-
تعداد ارسال ها
4874 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط sookut
-
میگم این همه کمکش کردی زحمتت میشه ها حالا ایشون خودشون بیان باهاشون حرف بزنم ببینم چی میشه
- 8 پاسخ
-
- 2
-
-
سیما خوب عزیزم همینجا نوشته دیگه چون اژدها لغتی بوده که از چین و مغول نفوذ کرده بوده سعی کردن عوضش کنن یه سری نوشتن که همون منظور نهنگ بوده تو ایران هم به جای اژدها همین نهنگ رو به کار بردن تا جایی که اطلاع دارم اژدها همیشه از سمبلهای چین بوده واسه همین در کشوهای دیگه مخصوصا ایران سعی کردن نهنگ رو به کار ببرن
-
و براستی نهنگ چیست؟ کوشان مهران موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار زین چار چو بگذری نهنگ آید و مار آنگاه به اسب و گوسفند است حساب همدونه (میمون) و مرغ و سگ و خوک آخر کار سالی که در پیش رو داریم بنا بر تقویم مغولی نهنگ نام گرفته است ولی شاید برای پاره ای افراد تیزبین این پرسش پیش آید که دشت ها و استپ بی کران مغولستان چه ارتباطی با نهنگ آبفشان و دریاگرد دارد؟ برای قرن ها «هون»ها و سپس اقوام مغول بلایی خانمانسوز برای تمدن های چینی به حساب می آمدند. دولتمردان چینی گاهی با نبردهای خونبار و پایه گذاری دیوار سترگ چین و گاهی با سیاست و هدایایی که البته مغولان آن را به حساب باج و خراج می گذاشتند سعی در مهار این موج انسانی داشتند. با پایه گذاری نیروهای نظامی مغول به وسیله «چنگیز خان» نیاز به یک سازمان مدون اداری بیش از هر زمان دیگر احساس شد و بنابراین مغولان با استفاده از فرهنگ ترکان «ایغوری» یک نظام سیاسی و فرهنگی کارا را پی ریزی کردند. با ورود مغولان و تشکیل دولت ایلخانی بسیاری از نمادهای فرهنگ مغولی وارد فلات ایران شد که آثار آن اکنون نیز مانند واژه هایی چون «نوکر»، «بهادر» و «اولاغ» (الاغ) به چشم می خورد. در این بین شاید سال های دوازده گانه یکی از بارزترین این نمودها باشد که تا سال 1304 خورشیدی در اسناد دولتی کاربرد داشت. پاره ای بر این اعتقاد هستند که در اصل نهنگ، اژدهای معروف در فرهنگ چین بوده و نقش برجسته اژدهایی با ساختار هنر چینی در ساختمانی در مراغه (دوره ایلخانی) یادآور این نفوذ فرهنگی بوده است. در کشور چین دو گونه تمساح وجود دارد. «تمساح آب شور» (Crocodylus porosus) که در نواحی هم مرز با ویتنام وجود دارد و گونه بومی چین، «آلیگاتور چینی» (Alligator sinensis) که اکنون پس از هزاران سال شکار و تغییر کاربری زیستگاه محدود به پایین دست رودخانه «یانگ تسه» شده است. آنگونه که پدر تاریخ، «هرودوت»، نگاشته است در دوران داریوش بزرگ جلگه سند به دست ایرانیان افتاد و تمساح مردابی که «گاندو» نیز خوانده می شود (Crocodylus palustris) جزو جانوران امپراتوری هخامنشی قرار گرفت. البته پیش از داریوش بزرگ با لشکر کشی «کمبوجیه» (کامبیز؟) به سرزمین نیل و تسخیر مصر (و صد البته اشغال مصر به دست یک نیروی بیگانه و غارتگر برای مردم مصر) «تمساح رود نیل» (Crocodylus niloticus) نیز خواه ناخواه در فهرست جانوران امپراتوری پارس جای داشت. در واقع نام «نهنگ» در زبان پارسی بر خلاف آنچه تصور می شود، بیان کننده جانوری دیگر، یعنی «تمساح» است. در ادبیات کهن اشارات زیادی به نهنگ شده که خالی از لطف نیست: زان می که سرشکی از آن چکد در نیل صد سال مست باشد از بوی آن نهنگ (رودکی) بر کشتی عمر تکیه کم کن کاین نیل نشیمن نهنگ است (رودکی) در روزگاران کهن نه تنها رود نیل بلکه دره «رود اردن» زیستگاه تمساح معروف رود نیل، یکی از خدایگان مصریان باستان بوده است. نمونه هایی گردآوری شده از تخم تمساح نیل در سال 1900 از رود اردن در موزه های اروپایی موجود است. اما تا سال 1960 حتی تا شهر «خارطوم» در سودان، در نقطه تلاقی رود «نیل آبی» و رود «نیل سپید» این گونه نابود شده تصور می شد و پس از آبگیری دریاچه پشت «سد ناصر» تعدادی کروکودیل به این زیستگاه جدید پناه آورده و جمعیتی را تشکیل دادند. اما در واژگان پارسی «وال» همان جاندار سترگ آبزی است که امروزه روز، نهنگش خوانیم. ماهی بزرگی باشد که کشتی را فروبرد. (لغت فرس اسدی) در شعر پارسی اشارات بدیعی به وال شده است: یکی مرده ماهی همان روزگار برافکند موجش به سوی کنار که گز سیصدی بود بالای او فزون از چهل بود پهنای او کشیدند از آب اندرون هم گروه به کشتی به خشکی مر آن پاره کوه بسی گوهر و زر بد اوباشته همه سینه اش عنبر انباشته دگر هرچه ماند از بزرگان وخرد ز بهر خورش پاره کردند و برد بماند از شگفتی سپهبد به جای بدو گفت مهراج فرخنده رای که آن ماهی است این که خوانند وال وزین مه بس افتد هم ایدر به سال زیر آن سایه به آب اندر اگر برگذرد همچو خیش از پر مه ریزه شود ماهی وال همیدون یکی ماهی دیگر است که زین وال تنش اندکی کمتر است یکی مهم ترین نمونه های وال، عنبری خوش بوی بوده است که از «وال اسپرم» (Physeter macrocephalus) به دست می آید. در جهان اسلام، روزگاران پیشین دریانوردان چیره دست عمانی که یادآور «سندباد بحر پیما» بودند، با ماهی عنبر به خوبی آشنا بوده و گاهی برای عنبر اندرونش به شکار آن پرداخته و گهگاه از ماهی عنبر افتاده در کنار ساحل روغن می گرفتند. فلات ایران از دو سو بین دو قلمرو تمساح قرار گرفته است؛ تمساح نیل در غرب و تمساح باتلاقی (گاندو) در شرق. جای پرسش است که چگونه تمساح نیل از راه دره اردن و سوریه خود را به زیستبوم آبی میان رودان (دجله و فرات جنوب عراق و هورها و نیزارها) نرسانید و این درحالی است که در دوران شکوه تمدن های میان رودان و سوریه باستان بازرگانان فینیقی (پونیک) دندان (عاج) اسب آبی را هم از دره رود اردن و جنوب سوریه و هم از تالاب های جنوب میان رودان وارد می کردند (مرجع کتاب پستانداران عراق). در منابع فارسی به وجود گاندو در سرزمینی که اکنون بلوچستان ایران نامیده می شود اشاره ای نشده است. در دوران صفوی که عده بسیاری از دانشوران بنابر دلایلی به هندوستان کوچیدند، به وجود نهنگ (تمساح) در هند اشاره شده است ولی شاید نخستین اشاره به وجود گاندو در بلوچستان به زنده یاد «امان الله میرزا جهانبانی» از پایه گذاران تاثیرگذار کانون شکار ایران بر می گردد که در سال 1328 (؟) به هنگام تحدید مرز بین ایران و کشور نوپای پاکستان، موفق به شکار گاندو شد. شاید یکی از نخستین پژوهش های علمی دریاره فون و فلور این قسمت از بلوچستان، به وسیله دکتر «اسماعیل اعتماد» و گروه اعزامی از سوی دانشکده دامپزشکی کرج انجام گرفت که ضمن مشاهده گاندو، چند قطعه پوست آن را به موزه تاریخ طبیعی دانشکده دامپزشکی کرج انتقال دادند. (توجه و دقت به وضعیت کنونی نمونه های موجود در این گنجینه ارزشمند دانشکده کشاورزی کرج بسیار ضروری است و باید مشخص شود که چه نمونه هایی به دلیل بی مبالاتی و بی دقتی رایج از بین رفته اند.) بنابر نظر پاره ای از پژوهشگران در 80 تا 100 سال پیش، جمعیت هایی از گاندو پراکنش طبیعی خود را از بلوچستان پاکستان به رود «سرباز» و «باهوکلات» کشانیده اند. از اواسط قرن نوزدهم، نیروی دریای کمپانی هند شرقی و پس از آن نیروی دریایی بریتانیا، پاسگاه ها و ایستگاه های انبار ذغال سنگ و کنسول گری در امتداد سواحل دریای عمان در بلوچستان و از جمله چابهار ایجاد کرد و در گزارش های آن دوران اشاره ای به وجود تمساح تالابی در این بخش از قلمرو ایران نشده بود. به دلیل وجود زیستبومی یگانه و دارا بودن گونه هایی پر ارزش چون گاندو در سال 1349 این زیستگاه «حفاظت شده» اعلام شد. هرچند در فرهنگ و آیین بومیان منطقه که به حق یکی از بهترین روابط را با طبیعت پیرامون خود در ایران دارند، گاندو جانوری قابل احترام بوده و به همین دلیل اکنون شاهد شناوری گاندو در برکه ها در نزدیکی آدمیان هستیم و این خود مهم ترین رمز پایداری این خزنده است. نکته بسیار مهم و شاید فراموش شده اینکه دقت در باورهای مردم محلی نسبت به گاندو و قائل شدن حق حیات برای او، نشان دهنده حضور گاندو برای قرن ها در این زیستگاه بوده است و همین حقیقت، فرضیه مهاجرت تدریجی گاندو از بلوچستان پاکستان در طی 100 سال گذشته به باهوکلات را به چالش می طلبد.
-
حتی تماس کوتاه مدت با آلودگی هوا خطر حمله قلبی را تشدید می کند
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
حتی تماس کوتاه مدت با آلودگی هوا خطر حمله قلبی را تشدید می کند بررسی های مجدد بر مجموعه ای از مطالعات صورت گرقته پیشین از سوی گروهی از کارشناسان فرانسوی تایید کرد حتی فقط چند روز نفس کشیدن در هوای آلوده باعث افزایش خطر حمله قلبی می شود. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، با وجودی که از مدت ها پیش ثابت شده است چندین سال زندگی کردن در شهرهای آلوده یا نزدیک بزرگراه های اصلی خطر ابتلا به بیماری های قبلی را تشدید می کند. اما این مطالعه نشان می دهد که حتی تماس کوتاه مدت با آلودگی هوا برای قلب واقعا مضر است و خطر حمله قلبی را افزایش می دهد. دکتر سانجای راجاگوپالان که روی آلودگی هوا و وضعیت سلامت قلب و عروق در دانشگاه اوهایوی آمریکا مطالعه می کند، خاطرنشان کرد: هرچند ممکن است تغییرات روزانه در ذرات آلاینده موجود در هوا اندک باشد اما این تغییرات اندک به لحاظ افزایش آسیب پذیری مردم در برابر مشکلات قلبی و عروقی بسیار حائز اهمیت و تاثیرگذار است. وی افزود: به علاوه افرادی که پیش زمینه مشکلاتی قلبی داشته اند در این زمینه بیشتر آسیب پذیر هستند. هم چنین دکتر هازریج موستافیک از متخصصان مرکز مطالعات قلب و عروق پاریس با مقایسه و بازبینی ۳۴ مطالعه قبلی در زمینه تاثیر تک تک آلاینده های صنعتی یا ترافیکی شامل مونوکسید کربن، دی اکسید نیتروژن و ریزآلاینده ها روی قلب و عروق دریافت احتمال حمله قلبی با افزایش سطح تمام این آلاینده ها به استثنای اوزون تشدید می شود. این مطالعه به طور مفصل در مجله انجمن پزشکی آمریکا ارائه شده است. آلودگی هوا به طرق گوناگونی میتواند آثار زیانبار درازمدت و کوتاه مدتی بر سلامت انسانها بگذارد. تاثیر آلودگی هوا بر افراد مختلف متفاوت است. آسیب پذیری برخی افراد در برابر آلودگی هوا بسیار بیشتر از سایرین است. کودکان کم سن و سال و سالمندان بیشتر از دیگران از آلودگی هوا آسیب میبینند. برخی بیماریها مانند آسم، بیماری قلبی و ریوی در مواقع آلودگی هوا تشدید میشوند. معمولا میزان آسیبها بستگی به میزان قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی زیانبار دارد یعنی مدت تماس با آلایندهها و غلظت مواد شیمیایی. آثار کوتاه مدت آلودگی هوا عبارت است از حساسیت چشمها، بینی و حلق، عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی مانند برونشیت و ذات الریه. سردرد، تهوع، و واکنشهای آلرژیک نیز از دیگر عوارض کوتاه مدت این مشکل زیستمحیطی است. آلودگی هوا برای مدت کوتاه میتواند بیماری مبتلایان به آسم و آمفیزم را تشدید کند. آثار درازمدت آلودگی هوا میتواند بیماری مزمن تنفسی ، سرطان ریه، بیماری قلبی، و حتی آسیب به مغز ، اعصاب ، کبد و کلیهها را شامل شود. -
15 هزار راس گوسفند، از محل دفن زباله در شهرضا تغذیه می کنند
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مدیریت محیط زیست
