رفتن به مطلب

sookut

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    4874
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sookut

  1. sookut

    Biology of Game Animals

    Capra ibex •اين حيوان در طول سال داراي مهاجرت هاي عمودي است. گاهي در طول شبانه روز هم مهاجرت مي كند. • بيشتر فعاليتشان در صبح و عصر است و در گرماي روز در پناه صخره ها به استراحت مي پردازد. •تراكم در پاكستان = 1 در هر كيومتر مربع در آلپ = 9 در هر كيومتر مربع • ماده ها و بزغاله ها در گروه هاي 10 تا 20 راسي و نرها در گروه هاي جداگانه اي زندگي مي كنند. • بين نرها هنگام جدال، سلسله مراتب اجتماعی ( Dominance Hierarchy ) ديده مي شود. •ibex برخلاف كل و بز ايران هنگام دعوا بر روي پاهای عقب مي ايستد و ضربه مي زند.
  2. sookut

    Biology of Game Animals

    Capra ibex • در كوههاي آلپ، فلسطين، سينا، عربستان و افغانستان و شمال هند تا بايكال، مصر، سودان، غرب نيل، شمال اتيوپي گزارش شده است. • طول سر و بدن 1150 تا 1700 ميليمتر، طول دمmm 100 تاmm200 •وزن =kg 35 تا kg 150 • كوچكترين زير گونه Capra ibex nubiana است كه در عربستان و شمال آفريقا زندگي مي كند. • ماده ها 3/1 نرها هستند. • هر دو جنس داراي ريش هستند. •شاخ نرها = mm 700 تا mm 1400 •شاخ ماده ها = mm 150 تا mm 380 • معمولاً بعد از خط رويش درختان(timberline) ،كه به آن "دارمرز" مي گويندديده مي شود كه معمولاً ارتفاعش m 6700 است. •هرگز وارد جنگل هاي انبوه نمي شود.
  3. sookut

    Biology of Game Animals

    مشخصات جنس کل وبز(پازن): Genus: Capra -دارای بدنی قوی هستند -دارای غده تولید رایحه در قاعده دم(Anal gland ) هستند. -شاخ بدون انشعاب، توخالی و دائمی (Horn) در هر دو جنس وجود دارد و رشد آنها در نرها خیلی بیشتر از ماده ها هست. شاخ ها دارای گره های سالانه هستند که برای تشخیص سن حیوان می توان مثل قوچ ومیش ها از آن استفاده کرد. -در فک بالادندان نیش و پیش ندارند -دارای موهای سیاه رنگ بلند (ریش) در زیر چانه هستند -زیستگاه مناطق کوهستانی و مناطق صخره ای پرشیب و پرتگاهها تا ارتفاعات بالاتر از 4000 متری -زندگی گروهی دارند ولی حیوانات مسن معمولا گوشه گیر هستند -اغلب در روز فعالیت می کنند(Diurnal) و در اوایل صبح و اواخر بعد از ظهر بیشتر تغذیه می کنند. -سرشاخه خواری (Browsing) را به علفچری(Grazing) ترجیح می دهند -از مسیرهای معینی بنام گدار در مهاجرتها استفاده می کنند -سیستم جفت گیریی پلی گامی (Polygamy) دارند -انگشت های 3 و4 رشد بیشتری کرده و دارای سم می باشند -در موقع احساس خطر به سرعت به طرف صخره ها فرار نموده و به طرز عجیبی در دیواره های سنگی حرکت می کنند ولی در مناطق مسطح بسیار آسیب پذیر هستند
  4. sookut

    Biology of Game Animals

    بز و پازن Genus Capra •اين جنس 8 گونه دارد كه عبارتند از: 1. Capra ibex (ibex) 2. Capra walie (walie ibex) 3. Capra caucasica ( west caucasiantur) 4. Capra cylindricornis ( east caucasiantur) 5. Capra pyrenica ( spanish ibex) 6. Capra falconri ( markhor) 7. Capra hircus (domestic goat) 8. Capra aegagrus ( wild goat) •از اين ميان فقط " Capra aegagrus"را در ايران داريم. •بزرگ ترين كل هاي ايران احتمالاً در منطقه بيستون كرمانشاه هستند.
  5. sookut

