8. چیدمان پویای کاربری های شهری با کمک عامل فازی در محیط GIS [Hidden Content]
  9. بهبود ساختار فضایی محلات شهری در چارچوب توسعه محله ای پایدار نمونه موردی محله جلفا تهران [Hidden Content]
      • 3
      • Like
  10. از دست دادن عزیز بدترین اتفاقیه که میتونه برا یه نفر بیفته....شایدم من این جوری فک میکنم ولی بدتر ازون اینه که شرمنده عزیز از دست رفته باشی...اینکه حسرت بخوری که کاش بودو من اون کاریو که دوست داشت انجام میدادم...کاش گوش میدادم..کاش کاش با یه عالمه بغض خشک شده تو گلوت که همش میشه حسرت یه عمر زندگی... ناراحتم به خاطر نبودنش به خاطر برکت وجودش به خاطر بزرگیش...ولی خوشحالم به خاطر اینکه شاید خیلی وقتا از زندگی خودم زدم برای بودن باهاش و خندوندنش...بهترین عکسارو از لبخند زیباش ثبت کردم و دست به دست میچرخید...کنارمه همیشه..دعاش همراهمه... مرگ هست برای همه...خدا کنه زود اتفاق نیفته..ولی برای کسی که یکجا نشین شده و داره زجر میکشه نعمته...شاید شفاس...دیگه ازین به بعد تو وجودمه برای ارامشش دعا میکنم ولی بدترین اتفاق ممکن تو این شرایط..دیدن ادمایی که شرمنده ان...که دیر رسیدن...که فریاد میزنن...چه حسرتی دارن...که حالا میان خونش میشینن گریه میکننو میگن تازه فهمیدیم چی شد...پشیمونن..شاید ازشونم گذشته باشه و حلالشون کرده باشه...ولی اخه به نظرتون اون دل،دل میشه باز...این حسرته از بین میره...مشکلات همیشه و همه جا هست..بهونش نکنیم برا بی معرفتیامون کاش...قضاوتم نمیکنم ولی فقط به فکر اینم دلم اروم باشه.. نمیدونم خوبه یا بد..ولی در برخوردمون با ادما همیشه به این فکر کنیم...که امشب که میخوابیم، ما دیگه نباشم یا طرف مقابلمون نباشه چی میشهمخصوصا مامان و بابا ها اگه هستن...اگه نیستنم دیر نیست برای دل به دلشون دادن(اصا من میگم این کار اگه به خاطر عزیزامون و خدا انجام نمیدیم به خاطر راحتی خودمون انجام بدیم بارمون سبک تره وقتی دعای اونا همراهمونه) سخته ولی شدنیه...گاهی ممکنه احمق به نظر برسیم..گاهی ساده...گاهی مهربون..گاهی سیاست مدار..گاهی حتی بد ...گاهی... ولی این نمیگین که نیت ما چیه و چه دل آرومی داریم این حرفایی که زدمو دلم میخاد یکی هر روز تو گوشم بخونه...یادم میره گاهی:vahidrk: ببخشید عادت ندارم این مدلی اینجا بنویسم:icon_pf (34):...ولی دلم خواست این اینجا باشه..شاید چند نفرم مثل من یادشون رفته باشهحتما نباید یه اتفاق بد بیفته که یادمون بیفته..عبرت گرفتن از اطرافم گاهی اوقات خوبه خدا کمک کنه لحظه هاتون پر از سلامتی و احساس خوب
  11. :mrsbeasley:
  12. بعد مدت ها پاهاتو بزاري روي يه عالمه برف كي گفته فقط برگاي پاييز صدا دارن صداي برفم زير پا شنيدنيه...گوش كنيد امروز براي شروع يه فصل جديد بهترين بود٩٥،١١،٨ :hapydancsmil: حال دلتون خوب باشه رفقا
  13. برف برف برف:hapydancsmil:
  14. مدير خيلي خستس...
  15. نگم لذتمو بهتره:hapydancsmil:
  16. :ws28: خسته داوغون انگشتاتو حرکت بده کل شهرو بهم ریخته
  17. با لواشک خوردن موافقم:hapydancsmil: عکس لواشک در دستتم بفرستم برا دوست جانتا دیگه به تو نگه نی نی (بعدش آهش بگیرت فشارت بیفته)
  18. آرتاش آخ حرف دله منو زدی البته یه بخشیشم اعتمادای بی جای خودمه:vahidrk: (سادگی..خوشبینی..شاید حقم باشه) . . . . . . . . وقتی میخوایم یه آدمو قضاوت کنیم یه جمع بندی از رفتارای قبلشم با خودمون داشته باشیم
  19. nasim184

