رفتن به مطلب

Mahnaz.D

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    9169
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Mahnaz.D

  1. به نظر من توهین فقط فحاشی نیست. توهین دخالت بی مورد در زندگی افراد هم هست. فضولی یک نوع توهین محسوب میشه. اما واکنش هایی که در مقابل توهین میشه انجام داد مختلف هست. اگر سکوت کنیم دو نوع برداشت از این سکوت به وجود میاد: ۱. جواب ابلهان خاموشیست( از دیدگاه خودمون) . ۲. سکوت علامت رضاست)از,نگاه فرد توهین کننده) به نظرم واکنش در مورد توهین به شرایط زمانی و اینکه طرف مقابل کی هست بستگی داره. من نمی گم خمیشه باید جواب داد یا همیشه باید سکوت کرد, بلکه باید موقعیت رو سنجید و واکنش مناسب انجام داد.
  2. Mahnaz.D

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    اینجا بدون من یک فیلم بی نظیر با حضور فاطمه معتمد آریا و نگار جواهریان.
  3. بیهوشی موقع عمل یکی از بهترین مدل خوابهایی بود که تا حالا داشتم. تنها دفعه ای بود که خواب ندیدم آخه :hapydancsmil: ولی گیج بودن و حالت تهوع بعدش خیلی بده
  4. چرا فردا نباید از ۵ صبح چیزی بخورم؟ حتی آب؟ دکتر Kim میگرن اومد سراغم تقصیر خودته :icon_razz: * همش دارم فکر می کنم امشب برم ورزش, بعدش سالاد بخورم؟!
  5. مهر ایران_ سالار عقیلی به نام همه عاشقان وطن، قسم میخورم مرگ هم زندگیست اگر زندگی تشنه مرگ ماست، کسی که که نمردست هم زنده نیست
  6. حظ کردم_ شاهرخ
  7. بی فرهنگی یکی از دوستام. بنده خدا خیلی دلش میخواسته برع سینما, اما پول همراهش نبوده, ملت که از درب خروج میان بیرون, اون میره تو سینما یه ۲ _۳تا هم فیلم می بینه
  8. دلم برای ماشینم تنگ شده دو هفته پیش یه آقایی رنده عقب گرفت زااااارت کوبوند پهلوی ماشینم. گفت خیلی معذرت میخوام, اشک تو چشمام بود, گفتم ۳ هفته بود ماشینمو گرفته بودم. حالا از بیمه ش زنگ زدن, گفتن: توضیح بده صحنه ی تصادف رو, همه رو ول کردن, اونجایی که گفتم داستم میرفتم خرید, واستادم منتظر پیدا کردن جای پارک بودم..... مسئول بیمه گیر داده واسه چی رفتی خرید؟ چی میخواستی بخری؟ واجب بود حالا؟ با زبون بی زبونی گفتم به تو چه چی میخواستم بخرم فضول
  9. دیشب رفتیم سینما و دو تا فیلم دیدیم. فیلم اول از این فیلم مسخره های امریکایی که پر از حرف F دار هست ولی خنده دار.منم که انگار تو خونه نشستم. پار رو انداخته بودم رو پای جان جانان, یهو دیدم آروم اومد در گوشم گفت: عزیزم پام خواب رفته! منم پامو برداشتم. فیلم دوم خنده دار و اکشن بود. اما سر درد من باز شروع شد. تا اومدیم خونه شد یازده و نیم‌. به محض اینکه درب خونه رو وا کردیم من دوییدم تو دستشویی پایین و اووووووووووووغ(گلاب به رو تون):icon_pf (34): البته بعدش با یه لیوان آبلیمو و آب و نمک ازم پذیرایی شد + دوتا قرص سردرد. میگرن همینه دیگه. شب از زور خستگی جوجه وار تا صبح خوابیدم. نخوابیدم, غش کردم! * روزها به خوبی داره پیش میره, خیلی خوب و از این بابت خوشحالم
  10. اخیراً رفتم تو فاز اینکه خونه رو با تمام وجود و البته بدون قصد به هم بریزم, روزای یکشنبه جان جانان مرتبش کنه از قصد نیست خب
  11. دیروز عجب روزی بود. کلی سورپرایز شدم. از صبح مامان زنگ زد و گفت: یه خبر توپ جشن تیرگانی, فلانی رو میشناسی؟ دارن مادر و پدر میشن, دست و جیغ و هوراااا بعد گفت تو چرا اینقدر راه میری؟ گفتم مامان عصر مهمون داریم, خانم خوارزمی و دخترش میان‌ خونمون برای اولین بار. مامانم گفت خب چی میخوای بپوشی؟ گفتم یه بلوز گل دار حریر دارم با دامن, یا چمیدونم , شلوار جین. ساده. مامان گفت: اولین بارشونه, یه لباس بپوش!!!! لباس؟! اوکی! خانوم خوارزمی و مرمر اومدن. کلی ماچ و موچ... مر مر به خاطر دیسک کمر نشست رو صندلی. خانوم خوارزمی هم گفتن منم میشینم رو صندلی, من در حال جا بجا کردن میز عسلی و صندلی بودم که از پنجره ماشین رو دیدم, گفتم به, جان جانان هم اومد. میز رو گذاشتم جلوشون و یه عصر بخیر سر سری دادم, تا سرم رو آوردم بالا دیدم یه نفر با یه عروسک قلب و فیل و یه جعبه رو به روم واستاده حالا من هول کردم غش غش دارم میخندم عین خُلا گفت: دو سه روز مونده که ۱ سال بشه با همیم, حاضری بقیه ی زندگیمونو با هم باشیم؟ در جعبه ی حلقه رو باز کرد و گرفت به سمتم :5c6ipag2mnshmsf5ju3 هیچ چی دیگههههههه. نیش من از اینور تا اونور باز, عرق سررررد, گریه هم نکردم, فقط هنگ بودم گفتم: با کمال میل عزیزم
  12. Mahnaz.D