    Biology of Game Animals

    قوچ كرمان Ovisorientalislaristanica * Ovisorientaliscycloceros •اين قوچ ها از آميزش قوچ هاي لارستان و افغاني بوجود آمده است. • ميش ها نيز معمولاً داراي شاخ هاي كوتاهي هستند. • در جنوب كرمان، سيرجان، جيرفت، ايرانشهر وجود دارد كه تا مرز پاكستان ادامه دارد. • تعداد كروموزوم در آن ها 54 تا 55 است. • شباهت زیادی به قوچ های لارستان دارد ولی از آنها بزرگتر است.
  6. عجب عشقی
  7. مرسی از توجهتون
  8. ناديده هاي پرديسان اين کرکس دوازده ساچمه در بدن دارد ايرن- هر کدام از حيوانات آسيب‌ديده در پارک پرديسان ماجراي خاص خود را دارند ولي نکته مشترک ميان آنها اين است که همه به وسيله شکارچيان بي‌ملاحظه‌اي که فقط از سر تفريح و بدون فکر اينکه حيوانات نيز مانند ما حق حيات دارند، به اين وضع دچار شده‌اند و آنها ديگر فرصت بازگشت به طبيعت را ندارند و بايد مابقي عمر خود را در اسارت سپري کنند. به گزارش فارس کشور ايران سرشار از جاذبه‌هاي طبيعي زيادي است که اين جاذبه‌ها چشم هر علاقه‌مندي به طبيعت را به خود جلب مي‌کند؛ علاوه بر طبيعت بي نظير و بکري که در کشور وجود دارد حيات وحش ايران نيز اين زيبايي‌ها را دوچندان کرده است. اما در حالي که ما از اين نعمات خدادادي برخورداريم قدر اين نعمات را نمي‌دانيم و با اقدامات نادرست خود به اين مخلوقات خداوندي که مانند ما حق ادامه حيات و زندگي دارند صدمه وارد مي‌کنيم. البته در کنار افرادي که به حيات وحش ايران صدمه مي‌زنند دلسوزاني نيز هستند که با مهر و محبت تمام توان خود را صرف حيوانات آسيب ديده از زخم تيغ ما انسان‌ها کرده و آن‌ها را در مراکز بازپروري حيات وحش يا همان کلينيک تيمار مي‌کنند. اگرچه که کشور ما از لحاظ دارا بودن حيات وحش منحصر به فرد، در ميان کشورهاي منطقه از جايگاه خوبي برخوردار است اما در ايران توجه مناسبي به وجود مراکزي که به بازپروري حيوانات آسيب‌ديده‌ رسيدگي کند، نشده است و ما حتي در کشور يک مرکز بازپروري حيات وحش نداريم. البته شايد تصور شود که ما يک مرکز بازپروري در پارک پرديسان داريم که حيوانات آسيب ديده را تيمار مي‌کند اما بايد گفت که اين مرکز به گفته مسئولان کلينيک پارک پرديسان تنها يک نيمچه مرکز بازپروري است که کفاف حيات وحش ايران را نمي‌دهد و اگر حيواني در دورترين نقطه ايران از زخم تيغ شکارچيان صدمه ببيند بايد در آنجا بماند و شانس بياورد که حال‌اش خوب شود مانند آن پلنگ بيگناهي که 12 بهمن سال گذشته دستش در تله شکارچيان استان گلستان گرفتار شد اما 16 روز پس از اين ماجرا و به گفته يک دامپزشک به دليل دير رسيدن به تهران دست خود را از دست داد. پلنگي که سال گذشته به وسيله شکارچيان دست خود را از دست داد اگرچه اين حيوان به تهران منتقل شد اما خيلي دير اين کار صورت گرفت و اگر در همان استان يک مرکز مجهز بازپروري حيات وحش وجود داشت شايد الان آن پلنگ مجبور نبود با 3 دست باقي زندگي خود را سپري کند. نيمچه مرکز بازپروري حيات وحش کشور حتي ساده‌ترين امکانات درمان را ندارد اما