15 هزار راس گوسفند، از محل دفن زباله در شهرضا تغذیه می کنند دفن غیر اصولی زباله مشکل جدی و اساسی در شهرضا است که زنگ خطری برای محیط زیست ایجاد کرده است به طوری که روزانه ۱۵هزار راس دام شهرضا در مرتعی از زبالهها چرا میکنند.به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ایمنا ، آیین نامه مدیریت پسماند در سال ۸۳ به تصویب هیئت وزیران رسید و در دستور کار سازمانهای متولی قرارگرفت، اما با این وجود هنوز بسیاری از سایت های زباله کشور از لحاظ ضوابط زیست محیطی و مقررات بهداشتی در وضعیت بسیار اسفناکی قرار دارد به طوری که سلامت بسیاری از مردم در معرض خطر است.این موضوع به دلیل نبود عزم جدی و فقدان مدیریت واحد بین سازمانهای متولی و از طرفی بی توجهی به اجرای آیین نامه مدیریت پسماند، موجب شده تا مشکلات زیادی برای شهروندان ساکن در اطراف این زبالهدانیها به وجود آورد.با توجه به این که مسئولان بهداشتی و محیط زیست شهرستان به این مشکلات و تهدیدها اشراف کامل دارند، این پرسش مطرح است که چه عاملی موجب میشود وضعیت بد سایت های زباله بهبود نیابد و راهکار این معضل چیست؟زبالهدانی شهرضا و چرای ۱۵هزار راس گوسفندو اما بررسی این داستان در شهرضا جای که روزانه ۱۵هزار راس گوسفند در مرتعی از زباله چرا میکنند تا گوشت قرمز مورد نیاز شهرستان و بخشی از استان از این چراگاه که محل دفن زبالههای شهری و بیمارستانی تامین شود.بر اساس آمار به دست آمده اگر از هر گوسفند زنده ۲۰ کیلو گوشت قرمز قابل استحصال باشد در هر دوره پروار بندی ۳۰۰هزار کیلو گوشت قرمز از این چراگاه تولید میشود و اگر در طول مدت زمان یک سال بتوان سه دوره پروار بندی داشت به طور متوسط در سال ۹۰۰هزار کیلو گوشت از این چراگاه تولید و روانه بازار مصرف میشود.دفن غیراصولی زباله مشکل جدی و اساسی درشهرضا است که زنگ خطری برای محیط زیست و سلامت شهروندان را به صدا در آورده است. چند کیلومتر مانده به محل، بوی نامطبوع زبالهها به استقبالمان میآید در چند کیلومتری شهرضا به تابلویی میرسیم که محل دفع زبالههای شهر را نشان میدهد. اگر چه از همان ابتدای خروج از منطقه شهر و قرار گرفتن در جاده زبالههایی در حاشیه این جاده به صورت پراکنده به چشم میخورد و به راحتی مسیر حرکت به سمت زباله گاه را مشخص میکند اما از چند کیلومتر مانده به محل، بوی نامطبوع زبالهها به استقبالمان میآید. با نزدیکتر شدن به محل به اصطلاح دفع زباله شهر سیمای زشت منطقه که ناشی از انباشت زبالهها در آن است، جلب توجه میکند.انبوهی از زبالههای شهری و بیمارستانیرها شدن زبالههای بیمارستانی از قبیل آمپول و انواع باله های بیمارستانی که خود موجب تجمع افرادی سود جو و معتاد در این مکان میشود بسیار خطرناک است. کارشناسان منشا بسیاری از بیماریهای لاعلاج در این مناطق را آلودگی آبهای زیرزمینی و چرای دام در مراتع آلوده به شیرابه زباله میدانند. مسئولان از ساماندهی زبالههای شهرستان صحبت میکنند اما به دلیل عدم صداقت دست اندرکاران و تصمیم گیریهای غلط، نبود باور و آگاهی شاهد هستیم که همچنان این مشکل حل نشده است و اراضی با ارزش از دستبرد و بی حرمتی انسانهای بی اندیشه و بی تعهد، در امان نیستند.در ظاهر این قصه به نظر میرسید مشکل تنها دفع زباله به صورت بسیار ابتدایی و غیر بهداشتی در شهرضا است اما باید گفت که این مساله بسیار دردناکتر از این به طوری که این عرصه محلی برای چرای دام و تهدیدی مضاعف برای سلامت شهروندان تبدیل شده است. محصور نبودن محل را به چراگاه تبدیل کرده سایتهای انباشت و دپوی زباله شهرضا به دلیل محصور نبودن و رعایت نشدن موارد ایمنی و بهداشتی به چراگاه احشام و حیوانات تبدیل شده است. زبالهها در این سایت بدون رعایت موارد ایمنی دپو و انباشته میشوند و به پیامدهای زیست محیطی ناشی از انباشت غیربهداشتی زباله در این منطقه توجه چندانی نمیشود. محصور نبودن محل سایت و پراکنده شدن زبالهها در زمینهای اطراف و ایجاد آلودگی شدید سیمای منظر، دفع زبالههای پزشکی به همراه سایر زبالهها، جمع آوری زبالههای قابل فروش توسط دوره گردها و دستفروشها و چرای احشام از جمله پیامدهای سایت زباله شهرضا است.واحد خدمات موتوری شهرداری شهرضا مظلومترین واحد شهرداری استمسئول خدمات موتوری شهرداری شهرضا در گفتوگو با ایمنا در این مورد اظهارداشت: از حدود ۱۵۰تن زباله شهرضا ۱۵ تن زباله بازیافت میشود. مصطفی مهدی نیا افزود: واحد خدمات موتوری شهرداری شهرضا مظلومترین واحد شهرداری است که حتی نیروهای واحد پسماند را از آن گرفتهاند. مهدی نیا اظهار داشت: در طول شبانه روز حدود ۲۰۰نفر دوره گرد در سایت زباله به جمعآوری بازیافت و چرای ۱۵هزار گوسفند در منطقه میپردازند. وی وظایف واحد خدمات موتوری را بسیار زیاد عنوان کرد و گفت: با صحبتهای صورت گرفته از طریق مدیرکل خدمات شهری میتوان کارخانه بازیافت در این منطقه احداث کرد.قرار بود محل دفن زبالهها جابهجا شوداما رحمت الله صاحبان عضو شورای شهر نیز در این رابطه گفت: در مصوبات قبلی با همکاری شهرداری، شبکه بهداشت، محیط زیست و منابع طبیعی مقرر شده بوده که محل دفن زبالهها جابهجا شود اما نتیجهای در بر نداشته است. صاحبان گفت: شورای شهر در طول ۴ سال گذشته هیچ گونه مصاحبه رسمی با خبرنگاران نداشته و علت این امر ناراحت شدن بعضی از مسئولان از بیان واقعیتها بوده است. وی خواستار بیان مشکلات و معضلات موجود و رفع چاره به منظور حل آن شد. صاحبان برنامهریزی در دو دوره زمانی کوتاه مدت و بلند مدت به منظور رفع مشکل دفع زباله را خواستار شد تا در رفع مشکل حاضر، کارشناسی دقیق صورت بگیرد.ماشین حمل زبالههای بیمارستانی و بازارچه تره بار یکی است . رییس مرکز بهداشت شهرضا نیز گفت: دفن و سوزاندن زباله از جمله زبالههای بیمارستانی و عفونی به طور کامل صورت نمیگیرد. حجت الله تنهایی مشکل جدی را یکی بودن ماشین دفع زبالههای بیمارستانی و بازارچه تره بار شهرضا عنوان کرد و افزود:با چرای دام در منطقه و عفونی شدن زبالههای بازارچه تره بار مشکلات دو چندان است.تنهایی اظهارکرد: با توجه به فیلمها و مشاهدات حضور افراد دوره گرد و چوپانان در منطقه محل تخلیه زباله قابل اثبات است.وی خاطر نشان کرد: ماشینهای جارو شهرداری که کار تمیز کردن شهر را عهده دارند خود، زبالهها را قبل از محل سایت زبالههای شهر تخلیه میکنند.تنهایی نزدیکی محل دفن زبالهها را به شهر یکی دیگر از مشکلات عنوان کرد و افزود: با ادامه یافتن مشکلات جدی در دفن زباله ما هم یکی از مناطق سالک خیز در منطقه میشویم.سایت دپوی زباله در مجاورت منازل مسکونییک شهروند شهرضایی با انتقاد از کم توجهی مسئولان و متولیان بهداشتی منطقه نسبت به تامین سلامت مردم منطقه افزود: آلودگیهای زیستی سایت دپوی این منطقه، سلامت شهروندان را به خطر انداخته است و باید نسبت به حل این معضل تلاش و تدبیر ویژهای صورت گیرد.ربیعی افزود: سایت دپوی موقت زباله به علت مکان یابی ناصحیح در مجاورت منازل مسکونی شهر واقع شده است و مشکلات زیادی برای اهالی ایجاد کرده است.وی افزود: این سایت به دلیل نداشتن حصار به چراگاه احشام و دام تبدیل شده است، در حالی که این امر موجب بروز مشکلات عدیدهای برای سلامت مردم میشود.آلودگی آبهای زیرزمینی به شیرابههایک دوستدار محیط زیست نیز گفت: انباشت غیربهداشتی زباله در سایت شهرضا نوعی نبود طرح مدیریتی مناسب را نمایان میسازد و نشان از کم توجهی مسئولان امر نسبت به این پدیده است.حسینی افزود: نفوذ پسابها و شیرابهها به داخل آبهای زیر زمینی موجب از بین رفتن ذخایر آبی میشود.هر چند موضوع رهاسازی زبالهها بطور کاملا غیر بهداشتی در عرصههای طبیعی موضوع جدیدی نیست اما هیچگاه کهنه هم نخواهد شد بویژه که هر روز شاهد فاجعه جدیدتری در این زمینه هستیم.-
- 1گوسفند
- محل دفن زباله
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
به زودی یک طوفان خورشیدی قدرتمند به زمین برخورد می کند
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
به زودی یک طوفان خورشیدی قدرتمند به زمین برخورد می کند پژوهشگران می گویند انتظار می رود به زودی یک طوفان خورشیدی قدرتمند به زمین برخورد کند و کارشناسان هشدار داده اند که این طوفان می تواند در جریان برق، و ماهواره های جهت یاب و مسیر هواپیماها اختلال ایجاد کند. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ، به گفته کارشناسان هواشناسی آمریکا این طوفان که شدیدترین طوفان در پنج سال گذشته است مجموعه ای از ذرات باردار را بین ساعات ۶ تا ۱۰ به وقت گرینیچ آزاد می کند. تاثیر این طوفان خورشیدی در مناطق قطبی بیش از سایر مناطق است و ممکن است به برخی هواپیما ها توصیه شود برای دوری از این طوفان مسیر خود را تغییر دهند. انتظار می رود این ذرات باردار با سرعت شش و نیم میلیون کیلومتر در ساعت به زمین برخورد کنند. این طوفان بنا به پیش بینی آژانس ملی اقیانوسی و فضایی آمریکا تا جمعه صبح ادامه خواهد یافت. در دهه های گذشته نیز طوفان های خورشیدی رخ داده اند. یکی از قدرتمندترین این طوفان ها در سال ۷۲ میلادی باعث قطع ارتباطات تلفنی راه دور در ایالت ایلینوی آمریکا شد. -
با سلام مثل اینکه اولین نفرم بهاره جون خودمهههههههههههههههههههه خوب شروع میکنم: 1- خوبی؟ 2-دوست داری چه جور شهری داشته باشی؟ 2-توی رشته شما تا چه حد به مسائل زیست محیطی توجه میشه و توی شهرسازی در نظر گرفته میشه؟(تا جایی که مقدوره توضیح زیاد میخوام) ممنونم
- 35 پاسخ
-
- 8
-
-
دوستای گلم اینو میدونم ولی من کلا با فلسفه و تاریخچه این موضوع مشکل دارم اینکه چرا باید اینطوری میشد
- 13 پاسخ
-
- 3
-
-
با سلام از لیست دوستان دعوت کردم امیدوارم از دوستان کسی باشه تا در این مورد مطالب جامعی داشته باشه
- 8 پاسخ
-
- 3
-
-
من هنوز تو این موندم که ما انسانها چرا واسه دلخوشی خودمون این موجودات بیگناه رو اسیر میگیریم؟؟؟
- 13 پاسخ
-
- 2
-
-
ارتباط رشته شما با محیط زیست
sookut پاسخی برای Amin ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای محیط زیستی
ممنونم کاملا درسته درسته الان مواد شیمیایی خیلی زیاد به کار بر ده میشه و عواقبش چند برابر شده ممنونم ممنونم از توضیحاتتون و متاسفانه این مطالبی که شما گفتین روز به روز آسیبهای جدی تری میزنه و ما غافلیم -
غفلت مسئولان در استانداردسازی صنایع مهمترین علت افزایش آلودگی هوا
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
[h=4]عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس: غفلت مسئولان در استانداردسازی صنایع مهمترین علت افزایش آلودگی هوا [/h] [h=5]سبزپرس – گروه محیط انسانی: عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با بیان این که هوای سالم و کاهش آلودگی کلانشهرها یکی از مهمترین چالشهای پیشروی مسئولان کشور است، گفت: مهمترین علت افزایش آلودگی کشور بیتوجهی مسئولان به استانداردسازی صنایع و محصولات صنعتی است.[/h] به گزارش سبزپرس، «حسین حسنیبافرانی» با بیان این که هوای سالم و کاهش آلودگی کلانشهرها یکی از مهمترین چالشهای پیشروی کشورهای در حال توسعه است، افزود: هماکنون این کشورها به دنبال راهکاری برای کاهش تبعات آلودگی هستند. نماینده مردم نائین در مجلس شورای اسلامی، درباره کشورهای دارای رتبه در آلودگی هوا، توضیح داد: هماکنون در رأس تولیدکنندگان گازهای گلخانهای، کشورهای صنعتی مانند آمریکا و چین است، همچنین در خاورمیانه با توجه به این که میزان آلودگی بر اساس سرانه جمعیت بررسی میشود، قطر و کشورهای حاشیه خلیج فارس در مقام های نخست قرار دارند. وی با تأکید بر افزایش آلودگی هوا در کلانشهرهای کشور، گفت: هماکنون ایران در رنکینگ جهانی از نظر میزان آلودگی هوا در منطقه هشتم و در دنیا در جایگاه ۵۰ است. حسنیبافرانی با اشاره به اظهارنظر مسئولان اجرایی در رابطه با نزول جایگاه ایران در رنکینگ جهانی آلودگی هوا، افزود: روند شیوع سرطان در کشور به طور حتم موضوع افزایش آلودگی هوای کشور را تأیید میکند. عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با بیان این که مهمترین علت افزایش آلودگی کشور بیتوجهی مسئولان به استانداردسازی صنایع و محصولات صنعتی است، یادآور شد: دولت با برنامهریزی دقیق تمام صنایع را به استفاده از استانداردهای لازم مکلف کند.-
- افزایش آلودگی هوا
- استانداردسازی صنایع
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
تخریب تالاب ها، آسیب پذیری مردم محلی را به همراه دارد
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