    سوتی

    چند وقت پیش رفتم باشگاه. خیلی تو فکر و خیال و هپروت بودم. رختکن خانوم ها و آقایون هم درست کنار هم هست . منم سرم پایین بود، اشتباهی رفتم تو رختکن آقایون:icon_pf (34): این خارجی ها هم که حجب و حیا ندارن... من واستاده بودم مات و مبهوت ، 10 تا مرد جلوم بون! یهو فهمیدم عجب گندی زدم
  13. Mahnaz.D

    مارک (برند) موبایل شما چیه ؟

    Samsung S6:ws3:
  14. من الان یه چیزی میخوان بگم اما مطمئنم همه کتکم میزنن. یکی از هنرهای کارگردانهای ایرانی مخصوصاً حسن فتحی این هست که عشق بین دو نفر رو با همه ی محدودیت های موجود به قدرزی زیبا به تصویر میکشه, که این عشق تو نگاه و دیالوگ ها فریاد زده میشه. به قول خارجی ها: ریِفر تو : ویدئوی دیوونه, محسن چاووشی برگرفته از قسمت ۲۷ سریال شهرزاد. اون نگاه ها هر کسی رو میخکوب می کنه.
  15. سریال شهرزاد که تموم شد, انگار یه چیز کم شد تو زندگی خیلیهامون. اولین بحث هر مجلس با این جمله ها شروع می شد: خوبید؟ چه خبر؟ شهرزاد می بینید؟ همه بی صبرانه منتظر سری دوم هستن.
  16. امتحان فردا تموم شه و ارائه ی پس فردا=> خلاص. تو این یه ماه هم من خسته شدم هم جان جانان. دلم برای اون بیشتر میسوخت تو این مدت. هفته ای سه چهار بار باشگاهمون شد ۱ یا دوبار. اونم به هوای من نمیره و میاد خونه پیشم.
  17. در امریکا در حال حاضر دو قشر خیلی بچه دار میشن. ۱. مذهبی ها مثل کاتولیک ها ۲. افراد کم درآمد کاتولیک ها که نه به سقط جنین اعتقاد دارن نه به جلوگیری از بارداری. هر چی بیشتر بهتر. فکر نکنید این طرز فکر ۴۰ سال پیشه ها, خیر. همین الان چندین نفر رو میشناسم که بین ۵ تا ۹ فرزند دارن و تحصیل کرده هم هستن. اون قشر کم درامد, فرزندشون براشون درآمد محسوب میشه. چرا؟ چون دولت بهشون پول و هزینه ی خورد و خوراک میده. مادر پدر هم اصولاً ول می چرخن و میگن ما کم درامدیم, دولت باز بهشون خونه ی با اجاره ی خیلی پایین و هزار جور مزایا میده.
  18. رفتم یه خرید واجب. یه ماشین داشت از پارک میومد بیرون با اینکه کلی بوق زدم, زااااارت کوبوند بهم
  19. عکس خصوصی, گوگوش
  20. چار تار, مرا به خاطرت نگه دار سرگردانم برسر کویت....
  21. الهی گور به گور بشه هر کی شروع به نوشتن کتاب زیست شناسی کرد. یه هفته ست میگرن ولم نمی کنه , از بس استرس این درس رو دارم. دیشب همش داشتم خواب مقاله ای رو که نوشته بودم میدیدم.
  22. یه سری آدما هستن یه متن ۳ خطی براشون میفرستی که بخونن, کلی غر میزنن و میگن : حال نداریم بخونیم,,طولانیه. بعد می بینی تو اینستاگرام یه عکس گذاشته با کتاب ۱۰۰ سال تنهایی صفحهی ۴۵۶. فاز این افراد چیه؟!:icon_razz:
  23. نمیدونم اینجا رو باید آپ کنم یا نه؟ همه چیز از آخرین دفعه ای که اینجا نوشتم خیلی خیلی عوض شده. من الان خاله ی یه فسقلی ۱.۵ ساله م. خودم اومدم یه شهر با فاصله ی ۳۱۰۰ کیلومتریم از شهر قبلیم. زندگیم و کارو همه چیم فرق کرده. حتی آدمای اطرافم.... خیلی خوبه, خیلی.... خدا رو صد هزار مرتبه شکر به خاطر همه ی اینها.... مخصوصاً وجود جانِ جانان :girl_blush2::aghosh:
  24. با سلام. تاپیک رو بعد از سه سال آپ می کنیم. ابراز احساسات و گفتن دوستت دارم در اکثر مواقع ضروریست و باعث کاهش استرس میشه! و من الله توفیق!
×
×
  • اضافه کردن...