از اين موضوعات که بگذريم ما سَري به اين نيمچه مرکز بازپروري زده‌ايم تا با اين مرکز که نام کلينيک حيات وحش را يدک مي‌کشد، آشنا شويم. کلينيک حيات وحش پرديسان که در ميان پارک طبيعت پرديسان و در مجاورت سازمان حفاظت محيط زيست قرار گرفته، پذيراي حيوانات آسيب ديده‌ است اما نکته سوزناک کلينيک اين است که اين مرکز تنها به درمان گونه‌هاي وحشي نمي‌پردازد و از حيواناتي که پس از درمان به دليل آسيب ديدگي ديگر نمي‌توانند به طبيعت باز گردند و مجبورند مابقي عمر خود را در اسارت به سر ببرند نيز نگهداري مي‌کند. اين کلينيک با 10 نفر پرسنل تنها يک دامپزشک دارد و توسط پيمانکار بخش خصوصي زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست اداره مي‌شود ضمن اينکه اين مرکز از امکانات ناچيزي برخوردار است و حتي به گفته عمارلويي مدير کلينيک پرديسان، پرسنل اين مرکز حتي با وجود نبود قفس براي نگهداري حيوانات، شبانه هم که شده قفس براي حيوانات آسيب ديده‌اي که تحويل‌شان داده مي‌شود، مي‌سازند. همچنين کلينيک پرديسان به دليل محدوديت فضا از دفتر مديريت براي نگهداري پرندگان و دوزيستان و ساير حيوانات وحشي استفاده مي‌کند و جداي از نبود امکانات پزشکي براي جراحي و حتي معاينه سطحي حيوانات، دامپزشک اين مرکز مجبور است در همان دفتر مدير، پانسمان حيوانات را عوض کند. ايمان معماريان تنها دامپزشک کلينيک پارک پرديسان در گفت‌وگو با خبرنگار جامعه فارس تصريح مي‌کند: در اين مرکز اتاقي براي جراحي وجود ندارد و ما فقط روي يک ميز، پانسمان حيوانات را عوض مي‌کنيم ضمن اينکه بايد مرکز بازپروري حيات وحش اتاق معاينه و جراحي و امکاناتي مانند راديولوژي و سونوگرافي و آزمايشگاه داشته باشد که ما نداريم و براي درمان بايد حيوانات را يا به مطب بنده ببريم يا به دانشگاه تهران منتقل کنيم. وي مي‌گويد: حتي با وجود اينکه ظرفيت اين مرکز براي پذيرش حيوانات تکميل است سعي مي‌کنيم براي هر گونه جديدي که به اين مرکز مي‌آورند يک قفس جديد بسازيم ضمن اينکه بايد متذکر شد که قفس‌هايي که الان براي حيوانات ساخته شده، با فنس است که مشکلات زيادي دارد؛ يکي از مشکلات اين است که حيوانات خود را به اين فنس‌ها مي‌زنند و آسيب مي‌بينند همچنين مشکل ديگر ما اين است که مردم وقتي به بازديد مي‌آيند بالاي قفس‌ها سنگ پرتاب مي‌کنند يا روزهاي بعد از تعطيلات اين حيوانات بيمار مي‌شوند چراکه علي‌رغم اينکه بالاي قفس‌ها نوشته شده است که به حيوانات غذا ندهيد اما مردم روز تعطيل باز هم به آنها غذا مي‌دهند. اين دامپزشک عنوان مي‌کند: اصل منظور از تأسيس اين مرکز، باغ وحش نبوده است بلکه اين مکان براي بازپروري حيوانات آسيب ديده ايجاد شده است تا گونه‌هايي که قابل درمان هستند درمان شده و به طبيعت باز گردند و آنهايي که قابليت درمان ندارند و گونه مهمي هستند براي تکثير در اسارت از آنها استفاده شود. معماريان ادامه مي‌دهد: سيستم اين مکان نيز بايد مانند مابقي کشورهاي دنيا که مرکز بازپروري حيات وحش دارند، شود ضمن اينکه با وجودي که تعداد گونه‌هاي