[h=4]مسئول آموزش موسسه سبزکاران گیلان: تخریب تالاب ها، آسیب پذیری مردم محلی را به همراه دارد [/h] [h=5]سبزپرس – گروه محیط طبیعی؛ لیـــلا مســروری: یک فعال محیط زیست در گیلان، آسیب پذیری مردم محلی را یکی از مهمترین اثرات تخریب و خشک شدن پهنه های تالابی عنوان کرد. [/h] «نسیم طواف زاده» مسئول آموزش «موسسه سبزکاران گیلان» در گفتگو با سبزپرس با اشاره به اینکه در دهه ای قرار داریم که از آن به عنوان دهه «آموزش در خدمت توسعه پایدار» و دهه اقدام برای موضوع جهانی «آب؛ منبع زندگی» یاد می شود، گفت: نخست باید دید در چه شرایطی روز جهانی تالاب ها را جشن می گیریم؟! او ادامه داد: تالاب های ارومیه، پریشان و ارژن، خور الامیه و خور موسی، هامون هیرمند، هامون صابری، هامون پوزک، گاو خونی، پریشان، شبه جزیره میانکاله، خلیج گرگان، آب بندان لپوی زاغمرز، آلاگل، آجی گل و بندر انزلی در خطر هستند در حالی که این تالاب ها حدود 76 درصد وسعت تالاب های ایرانی ثبت شده در سایت رامسر را شامل می شوند. او کاهش آب ورودی به دلیل سدهای بالادست، مدیریت یک جانبه نگر، قطعه قطعه شدن (به اصطلاح جزیره ای شدن)، ورود فاضلاب شهری و روستایی و پساب های کشاورزی و صنعتی، همچنین مواد نفتی، گردشگری ناسالم و کشاورزی نا پایدار را از جمله مواردی برشمرد که این رامسر سایت ها را در تخریب و تهدید قرار داده است. طواف زاده گفت: مردم محلی از آسیب پذیرترین گروه هایی هستند که نتایج این تخریب ها را می بینند. در صورتی که تضمین شرایط پایدار برای تالاب ها، معیشتی پایدارتر و انسان هایی سالم تر را به دنبال دارد. این فعال عرصه محیط زیست افزود: در دنیای امروز نمی توان تماشاچی بود؛ همه بازیگریم و باید مسئولیت نقش خود را بپذیریم و در این راستا آگاهی بخشی محیط زیستی و اشاعه پیام های حفاظتی نقشی مهم دارند. طواف زاده افزود: بر اساس مطالعات جهانی، ارزش هر هکتار رامسر سایت کشور 22 هزار دلار است، با احتساب حدود 1.5 میلیون هکتار وسعت رامسر سایت های ایران، ارزشی حدود 33 میلیون یعنی حدود 11 برابر بزرگترین اختلاس مالی ایران، در دستان ما است پس باید هوشیارتر باشیم! موسسه سبز کاران گیلان که از سازمان های فعال در حوزه محیط زیست گیلان است، به تازگی از سوی مراجع ذی صلاح ملی و تایید بین المللی آن، به عنوان مرجع غیر دولتی کنوانسیون رامسر در ایران معرفی شده است. این کنوانسیون یک مرجع ملی هم دارد که سازمان حفاظت محیط زیست کشور است. -
تالابها منابع ناشناخته چرخه محیط زیست
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
در آستانه روز جهاني تالابها، اعلام شد تالابها منابع ناشناخته چرخه محیط زیست ایرن: در اهمیت تالابها گفتن همین نکته بس که برخی از کشورها با صرف میلیونها دلار، احیای تالابها را در دستور کار قرار دادهاند. در واقع نقش این زیستبومهای آبی در چرخه حیات، دولتمردان را برآن داشته است تا با اعتراف به اشتباه خود در تبدیل اراضی تالابی به اراضی کشاورزی و غیر آن، این اراضی را دوباره به حالت تالابی بازگردانند تا از منافع بیشمار آن بهرهمند شوند. تبدیل 800هزار هکتار از اراضی تالابی شبه جزیره فلوریدا به اراضی کشاورزی که 40 سال پیش اتفاق افتاد، پس از 30 سال دولتمردان را به صرافت انداخت تا با صرف 250میلیون دلار، یک چهارم از این ارضی را به حالت اولیه آن بازگردانند؛ روندی که همچنان با صرف هزینه فراوان ادامه دارد؛ چرا که با پیشرفت علم و دانش، هر روز بخشی از فواید تالابها آشکار میشود. این مقدمه کوتاهی است که دکتر مسعود باقرزاده کریمی، کارشناس مسئول تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست درباره تالابها بیان میکند تا تصویری کلی از اهمیت تالابها را به نمایش بگذارد. این پژوهشگر پرسابقه تالابها که به مناسبت روزجهانی تالابها به پرسشهای همشهری پاسخ میداد افزود: کشورهایی که به درجه بالایی از علم و دانش دست یافتهاند میکوشند رفتارهای نادرست با طبیعت را اصلاح کنند؛ احیای تالابها نمونه بارز این رویکرد مبتنی بر علم است. همچنانکه ژاپن که 13 سال بعد از کشور ما به عضویت کنوانسیون رامسر درآمد «تالابهای بینالمللی کوشیرو » را که به اراضی کشاورزی تبدیل شده بود احیا و با احداث مرکز بینالمللی در کنار آن، این تالابها را به تالابهایی با ارزش جهانی تبدیل کرد. به گفته وی قرار است تالاب انزلی با امضای پیمانی با تالابهای کوشیرو خواهرخوانده شود. نگاه متفاوت دولتها به تالابها وی با اشاره به اینکه ارزشهای تالابها را میتوان ذیل 3عنوان «ارزشهای کمی، مستقیم و قابل محاسبه»، «ارزشهای غیرمستقیم و غیرقابل محاسبه» و «ارزشهای ناشناخته» تعریف کرد، گفت: در یک کشور، ارزش یک هکتار تالاب در سال 21 هزار دلار اعلام میشود؛ اما در کشوری دیگر، ارزش یک هکتار اراضی تالابی را 6 هزار دلار اعلام میکنند. این درحالی است که اندازهگیری و روش مورد استفاده در هر دو کشور یکسان است. این تفاوت ارزشگذاری ناشی از اهمیتی است که کشورها برای تالاب قائل هستند. وقتی دانش و آگاهی کم باشد اهمیت و کارکردهای تالابها هم ناشناخته میماند و در نتیجه انتظار از تالاب به تأمین علوفه، صید و کشاورزی محدود میشود. اما ارتقای دانش و آگاهی باعث تغییر نگاه میشود و تالاب به محیطی برای بازیابی آرامش و تمدد اعصاب بیماران روانی، عرصهای الهامبخش برای نقاشان و عکاسان و بستری برای طبیعت گردی تبدیل میشود؛ در واقع تالابها پاسخگوی نیازهای ثانویه میشوند. این تنها بخشی از کارکردهای تالابهاست، به همین دلیل کشورهایی که کارکردهای تالابی را شناسایی کردهاند با صرف میلیونها دلار هزینه تلاش میکنند تالابهای از دست رفته را احیا کنند؛ همچنانکه در کشورهای درحال توسعه به علت فقر دانش، تالابها را میخشکانند و تبدیل به اراضی کشاورزی میکنند.باقرزاده در ادامه از زاویه دیگری به ارزشهای تالابها اشاره کرد و گفت: از منظر جغرافیایی هم ارزش تالابها قابل طبقهبندی است. براساس این طبقهبندی، ارزش تالابها ذیل 3بخش ارزشهای محلی، منطقهای و جهانی قابل تقسیم است؛ مثلا تالاب بختگان در تغییرات میکرو اقلیم منطقه نقش بسیار اثرگذاری دارد؛ بهطوری که انجیرکاریهای اسطهبانات نیریز که در 70 کیلومتری این تالاب واقع شده متأثر از رطوبت بختگان است. یا انزلی تالابی است که ارزش جهانی دارد. برای نمونه پرندگان مهاجری که هر سال در کریدور مهاجرت از سیبری به شاخ آفریقا کوچ میکنند در تالاب انزلی زمستانگذرانی میکنند، بنابراین اگر انزلی به هر دلیلی تخریب شود در این کریدور اخلال ایجاد میشود. با وجود این، اغلب مدیران محلی معتقدند تالابها متعلق به مردم محلی است، در حالی که بخشی از فواید تالابها منطقهای و بخشی از آن جهانی است که تابع ضوابط مندرج در کنوانسیون رامسر است و در این زمینه اجماع جهانی وجود دارد. در یک عبارت، از هر منظری به تالابها نگاه کنیم ارزش این زیستبومها فراگیر و فراتر از محدوده جغرافیایی است. تنوع منحصربهفرد تالابها در ایران کارشناس مسئول تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست درباره تالابهای کشور خاطرنشان کرد: براساس تعاریف کنوانسیون رامسر کلیه تالابهای جهان ذیل 42 عنوان قابل دسته بندی است؛ خوشبختانه در کشور ما 20 نوع تالاب داخل خشکی، 12تالاب ساحلی - دریایی و 10 نوع تالاب مصنوعی وجود دارد. با این حساب از 42 نوع تالابی که در سراسر جهان وجود دارد 41 نوع تالاب در کشور ما قابل مشاهده است و تنها تالاب توندرای سیبری در ایران وجود ندارد. این نشان میدهد که ما از تمام فرصتهایی که تالابهای مختلف ( هر تالاب ویژگی و عملکرد خاص خود را دارد؛ مثلا تالابهای حرایی، بهعنوان محلی برای تخم ریزی ماهیان آب شور ایفای نقش میکنند) ایجاد میکنند بهرهمندیم. این قابلیت منحصربهفرد میطلبد که ما ارزشهای ناشناخته تالابها را کشف و ارزشهای محاسبه نشده آن را بهعنوان منافع ملی و تولید ناخالص ملی در محاسبات اقتصادی لحاظ کنیم. باقرزاده در پایان گفت: تاکنون 84تالاب از تالابهای کشور شناسایی شده و از این میان 35 تالاب ذیل 24 عنوان به کنوانسیون رامسر معرفی شده است که از مجموع آن 7 تالاب در فهرست تالابهای در معرض خطر مونترو(لیست قرمز مونترو) ثبت شدهاند اما اخیرا با تلاش سازمان محیطزیست، مجموعه تالاب های «آجیگل، آلماگل و آلاگل» از لیست قرمز مونترو خارج شده است. خارج کردن 6 تالاب دیگر (انزلی، نیریز بختگان، شادگان، مجموعه تالابی «یادگارلو، درگه سنگی و حسنلو» و 2 تالاب هامون) کشور از لیست قرمز مونترو هم در دستور کار سازمان قرار دارد و با جدیت دنبال میشود، اما این به معنای آن نیست که سایر تالابها مشکلی ندارد؛ برای نمونه گاوخونی کاملا خشک شده یا تالاب ارومیه وضعیت اسفباری دارد. گفتنی است امسال بزرگداشت روزجهانی تالابها (دوم فوریه) 12بهمن ماه با حضور مسئولان و دوستداران محیطزیست در تالاب بینالمللی انزلی برگزار میشود. -
آشنایی با یوز ایرانی (آسیایی) نسل یوزپلنگ آسیایی در تنها زیستگاهش ایران در حال انفراض است خبر جدیدی نیست اما این خبر در ایران به جز تعدادی علاقمند به محیط زیست واکنشی را در مردم برنیانگیخته است. واژه یوزپلنگ یکی از واژه های اصیل ایرانی است که از ترکیب دو کله یوز و پلنگ حاصل شده است. یوز بُن مضارع مصدر یوزیدن به معنای " جَستن، جهیدن و طلب کردن" بوده و از این رو یوزپلنگ، به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال کردن می گیرد. درگذشته این جانور را پلنگ شکاری مینامیدند که به سبب شباهت زیاد آن به پلنگ و روش شکار منحصر به فرد آن بوده است. ایرانیان باستان این جانور را بیشتر با نام "یوز" می شناختهاند و کمتر کلمه "یوزپلنگ" را برای آن بکار میبردند. همچنین به این جانور به خصوص در زمان تولگی "هَوْبَر" هم گفته میشده است. برای این جانور زییا در زبانهای مختلف نامهای گوناگونی به کار رفته است. در زبان عربی یوز را "فهد" مینامند درحالیکه در افغانستان به آن "تازی پرنگ" (فارسی دری) و "تازی پلنگ" (پشتو) گفته میشود. در پاکستان نیز در زبان براهوئی به آن "یوز" گفته میشود. در گویش سواحیلی نیز که در شرق آفریقا رایج است نام "دوما" را برای این جانور بکار میبرند. یوزپلنگ در زبان انگلیسی "چیتا Cheetah" گفته میشود که ریشه سانسکریتی داشته و از هندوستان بدست آمده است. امروزه در سرتاسر دنیا این جانور را با نام انگلیسی آنمی شناسند. در جهان دو گونه یوزپلنگ وجود دارد که یکی گونه آسیایی و دیگری گونه افریقایی است. گونه افریقایی یوزپلنگ در شمال این قاره پهناور منقرض شده و فقط محدود به جنوب این قاره شده است که البته با برنامههای مناسب حفاظتی در حال حاضر از نظر جمعیتی در وضعیت مناسبی است. اما یوز آسیایی که زمانی گستره وسیعی از غرب این قاره از سوریه و عربستان گرفته تا هندوستان و ترکمنستان پراکنده بود از 20 سال پیش جز در ایران منقرض شده است. مثلا این گونه در عراق از 1929 کویت 1942 هند 1947 قزاقستان 1970 پاکستان 1972 ترکمنستان 1973 عربستان 1973 و عمان 1977 منقرض شده است . در حال حاضر یوپلنگ آسیایی فقط به کشور ایران که 40 سال پیش برنامه حفاظتی خود را برای نگهداری نسل این حیوان آغاز و از 20 سال پیش تشدید کرد محدود میشود به همین دلیل است که امروزه به یوز آسیایی یوز ایرانی نیز گفته میشود. مشخصات یوزپلنگ آسیایی مشخصات ظاهری یوزپلنگ از خانواده گربه سانان به شمار میآید و به دلیل داشتن دست و پاهای بلند بدنی باریک و کشیده و سینههای فراخ تا حدودی شبیه سگ تازی است ولی برخلاف سگ سانان سر کوچک و گردن و پوزههای کوتاه و گوشهایی کوچک و گرد دارد. به طور کلی میتوان آن را به سگی با کله گربه تشبیه کرد. رنگ پشت زرد کم رنگ تا زرد متمایل به قرمز و زیر بدن سفید است. بسیاری از مردم یوز را با پلنگ اشتباه میگیرند اما تفاوت بارز این دو حیوان در شکل خالهایشان است در یوز خالها توپر و گرد است در حالی کهخالهای پلنگ درشت و توخالی و گل مانند است. وجود نوار سیاه رنگی که از گوشه داخلی چشمهای یوز به موازات بینی تا گوشه لبها امتداد یافته و به خط اشک معروف است نیز از مشخصات بارز یوز است. چشمان یوز در بالای کاسه سر قرار دارد. طول سر و بدن یوزپلنگ بالغ از 112 تا 137 سانتی متر طول دم 64 تا 86 سانتی متر و بلندی شانههایش 71 تا 84 سانتی متر است و وزن حیوان به 34 تا 