-
تعداد ارسال ها
1984 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط viviyan
-
1. گوشت قورمه (به به، دهنم آب افتاد) 2. جوجه کباب آبدار 3. قورمه سبزی مامان پز :girl_blush2:
- 32 پاسخ
-
- 1
-
-
من امروز دیگ پر از روغن رو یاد گرفتم. مختار ثقفی وقتی مخالفاش رو میکشته، جسدشونو مینداخته تو دیگه پر از روغن جوش...:texc5lhcbtrocnmvtp8 ناخناشو با انبر بکشیم. :girl_yes2:
-
بندازیمش تو دیگ پر از روغن جوشان.
-
شبكه خبر با روزنامه نگار و كارشناس مسائل افغانستان مصاحبه ای زنده انجام داد كه طی آن كارشناس افغانی، ایران و دیگر همسایگان افغانستان را به عدم ثبات در این كشور متهم كرد. در پی این اظهارات، مجری شبكه خبر با دستپاچگی سعی كرد، موضوع بحث را عوض كند و وقتی می بیند كه روزنامه نگار افغانی بر نظرات خود تاكید دارد، ارتباط مستقیم با وی را قطع می كند. این كلیپ چند دقیقه ای كه در اینترنت نیز دست به دست گشت و سایت های مختلف خبری و شبكه های اجتماعی مجازی به انعكاس آن پرداختند، آیینه ای تمام نما از سیاست رسانه ای صداوسیمای جمهوری اسلامی است. 1- صداوسیما تحمل شنیدن صدای مخالف را ندارد. در واقع فقط یك طیف آرا و عقاید از این رسانه شنیده می شوند. به همین دلیل به محض آن كه تحلیلگر نظری مخالف نظر صداوسیما را بیان كند، دیگر صداو سیما تمایلی برای شنیدن بقیه نظراتش ندارد. 2- صدا و سیما با منطق سراغ حریف نمی رود. اگر مشخص شود شما خارج از نُت می نوازید و مطلبی كه بیان می كنید خلاف نظر سیاست گذاران این رسانه است، بلندگو از شما گرفته می شود. با كلام و منطق به جنگ شما نمی آید، با گرفتن میكروفن به جنگ شما می آید. 3- صدا و سیما با این كار خود نشان داد به دنبال افرادی است كه به مدح سیاست ها و نظرات مورد قبولش بپردازد و تمایلی ندارد به شنیدن صدای كسانی كه منتقد سیاست های ما هستند، ندارد. 4- صدا و سیما بعد از آنكه مشخص شد كارشناس مسائل افغان خارج از میل آنها صحبت می كند، به طرز ساده انگارانه ای اقدام به قطع سخنان فرد می كند و فكر نمی كند كه شاید این رفتار بی احترامی به شنونده به شمار آید.در واقع سانسور كردن یك گفتگو در مقابل چشم مخاطب به وضوح بی احترامی به وی تلقی می شود. چرا كه شنونده این صحنه را می بیند و با خود فكر می كند كه چرا صداوسیما صلاح می داند كه من ادامه نظر كارشناس را نشنوم؟ مگر من نابالغ هستم و نمی توانم درست و غلط را تشخیص دهم؟ به نظرم در دنیایی كه اطلاعات به راحتی در گردش است و هر اتفاق كوچك از چشمان تیزبین نه فقط رسانه های خبری، بلكه دوربین های موبایل شهروندان عادی هم دور نمی ماند، این نحوه عمل یك رسانه، حكم نابودی رسانه خواهد بود. در دنیای امروز كه ماهواره ها و سایت های اینترنتی هر روز منعكس كننده آخرین اخبار و اطلاعات هستند، ساده بینانه است كه تصور كنیم مخاطبان ما صدای مخالف ما نمی شوند. شنیدن صدای مخالف، نوشداروی دوام ماست. "ما" می تواند، "صداوسیما" باشد و می تواند "نظام" باشد! * مستندساز [Hidden Content]
- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
جسدشو بندازین تو دیگ روغن جوش :5c6ipag2mnshmsf5ju3
-
ایران. سال 1308 خورشیدی. پسین یکی از روزهای بسیار سرد زمستان، مانند هر روز، در پیشگاه رضاشاه پهلوی داستانهای شاهنامه از سوی «مراد اورنگ» بازگو میشود: ــ شبی که قرار بود «روشنک» دختر «داریوش سوم» از سپاهان به سرزمین پارس نزد اسکندر برود، اسکندر اصرار داشت که مردم، پیش از حرکت او چراغانی کنند؛ در هالی که مردم اصفهان مانند همه شهرها لباس ماتم بر تن داشتند و عزای ملی اعلام کرده بودند. مردم ایران، کشور و شاه و اینک شاهدخت را نیز از دست میدادند و فردوسی طی یک شعر، این چشم انداز را نمودار کرده... ــ ــ آن شعر کدامست؟ ــ ببستند آذین به شهر اندرون؛ لبان پر ز خنده، دلان پر ز خون! رضاشاه بی اختیار شروع به گریستن کرد و ده دقیقه اشک میریخت. تا آن زمان کسی گریه او را ندیده بود.پس از این اتفاق رضا شاه فورا دستور ساختن آرامگاه فردوسی به شیوه معماری هخامنشی را صادر کرد. دکتر باستانی پاریزی: کتاب "شاهنامه آخرش خوش است"
- 1 پاسخ
-
- 10
-
-
اکثریت ترس ندارن، بلکه دوست ندارن. ببخشید قسمت دوم صحبتتون بی ربط بود. خیلی از افراد مستقل بار اومدن و پدر و مادر نقش چندانی در شکل گیریه شخصیت اونا نداشتن. من با وجودی که مادرمو خیلی دوس دارم ولی اگه پسر بودم به هیچ عنوان دوست نداشتم همسرم شبیه مادرم باشه، چون به نظرم رفتارش تو بعضی موارد در رابطه با خیلیها اشتباه بوده و باعث شده سختی بکشه.