حيات وحش ما خيلي بيشتر از ديگر کشورها است ما هنوز در ايران مرکز بازپروري حيات وحش نداريم بنابراين اين مرکز، نيمچه مرکز بازپروري حيات وحش است که ظرفيت محدودي دارد و سازماندهي شده نيست. اين دامپزشک بيان مي‌کند: در حال حاضر اين مرکز توسط پيمانکار بخش خصوصي اداره مي‌شود و ساليانه سازمان محيط زيست بودجه‌اي مي‌دهد که در صورتي که اين کلينيک يک مرکز بازپروري حيات وحش شود ديگر نيازي نيست که بودجه‌اي براي آن کنار گذاشته شود چرا که اصول مرکز بازپروري حيات وحش روي کمک مي‌چرخد و هر کسي که به حيوانات علاقه‌مند است مانند مردم يا دانشجوي دامپزشکي بخشي از کار يا هزينه‌هاي اين مرکز را تأمين مي‌کند. معماريان مي‌افزايد: همچنين يک مرکز بازپروري بايد اجازه درآمدزايي داشته باشد به طور مثال افرادي که تمکن مالي دارند و دوستدار حيوانات هستند مي‌توانند به حيوانات آسيب ديده کمک کنند و با ايجاد جايگاه در کنار قفس آن حيوان نام آن افراد را نوشت تا سبب تشويق افراد به چنين کاري شود حتي شرکت‌هاي غذا سازي و داروسازي نيز مي‌توانند غذا و داروي مورد نياز حيوانات را تهيه کنند و وقتي اين اقدامات انجام شود ديگر به اين مرکز به چشم يک چيز زائد نگاه نمي‌شود در حالي که الان به چشم دردسر نگاه مي‌شود. اين دامپزشک تأکيد مي‌کند: در اروپا نيز مراکز بازپروري حيات وحش براي گونه‌ها اختصاصي است يعني يک مرکز مخصوص گوزن، يک مرکز براي گربه سياه گوش و... ايجاد کرده‌اند و حتي آنها پليس خاصي براي حيات وحش دارند ضمن اينکه اين مراکز شماره 4 رقمي دارد که وقتي با پليس تماس گرفته مي‌شود هر جا که حيوان آسيب ديده‌اي باشد آنها با آمبولانس آن حيوان را به مرکز مخصوص خود منتقل مي‌کنند. اگرچه کشورهاي پيشرفته دنيا اين امکانات را دارند ولي کشور ما که از حداقل مرکزي براي بازپروري حيات وحش برخوردار است حتي يک آمبولانس يا يک ماشين براي انتقال حيوانات ندارد و پرسنل اين مرکز از خودروي خود براي انتقال حيوانات آسيب ديده استفاده مي‌کنند. هر کدام از حيوانات آسيب‌ديده مرکز پرديسان ماجراهاي خاص خود را دارند ولي نکته مشترک ميان آنها اين است که همه به وسيله شکارچيان بي‌ملاحظه‌اي که فقط از سر تفريح و بدون فکر اينکه حيوانات نيز مانند ما اجازه و حق حيات دارند به اين وضع دچار شده‌اند. عمارلويي مدير کلينيک پرديسان با بيان اينکه 80 درصد حيواناتي که به اين مرکز منتقل مي‌شوند تير خورده هستند، بيان مي‌کند: يکي از مشکلات ما شکارچيان هستند که به حيوانات آسيب وارد مي‌کنند. يکي از اين حيواناتي که به دليل بي توجهي ما انسان‌ها ديگر توان بازگشت به طبيعت را ندارد يک عقاب استپ است که در حال حاضر در اين مرکز تحت درمان است. معماريان دامپزشک اين مرکز که حيوانات زيادي را در اين کلينيک معالجه کرده است، در اين خصوص مي‌گويد: ما در اين مرکز يک عقاب استپ يا صحرايي داريم که به خاطر اصابت گلوله به استخوان ساق پا ديگر امکان بازگشت به طبيعت را ندارد و ما نيز با روش خاصي 12 پين نازک بر پاي اين پرنده گذاشته‌ايم تا پاي اين پرنده ثابت