54 کیلوگرم میرسد. جنس نر یوز اندکی بزرگتر از جنس ماده است. ویژگی رفتاری برخورداری از ستون فقرات انعطاف پذیر، کبد و قلب بزرگ، سوراخ بینی گشاد، ظرفیت بالای ریه، بدنی عضلانی و باریک یوزپلنگ را تیزروترین شکارچی جهان ساخته است. آنها قادرند با سرعتی معادل 110 کیلومتر بر ساعت بدوند. یوزپلنگ نظم اجتماعی منحصر به فردی دارد. در ایران مطالعاتی درباره یوزپلنگ صورت نگرفته است؛ اما مطالعات انجام شده در افریقا نشان مییدهد که یوزپلنگ ماده به استثنای زمان مراقبت از تولهها به تنهایی زندگی میکند و یوزپلنگ نر در مراقبت از بچهها نقشی بر عهده ندارد. تولههابه مدت 18 ماه در کنار مادرشان میمانند و طی این دوره که اهمیت بالایی در زندگی تولهها دارد چگونگی شکار و گزیر از گزند شکارچیان دیگر مانند پلنگ کفتار و گرگ را میآموزند در 18 ماهگی تولهها از مادر جدا میشوند از این پس ممکن است تولهها با هم شیران خود حتی تا 6 ماه دیگر به سر برند در دو سالگی هم شیران ماده بقیه را ترک میکنند و نرهای جوان با هم میمانند در واقع نرها به تنهایی یا همراه برادران خونی خود زندگی میکنند اما مادهها به جز زمان بچهداری تنها زندگی میکنند. برخی از این گروهها برای خود حوزهای تعیین میکنند تا یوزپلنگ ماده را برای جفتگیری جلب کنند این حوزهها اغلب در جاهایی است که در آن طعمه و آب کافی وجود داشته باشد در فصل جفتگیری هر نر برای خود قلمروی را انتخاب میکند. در این فصل نزاعهای خشنی میان نرهای گروه در دفاع از حد و مرز قلمروشان صورت میگیرد. یوزپلنگها معمولا صبح زود یا غروب به شکار میروند پس از انتخاب طعمه که معمولا حیوانات ضعیفتر هستند؛ به صورت غیر محسوس به آنها نزدیک شده و پس از رسیدن به فاصله حدود 10 تا 30 متر حمله انفجاری خود را شروع میکنند پس از به زمین انداختن طعمه گلوی او را با دندانهایش فشارمیدهد تا خفه شود. تعقیب طعمه معمولا 20 ثانیه و به ندرت بیش از یک دقیقه به طول میانجامد و در این زمان بیش از 500 متر شکارش را دنبال نمیکند. قریب به نیمی از تعقیبها موفقیت امیزند گاهی اوقات شکارچیان دیگر نظیر گرگ طعمه او را از چنگش بیرون میآورند. یوزپلنگ مانند پلنگ قادر به پنهان کردن طعمهاش از دسترس سایر گوشتخواران نیست به همین دلیل بعد از خوردن یک وعده غذا در بیشتر اوقات باقیمانده را از دست میدهد. تولید مثل بلوغی جنسی در حدود 20 ماهگی رخ میدهد. زمان بارداری 95 روز و تعداد تولهها 1 تا 6 و معمولا 4 تا 5 عدد است. تولهها در هنگام تولد حدود 300 گرم وزن و 30 سانتی متر طول دارند. رنگ آنها خاکستری تیره است و موهای بلندی بر پشتشان دارند. این موها باعث استتار تولهها در میان بوتهزارهای خشک و پنهان نگاهداشتن آنها از دید شکارچیان دیگر است . بچهها به دلیل جمع شدن ناخنها تا شش ماهگی قادرند از درخت بالا بروند. تغذیه یوزپلنگ در ایران عمدتا از جبیر، آهو، قوچ ، میش، کل و بز و خرگوش وحشی تغذیه میکند. زیستگاههای یوزپلنگ و آمار آن در ایران یوزپلنگ در دشتهای باز و تپه ماهورهای واقع در مناطق استپی و بیابانی و نیمه کویری و زیستگاههای باز دیگری که طعمه در آن وجود داشته باشد دیده میشود. زیستگاه عمده یوزپلنگ در ایران دشت کویر است که بخشهایی از استان کرمان، خراسان، سمنان، یزد، تهران و اصفهان را در بر میگیرد. اکنون این ناحیه وسیع استپی و بیابانی به آخرین پناهگاه یوز آسیایی مبدل شده است. سابق بر این بین سالهای 46 تا 57 گزارشهایی از تهران به خصوص پارک ملی کویر مرکزی سمنان توران خوش ییلاق و مناطق اطراف خراسان ،منطقه میاندشت و اطراف طبس یزد، منطقه کالمند، مناطق اطراف بافق مهریز، تفت و شهر یزد، اصفهان، منطقه موته و کلاه قاضی فارس، پناهگاه حیات وحش بهرام گور کرمان، منطقه خبر و روچون مازندان ،پارک ملی گلستان، هرمزگان اطراف حاجی آباد و گزارشهای غیر مکتوبی از سیستان اطراف هامون صابری و بلوچستان، بمپور و حتی نفت شهر در استان کرمانشاه مبنی بر مشاهده یوز وجود داشته است. اما این روزها در 5 منطقه مرکزی کشور که احتمالا 80 درصد یوزهای آسیایی را در خود دارد مشاهده این گونه گزارش شده است. 1- پارک ملی کویر مرکزی - افریقای کوچک واقع در استان سمنان- جمعیت براورد شده یوزپلنگ 4 تا 6 قلاده 2- پارک ملی پناهگاه حیات وحش و ذخیرگاه زیست کره خارتوان واقع در استان سمنان. جمعیت براورده شده 10 تا 14 قلاده 3- پناهگاه حیات وحش نایبندان طبس واقع در شمال شرق استان یزد .برآورد جمعیت یوزپلنگ 12 تا 15 قلاده. 4- منطقه حفاظت شده بافق واقع در استان یزد. جمعیت برآورد شده 4 تا 6 قلاده 5- منظقه شکار ممنوع دره انجیر واقع در استان یزد . جمعیت برآورده شده 3 تا 5 قلاده. با این حساب با اینکه آمار یوز آسیایی را در ایران گاهی بین 50 تا 60 قلاه و در کل کمتر از 100 قلاده عنوان کردهاند. سام خسروی فردمشاور پروژه بینالمللی حفاظت از یوز آسیایی ترجیح میدهد که این اعداد را حدس کارشناسی بنامد تا آمار چرا که معتقد است یوزپلنگ حیوانی به شدت مخفی کار و فراری از انسان است ، به راحتی خود را در طبیعت استتار میکند و گستره زیستگاهش بسیار وسیع است. همه این عوامل دست به دست هم میدهند تا آمارگیری از این گونه کاری بسیار مشکل شود. مهندس هوشنگ ضیائی مدیر این پروژه نیز بهترین روش آمارگیری از یوز در ایران را استفاده از دوربین تلهای عنوان میکند وی میگوید:" ابتدا گذرگاههای یوز را از روی ردپای حیوان مشخص کرده سپس دوربینهای تلهای را در انجا کار میگذاریم . خالهای روی بدن یوز مانند اثر انگشت انسان منحصر به فرد است؛ بنابراین از روی عکسها تعداد یوزها را درآن فاصله مشخص کرده و با انجام کارهای آماری جمعیت یوز آن ناحیه را تخمین میزنیم." مخاطراتی که یوز آسیایی را تهدید میکند متخصصان محیط زیست بر این باروند که ریشه نگرانیها از انقراض این گونه نادر در جهان به عدم آگاهی مردم درباره این جانور برمیگردد. برخی تصور میکنند که یوزپلنگ همان پلنگ است و برای حفظ جان خود و دامهایشان به راحتی دست به نابودی این حیوان میزنند؛ در حالی که یوز برای انسان و دام اهلی خطری ندارد و به آنها حمله نمیکند به طور کلی عواملی که بقای یوزپلنگ آسیایی را در ایران تهدید میکند میتوان به دو دسته تهدیدهای زیستگاهی و تهدیدهای غیر زیستگاهی تقسیم کرد. الف: تهدید زیستگاهی تخریب و بهم ریختگی زیستگاه و ناامن شدن پناهگاههای حیات وحش ریشه در عوامل گوناگونی دارد. توسعه کشاورزی و صنایع اسکان انسانها معدن کاوی و سایر طرحهای زیربنایی در اکثر زیستگاههای طبیعی کشور تغییراتی را بوجود آورده است. افزایش تعداد دام بدون توجه به ظرفیت محیط و فصل مناسب در تخریب گیاهان نقش موثری داشته و این به نوبه خود به از بین رفتن سم داران وحشی که مهترین طعمه یوزپلنگ هستند منتهی شده است. تقریبا تمامی مردم روستایی ساکن در زیستگاه یوزپلنگ آسیایی بز، گوسفند و شتر پرورش میدهند این مسئله مدت زیادی که به مانعی در حفاظت از حیات وحش تبدیل شده است. سام خسروی فرد مشاور پروژه حفاظت از یوز آسیایی در ایران میگوید: " ورود دام به زیستگاه یوز از تهدیدات اصلی زندگی یوزپلنگ است علاوه بر این که سگ گله ممکن است به یوز حمله کند چوپانان هم به محض رویارویی با این حیوان با تصور احتمال حمله یوز به دامها حیوان را با تیر یا سنگ میزنند. از سوی دیگر با توجه به اینکه وجود آب در زیستگاه اصلی یوز یک موهبت محسوب میشود دام و به خصوص شتر وقتی سر آبشخور یا چشمه میآیند آن را اشغال میکنند و دیگر نه یوز و نه طعمههایش به آنجا نمیروند در نتیجه طعمههای یوز یا مهاجرت میکنند یا میمیرند و به دنبالآن زندگی یوز هم تحت تاثیر قرار میگیرد." از طرف دیگر فرایند تبدیل زمین به بیابان بیابان زایی بسیاری از مناطقی را که یوزپلنگ درآن زندگی میکند از بین برده و مناطق وسیعی را به محیطی تخریب شده که دارای ارزش اقتصادی یا حیات وحشی اندکی هستند، تبدیل کرده است. ب: تهدیدهای غیر زیستگاهی شکار مستقیم وحوش در ایران با وفور فزاینده سلاح گرم و استفاده از خودرو برای شکار افزایش یافت اکثر شکارچیان غیر قانونی از اهمیت یوزپلنگ و طعمههای آن در نظام بوم شناختی آگاه نیستند و شکار غیر قانونی در نظر آنها جرمی ناچیز به حساب میآید. علاوه بر شکار غیرقانونی سالانه حدود یک میلیون مجوز شکار با سهمیه 300 گلوله به طور رسمی صادر میشود. باید به تمامی این تهدیدها بهره برداری تجاری از گونههای خاص را نیز افزود که به صورت بیرویه ادامه دارد. گونههایی چون آهو، پلنگ، باز، هوبره، کبک، مرغابی و تمساح از جمله گونههای در خطرانقراضاند. با توجه به تعداد اندک یوزپلنگ باقیمانده در مناطق و به خاطر این که نسبت ماده به نر این گونه هنوز روشن نیست با شکار هر یک گربهسان لطمه سنگینی به نظام ژنتیکی این گونه در حال انقراض وارد میشود. متاسفانه نظارت بر شکار غیر قانونی دشوار است به عنوان مثال زیستگاه یوز غنی از کانیهای مهم صنعتی و تجاری است که توسط وزارت صنایع و معادن بهرهبرداری میشود. استخراج معدن به خودی خود تهدیدی محسوب نمیشود اما جاده سازی مناطق مذکور را برای همگان از جمله شکارچیان غیر قانونی قابل دسترس میکند. به این تهدیدات بیافزایید تهدیدی از سوی سایر حیوانات شکارچی مانند پلنگ، کفتار و گرگ و همچنین سگهای گله را که متوجه جان یوزپلنگ است به عنوان نمونه از دو یوزپلنگ شناسایی شده توسط تیم حفاظت از یوز آسیایی در ایران که گردنبند ردیاب روی آنها نصب شده بود چندی پیش یکی از آنها به علت کمبود شکار در قلمرو خود به ارتفاعات بالاتر که قلمرو پلنگ محسوب میشود رفته بود که توسط یک پلنگ مورد حمله واقع شده و از دست رفت. تلاشها و طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی پروژهای است که با مشارکت سازمانهای ملی و بینالمللی از شهریور 1380 به اجرا در آمده است هدف از این طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و به دنبالآن مجموعه حیات وحش کمیاب و در معرض انقراض و حفظ زیستگاه طبیعی آنها در ایران است. از طرفی مهندس فرهادینیا مدیر عامل انجمن یوزپلنگ ایرانی معتقد است: تلاشهای موثری اخیرا برای حفظ این جانور ارزشمند شروع شده که نتایج قابل توجه و چشمگیری نیز به دنبال داشته است و امروز میتوان به یقین اظهار نمود که جمعیت یوزپلنگ ایران در مقایسه با چند سال گذشته افزایش یافته است در حال حاضر تمامی علاقمندان به یوزپلنگ ایران برآن شدهاند روز نهم شهریور را که روز نجات ماریتاست به عنوان روز ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در نظر بگیرند و یوزپلنگ ایران را به همه مردم جهان به عنوان سمبل و میراث طبیعی ایرانیان معرفی کنند. در اهمیت حفظ نسل یوزپلنگ آسیایی همین بس که چند سال است که هند چشم طمع به یوزهای ایران دوخته حتی حاضر شده که 17 جفت از گونههای جانوری موجود در هندوستان را به ایران بدهد و در قبال آن یک جفت یوز بگیرد تا با استفاده از فناوریهای جدید علم ژنتیک اقدام به تکثیرشان کند. راهکارهای رسانهای 1- با توجه به این که حفاظت از گونههای مختلف و به ویژه در حال انقراض حیات وحش از قبیل یوزپلنگ آسیایی یک امر ملی و نیازمند مشارکت و همکاری همگانی است. لذا رسانه ملی با توجه به گستره وسیع مخاطبان میتواند نقش مهمی را در آگاهی بخشی به مردم درباره اهمیت حفظ این گونه نادر و ارزشمند ایفا کند. 2- تهیه گزارش های خبری و گزارشهای ویژه از فعالیتهای انجام شده و در حال انجام برای حفظ یوزپلنگ آسیایی توسط دستگاهها متخصصان امر و همچنین گروه های دانشجویی فعال در امر حفاظت از محیط زیست علاوه بر ایجاد پشتگرمی برای این افراد باعث جلب حمایتهای دولتی و مردمی در زمینه این مهم خواهد شد. 3- شناساندن گونههای منحصر به فرد جانوری ایران به افکار عمومی داخل و خارج باعث رونق بوم گردی اکوتوریسم ایران شده و دقت بیشتر مسولان امر در حراست از محیط زیست پرجاذبه ایران را به دنبال خواهد داشت. 4- آموزش روشهای درست و قانونی بهره برداری از محیط زیست و گردشگری یکی از نیازهای کشور در حال پیشرفت و توسعهای مانند ایران است.