-
اینم همینطور
-
هه هه هه ببینید کی داره به بقیه میگه تکراری میزارید!!! پ ن پ های خودت که مال عهد هدهده، اینایی که نقل قول کردم تو اولین گروه پ ن پ ها بودن. :girl_yes2:
-
کشورهای بی دین آرام ترین و صلح آمیز ترین کشورهای جهان هستند.
viviyan پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی خودمانی
رده بندی آرامترین کشورهای جهان سقوط هشت پلهای ایران در ردهبندی آرامترین کشورهای جهان مرجع : DW آفتاب: در فهرست رده بندی آرامترین کشورهای جهان، ایسلند در صدر و عراق در قعر این جدول قرار دارد. به گزارش سرویس بینالملل آفتاب، این تحقیقات از سوی مؤسسه غیر انتفاعی «چشمانداز انسانی» (vision of humanity)، صورت گرفته و وضعیت 140 کشور جهان را با توجه به 24 معیار مختلف از جمله آمار مرگ و میر، خشونت، جنایت و گسترش نیروهای نظامی بررسی کردهاست. کشور ایسلند در صدر لیست و دانمارک، نروژ، زلاندنو و ژاپن به ترتیب در ردههای بعدی قرار دارند. در پایان این فهرست کشور عراق به عنوان خطرناکترین و پرخشونتترین کشور دنیا قرار گرفتهاست. گفتنی است دیگر کشورهای خطرناک سودان، افغانستان، اسرائیل و چاد بودند. کشور روسیه در رده 131 و آمریکا در رده 97 قرار دارند در این میان چین در رده 67، انگلستان 49 و آلمان در رده 14 جای گرفته است. شایان ذکر است ایران با هشت پله سقوط نسبت به سال 2007 در رده 105 این فهرست قرار گرفتهاست. [Hidden Content]- 3 پاسخ
-
- 8
-
-
- 136 پاسخ
-
- 1
-
-
:girl_yes2: :5c6ipag2mnshmsf5ju3
- 136 پاسخ
-
- 8
-
-
آیا دوست دارید که همسر آینده اتون رفتار یا خصوصیاتی مشابه پدرتون داشته باشه ؟ به هیچ وجه تا چه حد خصوصیات و خلاقیات پدرتون رو قبول دارید ؟ صفر چه خصوصیت یا ویژگی پدرتون رو می پسندید و از همسر ایندتون انتظار دارید ؟ هیچکدوم سعی میکنم با کسی ازدواج کنم که یه ذره هم شبیه بابام نباشه، اینجوری مطمئنم که انتخابم محشره.
-
از فیسبوک محمد علی ابطحی به خاطر اينكه بازنشسته راديو تلويزيونم رفته بودم فروشگاه صدا و سيما. نگهبانه ميگه: ميخواي خريد كني؟ ميگم: پ نه پ ميخوام برم استوديو دوباره اعتراف كنم
-
مهناز افشار: از دنیای بازیگری خداحافظی می کنم
viviyan پاسخی برای afa ارسال کرد در موضوع : خبرهای سینما و تلوزیون
اتفاقا به نظر من مهناز افشار الان دیگه بازیگر پخته ای شده و حیفه دیگه بازی نکنه. شاید تا دو-سه سال پیش بازیگر خوبی نبود ولی حالا از معدود بازیگران زن خوب سینمامونه. -
بهنام داراییزاده - مقررات «قصاص و دیه» از ارکان اصلی نظام کیفری ایران به شمار میرود؛ مقرراتی که در چهارچوب سیاست «اسلامیسازی قوانین» و با هدف تطبیق بیشتر رژیم حقوقی ایران با موازین شرعی در شهریورماه سال ۱۳۶۱ تصویب و اجرا شد. نزدیک سه دهه است که از اجرای این قانون میگذرد و جامعه ایران نیز با مشاهده مواردی نظیر پرونده آمنه بهرامینوا یا روند روزافزون خشونت و اعدام در کشور، تا اندازه زیادی آن را تجربه کرده و از کارآیی آن نیز باخبر است. این قوانین در چه شرایطی به تصویب رسید و واکنش جامعه حقوقی ایران نسبت به آن چه بود؟ این پرسش ها را با دکترعبدالکریم لاهیجی، حقوقدان و نایبرئیس «فدراسیون بینالمللی جوامع حقوق بشر» در پاریس که از سالها پیش روند تحولات حقوقی/ قضایی ایران را دنبال کرده و خود نیز شاهد بسیاری از این تحولات بوده است در میان گذاشتهایم. شما یکی از حقوقدانانی هستید که به هنگام طرح «لایحه قصاص» در مجلس شورای اسلامی همراه با برخی دیگر از همکارانتان نسبت به آن اعتراض کردید. این لایحه در چه شرایط اجتماعی-سیاسی به تصویب رسید و واکنش جامعه حقوقی ایران نسبت به آن چه بود؟ عبدالکریم لاهیجی: اجازه بدهید کمی به عقب بازگردیم؛ یعنی به سال ۱۳۵۶. در آن زمان جامعه حقوقی ایران دو نهاد مستقل و غیردولتی داشت؛ دونهادی که به نوعی از ارکان «جامعه مدنی» ایران نیز به حساب میآمد. یعنی «جمعیت حقوقدانان ایران» و «جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر ایران» که اتفاقاً هر دو نیز نقش مهمی در جریان رویدادهای انقلاب داشتند. پس از انقلاب ۱۳۵۷، جامعه این آمادگی را داشت که یک «دادگستری مستقل» را به وجود آورد. هرچند که دادگستری پیش از انقلاب - البته سوای آن بخشی که مربوط به پروندههای سیاسی و عملکرد دادگاههای نظامی میشد- دادگستری کمابیش مستقلی بود! به هر روی، زمانی که مهندس بازرگان در تشکیل دولت موقت، برای تصدی پست وزارت دادگستری و سپس وزارت آموزش پرورش از من دعوت کرد، من با آن مخالفت کردم و در پاسخ به دعوت ایشان گفتم که اجازه دهید ما در سنگر خودمان که «سنگر حقوقی» است باقی بمانیم و کار کنیم. من به همراه سه حقوقدان دیگر، نخستین طرح قانون اساسی را به دعوت شورای انقلاب تهیه کردیم و در نهایت هم به آیتالله خمینی دادیم. متاسفانه آن طرح، نخست در شورای انقلاب اصلاح شد و سپس زمانی که برای تایید به مجلس خبرگان رفت آن را اساساً کنار گذاشتند و