بماند و حرکت نکند. وي ادامه مي‌دهد: همچنين يک کرکس هم در اين مرکز بود که 11 ساچمه در بدنش بود و يک ساچمه هم در جمجمه‌اش دارد که ما 11 ساچمه را در آورديم ولي نمي‌توانيم ساچمه داخل جمجمه‌اش را دربياوريم به همين خاطر اين کرکس مجبور است تا آخر عمر خود را در اين مرکز زندگي کند. وزن کاراکال پس از رها سازي در طبيعت از 11 کيلو به 5 کيلو کاهش پيدا کرد معماريان باز هم از حيوانات ديگري که در اين مرکز زندگي مي‌کنند، مي‌گويد: در اين مرکز يک گربه وحشي به نام کاراکال داريم که اولين بار در شيراز از شکارچي‌ها گرفته شد و به اين مکان منتقل شد ما نيز يک گردنبند راديويي به گردن آن انداختيم تا پس از رهاسازي در طبيعت مراقب آن باشيم اما بعد از آنکه آن را در شيراز و در منطقه‌اي به نام بهرم گور رها کرديم کاراکال را گم کرديم. وي ادامه مي‌دهد: اما پس از 3 ماه به ما خبر دادند در مکان ديگري که 100 کيلومتر از محل رهاسازي اوليه فاصله داشت شخصي 2 کاراکال را در طويله نگه داري مي‌کند؛ پس از اينکه محيط بانان به آنجا رفتند با يک کاراکال ماده پوست کنده شده مواجه شدند ولي خوشبختانه آن شخص از ترس اينکه شايد اين حيوان صاحب داشته باشد اين حيوان را نکشته بود. اين دامپزشک مي‌افزايد: زماني که ما اين گربه وحشي (کاراکال) را آزاد کرديم 11 کيلو وزن داشت اما زمانيکه آن را در طويله پيدا کرديم 5 کيلو شده بود و به شدت بيماري پوستي، قارچ گوسفندان و انگل خوني گرفته بود اما حالا اين کاراکال در اين مرکز زندگي مي‌کند و وزن‌اش هم 11 کيلو است ولي ما جرأت رهاسازي آن را نداريم. موحديان يکي پرسنل کلينيک پرديسان با بيان اينکه مشکل ديگر ما اين است که مردم نمي‌دانند چه حيواناتي خانگي هستند و هر حيواني که عرضه مي‌شود را مي‌خرند، عنوان مي‌کند: برخي از حيوانات به آب و هواي ما عادت ندارند و مخصوص کشورها و قاره‌هاي ديگر هستند اما مردم آنها را مي‌خرند و بعد از اينکه نمي‌توانند آنها را نگه‌داري کنند به اين مرکز مي‌آورند؛ ما نيز نمي‌توانيم آنها را رها کنيم چون براي حيات وحش ما گونه مهاجم محسوب مي‌شوند. شرح عکس: اين کرکس يازده ساچمه در بدن و يک ساچمه در جمجمه دارد
  9. بزرگ‌ترین کتیبه خط پهلوی در معرض فرسایش ایرن:بزرگ‌ترین کتیبه خط پهلوی دنیا همچنان بدون کمترین حفاظتی در معرض عوامل فرسایشی قرار دارد و در صورت رسیدگی‌نکردن در آینده نزدیک اثری از آن باقی نخواهد ماند. به گزارش جام جم آنلاین:کتیبه باستانی کرتیر که در مجاورت روستای سرمشهد در 80 کیلومتری کازرون استان فارس و در ارتفاع 30 متری از سطح زمین قرار دارد در دوران ساسانیان و در زمان پادشاهی بهرام دوم نوشته شده است. باتوجه به این‌که این اثر از سال 1318 و در ردیف 336 فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده اما پس از گذشت نزدیک به 80سال از زمان ثبت آن، هنوز هیچ‌گونه اقدام حفاظتی که بتواند ضامن بقای این خطوط باستانی و حفظ این کتیبه 11متر مربعی باشد، صورت نگرفته است. معاون میراث فرهنگی استان فارس پیشتر در مورد فرسایش این کتیبه گفت که بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته، کتیبه کرتیر کازرون با پیش‌بینی اعتبار لازم مرمت می‌شود تا از روند فرسایش این اثر تا حدودی جلوگیری شود.