-
تنوع زیستی و نقش آن در درمان بیماریها ترجمه - شکوفه عربی: نقش طبیعت در درمان بیماریها، محور اصلی مقالهای است که از نظرتان میگذرد. این نوشتار از آن رو اهمیت دارد که گوشهای دیگر از ضرورتهای حفاظت از محیطزیست را خاطر نشان میکند. با این همه هنوز در کشورهای در حال توسعه همچنان بر طبل توسعه ناپایدار میکوبند و هر روز بخشی از طبیعت قربانی طرحهای عمرانی میشود. ما انسانها جزئی جداییناپذیر از طبیعت هستیم. سلامتی ما با سلامتی گونهها و اکوسیستمها ارتباط زیادی دارد. با شناخت بهتر جهان، میتوان مانع گسترش بسیاری از بیماریها شد. تنوع زیستی، نقش مهم و حساسی را در تهیه داروهای جدید، آب مناسب و حفاظت در برابر بیماریها ایفا میکند. طی میلیونها سال گونههای زیستی توسعه پیدا کردهاند. برخی مواد شیمیایی از آنها در مقابل آلودگیها و بیماریها حفاظت کرده و به آنان امکان دستیابی به طعمه را دادهاند همچنین گونهها با کمک این مواد از خود دفاع میکردند. امروزه داروهای باارزشی از این مواد شیمیایی تهیه میشود. با از دست دادن گیاهان، حیوانات و تنوع میکروبی، شانس کشف داروهای جدید را از دست خواهیم داد؛ داروهایی که میتوانند جان میلیونها بیمار را نجات داده و سالانه بیلیونها دلار در اقتصاد ملی ذخیره کنند. در علم پزشکی، دوزیستان از راههای بسیاری به کمک انسان میآیند. مواد شیمیایی تولیدشده در بدن آنها از ابتلا به بسیاری از بیماریها جلوگیری میکند. همچنین داروهایی جهت درمان فشارخون بالا از این مواد تهیه میشود. این موجودات نقش بسزایی در تحقیقات پزشکی زیستی دارند و با کمک آنها میتوان به روشهایی جهت جلوگیری از افزایش مقاومت باکتریها در مقابل آنتی بادیها پی برد. در آمریکای جنوبی نوعی میمون، در پوست خود آنتیبادی نیرومندی تولید میکند که قادر به از بین بردن باکتریها و قارچهاست. این ترکیبات میلیونها سال بدون میکروب عمل کرده و پایداری و مقاومت آنها به میزان مؤثری افزایش یافته است، این در حالی است که برخی بیماریهای انسانی نظیر ایدز بهدلیل ضعیفشدن دستگاه ایمنی بدن بروز میکنند. گونههای موجود در جنگلهای بارانی گرمسیری برای تهیه جوهر گنه گنه که مادهای مفید جهت درمان مالاریاست مورد استفاده قرار میگیرد. جوهر گنه گنه که از درخت گنه گنه (cinchona) استخراج میشود برای درمان عارضههای قلبی و مبارزه با برخی سرطانها نیز بهکار میرود. همچنین داروهایی از گیاه پروانش (Rosy Periwinkle ) بهدست میآید که انقلاب بزرگی در درمان بیماریهای حاد کودکان نظیر لوسمی و نوعی سرطان خون (Hodgkin's Lymphoma) ایجاد کردهاند. گونههای مناطق معتدله نیز داروهای مفید و ضروری تولید میکنند. داروی شگفت انگیز آسپیرین ابتدا از سالیسین مشتق میشد اما بعدها این ماده از نوعی بید (willow) به دست آمد. نقش گونههای زیستی در شناخت بیماریها همچنین گونهها نقش مهمی در شناخت فیزیولوژی بیماریها دارند. توجه به ویژگیهای خرس قطبی در این خصوص حائز اهمیت است. اینگونه طی چند ماه خواب زمستانی تا حد زیادی بدون تحرک بوده، غذا و آب نمیخورد و دفع ادرار و مدفوع نیز ندارد اما از گرسنگی نمیمیرد، بدنش آب از دست نمیدهد، توده استخوانیاش تحلیل نمیرود و بالاخره با وجود حجم زیاد ادرار در بدنش نمیمیرد. حال آنکه اگر در بدن ما برای مدت کوتاهی دفع ادرار متوقف شود بیشک خواهیم مرد. شاید این موضوع درمانی برای انسانهای مبتلا به بیماریهای مزمن کلیوی (end-stage) نباشد اما با درک چگونگی بازسازی پروتئینهای جدید از ذخیره ادراری خرسها میتوان درمانی برای نارساییهای کلیوی پیدا کرد. سرخدار، مؤثرترین گونه برای درمان سرطان گاهی اوقات امکان ساخت داروهای جدید یا حتی سرنخهایی برای تحقیقات، پیش از اینکه پتانسیل پزشکی گونهها، مورد مطالعه قرار گیرند یا حتی پیش از کشف اینگونهها از دست میروند.بهعنوان مثال نوعیسرخدار (Taxus brevifolia) به لحاظ تجاری بیارزش شناخته شد بنابراین رشد و تکثیر اینگونه از برنامههای مدیریتی خارج شد تا اینکه بعدها دریافتند ترکیب تاکسول موجود در این درخت از عوامل مؤثر شیمی درمانی در درمان سرطان تخمدان، پستان و دیگر سرطانهاست. تا به امروز چه گونههایی نظیر سرخدار بیآنکه شناخته شوند از بین رفتهاند؛ گونههایی که محتوی داروهای شگفتانگیزی هستند؟ نکته درخور توجه اینکه در کشور ما، براساس آمار رویشگاه سرخدار در سراسر جهان به 40هزار هکتار محدود میشود که 500 هکتار آن در جنگل ابرشاهرود وجود دارد و مدتهاست که احداث جاده آن را تهدید میکند. گزارش تولید مثل شکمی قورباغههای جنگلهای بارانی استرالیا نمونه غمانگیز از دستدادن این قبیل پتانسیلهاست. مادههای دو گونه قورباغه، تخمهای لقاح یافته خود را میبلعند سپس بچهها در معده مادر از تخم خارج شده و رشد میکنند. نوزادان قبل از خروج از شکم مادر کاملا شکل گرفتهاند. در معده مادر بچهها در مکانی پنهان میشوند تا از هضم شدن توسط دستگاه گوارش مصون بمانند. مطالعه این قورباغهها میتوانست دیدگاههای جدیدی جهت درمان زخمهای معده فراهم کند اما امروزه بهدلیل انقراض هر دو گونه نام برده انجام چنین مطالعاتی امکانپذیر نیست. اکثر مردم ایالات متحده ناقل بیماری لایم (نوعی بیماری باکتریایی که اولینبار در دهکدهای بهنام لایم دیده شد و به همین نام شهرت یافت) هستند. تنوع گونهای قادر به ارائه راهحلهایی جهت حفاظت از انسانها در برابر این بیماری است. بیماری لایم از طریق نوعی باکتری که توسط کنه حمل میشود انتقال پیدا میکند. این کنه روی بدن نوعی موش (موش پا سفید) زندگی میکند. وجود تعداد و انواع زیاد مهرهداران در منطقه لایم باعث رقیق شدن جمعیت باکتریایی مولد بیماری لایم شده و در نتیجه خطر ابتلای انسان به آن را کاهش میدهد. در جنگلهای قطعهقطعه شده تنوع مهرهداران کاهش مییابد. از طرفی بشر به حاشیه جنگلها نزدیک شده و بهدلیل فعالیتهای توسعه، نواحی جنگلی را از بین برده است، بنابراین ممکن است افزایش بیماری لایم در منطقه دیده شود. مکانیزم بیماریزایی رقت (رقیق شدن جمعیت مولد بیماری) در بیماریهای دیگری نظیر بیماری ویروسی نیل غربی نیز دیده شده است. نتیجه آنکه جهت کمک به جلوگیری از کاهش گونهها دانشمندان علوم مختلف از کشورهای صنعتی و در حال توسعه میبایست به یک میزان برای تهیه فهرست حلقههای حساس ارتباط میان تنوع زیستی و سلامت انسانها تلاش کنند.
-
- 1
-
-
- پروانش
- تنوع زیستی
-
(و 2 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
مارهای پیتون، نابود کننده حیات وحش امریکا
sookut پاسخی برای sookut ارسال کرد در موضوع : جدیدترین اخبار محیط زیستی
اگه داشتن این کارهای زشت رو نمیکردن -
خطر از دست رفتن بسياري از تالابهاي ايران تا 20 سال آينده
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
نظريه يک کارشناس خطر از دست رفتن بسياري از تالابهاي ايران تا 20 سال آينده ايرن- يک کارشناس محيط زيست در خصوص آخرين وضعيت تالابهاي ايران گفت: وضعيت تالابهاي ايران در خطر است و با اين روند تا 20 سال آينده بسياري از تالابها را از دست خواهيم داد. سيد محمدرضا فاطمي در گفتوگو با خبرنگار جامعه فارس در خصوص آخرين وضعيت تالابهاي ايران اظهار داشت: تالابها به عنوان پتانسيلهاي با ارزش بسيار بالا انسانها را هميشه به خود جذب کردهاند و در کنار خيلي از تالابها مناطق انساني وجود دارد. وي ادامه داد: انسان هميشه از تالابها استفاده کرده که اين استفاده هميشه يک طرفه بوده است و بسياري از آلايندهها و دخالتهاي زيست محيطي اثرات منفي بر تالابها گذاشته است. فاطمي افزود: مشکلاتي که تالابها را تهديد ميکند ابتدا مشکلات طبيعي مانند کاهش بارندگي است چرا که ميزان بارشها در 10 ساله اخير روند نزولي داشته است. اين کارشناس محيط زيست عنوان کرد: در مواقعي که بارندگي کاهش مييابد تالابهايي مانند بختگان و پريشان دچار کمبود آب و خشکسالي ميشود بنابراين تهديد اصلي و دراز مدت براي تالابها کمبود بارندگي است. وي تأکيد کرد: به دليل اينکه بيشتر تالابها از رودخانهها يا روان آبها تغذيه ميشوند، احداث سد در بالا دست تالابها باعث ميشود که آب کمتري به آنها برسد و منجر به خشک شدن آنها شود. فاطمي دليل سوم خشکي تالابهاي ايران را ورود آلايندهها به تالابها عنوان کرد و تصريح کرد: آلودگيها از طريق روان آبها به تالابها وارد ميشود و حيات آنها را به خطر مياندازد ضمن اينکه جان آبزيان را نيز در معرض خطر قرار ميدهند. ماهيان تالاب انزلي آلوده هستند اين کارشناس محيط زيست افزود: به طور مثال آب 8 رودخانه به تالاب انزلي وارد ميشود که برخي از اين رودخانهها آب آلودهاي دارند و با خود مواد آلاينده و مغذي به همراه ميآورند و برخي از مکانهاي تالاب انزلي نيز بسيار آلوده است و ماهيان آلودهاي دارد که مردم بيتوجه به اين موضوع از اين ماهيان استفاده ميکنند. فاطمي اظهار داشت: بنابراين 3 عامل کاهش نزولات جوي، احداث سد در بالادست و بهرهبرداري از آب تالابها و آلوده کردن آب تالابها آينده تالابها را در کشور با بحران و تهديد جدي مواجه ساخته است که اگر اين روند ادامه يابد خيلي از تالابها را از دست خواهيم داد. درياچه اروميه تالاب شده است وي با بيان اينکه درياچه اروميه زماني درياچه محسوب ميشد، گفت: اما هماکنون اين درياچه به يک تالاب تبديل شده است و اين تالاب به خاطر احداث سد در بالا دست و علل ديگر خشک شده است. وي گفت: وضعيت تالابهاي ايران در خطر است و با اين روند تا 20 سال آينده بسياري از تالابها را از دست خواهيم داد ضمن اينکه خيلي از تالابها از نظر آلايندگي در خطر هستند و عملاً ديگر نميتوان از آنها بهرهبرداري شيلاتي کرد بنابراين آينده روشني براي تالابهاي ايران پيشبيني نميشود. اين کارشناس محيط زيست با بيان اينکه از نظر کنوانسيون رامسر کشور ايران، کشور تالابها است، خاطرنشان کرد: عدم توجه مديريت درخصوص تالابها باعث شده است که تالابها به خطر بيفتد که البته توسعه شهرنشيني و احداث سد منجر به از بين رفتن تالابهاي ايران شده است. -
آلایندههای محیط زیست در تشدید علائم آسم موثرند
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
رابطه آسم و آلاينده هاي محيط زيست آلایندههای محیط زیست در تشدید علائم آسم موثرند ایرن- به نقل از'محمدحسن بمانیان' آسم یکی از بیماریهای مزمن و شایع است به طوری که 300 میلیون نفر در دنیا مبتلا به آسم هستند. وی یکی از علل افزایش آسم را تغییراتی دانست که در محیط زندگی ایجاد میشود و اظهار داشت: آلایندههای محیط زیست در گروههای مختلف به طور طبیعی در طبیعت ایجاد میشوند؛ بطور مثال بعضی گازها حاصل فعالیت آتشفشانها و صدماتی است که به لایه ازن وارد شده است یا گازهای سمی که در فضا وجود دارد. این فوق متخصص ایمونولوژی تصریح کرد آلایندههای صنعتی به دنبال فعالیتهای بشر و احتراق سوخت های کارخانجات و خودروها بوجود میآیند به طوری که آلودگیهای کارخانجات و وسایل نقلیه، مجموعه بسیار زیادی از گازهای سمی CO2 و NO2 ، ازن و ذرات معلق در هوا و بعضا فلزات سنگین از این دسته هستند. وی اضافه کرد: آلایندههای موجود در محیط خانه ناشی از طبخ غذا و احتراق غیرکامل گاز یا وسایل گرم کننده مانند شومینه است. بمانیان، مهمترین آلاینده در داخل خانه را سیگار دانست و افزود: سیگار بیش از چهار هزار نوع ماده سمی دارد و باعث تشدید علائم آسم میشود به طوری که برای فردی که بیماری آسم دارد و با یک فرد سیگاری زندگی میکند، کنترل آسم بسیار مشکل است. وی با بیان اینکه آسم یک بیماری مزمن است و در طول زمان فرد را درگیر میکند، از علائم مهم آسم را سرفه، تنگی نفس، خس خس سینه و احساس ناراحتی در سینه برشمرد. این فوق تخصص ایمونولوژی گفت: ممکن است فرد بیمار هر چهار علامت یا یکی از آنها را داشته باشد و بیمار ممکن است در طول زمان دورههایی از بهبود یا تشدید علائم را داشته باشد. بمانیان با بیان اینکه آلاینده ها از مهمترین عواملی هستند که باعث میشوند تا علائم آسم خود را نشان دهد، افزود: عوامل دیگر شامل عفونت های ویروسی (سرماخوردگی)، مواد حساسیت زا و آلرژن هستند که ممکن است منشا جانوری، گیاهی یا غذایی داشته باشند. -
مارهای پیتون، نابود کننده حیات وحش امریکا
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