متن دیگری را به عنوان قانون اساسی بعد از انقلاب تهیه کردند. این نکته را نیز اضافه کنم که از ما چهار حقوقدانی که آن طرح ابتدایی را تهیه کردیم، سه نفر یعنی آقایان ناصر کاتوزیان، حسن حبیبی و من نامزد انتخابات مجلس خبرگان نیز بودیم؛ انتخاباتی که به واسطه تقلبهایی که صورت گرفت هیچکدام از ما حتی اجازه حضور در این مجلس را نیافت. به اعتقاد من این امر مسلم بود که در نهایت یک رویارویی میان جامعه حقوقی ایران و مقامات رژیم جمهوری اسلامی پیش خواهد آمد. آن هم در شرایطی که جامعه ایران میتوانست و آماده بود که بنای یک دادگستری مدرن و مستقل را پی بریزد. بعدتر هم دیدیم که آیتالله خمینی برخلاف همان قانون اساسی و بدون مشورت با قضات و بدون در نظرداشتن این مسئله که برابر متن قانون اساسی، دو مجتهدی که قرار است عهدهدار دو سمت مهم دستگاه قضایی کشور شوند- یعنی «دادستان کل کشور» و «رئیس دیوان عالی کشور»- میبایست به مسائل و امور قضایی آگاهی داشته باشند، آقایان بهشتی و موسوی اردبیلی را که یکی معلم شرعیات در مدارس بود و دیگری نیز امام جماعت، به این دو سمت مهم منصوب کردند. این قانون، یک «قانون طبقاتی» است. به این معنا که تنها محرومهای جامعه را هدف قرار میدهد و فقط فرودستهای جامعه هستند که به این ترتیب مجازات خواهند شد. در چنین شرایط و اوضاع و احوال آشفتهای بود که آقایان رفتند به دنبال«اسلامیسازی قوانین» و تهیه لایحه قصاص. در اوایل سال ۱۳۶۰ که لایحه قصاص به مجلس رفت، «جمعیت حقوقدانان» جزوهای در ۲۵ صفحه تهیه کرد و در آن بهطور اجمالی مفاد «لایحه قصاص» را شرح داد. ما در آن جزوه اشاره کردیم که در صورت تصویب این لایحه چه مشکلات و مسائلی گریبانگیر جامعه و دستگاه قضایی کشور خواهد شد. آن جزوه در دو هزار نسخه منتشر شد و با توجه به اینکه همکار و دوست دیرین من، دکتر محمدتقی دامغانی و خود من در تهیه این جزوه نقش اساسی داشتیم و مسئولیت سیاسی آن نیز با ما بود، هردوی ما همانند سایر مسئولان کانون وکلا یا فعالان «جمعیت حقوقدانان» مورد تعقیب مامورین امنیتی قرار گرفتیم. من در شرایط زندگی مخفی بودم که خبردار شدم دکتر دامغانی دستگیر شده است. در چنین وضعیتی بود که من در نخستین روزهای سال ۱۳۶۱ از کشور خارج شدم. لایحه قصاص همانند بسیاری دیگر از لوایحی که با هدف «اسلامیسازی» نظام قضایی ایران تهیه شده بودند از جانب «شورای عالی قضایی» تهیه و ارائه شد. این شورا مرکب از چه افرادی بود و جایگاه حقوقی آن در ساختار نظام قضایی جمهوری اسلامی کجا بود؟ آن زمان دستگاه قضایی کشور زیر نظر «شورای عالی قضایی» اداره میشد. غیر از آقای بهشتی (در مقام رئیس دیوان عالی کشور) و آقای موسوی اردبیلی (دادستان کل) چند روحانی دیگر نیز عضو این شورا بودند. حتی یک نفر از قضات سابق نیز در تشکیلات این شورا حضور نداشت. این در حالی بود که مطابق قانون، اعضای «شورای عالی قضایی» میبایستی توسط خود قضات انتخاب میشدند. همانطور که اشاره کردم حتی یک قاضی که پیش از انقلاب سابقه خدمت داشته باشد در تشکیلات این شورا پذیرفته نشده بود. آقای خمینی با انتصاب آقایان بهشتی و موسوی اردبیلی و بدون اینکه مطابق قانون اساسی مشورتی با قضات کشور انجام شود، این شورا را به وجود آورد. همه اعضای شورا نیز از روحانیونی بودند که نه تحصیل و نه تخصصی در کار قضایی داشتند. به هر روی، با توجه به اینکه یکی از صلاحیتهای این شورا، «تهیه لوایح قانونی» بود، آنان لایحه موسوم به قصاص را تنظیم کردند و در نهایت هم این لایحه پس از ارائه به مجلس، در شهریورماه سال ۱۳۶۱ به تصویب رسید. ما در آن جزوهای که اشاره کردم توضیح دادیم که این قانون با موازین مدرن حقوق کیفری مغایرت دارد. این قانون به جرم جنبه «خصوصی» میدهد و نقش «شاکی خصوصی»، یعنی کسی که از جرم متضرر میشود را بیش از حد پررنگ و برجسته میکند. این قانون رابطه مجرم/ قربانی را به رابطهای «خصوصی» و «فردی» نظیر یک معامله مالی درآورده است. این قانون در شرایطی تصویب شد که در آن ماهها و حتی سالها بعد از انقلاب، بهطور دائم صحبت از «عدل اسلامی» یا «حمایت از مستضعفین» میشد. ما در همان زمان اشاره کردیم که این قانون، یک «قانون طبقاتی» است. به این معنا که تنها محرومهای جامعه را هدف قرار میدهد و فقط فرودستهای جامعه هستند که به این ترتیب مجازات خواهند شد. کسی که امکانات مالی مناسبی دارد، به هر قیمتی «دیه» مقرر را پرداخت میکند. حتی در جرم بزرگی به مانند قتل، قاتل از مجازات معاف خواهد. توجه کنید از «مجازات معاف خواهد شد!» بههرحال، آمار جرایم و مجازاتها هم در ظرف سه دهه گذشته نشان میدهند که چه کسانی توانستهاند با پرداخت دیه از مجازات معاف شوند و چه قشر و افرادی نیز به واسطه محرومیتهای مالی مجبور به تحمل مجازات شدهاند. به نظر شما چرا واکنش جامعه روشنفکری ایران یا آن دسته از گروههای سیاسی که با حاکمیت مرزبندی مشخصی داشتند تا این میزان در برابر تصویب لایحه قصاص، ضعیف و انفعالی بود؟ گروههای سیاسی تنها در برابر لایحه قصاص سکوت نکردند. گروههای سیاسی در برابر محو و از میان رفتن آزادیهای اجتماعی- سیاسی نیز سکوت کردند! گروههای سیاسی در پیوند با فعالیت دادگاههای انقلاب هم سکوت کردند؛ دادگاههایی که متاسفانه هر روز و هرهفته، چندنفر را از دم تیغ میگذرانند؛ آن هم در چهارچوب یک دادگاه و محاکمه چند دقیقهای. به اعتقاد من، گروههای سیاسی در آن زمان بیشتر در تله مبارزه به اصطلاح «ضد امپریالیستی» جمهوری اسلامی افتاده بودند و اگر هم بهطور مستقیم با گروههای سرکوب همکاری نمیکردند، دست کم با سکوت خودشان، سیاست سرکوب جمهوری اسلامی را نادیده میگرفتند و حتی آن را به نوعی تایید هم میکردند! بنابراین گمان میکنم که سکوت یا انفعال گروههای سیاسی در برابر تصویب لایحه قصاص را نیز میبایست درچهارچوب چنین ذهنیتی ارزیابی کرد. رادیو زمانه
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
فهمیدم که ایران جای زندگی نیست. 23 ساله.
-
روز شنبه پنجم شهریور ماه ۱۳۹۰، یکی از کاربران ایرانی «پارس آنلاین» به هنگام ورود به اکانت گوگل خود توسط مرورگر کروم Google Chrome با خطای گواهینامه جعلی سرور Invalid certificate error مواجه شد. او به جای آنکه مانند بسیاری از کاربران دیگر خطا را نادیده گرفته یا از مرورگر دیگری برای ورود به اکانت خود استفاده کند، شروع به واکاوی مسیر ارتباطی کامپیوتر خود به سرورهای گوگل کرد. نتیجه این آزمایش ساده، حقیقتی تکاندهنده بود. فرد یا نهادی در ایران با جعل گواهینامههای اس اس ال، به شیوه «مرد میانی» مشغول جاسوسی از ایمیلهای شهروندان ایرانی است. علی برهانی، کارشناس برنامهنویسی وب، از روز شنبه تلاش خود را برای آگاهسازی میلیونها شهروند ایرانی از جاسوسی سازمانیافته صندوقهای پست الکترونیکیشان آغاز نمود. او تصویری از صفحات مرورگر کامپیوتر شخصی خواهرش که ورود به جیمیل را روی آن کنترل میکرد تهیه و در یک شبکه اجتماعی کدهای متن، به اشتراک گذاشت. به انجمنهای شرکت گوگل رفت و به آنان احتمال تکرار حملات مشهور به «هکر کمودو» را هشدار داد. ساعتها گذشت و علی همچنان مشغول ارسال اخطار در سایتهای مختلف امنیت سایبری بود. دو روز بعد سرانجام پشتکار برنامهنویس جوان ساکن مشهد نتیجه داد. ماجرای جاسوسی الکترونیکی با گواهینامههای جعلی به یک طوفان خبری در دنیای امنیت سایبری انجامید. گوگل وقوع جعل گواهینامه و تلاش برای جاسوسی الکترونیکی از پست الکترونیکی شهروندان را تأیید کرد، کروم و فایرفاکس خبر از حذف گواهینامههای جعلی دادند و شرکت مایکروسافت نیز گواهینامههای جعلی را برای کاربران ویندوز ویستا و بالاتر به صورت اتوماتیک باطل کرد. گواهینامههای جعلی SSL توسط شرکت هلندی Diginotar صادر شده بودند. این شرکت صادرکننده گواهینامههای امنیتی برای بسیاری از تشکیلات حیاتی دولت هلند، زیرساختهای شهری -صنعتی و حتی سامانههای امنیتی و حساس مدیریت هویت افراد میباشد. شرکت Diginotar زیرمجموعه شرکت صاحب نام امنیت داده های VASCO در زوریخ سوئیس میباشد. مدیر شرکت VASCO به هنگام خرید Diginotar این شرکت را از امنترین و قابل اعتمادترین شرکتهای حوزه امنیت دادهها ارزیابی کرده بود. با انتشار خبر جعل گواهینامهها سهام شرکت VASCO صبح روز سهشنبه به شکل چشمگیری سقوط کرد. کارشناسان امنیتی متفقاً دولت و نهادهای نظامی- امنیتی ایران را مسئول وقوع این حملات میدانند چرا که افراد یا بنگاههای غیردولتی به زیرساختهای ارتباطی و مخابراتی در ایران دسترسی ندارند. جعل و استفاده از گواهینامههای امنیتی «فقط و فقط با اطلاع و همکاری شرکت دولتی مخابرات ایران و خدماتدهندگان دولتی اینترنت» ممکن است. تلاش بیوقفه برای جعل گواهینامههای اس اس ال که از پنج ماه پیش توسط ایران رسما آعاز شد، در واقع اعلام جهاد انتحاری علیه زیرساختهای امنیتی اقتصاد جهانی است. در مورد اخیر بر خلاف هک نمایندگی ایتالیایی شرکت کومودو، مجموعهای هدف قرار گرفته است که مستقیماً با امنیت حیاتی شهروندان و زیرساختهای کشور هلند ارتباط مستقیم دارد. هلند عضو مؤثر ناتو، پیمان آتلانتیک شمالی، و اتحادیه اروپاست و به اعتقاد ناظران، جعل گواهینامههای امنیتی شرکت Diginotar به تغییر نگرش راهبردی بازیگران عمده درگیر در نبرد سایبری در سطح جهانی خواهد انجامید. در این مورد خاص اصرار دولت جمهوری اسلامی ایران به سانسور و کنترل شهروندان داخل کشور به تروریسم سایبری علیه زیرساختهای امنیت اینترنتی جهان انجامیده است. تهدید در قالب جعل گواهینامههای SSL کشورهایی نظیر جمهوری خلق چین را که از شرکای تجاری- سیاسی جمهوری اسلامی ایران به شمار میروند بیتردید به سمت رویارویی امنیتی با ایران خواهد برد. کاربران ایرانی چه کنند؟ متأسفانه معضلات امنیتی متعددی در ساختار صدور گواهینامههای اس اس ال به چشم میخورد که در این مورد مورد سوءاستفاده جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. کارشناسان امنیت سایبری مدتهاست نسبت به خطرات صدور گواهینامههای ستارهدار، موسوم به Wildcards، که به صورت کلی و در ازای مبالغی حدود ۱۰ دلار آمریکا صادر میشوند، هشدار دادهاند. عملیات اخیر هک شرکت Diginotar علیرغم هزینههای سیاسی، امنیتی انتحارگونه برای دولت جمهوری اسلامی ایران از لحاظ فنی موفقیتآمیز بوده است. نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در فاصله ۱۸ تیر ۱۳۹۰ تا پنجم شهریور ماه قادر بودهاند، اکانت جیمیل و دیگر سرویسهای گوگل نظیر سرویس اسناد Google Docs و تاریخچه گوگل Web History کاربرانی خاص را تماماً کنترل نمایند بدون آنکه کسی متوجه شده باشد. بسیاری از کاربران ایرانی برای اتصال به اینترنت باز و عبور از *****ها از VPN استفاده میکنند. اگر این VPN ها خود به صورت کدگذاری شده دادههای شما را ارسال میکرده دلیلی برای نگرانی نیست. توصیههای فنی زیر میتواند کاربران ایرانی را برای تأمین امنیت ایمیلشان یاری رساند. ۱. امروز ما میدانیم که گواهینامههای Diginotar برای مدت پنج هفته هک شده بودند. آیا گواهینامههای دیگری نیز در دسترس نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران قراردارند؟ پاسخ به این سؤال مشکل است. بنابراین شوربختانه باید پذیرفت دولت جمهوری اسلامی ایران تتمه اعتبار بینالمللی خود را برای قطع دسترسی شهروندان کشورش به دنیای اخبار و اطلاعات آزاد هزینه میکند و در این راه قدری موفقیت نیز کسب کرده است. در عین حال هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران ارعاب شهروندان ناراضی این کشور است. انتشار خبر ناامن بودن جیمیل به هراس شهروندان از تبادل اطلاعات خواهد انجامید و این دقیقاً خواست طراحان حملات اخیر است. کاربران ایرانی با قدری توجه و کسب مهارتهای لازم از این سد جمهوری اسلامی ایران نیز چونان پروژه شکست خورده ف*****ترین*گ عبور خواهند کرد. ۲. جمهوری اسلامی ایران در صورت اصرار بر تهدید زیرساخت امنیت جهان سایبر با جعل اس اس ال عملاً وارد جنگ با سراسر دنیا خواهد شد. به همین خاطر اصرار این نظام به ادامه جعل گواهینامههای SSL انتحار امنیتی تلقی شده و بعید است در شکل گسترده و سازمانیافته تکرار شود و در عین حال به لطف عملیات ماههای گذشته جمهوری اسلامی ایران کارشناسان امنیت دادهها به روشنی از خداحافظی با پروسه صدور گواهینامه امنیتی به شکل کنونی سخن میگویند. عمر صدور گواهینامههای SSL در قالب فعلی چندان طولانی نخواهد بود. ۳. تأخیر مرورگرهای اکسپلورر و فایرفاکس در تشخیص گواهینامههای جعلی دلیل روشنی بر لزوم استفاده کاربران ایرانی از مرورگر گوگل کروم است. کروم مرورگری سریع و قابل اعتماد است و ماجرای اخیر به روشنی نشان از برتری امنیتی کروم نسبت به سایر رقبا دارد. ۴. بلافاصله و همین امروز پسورد ایمیل خود را عوض کنید، علاوه بر پسورد - ایمیل ثانویه Secondary mail و سؤالات امنیتی Security Questions خود را نیز تغییر دهید. ۵. اگر ایمیل شما حاوی دادههای غیرحساس و صرفاً خصوصی است باید بدانید دولت ایران قطعاً توان فنی، سختافزاری و نیروی انسانی کنترل دادههای ورودی و خروجی همه شهروندان را ندارد و تنها تعداد اندکی را میتوان با جعل گواهینامههای امنیتی و تحلیل همه پاکتهای داده کنترل کرد. اگر ایمیل شما واقعاً حاوی اطلاعات حساس است از کدگذاریهای پیچیدهتر استفاده کنید. دادههای خود را با نرمافزارهایی نظیر Truecrypt کدگذاری کنید و همزمان از VPN های SSL برای همه مبادلات داده اینترنتی خود استفاده کنید. در این حالت دولت ایران قادر به کنترل دادههای شما نیست. ۶. همانطور که بارها گفته شده، مرورگر و سیستم عامل خود را همیشه به روز نگه دارید. قبل از ورود به صندوق ایمیل و دیگر اطلاعات حساس خود از به روز بودن سیستم عامل و مرورگر خود اطمینان حاصل کنید. نسخههای جدیدتر ویندوز نظیر ویندوز ۷ و ویستا بلافاصله خود را برابر تهدید گواهینامه ها به روزرسانی اتوماتیک کردند حال آنکه ویندوزهای قدیمیتر نظیر ویندورزهای ۹۵، ۹۸ و XP برای ابطال گواهینامهها نیازمند اعمال تغییرات دستی و پیچیدهتر هستند. ۷. توصیههای کارشناسان امنیتی سایبری به کاربران ایرانی را با دقت دنبال کنید. هنوز میتوان با درصد بالایی از اطمینان استفاده از سرویسهای گوگل را به کاربران ایرانی توصیه کرد اما در صورت ادامه تهاجم ایران علیه گواهینامههای امنیتی، روشهای دیگری به تدریج برای خنثیسازی تهدیدهای موجود ارائه خواهد شد. ۸. بسیاری از کاربران ماجرای جعل گواهینامههای امنیتی را هنوز نشنیدهاند. تکثیر اطلاعات و ارائه راهکارهای تأمین امنیت بیشتر برای ایمیل کاربران ایرانی وظیفه اخلاقی جامعه شهروندان دنیای بدون مرز و مجازی است. --------------------------------------------------------------------------- * نیما راشدان، کارشناس امنیت سایبری است. [Hidden Content]
- 7 پاسخ
-
- 8
-
-
ما خواهان «تفکیک جنسیتی» در «مجلس شورای اسلامی» هستیم !!!