    در مورد gis بپرس؟

    خوبه یکم متفاوت ظاهر شدی این بار... اگه فهمیدمش میزارمش حتما ... مرسی مرسی :hapydancsmil:
  20. وارد اتاق “موری” شدم مثل کسی که بانک را زده باشد پاکت را بلند کردم و نشانش دادم. با صدای بلند گفتم “غذا آوردم” موری سرش را بلند کرد و لبخند زد. با چشمهایم دنبال علائم پیشرفت مرض در او میگشتم. انگشت هایش هنوز اینقدر کار می کرد که با مداد چیزی بنویسد یا لیوانی بلند کند. ولی بازوهایش از حد سینه بالاتر نمی آمدند. هرچه میگذشت کمتر وقتش را در آشپزخانه یا اطاق نشیمن میگذراند. بیشتر در اتاق مطالعه اش بود. آنجا برایش یک صندلی بزرگ با بالش و پتو گذاشته بودند، چندین قطعه ابر که به شکلهای مختلفی بریده شده بود تا حائل پاهای رنجورو ضعیفش باشد. کنارش یک زنگ بود که هر وقت احتیاج داشت سرش جابجا شود یا به دستشویی برود زنگ را تکان میداد و کانی ، تونی، برتا یا امی؛ هر کدامشان که بودند به کمکش می آمدند. بلند کردن زنگ همیشه برایش آسان نبود. وقتی نمی توانست آنرا تکان بدهد کلافه میشد. از او پرسیدم برای خودش احساس تاسف نمی کند؟ گفت: “صبح ها گاهی برای خودم عزاداری می کنم. به بدنم نگاه میکنم همانقدر که میتوانم دستها و انگشتهایم را تکان میدهم و به آنچه که از دست داده ام تاسف می خورم. بعد برای مرگ کند و دردناک خودم عزاداری می کنم ولی بعد تمام می شود .” عالي بود اين....مرسي نوشتيش مرسي بابت پيشنهاد كتابا و تحليل دقيقت سام عزيز نظر پايانيم در مورد اين كتاب....به نظرم يك سوم اخر كتاب نقاط اوج كمتري داشت ،علتشم شايد حرفايي بود كه قبلش خونده بودمو جنسشون شايد يكي بود در يه عنوان ديگه وشايد من انتظارم بيشتر بود...در كل به نظرم ارزش چندبار خوندنو داره و دوسش داشتم بازم ممنون بابت انتخابت جاست
  21. nasim184

    در مورد gis بپرس؟

    عجب میخوام بین چند منطقه کریدور یا همون گذرگاه بزنم، با کمترین فاصله، و با شیب و ارتفاع بالا، توی اینترنت سرچ کردم از گزینه cost path استفاده کرده بود ولی نمیدونم چطور باید با این گزینه کار کرد، شاید هم اشتباه میکنم و از روش دیگه ای باشه ميشه همون روش خودتو بگي ببينم چيه!
  22. اوووه چه خفنتگ بود كي از فرداي خودش باخبره اگه به تعطيلات نخوريم هستم همون مدل كه سوال منو جواب دادي اين سوالت جواب بدم خوبه؟
  23. nasim184

    در مورد gis بپرس؟

    سلااااام از منه میگم اینجا کسی بلده با جی آی اس کریدور با نزدیک ترین فاصله بزنه ؟ میخوام بین چند منطقه بین چند استان کریدور بزنم ! یه مدل دیگه بگم.. میخوام بر اساس نقشه شیب و ارتفاع نزدیکترین مسیر رو بین چند منطقه بدست بیارم ،طوری که توی این مسیر شیب و ارتفاع بالا باشه... شیبو ارتفاع رو کلاس بندی کردم بقیشو میخوام مرسی از الان
  24. جونم نوه:hapydancsmil:....بهش نمیاد ولی اصا . . . . . نمیدونم چرا نمیخام بفهمم تحصیلات آدما ربطی به شعورشون نداره... ولی به شدتم با این که با هر که باید مثل خودش رفتار کرد مخالفم
×
×
  • اضافه کردن...