مارهای پیتون، نابود کننده حیات وحش امریکا ایرن- مارهای پیتون به سبب بلعیدن انواع حیوانات در امریکا منجر به کاهش جمعیت حیوانات این قاره شده است. به گزارش خبرگزاری پانا به نقل از خبرگزاری فرانسه، بسیاری از حیواناتی مانند خرگوش ها، راگن ها،روباه ها و سایر حیوانات جنوب ایالت فلوریدا در اثر بلعیده شدن توسط مارهای پیتون در خطر انقراض قرار گرفتند. براساس گزارش محققان موسسه علمی امریکا، مارهای پیتون بومی جنوب شرق آسیا هستند که در این ایالت وجود دارند، این مارها خطر بسیار بزرگی برای جمعیت حیوانات ایالت فلوریدا به شمار می آید. دولت امریکا چندی پیش وارد کردن این گونه از مارها را به این قاره ممنوع اعلام کردند اما همچنان شمار بسیاری از این مارها از طریق غیر قانونی وارد این کشور می شود. محققان امریکایی وجود مار پیتون را تهدید جدی برای اکو سیستم این کشور می دانند. -
پیری زودرس تالاب انزلی/ سیلاب ها از کنترل خارج می شوند
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
تالاب انزلي پیری زودرس تالاب انزلی/ سیلاب ها از کنترل خارج می شوند ایرن:در سالهای اخیر نظام چرخه تعادلی تالاب بین المللی انزلی بر اثر دستکاریهای انسانی دچار تحولات سهمگین، پیری زودرس و اغما شده است و در تالاب انزلی هم از این آسیبها بی بهره نبوده است. به گزارش خبرنگار مهر، تالاب بین المللی انزلی که در 40 کیلومتری شمال رشت و در جنوب غربی دریای خزر قرار دارد از دیدگاه جهانگردی و سیاحتی، یکی از جاذبه های مهم استان گیلان محسوب می شود. این تالاب با اهمیت جهانی به عنوان اکوسیستم آبی طبیعی هرساله گردشگران زیادی را به خود جلب می کند، مطالعه ارزش تفریحی این تالاب می تواند در پیش بینی نیازها و رفع کمبودها و توسعه گردشگری در منطقه موثر باشد. بهبود کیفیت محیط زیست برای تداوم پیشرفت و توسعه ضروری است با توجه به اهمیتی که مردم برای بازدید از محیطهای جذاب قائلند و برای رسیدن به جامعه ای سالم و تداوم پیشرفت و توسعه اقتصادی برنامه ریزان و مسئولان باید به بهبود کیفیت محیط زیست، کنترل و نظارت برای رسیدن به توسعه پایدار مناظر طبیعی منطقه توجه بیشتر داشته و با گسترش امکانات مناسب برای خانواده ها و بهبود بهداشت در این گونه فضاها با هدف بالا بردن رفاه جامعه کمک بیشتری کنند. مدیرکل محیط زیست گیلان در این باره گفت: یکی از معیارهای که امروزه به منظور دستیابی به توسعه پایدار مورد توجه جوامع جهانی قرار گرفته بهبود کیفیت محیط زیست، کنترل و نظارت برای تداوم و بقای مناظر طبیعی است. امیر عبدوس بر لزوم توجه به ارزش اقتصادی منابع طبیعی با هدف اجرای سیاستهای زیست محیطی تاکید کرد و افزود: این مهم باید مدنظرسیاستگزاران قرار گیرد. وی اظهارداشت: تالابها علاوه بر داشتن ارزشهای متعدد زیست بومی از دیرباز دارای ارتباط تنگاتنگی با زندگی مردم بومی بوده و کالاها و خدمات بسیاری را در اختیار این جوامع گذاشته اند. مدیرکل محیط زیست گیلان گفت: تالاب بین المللی انزلی نیز از دیرباز چنین نقشی را برای نواحی اطراف خود داشته است اما متاسفانه علاوه بر مسائل و تخریبهای ناشی از فشار فزآینده جمعیت بر منابع محدود تالاب، اجرای طرحهای توسعه متفاوت در حوضه آبخیز آن، تاثیرات چشمگیر و مخربی را بر این اکوسیستم ارزشمند برجای گذاشته است. به هر حال تعداد بازدیدکنندگان از تالاب انزلی سالانه افزون بر 100 هزار نفر برآورد شده است، از اینرو ارزش تفریحی سالانه تالاب انزلی برابر یک میلیارد و 500 میلیون ریال خواهد بود. تالابها از جمله حاصلخیزترین اکوسیستمهای کره زمین محسوب می شوند زیرا میزان تولید بیولوژیکی آنها بسیار بالا بوده و از لحاظ غنای گونه ای نیز بسیار حائز اهمیت هستند. تالابها در کنترل سیلابها موثر هستند جدا از استفاده مستقیم مردم از تالابها برخی ارزشها و کارکردهای تالابها مانند کنترل سیلابها، ذخیره سازی آب، تصفیه و بهبود کیفیت آب و... ممکن است از دید مردم عادی پنهان باشد اما از اهمیت بسزایی برخوردار است. استاد دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان در این ارتباط گفت: تالاب بین المللی انزلی نیز همواره یکی از بزرگترین منابع آب شیرین بوده که اطراف آن را روستاهای متعدد و آباد در برگرفته است. کریم ثابت رفتار افزود: این تالاب تامین کننده نیازهای غذایی مردم پیرامون خود و دارای اهمیت اقتصادی و محیطی برای رفع مایحتاج زندگی روزمره مردم گیلان به شمار می رود. وی اظهارداشت: ارتباط طولانی مردم پیرامون آن با تالاب و آن سوی دریای خزر، سبب نوعی عادت و شیوه زندگی وابسته به این بستر آبی حیاتی شد و در واقع نوعی هویت برای مردم آن سامان است. عضو هیئت علمی دانشگاه گیلان گفت: تحولات جمعیتی در دهه های اخیر آثار عمیقی بر ساختار اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تالاب انزلی بر جای گذاشته است. وی ادامه داد: از آنجا که تامین اکثر این نیازها به ویژه در جوامع در حال توسعه ای نظیر ایران به دلیل معیشتی بودن اقتصاد بر منابع پایه استوار است که بیشتر از طریق بهره برداری کنترل نشده و بدون برنامه ریزی و نظارت از طبیعت و منابع طبیعی صورت می گیرد، بنابراین فشار روز افزونی را بر محیط زیست و منابع آن تحمیل می کند. تحولات جمعیتی و آثار آن بر تالاب انزلی ثابت رفتار تاکید کرد: هر کجا که ظرفیتهای طبیعی فراتر از توان بالقوه سرزمین مورد دخل و تصرف قرار گیرد، آسیبهای زیست محیطی به صورت تخریب و آلودگی به نحوی خود را نمایان می سازد. وی افزود: علاوه بر مسائل و تخریبهای ناشی از فشار فزآینده جمعیت برمنابع محدود تالاب، اجرای طرحهای توسعه متفاوت در حوضه آبخیز آن، تاثیرات قابل ملاحظه و مخربی را بر این اکوسیستم ارزشمند برجای گذاشته است. بنابراین در هنگام اجرای طرحهای توسعه درکنار منافع به دست آمده از طرح مورد نظر، ارزشهای محیط زیستی حائز اهمیت مربوط به منابع طبیعی اغلب به صورت برگشت ناپذیری، تخریب شده و یا از میان می روند. در مورد تالاب انزلی نیز اجرای طرحهای توسعه ای مانند احداث کنارگذرانزلی، سایر توسعه های بی رویه موجود در منطقه، مانند تغییر کاربری اراضی محدوده تالاب درمقابل مسئله حفاظت از تالاب قرار می گیرد. بدون شک عدالت بین نسلی و برخورداری نسل آتی از موهبت و زیبایی تالاب بین المللی انزلی حکم می کند که تصمیم گیران در اتخاذ تصمیماتی این چنین، همه جوانب را سنجیده و همه ارزشهای تالاب را مورد بررسی قرار دهند. -
طبیعت روستا در نبود پاسگاه محیطبانی در حال نابودی است
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
[h=4]درخواست عضو شورای روستای «چین» چهارمحال و بختیاری: طبیعت روستا در نبود پاسگاه محیطبانی در حال نابودی است [/h] [h=5]سبزپرس- گروه محیط طبیعی: روستای «چین» از توابع دهستان «موگویی» شهرستان «کوهرنگ» در استان چهار محال و بختیاری فاقد هر گونه نیروی حفاظتی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست کشور یا منابع طبیعی است. در حالی که این روستا هر ساله محل مهاجرت کبک کوهی است و همچنین، گیاهی به نام «کرفس کوهی» که گونه ای کمیاب است نیز در این روستا یافت می شود.[/h] یکی از اعضای شورای روستای «چین» در گفتگو با سبزپرس گفت: روستای «چین» منطقه بکری پوشیده از جنگل و مناطق کوهستانی بود که سه سال پیش با احداث جاده ای که از چهارمحال و بختیاری به لرستان کشیده اند، این طبیعت زیبا در حال تخریب شدن است. سید حسین علی درخشان ادامه داد: هر ساله اول اسفند ماه گروهی از لرستان به روستا می آیند و گیاهی به نام «کرفس کوهی» که گیاه بسیار با ارزشی است و در این منطقه می روید را از ریشه در می آورند و با خود می برند و در حال حاضر تنها 300 هکتار از این گیاهان در منطقه باقی مانده است. او مشکل دیگر این روستا را شکارچیان کبک کوهی دانست و گفت: هر ساله در هنگام بهار کبک های کوهی به این منطقه مهاجرت می کنند و چون هیچ دستگاه نظارتی وجود ندارد که مانع شکار آنها شود، شکارچیان به راحتی این گونه از کبک را شکار می کنند. عضو شورای روستای «چین» تاکید کرد که تا کنون چندین بار قول داده اند که از ابتدای اسفند ماه، به روستا یک پاسگاه بدهند اما تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و تنها طبیعت و حیات وحش روستا است که در خطر نابودی قرار گرفته است. در روستای 25 خانواری «چین» شیب های تند، کوهستانی بودن، برف گیر بودن و غیر قابل دسترس بودن منطقه، زیست بومی بکر و منحصر به فرد با ترکیبی از گونه های جنگلی بلوط، بنه، کیکم و مهلب کهنسال و گونه های کمیاب کرفس کوهی را سبب شده است و به فور می توان کرفس های وحشی چندین ساله با ریزم های حدود 5 کیلوگرمی را مشاهده کرد. ویژگی اقلیمی و توپوگرافی منطقه سبب شده است بیش از نیمی از سال با شروع بارش های پائیزی و زمستانی جاده ی احداث شده که چهارمحال و بختیاری را به لرستان متصل می کند، مسدود بوده و امکان تردد وجود نداشته باشد. برای احداث این جاده بیش از سه هزار اصله درخت از بین رفتند./ -
خشکسالی بر ایجاد گرد و غبار هم تاثیر گذاشت
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جدیدترین اخبار محیط زیستی
استاندار زنجان: خشکسالی بر ایجاد گرد و غبار هم تاثیر گذاشت ایرن- - رئوفی نژاد، خشک شدن زمین های زراعی، باغات و رودخانه ها را از جمله ثمرات و نتایج خشکسالی دانست و اظهار کرد: فضای سبز از جمله موانع مهم مقابله با ریزگردها محسوب می شود که با گسترش خشکسالی زمینه نابودی روز افزون جنگلها و زمین های زراعی ایجاد می شود. به گزارش خبرگزاری آریا، رئوفی نژاد استاندار زنجان اظهار داشت: مقابله با ریزگردها یکی از عوامل بسیار مهم گرد و غبارا علاوه بر کشورهای مرزی، خشکسالی دانست و گفت: طی 12 سال گذشته کشور با خشکسالی مواجه بوده و این موضوع مسائل بسیاری را برای کشاورزان، روستاییان و مردم ایجاد کرده است که در بروز گرد و غبار هم بی تاثیر نبوده است. استاندار خسارات ناشی از خشکسالی را جبران ناپذیر دانست و گفت: امروز 15 استان از میان 31 استان کشور با این موضوع درگیر بوده و خشکسالی خسارات جدی و بسیاری را برای مردم این مناطق به دنبال داشته است. رئوفی نژاد با بیان اینکه عراق از سال 57 تا امروز با جنگ مواجه بوده است، خاطر نشان کرد: جنگ، مانع رسیدگی به مشکلات داخلی کشور عراق شده و در نهایت منجر به ایجاد پدیده بیابان و گرد و غبار شده است. وی افزود: مسولان این کشور طی سالهای گذشته همواره برای رسیدگی به مسائل سیاسی و جنگی درگیری های فراوان داشته و همین موضوع مانع از حفظ فضای سبز و رودخانه های این کشور شده است. رئوفی نژاد، با تاکید بر برنامه ریزی برای پیشگیری از خسارات احتمالی گرد و غبار در روزها و ماه های آینده گفت: باید برای توسعه فضای سبز در سطح استان، تهیه و ذخیره ماسک ها به تعداد کافی و خرید تجهیزات زیست محیطی و هواشناسی ضروری اقدام شود. استاندار پدیده گرد و غبار را از مسائل جدی و دغدغه های مسولان کشور دانست و افزود: این پدیده طی سالهای اخیر علاوه بر مشکلات زیست محیطی، سلامتی افراد را نیز با مشکل جدی مواجه کرده است. -
چرا تحقيقات در ايران به حفاظت منتهي نميشود؟
sookut پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در مدیریت محیط زیست