viviyan پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی خودمانی
ما خواهان تفکیک جنسیتی در مجلس شورای اسلامی هستیم.وقتی از مهد کودک تا دانشگاه تفکیک جنسیتی صورت میگیره پس چرا این اتفاق تو مجلس صورت نگیره. هر کی موافقه لایک کنه، تا بسوزد چشم ف.ر و کسانی که میخواهند زن و مرد تو مجلس با هم باشند!! ما شهید ندادیم که تو مجلس بی ناموسی باشه!- 12 پاسخ
-
- 19
-
-
در اواخر کتاب سفر شاه آمده است که: دوستان اشرف پهلوي او را سايپا ميخواندند، SAIPA که ظاهرا نام شرکت و ماشين است و البته اين نام ، يعني سايپا مخفف کلمات زيراست: Son Altess Imperial Preincess Ashraf همان طور که توجه فرموديد کلمات بالا به زبان فرانسوي/اسپانيائي مي شود: والا حضرت همايون شاهدخت اشرف و اين نام و عنوان همچنان زينت بخش هزاران ماشين است و حالا يک سوال: در طول اين همه سال بعد از انقلاب، يک مسئول امر، يک سياستمدار ... و غيره متوجه اين نکته نشده است؟!!!
-
- 5
-
-
جواب غير منتظره كارشناس سياسي افغاني در برنامه زنده تلويزيون ايران!!
viviyan پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی خودمانی
اين برنامه در روز دوشنبه 29 آگوست , در محور موضوعي با عنوان "افغانستان , مخالفت با توافق امنيتي دوجانبه با آمريكا " به صورت زنده پخش گرديد . ِDOWNLOAD در یک گفتگوی زنده شبکه خبر جمهوری اسلامی با یکی از تحلیلگران سیاسی افغان ، وی بی محابا سیاست جمهوری اسلامی در افغانستان را مورد انتقاد قرار می دهد و با اشاره به اینکه تهران ابدا در پی برقراری دموکراسی و مردمسالاری در افغانستان نیست ، می گوید سیاست جمهوری اسلامی او را در جهان منزوی کرده است . مجری برنامه که این سخن به مذاقش نمی خورد تلاش می کند موضوع را عوض کرده و به سفر کرزای به عربستان بکشاند ولی مخاطب او ضمن تذکر این نکته که به نظر مجری احترام می گذارد ، گفته های پیشین خود را تا زمانی که تصویر و صدایش قطع می شود تکرار می کند . در این ویدئو تحلیلگر افغان در پاسخ به سؤال مجری در مورد سپردن امنیت افغانستان به کشورهای منطقه می گوید:ایران و پاکستان عامل بی ثباتی در افغانستان هستند و این دو کشور نمی توانند نقشی در ثبات افغانستان داشته باشند- 1 پاسخ
-
- 11
-
-
خسرو معتضد مورخ حکومتی: ارشاد به فکر حذف «شراب» و جایگزینی «آب زرشک» است
viviyan پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی خودمانی
معتضد تاریخدان، نویسنده و مجری تلویزیونی نزدیک به حکومت ایران، در سخنانی بیسابقه به انتقاد از سیاستهای فرهنگی و ممیزی کتاب در دولت احمدینژاد پرداخته است. او سیاستهای فرهنگی دولت را با شوروی سابق، آلمان نازی، چین کمونیست، کره شمالی و همه کشورهای بلوک شرق مقایسه کرده و نوشته است: «گویا قرار (است) ادبیات یکسان و یک جور شود. همان طور که قرار شده است هر یک از اقشار مملکت لباس یکسان بپوشند تا کاملا مشخص باشند.» به گزارش شفاف نیوز، معتضد در ادامه این مقاله که در مجله «امید جوان» به چاپ رسیده نوشته است: «قالب ساختن برای ادبیات و هنر و صنایع مستظرفه و هنر هفتم جواب نداد ... نویسنده با ابلاغ و بخشنامه سرشناس نمیشود. استعداد فیلم ساز به زور بلیط مجانی و اجبار همه اماکن به نمایش فیلم شکفته نمیشود. روزنامه نگار با دستور اداری صاحب ذوق و قریحه نشده و هنرمند به زور و فشار در دل مردم راه نمییابد.» معتضد در ادامه از کتاب هایی که در ارشاد دچار سانسور میشوند یا توقیف شدهاند مینویسد: «چرا کتاب "سه تفنگدار" الکساندر دومای فرانسوی که سالها با ترجمه منصوری چاپ میشد، درحال حاضر در ارشاد برای حذف کلمه شراب و جایگزین شدن «آب انار، آب آلبالو و آب زرشک» در گوشهای گیر کرده است و در انتظار مجوز بسر میبرد. یا اینکه چرا کتاب "زوال کلنل" محمود دولت آبادی ۲۸ سال در ارشاد خاک میخورد و چرا به کتاب "زمستان ۶۲" اسماعیل فصیح اجازه نشر داده نمیشود.» این تاریخنویس در ادامه میافزاید: «خیلیها میانگارند به من به سهولت، اجازه نشر کتاب و تجدید نشر کتابهایم داده میشود. در حالی که همان مطالبی که من طی سالهای گذشته از تلویزیون و رادیو میگفتم و میلیونها نفر میدیدند و میشنیدند وقتی به صورت کتاب در میآید باید ماهها منتظر بررسی و صدور مجوز باشم.... کسی مانند من که مجوز ۱۴۰ عنوان کتابش صادر شده چرا باید هنوز مورد شک و بدگمانی باشد؟» او در انتهای این یادداشت انتقادی در دفاع از «دولت آبادی» نویسنده نامدار ایرانی مینویسد: «وقتی جلوی کتاب محمود دولت آبادی را میگیرند، (آدم) دلسرد میشود... افسرده میشود مانند اسماعیل فصیح که در ده سال آخر عمرش قلم را بوسید و کنار گذاشت و منزوی شده دست از نوشتن بر میدارد. دست از نوشتن برداشتن یک نویسنده یک ضایعه برای فرهنگ یک کشور است. شما مگر چند نفر نویسنده مانند محمود دولت آبادی دارید که نمیگذارید همه کتابهایش انتشار یابد؟» این انتقادات از سوی خسرو معتضد در شرایطی بیان میشود که وی از نزدیکترین چهرههای فعال در حوزه تاریخ نویسی به حکومت ایران است. معتضد سالها برنامههایی در شبکههای تلویزیونی جمهوری اسلامی درباره تاریخ ایران به ویژه تاریخ معاصر داشته است. همچنین او چندی پیش در گفتگویی با ایرنا مدعی شده بود که در ایران چیزی به نام سانسور وجود ندارد. معتضد سابقا روابط نزدیکی با دولت داشت و حتی از سوی رحیم مشایی به عضویت «ستاد پیگیری و احقاق حق ملت ایران با اخذ غرامت خسارات ناشی از جنگهای جهانی اول و دوم» در آمده بود. [Hidden Content]- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام آقای ده نمکی زمان زود می گذرد و شما آنقدر مشغله دارید که خیلی چیز ها یادتان نمی آید. ما هم خواستیم یادمان نیاید اما خوب جای زخم همیشه ماندنیست. روز های دیر و دور را به خودتان وا میگذارم. از همین اواخر درد دل کنیم یادش بخیر روز گاری بود سینمای یخ بسته ی ما خواست تکانی بخورد تا اینکه " آدم برفی " یخ سینمای ما را وا کرد. نمی دانم آن روز ها کجا بودید از خودتان که پرسیدیم جوابی دستگیرمان نشد. آن روز سینما به سینما ، اکران آدم برفی دوصف داشت. صف اول بلیتی که می خریدیم صف دوم باتوم هایی که می خوردیم نمی دانم خبر دارید ؟ آن روز جلوی هر سینما دسته ای باتوم دار می ایستادند و هر که از سینمای آدم برفی بیرون می آمد را می زدند... بعد ها گفتند سر دسته ی همین باتوم دار ها دارد برای پیشرفت فرهنگ و هنر فیلم میسازد. یعنی کسی که فرهنگ را می فهمد ، آزادی بیان را نمی فهمد ؟؟ شما که آنجا نبودید نه ؟؟ نمی دانم خبر دارید ؟ یک روز در یک سینما که آدم برفی را اکران می کرد مردی روی صحنه ی اجرا رفت و پرده ی سینما را پاره کرد. صورتا خیلی شبیه شما بود. شما که نبودید ؟ زمان گذشت ... شما عوض شدید. اصلا به کل عوض شدید . فقر وفحشا را ساختید . نمی دانم حقیقت را می خواستید به رخ کی بکشید ؟ مردمی که کف خیابان زندگی می کنند ، خودشان این ها را می دیدند . یا شاید می خواستید از ما بهتران آن بالا ها ببینند! اصلا نفهمیدیم شما چه طور اینقدر عوض شدید ؟ شما سی و چند سال زندگیتان از این حرف ها نمی زدید ؟ یعنی آن موقع فاحشه های شهر را نمی دیدید؟ یعنی یکهو وحی نازل شد و شما سینه برای خیابان خواب های ما سپر کردید ؟ گاهی انسان ها بابت زدن حرف حق هم منظوردارند اما شما ؟ نه شما که از این قشر آدم ها نبودید ؟؟؟؟ روز گار به اخراجی ها رسید. اخراجی های اولتان را همه دیدند و خندیدند شما کثرت ببیننده تان را به حساب تایید کارتان گذاشتید بی آنکه یادتان باشد دل این مردم برای خندیدن تنگ شده است . آنقدر هم حواسشان نیست که حضورشان به چه چیزی دارد تایید می دهد. به اخراجی های 3 رسیدید . دلتان گرم تشویق ها سرتان پر از باد تایید! آرمان ها ی یک نسل را مسخره کردید ! سبز را آبی و قرمز کردید و نشان دادید مردم آلت دستی بیش نیستند در دست های آدم هایی که آن بالا نشسته اند . از این هم بگذریم . چند روز است که پگاه آهنگرانی ناپدید است . میشناسیش ؟ کارگردان فیلم " دهنمکی ها " .اصلا این فیلم را دیده ای ؟ نمی دانیم از کجا باید سراغش را بگیریم ؟ تو میدانی ؟؟؟ مطمئنی نمی دانی ؟ تو دوست های کله گنده زیاد داری ؟ می شود یک سوالی از آنها بپرسی راه دوری نمی رود که مادرش را از نگرانی در بیاوری راستی من سر سجاده ات نبوده ام که ببینم خلوص سجده هایت چه قدر است ولی یک چیز را می دانم اینکه اگر خدایی آن بالا باشد ، عزیز ترینش ، بنده هایش هستند بنده هایی که اکثرشان نماز شب نمی خوانند و شلوار تنگ و یقه ی باز می پوشند مراقب بنده هایش باش شاید دل یک نسل از تو گرفته باشد. [Hidden Content]