[h=4]چرا تحقيقات در ايران به حفاظت منتهي نميشود؟ * محمدصادق فرهادي نيا - آرش قدوسي [/h] چندي پيش حين سفر با دوستي که زماني مدير لايق و شايسته يکي از مناطق حفاظت شده ايران بود، صحبت از مقاله اي شد که در يکي از ژورنالهاي علمي معتبر به چاپ رسيدهاست. اين مقاله نتيجه يک پايان نامه تحصيلات تکميلي در همان منطقه و دقيقا در زمان حضور ايشان بود. اين پژوهش در منطقه مزبور بسيار اهميت داشت و ايشان با علاقه فراوان از محتويات مقاله و نتايج آن مي پرسيدند. عجب آنکه هيچگاه نويسندگان، حتي به خود زحمت نداده بودند که مقاله را براي ايشان و ساير همکارانشان ارسال نمايند. هرچند که ارسال نسخه انگليسي آن هم نميتوانست راهگشا باشد، زيرا اکثريت محيطبانان و مسئولان مناطق فرصت چنداني براي آموختن زبان انگليسي نداشته اند که بتوانند از منابع اصلي استفاده نمايند. اخيرا رياست سازمان محيط زيست اعلام نمود که 800 مطالعه و پژوهش در سازمان انجام گرفته که همگي در کتابخانه ها خاک مي خورند. به عبارت ديگر، اگر هريک به طور ميانگين 15 ميليون تومان براي سازمان هزينه داشته اند، در مجموع حداقل حدود 12 ميليارد تومان در سالهاي اخير براي مطالعات محيط زيستي در کشور خرج شده است. البته برخي طرح ها و مطالعات ممکن است بيش از 100 ميليون تومان هم بودجه داشته باشند که اين هزينه کل را افزايش مي دهد. علاوه بر اين، سالانه ده ها – اگر نگوييم صدها- پايان نامه تحصيلات تکميلي در کشور با موضوعات مرتبط با منابع طبيعي به پايان مي رسد که هدف نهايي اکثر اين تحقيقات کمک به مديريت و حفاظت از محيط زيست عنوان شده است. ولي پرسش اينجاست که ارزش افزوده اين مطالعات براي «حفاظت» (Conservation) چقدر بوده است؟ قطعا بهره برداري از هر مطالعه اي دو سو دارد، يک سو مطالعه کننده و سوي ديگر بهره بردار/مدير که اين نوشتار به آسيب شناسي بخش نخست اين رابطه ميپردازد، با هدف آن که بتواند زمينه اي را براي بحثهاي آتي و تلفيق بيشتر ديدگاه هاي حفاظتي در مطالعات تنوع زيستي در ايران فراهم نمايد. پرده نخست: چه کسي مسئول حفاظت از تنوع زيستي است؟ قطعا که همه مي دانيم متولي اصلي و قانوني حفاظت از تنوع زيستي در ايران سازمان حفاظت محيط زيست است. ولي آيا سايرين نبايد (يا نمي توانند) نقشي براي حفاظت ايفا نمايند؟ آيا محققان تنها وظيفه پژوهش را برعهده دارند و حفاظت فقط با سازمان محيط زيست است؟ البته که هميشه پژوهش، کاري زيبا، شيک و معمولاً بدون انتقاد است در حاليکه اجرا، تصميمگيري، لابي کردن، مديريت و در يک کلام «حفاظت»، سخت و دشوار، نيازمند منابع مالي گسترده، پر انتقاد، معمولاً ديربازده و در عين حال گاه با دستاوردهاي نهچندان راضي کننده است. همين امر شايد باعث شود که محققان و دانشجويان ايراني کمتر به سراغ حفاظت بروند، چون در يک کلام، نسبت به انرژياي که براي آن بايد صرف نمود، برايشان نمي ارزد! پرده دوم: هدف چيست؟ هدف نهايي کدام است؟ مشکل ديگري که امروزه در ميان محققين به چشم مي خورد، تعويض جايگاه دو واژه و کارکرد است: «هدف» Objective و «هدف نهايي» Goal. گاهي فراموش مي شود که هدف نهايي اکثر مطالعات محيط زيستي، «مطالعه» نيست، بلکه «حفاظت» است. ما کمتر مي آموزيم که «هدف نهايي» بيشتر مطالعات/طرحها يا پايان نامه ها «حل نمودن يک مشکل» از ميان انبوه مشکلاتي است که محيط زيست با آن روبروست. از همين رو است که در يکي از مهمترين بخش هايي که ژورنال هاي معتبر دنيا براي پذيرفتن يک مقاله روي آن حساسيت ويژه اي دارند، مقالاتي که در ايران نوشته ميشوند چندان اهميت درخور خود را نمي يابد زيرا نگاهي کاربردي را از ابتدا در اهداف نهايي خود در نظر نمي گيرند. تمامي ژورنالها همواره به دنبال آن هستند که محققين از وراي مطالعات، بررسي هاي ميداني و آزمون هاي آماري خود قصد پاسخ دادن به چه معضلي را داشته اند و به عبارت ديگر، از خود مي پرسند که همه اين مطالعات، غير از اضافه کردن به دانش ما چه دردي از طبيعت را دوا مي کند؟! اين درحاليست که در اکثر مقالات ما در ايران به ذکر اين مضامين کليشه اي بسنده مي کنيم که «براساس يافته هاي ما، اين گونه/منطقه از اهميت زيادي برخوردار است و سازمان حفاظت محيط زيست بايد از آنها حفاظت کند، درغير اين صورت بقاي آنها با مشکل جدي روبرو خواهد بود». به نظر نمي رسد که امروزه کسي در داخل يا بيرون سازمان محيط زيست نسبت به اهميت و لزوم حفظ گونه ها/مناطق واقف نباشد که بخواهيم براي تکرار اين واقعيت، ميليونها تومان و ميزان زيادي نفر/ساعت تلاش هزينه کنيم. پرسش آنجاست که با خيل عظيم مشکلات، کمبودها و موانع، چطور مي توان بقاي بلندمدت اين ذخاير را تضمين نمود. مثال خوبي که در اين زمينه وجود دارد، مقاله اي است که در سال 2007 در ژورنال Biological Conservation درباره تأثير «اِل نينو» بر جمعيت پنگوئن ها منتشر شده1، بخوبي مي توان دريافت که براساس چنين ديدگاه حفاظت محوري، چگونه مي توان راهکارهاي منطقي براي پديده اي جهاني که کمتر دراختيار مديران حفاظتگر است، ارائه داد. با پيشرفت علوم آماري و ورود نرم افزارهاي آماري متعدد در زمينه علوم طبيعي، اکثر مطالعات صورت گرفته در عرصه تنوع زيستي، از توصيفي به کمي بودن درحال گذار هستند که البته يک پيشرفت قابل توجه محسوب مي شود، به طوري که کاربرد انواع روشهاي آماري يکي از نقاط قوت مقالات علمي به شمار مي رود. دانشمندان همواره به دنبال «معني دار بودن آماري» پديده ها براي کشف واقعيتهاي جديد هستند، ولي امروزه در بسياري از کشورها محققان اين معني دار بودن آماري را اصل مي دانند، حال آنکه اگر به دنبال حفاظت از حيات وحش هستيم، بايد به «معني دار بودن بيولوژيک» هم همپاي «معني دار بودن آماري» توجه کنيم. اگر وقايعي را کشف کنيم که در طبيعت غيرمنطقي باشند، چگونه مي توان کمک به ساز و کارها و اکوسيستمهايي نمايد که بستر کشف اين حقايق علمي بوده اند؟! آمار نيز مي تواند چون شمشيري دو لبه به کشف حقايق علمي و يا سردرگمي بيشتر محققين بيانجامد که استفاده صحيح از اين وسيله تنها با روشن بودن هدف نهايي امکانپذير است. پرده سوم: آيا مي توان روشهاي علمي موجود را براي حفظ محيط زيست بکار برد؟ يکي از بازخوردهاي اکثر کارشناسان و دانشجويان ايراني پس از هر کلاس يا کارگاه آموزشي «غير قابل اجرا بودن روشهاي علمي آموزش داده شده در شرايط محيطي ايران» مي باشد. عقيده رايج آنست که روشهاي ارائه شده توسط اساتيد، در شرايط ايران، قابل اعمال نيستند زيرا طبيعت ما در «شرايط خاصي» است که اين شيوه ها را برنمي تابد. پيش از هرچيز بايد گفت که روشهاي علمي موجود در دنيا آنقدر عجيب نيستند که فقط خاص کشورهاي ديگر باشد، بلکه خيلي اوقات اگر فرضيات و نيازمندي هاي آنها به خوبي پيش از اجراي آنها مطالعه شوند، مي توان به خوبي آنها را براي مقاصد مختلف بکار گرفت. روشهاي برآورد جمعيت گونه هاي مختلف حيات وحش را بايد از مهمترين اين موضوعات دانست که امروزه مقالات و گزارشهاي علمي فراواني براي آنها منتشر مي شود. در ايران نيز در سالهاي اخير اين روشها به خصوص در مقاطع تحصيلات تکميلي به دانشجويان آموزش داده مي شود. با اين حال، اين روشها به ندرت در کشور مورداستفاده قرار گرفته اند. يکي از مشکلات استفاده از اين روشها در ايران، تراکم پايين گونه ها در مناطق مختلف ايران (به دليل شکار بي رويه يا توليد پايين زيستگاه ها) است. به طوري که براي روشي مانند «نمونه برداري فاصله اي (Distance Sampling) با استفاده از ترانسکت» در منابع مختلف گاهي حداقل 60 مشاهده موردنياز است تا نتيجه دقيق و صحيحي ارائه دهد که چنين حجم نمونه اي در بيشتر مناطق ايران دور از دسترس و غير محتمل است. از اين رو، نتايج چنين بررسي هايي در ايران در برخي موارد داراي انحراف معيار و حدود اطمينان بزرگي است، به طوري که نمي توان از آنها براي ارزيابي روند جمعيت يک گونه در يک منطقه در سالهاي مختلف استفاده نمود. به عنوان مثال اگر جمعيت آهو در سال نخست (500±) 1200، در سال دوم (400±) 1000 و در سال سوم (400±) 800 بدست آيد، نمي توان گفت که جمعيت کاهش يافته است، بلکه ممکن است در تمامي اين سالها جمعيت ثابت و بدون تغيير بوده باشد. حال آنکه مديران بيشتر علاقمند به کسب اطلاع از افزايش/کاهش جمعيتها هستند. زماني اين مشکل در هندوستان نيز وجود داشت که براي برآورد جمعيت علفخواران و گوشتخواران با مشکلات متعدد روبرو بودند، ولي به جاي کنارگذاشتن آنها، درجهت کاليبره نمودن آنها براساس شرايط خود برآمدند، به طوري که هندوستان امروزه شايد قطب اصلي بکارگيري بسياري از چنين روشهاي علمي در آسيا و حتي دنيا باشد. مناطق خشک و کوهستاني از اکوسيستمهايي هستند که کمتر موردتوجه بوده اند و در واقع کم توجهي به اکوسيستم هاي خشک و کوهستاني به دليل عدم حضور محققين نظريه پرداز (عموما غربي) در اينگونه کشورها بوده است. اگر روش يا رويکردي از نمونه هاي کلاسيک بوم شناسي حيات وحش (در صورت اجراي صحيح و تکرار آن) به جواب قابل قبولي نيانجاميد، قطعا شرايط محيطي ايجاب مي کند که در فرضيات اوليه روش ها بازبيني صورت پذيرد و ازهمين رو اين وظيفه ما (فعالان حيات وحش، اعم از اساتيد، محققين و دانشجويان) است که روشهاي مختلف را بتوانيم براي چنين مناطقي سازگار نماييم. چاره کار سازگاري با روشهاي علمي نه اجتناب از آنها مي باشد و در اين مسير بايد با دستاوردهاي علمي مناسب، اعتماد مديران جلب شده تا از بکارگيري آنها حمايت نمايند. پرده چهارم: حلقه مفقوده آموزش محققان چيست؟ امروزه بيش از 30 مرکز دانشگاهي در سراسر کشور به آموزش رشته محيط زيست و بيش از همين تعداد دانشگاه به تربيت دانشجويان زيست شناسي در مقاطع مختلف مشغول هستند که براي اخذ مدرک کارشناسي خود بايد حداقل 140 واحد دانشگاهي را بگذارنند. به نظر مي رسد که اکثر دانشجويان محيط زيست، «پيوستگي و ارتباط متقابل» واحدهاي در ظاهر مستقل و متعددي را که مي خوانند، به خوبي درنمي يابند و همين باعث مي شود که به عنوان مثال کاربرد واحدهاي پراهميتي مانند هواشناسي و اقليم شناسي را علاقمندان به حيات وحش کمتر دقت کنند، زيرا تنها واحدهاي مرتبط با حيات وحش براي علاقمندان به اين رشته مهم انگاشته مي شود. يا واحد بسيار حائز اهميتي مانند مرتع داري که امروزه يکي از چالشهاي اصلي مناطق حفاظت شده و نشده مي باشد، کمترين اهميت را درميان دانشجويان محيط زيست مي يابد و آنرا واحدي «اضافه و سربار» از سوي گروه بيابانزدايي براي دانشجويان محيط زيست مي دانند که بايد به نحوي آنرا پاس کرد. يکي از تفاوتهاي اصلي رشته پزشکي با رشته هاي منابع طبيعي، فلاشبک زدن مکرر اساتيد پزشکي سرکلاسهاي مختلف به واحدهاي مختلف است، به طوري که دانشجويان همواره مجبور به «نگاه جامع نگر و سيستمي» به بدن و تلاش براي حل مشکلات آن «درقالب يک سيستم» مي باشند. واحدهاي متعدد و متنوع رشته محيط زيست خطوط موازي نبوده بلکه همه در يک نقطه با هم تلاقي مي يابند که آن يک درس 4-3 واحدي به نام «اکولوژي» مي باشد که خوشبختانه به لطف ترجمه ها و تأليفات استاد گرانقدر آقاي «وهاب زاده»، مجموعه اي از بهترين منابع علمي در اين زمينه دردسترس دانشجويان و محققين است. به طوري که يکي از آخرين ترجمه هاي ايشان با نام «اکولوژي» اثر «کربس» را شايد بايد کتاب مقدس محيط زيستي ها دانست، کتابي که هيچگاه تاريخ مصرف آن تمام نميشود. محيط زيست يک رشته چند بعدي يا «Multi-disciplinary» است و درک محور مشترک اصلي ميان تمامي ابعاد مختلف تأثير به سزايي براي يافتن راهکارهاي مناسب و چندبعدي آن دارد. به قول آقاي وهاب زاده، «ما مفهوم محوري اکوسيستم و يکپارچگي فرم و عملکرد آنرا به شيوه ي درخور به فرزندانمان آموزش نداه ايم و نمي دهيم. توجه ما در بسياري از موارد بيشتر به تکنيکها و نرم افزارهاي اندازه گيري يک پارامتر خاص به مراتب بيشتر از تفهيم دقيق مباني بوم شناسي است. دانشجويان ما با انديشه هاي بوم شناسان بزرگ جهان و اصول وحدت بخش بوم شناسي، به حيث يک پيکره ي معرفتي واحد و همبسته، آشنايي مقدماتي نيز ندارند چه رسد به اينکه کاملا بر آن مسلط باشند ... و اين خود آنان را در جهت تبديل شدن به يک افزارمند بوم شناختي، بجاي بار آمدن به عنوان يک بوم شناس، سوق مي دهد و علاقمندشان مي کند که هرچه زودتر به يک تکنيک يا ابزار خاص تسلط پيدا کنند بدون آنکه از اهميت و جايگاه آن در مجموعه نظامي که سوژه مورد نظر آنها فقط جز کوچکي از آن است اطلاعي داشته باشند.» علاوه بر اين، دانشجويان رشته هاي منابع طبيعي و زيست شناسي در طول دوران تحصيل خود – گاه تا دوره دکترا – در ايران کمتر واحد آموزشي در زمينه «حفاظت» دريافت کرده و اين مقوله بسيار حياتي در کشور (در حال توسعه) مان در اکثر مواقع با راهکار هاي عملي و کاراي افراد تحصيلکرده در اين زمينه نيز توأم نمي شود. متاسفانه تعداد زيادي از محققين و دانشجويان در ايران با وجود داشتن اهدافي متعالي در زمينه حفاظت، تنها به انجام تحقيقي در زمينه مفاهيم ابتدايي بسنده کرده و حلقه مفقوده تاثير جوامع انساني بر حيات وحش و زيستگاه ها و وابستگي اين جوامع به چنين منابعي را در نظر نمي گيرند. امروزه در اکثر دانشگاه هاي دنيا رشته «علوم (و يا زيست شناسي) حفاظت» در مقاطع تحصيلات تکميلي جزو رشته هاي منابع طبيعي و زيست شناسي است، که دانشجويان با مرتبط کردن علوم پايه و مطالعات اقتصادي-اجتماعي راه حل هايي پايدار در حفاظت مي آموزند. متاسفانه با وجود مشکلات عديده محيط زيستي در کشور، نه تنها دانشجويان با مفاهيم عميق بوم شناسي در دوران تحصيل عجين نشده، بلکه با راهکار هاي رايج در دنيا در شناسايي و مقابله با خطرات روز افزون انقراض نيز آشنا نشده و تصميم گيري هاي حياتي در زمينه نجات گونه ها و زيستگاه ها تنها به عهده مديراني است که توسط جامعه آکادميک به صورت علمي تغذيه نمي شوند. پرده پنجم: پايان يک تحقيق پايان کار محقق نيست! همانطور که در مقدمه مثالي در اين باره زده شد، دفاع از پايان نامه يا انتشار يک مقاله، نقطه پايان کار ما نيست، بلکه سرآغاز تلاشها خواهد بود براي به کرسي نشاندن و حفظ آن چيزي که قطعا خود محقق جدي ترين علاقمند به آن موضوع مي باشد، همان علاقه اي که سبب شده شبها و روزها سختي را در طبيعت براي جمع آوري اطلاعات تحمل نمايد. به عنوان يک دانشجو و/يا محقق، اين تعهد را در خود ايجاد کنيم که در پايان کار، يک نسخه از يافته ها از قبيل پايان نامه، گزارش يا مقاله را در اختيار الف) اداره کل حفاظت محيط زيست استان مربوطه، ب) اداره حفاظت محيط زيست شهرستان مربوطه و ج) پاسگاه (هاي) محيط باني قرار دهند. البته پر واضح است که ارسال مقالات انگليسي راهگشا نخواهد بود و ترجمه آنها به فارسي پيش از ارسال ضروري است. گاهي اوقات شايد ما از تسهيم نتايج مطالعه خود با کارشناسان و محيط بانان اجتناب کنيم و درخوشبينانه ترين حالت، آنرا به بعد از انتشار مقاله خود موکول نماييم. در صورتي که چنين پروسه اي در خوشبينانه ترين حالت بيش از يک سال به طول مي انجامد، در حالي که شايد الان مشکلي در آن منطقه باشد که نتايج مطالعه ما بتواند راهگشا باشد. درعين حال، بخش عمده پايان نامه ها و مطالعات به انتشار مقاله اي منتج نمي شود که بتوان آنرا به اشتراک گذاشت. در واقع شايد بهتر باشد گفته شود که بيش از سازمان محيط زيست، اين محققين هستند که نياز دارند نتايج مطالعاتشان بکار گرفته شود، زيرا در غير اين صورت ممکن است زماني که مقاله شان منتشر شود، شرايط منطقه تحت مطالعه آنها کاملاً تغيير کرده باشد و مقاله منتشرشده آنها امروزه از مفاهيمي صحبت کند که در زماني نه چندان دور وجود داشته اند، ولي امروزه بيشتر مفاهيمي مجازي مي نمايند. به علاوه، عدم انتشار نتايج تحقيقات، ساير محققين را از انجام پژوهش هاي تکراري باز نمي دارد و به جاي ايجاد يک سير تکاملي علمي به تلاش هايي موازي و کم بازده بدل مي گردد. شايان ذکر است، کمبود نشريات علمي (و يا غير علمي) فارسي در زمينه حفاظت و حيات وحش باعث شده است که اکثر طرح هاي تحقيقاتي و پاياننامه هاي دانشجويي بدون اينکه براي مخاطبان خود يا دست اندر کاران حفاظت در کشور، راهکاري داشته باشند، در کتابخانه هاي سازمان محيط زيست و يا دانشگاه ها خاک بخورند. ضمنا به دليل دشواري هاي خاص انتشار در ژورنال هاي علمي (مشکلات چاپ مقالات به زبان انگليسي و فرآيند طولاني بازبيني مقالات) و عدم وجود مجله اي تخصصي در اين زمينه به فارسي، اکثر دانشجويان منابع طبيعي و حيات وحشهرگز فرصت اين را نمي يابند تا با نحوه به اشتراک گذاشتن بافته هايشان را با مجامع علمي بين المللي آشنا شوند. و پرده آخر: مربع حفاظت در ايران در اين ميان، سازمانهاي مختلف در سرتاسر دنيا تلاش مي کنند تا در قالب چارچوبي با نام «مربع حفاظت»2 حرکت نمايند که شامل مراحل زير است: 1. تحقيق و پژوهش براي درک مشکل و مواجهه با ابعاد آن 2. آموزش براي باز نمودن ابعاد مختلف اين مشکل 3. درگير نمودن جوامع (محلي) براي تضمين مشارکت و پذيرش آنها 4. اجراي راه حلهاي بلندمدت. در واقع اکثر محققين در ايران تنها تا گام نخست جلو آمده، حال آنکه مجريان حفاظت در پله چهارم هستند و همين عدم طي نمودن گام هاي دوم و سوم از سوي محققين و شکل نگرفتن اين ارتباط حرفه اي يکي از دلايل ريشه اي است که باعث شده مطالعات در ايران به سمت و سوي حفاظت کمتر پيش رود. طي يک دهه گذشته در عصر نوين حيات سازمانهاي غيردولتي زيست محيطي «حرفه اي»، گروه هايي تلاش داشته اند تا خوانهاي مياني را طي نموده و پس از انجام مطالعات و پژوهشهاي درخور و مناسب، به سمت آموزش جوامع محلي و درگير نمودن آنها حرکت نمايند. درعين حال آنها فعاليتهاي گسترده اي در جهت ارائه دستاوردها و نتايج پژوهش هاي خود به کارشناسان و محيط بانان که مجريان حفاظت هستند، انجام داده اند و حتي در مواردي اقدام به انتشار در مجامع بين المللي نموده و تلاش نموده اند تا در کنار سازمان حفاظت محيط زيست، «حفاظت» را از مهمترين اهداف سازماني خود ببينند و تلاش نمايند براساس علايق، حضوري مستمرتر از يک دانشجو براي حفظ گونه ها/ مناطق مختلف داشته باشند. اين همان مسيري است که بيش از بيست سال است اکثر مراکز تحقيقاتي و حفاظتي دنيا به آن روي آورده اند و اگر ما هم در ايران همچنان علاقمند به اثربخشي نتايج مطالعات خود هستيم، چاره اي جز حرکت در اين چارچوب منطقي نداريم. نياز است، دانشگاه ها با سوق دادن تحقيقاتشان به سمت حفاظت، با آموزش نسل آينده، مديراني کارآمد را پرورش دهتد که بتوانند با بکارگيري روش هاي علمي و پشتوانه پژوهشي موجود در کشور راهکار هاي صحيح را انتخاب نمايند. بدين منظور و با توجه به نرخ خطرناک انقراض ها، لزوم توجه و حضور دانشگاه ها در تحقيقات کاربردي و حفاظتي، بيش از پيش ضروري مي نمايد. ما همواره بايد بخاطر داشته باشيم که مطالعه مي کنيم براي يافتن راهکارهايي براي حفاظت مؤثرتر، زيرا «هدف نهايي زندگي نه علم، بلکه عمل است». تشکر و قدرداني در پايان از آقايان عبدالحسين وهاب زاده، رجبعلي کارگر، مرتضي اسلامي دهکردي و احسان محمدي مقانکي بابت خواندن مقاله و ارائه نقطه نظرات ارزشمند خود تشکر و قدرداني مي گردد. پی نوشت: 1- Modelling the effect of El Nino on the persistence of small populations: The Galapagos penguin as a case study, Biological Conservation 137 (2007) 138-148. 2- [Hidden Content] * این مقاله در شماره 16 «یوزنامه» (خبرنامه داخلی انجمن یوزپلنگ ایرانی) منتشر شده است. محمد صادق فرهادی نیا، کارشناس حیات وحش، انجمن یوزپلنگ ایرانی آرش قدوسی، کارشناس حیات وحش – انجمن طرح سرزمین -
خطر کوسه ها از زنبورها هم کمتر است! دکتر اسماعیل کهرم: کوسهها به چه دردی میخورند؟ مردم وقتی اینجور سؤالها را مطرح میکنند که از دست موجودی عصبانی و کلافه هستند. سواحل کالیفرنیا همیشه به خاطر موجهای مرتفع و پر انرژی محل دلخواه موجسواران بوده. هر روز صبح انواع وسایل با بادبان و بیبادبان که برای سوار شدن به موجها ابداع شدهاند به آب انداخته میشوند و موجسواران در دفعات متعدد از دریا به ساحل میآیند و مجدداً باز میگردند آن روز هم ساحل مملو از موجسواران بود. با رضا، رفیق زمان دارالفنون در ساحل «ساندیهگو» قدم میزدیم. سالها است که رضا در آمریکا طبابت میکند. ناگهان آرامش ساحل به هم خورد. مردم ساحل تماماً در یک نقطه جمع شدند. مردم فریاد زدند حمله کوسه. رضا به طرف تجمع جمعیت رفت و خود را به قربانی رساند مردم را کنار زد و با اولین نگاه فهمید که کار از کار گذشته یک زن 26 ساله به گفته همسرش از تخته موجسواری به دهان کوسه افتاده بود. نیمی از بدن این خانم به کل ناپدید شده بود. حمله فقط چند ثانیه طول کشیده بود. روز بعد روزنامهها و تلویزیون از زبان شاهدان عینی مفصلاً حمله را به تصویر کشیدند. مسبب حمله به احتمال قوی یک کوسه ببری بود. روی بدن این کوسه چهارمتری راهراههایی مانند بدن ببر وجود دارد. این کوسه قادر به بلعیدن یک انسان کامل است. حدود یک ماه قبل در همان نقطه دو نفر دیگر مورد حمله قرار گرفتند. یک دختر 14 ساله که درگذشت و یک جوان ورزشکار که یک پای خود را از بیخ ران از دست داد. انسان موجودی است بدون وسیله دفاعی با پوست نازک که در مقابل جانوری قرار میگیرد که در محیط آبی سلطان بیمنازع و بدون ترس است، با حدود 6 تن وزن با سرعت 40 کیلومتر به طرف این موجود عاجز (انسان) میتازد و حدود 200 دندان که توسط فکهای فوق قوی به حرکت درمیآیند. در بدن او فرومیکنند. وحشتی که انسان حتی در مخیله خود دارد وی را از تجسم این واقعه به وحشت میاندازد. هراس از کوسه حتی نزد مردی که کشورشان به دریا راه ندارد نهادینه است چه رسد به مردم استرالیا، آفریقای جنوبی، کالیفرنیا و مردم نواحی خلیجفارس. مردم خلیجفارس کوسهها را خوب میشناسند. من خانمی را دیدم که در سواحل کارون پای خود را به کوسه داده بود. از سال 1962 کلیه حملههایی که به انسان صورت گرفته در «پرونده بینالمللی حمله کوسه» ثبت شده و تعداد زیادی از این حملات در خلیجفارس صورت گرفته. هدف تشکیل این پرونده مطالعه وجوه مشترک در حملات و تعلیم مردم برای کاهش تلفات بوده است. تاکنون نتیجه مطلوبی به دست نیامده و کوسه در هر شرایطی در هر نقطه از ساحل و به هر کس که دم دست بوده حمله کرده فقط وقتی درجه حرارت آب از 21 درجه سانتیگراد کمتر میشود، کوسه حمله نمیکند! چون تغذیه نمیکند. به این ترتیب در آبهای گرم اشتهای کوسهها فزونی میگیرد. در این آبها شناگران زیادی به ساحل میروند و سر و صدا و شنای آنها موجب جلب کوسهها و حمله آنها میشود. شنای مردم و دست و پا زدن موجب ارسال امواجی در آب میشود که به خط جانبی کوسه برخورد میکند. این خط جانبی در همه ماهیان هست حتی ماهی قرمز و کار آن جلب این ارتعاشات است. راه دیگر جلب کوسه، خونریزی طعمه است وقتی خون از موجودی جاری میشود در بینی کوسه بلافاصله شناسایی میشود و جانور به سراغ منشا آن میآید. مطالعاتی که صورت گرفته نشان میدهند که کوسهها اغلب بهمنظور دفع «مزاحم» به انسان ضربه میزنند و هدف آنها خوردن طعمه نیست. اساساً چیزی بهعنوان کوسه آدمخوار وجود ندارد. وقتی که ببرها پیر میشوند و مهارت شکار از دست میدهند، برحسب تصادف انسانی را شکار میکنند و چون انسان شکار راحتی است به آن خوی میگیرند ولی چنین امری در مورد کوسهها صادق نیست. آنها تا آخر عمرشان دندان در دهان دارند. هر دندان 15 روز کار میکند و میافتد و بلافاصله یکی دیگر جای آن را میگیرد. ناخدا صالح، خلیجفارس و کوسههایش را خوب میشناخت. و من هم او را خوب میشناختم. سی و یکی دو سال پیش با هم آشنا شدیم با لنج او به صید میرفتیم. کوسههایی که در تور او گیر میکردند خوب میشناخت. از او پرسیدم راستی یادته چقدرکوسه به دامت میافتاد. هنوز هم کوسه میگیری. ناگهان ابروهایش بالا رفت و گفت عجیبه با کم شدن ماهیها کوسهها هم ناپدید شدند. گفتم ناخدا یادت میآید چقدر از آنها نفرت داشتی؟ گفت به جان تو هنوز هم از آنها بدم میآید گفتم ناخدا خلیجفارس را با ماهی و با کوسه بیشتر دوست داری یا بدون ماهی و بدون کوسه، تقریباً مثل حالا؟ گفت یعنی میفرمایید اینها به هم مربوطاند؟ گفتم قطعاً همینطور است. هر جا ماهی باشد کوسه هم هست وقتی در خلیجفارس ماهی زیاد بود کوسه هم بود و حالا کوسهها از اینجا رفتهاند چون ماهی برای تغذیه آنها کم شده. از طرفی همکاران شما و صیادان کوسه هم بیکار نشستهاند ولی میبینید که کاهش تعداد کوسهها باعث افزایش ماهیها نشده. گفت ما 30سال است که این بحث را با هم داریم. کوسههای بزرگ کوسههای کوچکتر را میبلعند و اینها فکهای ماهیخوار و یا ماهیهای ماهیخوار را میخورند و ماهی بیشتری سر سفره شما میرود! در مورد حمله کوسه به انسان هم هرساله بهطور متوسط 28 حمله در جهان صورت میگیرد که متأسفانه 12 نفر تلفات دارد. این تعداد بهمراتب کمتر از احتمال کشته شدن توسط رعد و برق و یا نیش زنبور است فقط انعکاس آن وسیعتر است. آخر شب ناخدا را بوسیدم و جدا شدم. این آخرین دیدار ما بود من برای مادری که فرزند خود را در اثر حمله کوسه از دست داده هیچ توجیهی ندارم و از خداوند برایش آرزوی صبر میکنم ولی برای دانشجویی که میپرسد کوسهها به چه دردی میخورند؟ میگویم.... و اما بعد اگر دریاها و اقیانوسها با این همه نعمات را برای حیات ما انسانها لازم میبیند کوسهها دوست دریاها هستند و نه دشمن ما و وجودشان لازم است خیلی لازم و الا به وجود نمیآمدند.