- 1 پاسخ
-
- 5
-
-
فهمیدم که هیچی مطلق نیست و نسبی بیندیشم. 23 ساله فهمیدم که زندگی ارزش تحمل هر فشار و استرسی رو نداره. 23 ساله
-
نظرات مردم در برابر سوال بالا: فهمــيده ام که باز کردن پاکت شير از طرفي که نوشته " از اين قسمت باز کنيد" سخت تر از طرف ديگر است. 54 ساله فهمــيده ام که هيچ وقت نبايد وقتي دستت تو جيبته روي يخ راه بري . 12 ساله فهمــيده ام که نبايد بگذاري حتي يک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگويي " دوستت دارم" . 61 سال فهمــيده ام که وقتي گرسنه ام نبايد به سوپر مارکت بروم . 38 ساله فهمــيده ام که مي شود دو نفر دقيقا به يک چيز نگاه کنند ولي دو چيز کاملا متفاوت ببينند. 20 ساله فهمــيده ام که وقتي مامانم ميگه " حالا باشه تا بعد " اين يعني " نه". 7 ساله فهمــيده ام که من نمي تونم سراغ گردگيري ميزي که آلبوم عکس ها روي آن است بروم و مشغول تماشاي عکس ها نشوم. 42 ساله فهمــيده ام که بيش تر چيزهاي که باعث نگراني من مي شوند هرگز اتفاق نمي افتند . 64 ساله فهمــيده ام که وقتي مامان و بابا سر هم ديگه داد مي زنند ، من مي ترسم . 5 ساله فهمــيده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابي به سوي داشتن يک "زندگي خوب"حرکت مي کنند که از کنار آن رد مي شوند . 72 ساله فهمــيده ام که وقتي من خيلي عجله داشته باشم ، نفر جلوي من اصلا عجله ندارد . 29 ساله فهمــيده ام که اگر عاشق انجام کاري باشم،آن را به نحو احسن انجام مي دهم . 48 ساله فهمــيده ام که بيش ترين زماني که به مرخصي احتياج دارم زماني است که از تعطيلات برگشته ام . 38 ساله فهمــيده ام که مديريت يعني: ايجاد يک مشکل - رفع همان مشکل و اعلام رفع مشکل به همه. 34 ساله فهمــيده ام که اگر دنبال چيزي بروي بدست نمي آوري بايد آزادش بگذاري تا به سراغت بيايد . 29 ساله فهمــيده ام که در زندگي بايد براي رسيدن به اهدافم تلاش کنم ولي نتيجه را به خواست خدا بسپارم و شکايت نکنم. 29 ساله فهمــيده ام که عاشق نبودن گناه است. 31 ساله فهمــيده ام هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است و يا غير اخلاقي و يا چاق کننده در زندگى فهمــيده ام در فکر عوض کردن همسرم نباشم, خودمو عوض کنم و وفق بدم به موقعيتها و مراحل مختلفه زندگيم تا بتونم با بينش واضح زندگيم رو با خوشحالى و سرور ادامه بدم هر کسى مسئول خودش هست، هرکسى تو قبر خودش ميخوابه، من بايد آدم درستى باشم . 42 ساله فهمــيده ام مبارزه در زندگي براي خواسته هايت زيباست اما تنها در کنار کساني که دوستشان داري و دوستت دارند! 27 ساله فهمــيده ام که وقتي طرف مقابل داد ميزند صدايش به گوشم نميرسد بلکه از ان رد مي شود. 50 ساله فهمــيده ام هرکس فقط و فقط به فکر خودشه، مرد واقعي اونه که هميشه و در همه حال به شريکش هم فکر کنه بي منت. 35 ساله فهمــيده ام براي بدست آوردن چيزي که تا بحال نداشتي بايد بري کاري رو انجام بدي که تا بحال انجامش نداده بودي. 36 ساله فهميدم كه اگر عشقي رو از دست دادي ديگه نمي توني بدست بياريش چون هيچ چيز مثل سابق نيست! و سعي كني كه فقط ازش به نيكي ياد كني! 30 ساله فهميدم كه تا دير نشده بايد يه كاري كرد تا بعد ها غصه فرصت هاي رو كه داشتي ولي استفاده نكردي رو نخوري... و بعضي وقت ها هم بايد هيچ كاري نكني تا وضع از ايني كه هست بدتر نشه. 31 ساله من هنوز چيزي نفهميدم فعلا قضيه خيلي مبهمه. 34 ساله من فهميدم كه خيلي چيزها فهميدم كه ديگران نفهميدند و خيلي چيزها ديگران فهميدند كه من نفهميدم فهميدم روي هيچ عقيده اي تعصب نداشته باشم چرا كه چند سال بعد ممكنه برام مسخره و خنده دار بشه و هيچ عقيده اي رو مسخره نكنم چرا كه شايد سال ها بعد آرمان زندگيم بشه. 30 ساله فهميدم كه هيچ وقت اون چيزي رو كه مي خواهي به دست نمي آري و وقتي هم كه بدست اوردي ديگه اون رو نمي خواهي . 37 ساله
- 5 پاسخ
-
- 4
-