اما عضو شورای مرکزی انجمن هم‌اندیشان جوان شهرستان کازرون در این رابطه گفت: متأسفانه با وجود وعده مرمت، در 6 ماه گذشته اقدام چندانی برای حفاظت اصولی از این کتیبه منحصر به فرد و نقش برجسته زیرین آن صورت نگرفته است.محسن عباسپور افزود: پس از تجربه تلخ تخریب بخشی از نقش برجسته بهرام در تنگ چوگان کازرون، حداقل این انتظار می‌رفت که مسوولان و نهادهای متولی، اقدامات ویژه‌ای را برای افزایش حفاظت‌های فیزیکی از نقوش برجسته و کتیبه‌های کازرون داشته باشند اما متأسفانه این اقدامات تنها به صورت حداقلی و محدود به آثار موجود در تنگ چوگان تحقق یافت و برای چنین آثاری هیچ اقدامی صورت نگرفته است.وی اظهار کرد: نگران این مساله هستیم که کم‌توجهی و بی‌مهری برخی از مسوولان و دستگاه‌های ذی‌ربط نسبت به حفاظت از این دست از آثار در نهایت موجب تکرار حوادث تلخی مانند تخریب نقش بهرام شود و آن موقع دیگر نمی‌توان جایگزینی برای این آثار یافت.این فعال میراث فرهنگی بیان کرد: خوشبختانه در منطقه سرمشهد، مدتهاست که اهالی منطقه حساسیت‌های خوبی در خصوص حفاظت از کتیبه کرتیر دارند اما بدون شک برای حفاظت اصولی از چنین اثر ارزشمند و بی‌نظیری باید اقدامات اصولی مانند فنس‌کشی متناسب با فضا، نورپردازی در شب، استقرار نگهبان دائمی برای کنترل کتیبه کرتیر، نقش برجسته بهرام و شهر تاریخی سرمشهد و... را انجام داد.عضو شورای مرکزی انجمن هم‌اندیشان جوان شهرستان کازرون با بیان این‌که عمده‌ترین آسیب‌هایی که تا به حال به کتیبه کرتیر وارد آمده دارای 2 عامل اصلی انسانی و فرسایش‌های طبیعی است، اظهار کرد: کتیبه کرتیر به واسطه واقع‌شدن در موقعیت خاص کوهی که بر آن حجاری شده در معرض مستقیم عوامل فرسایشی از جمله بارش باران، تابش شدید نور خورشید و عوامل دیگری از این دست است که علاوه بر این موارد عدم محصور بودن این نقش باعث دسترسی راحت هر بازدیدکننده‌ای به آن شده به همین واسطه در برخی از قسمت‌های این کتیبه، یادگاری‌هایی ثبت شده و به این اثر تاریخی صدماتی جدی وارد آورده است. وی اظهار کرد: شدت فرسایش‌های جوی در این اثر باستانی تا آنقدر است که علاوه بر ایجاد ترک‌هایی در کتیبه، جداشدن بخش‌هایی از آن و محوشدن برخی از کلمات که به صورت عمده از سالیان گذشته برجای مانده‌اند هم اکنون ورقه شدن برخی از قسمت‌های نقش و احتمال گسترش آنها به سایر قسمت‌ها و عدم مقابله با عواملی که در نهایت منجر به محوشدن سطرهای این کتیبه می‌شوند نیز از جمله آسیب‌های اساسی است که این اثر منحصر به فرد باستانی را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.
  10. sookut

    یادی از یک طبیعت مرد

    یادی از یک طبیعت مرد/ «ورنر ترنز»، سرباز، پژوهشگر و نویسنده [h=5]سبزپرس – گروه محیط طبیعی؛ کوشان مهران: تصاویری که چند روز قبل از بهار زیبای «جنگل دز» در سبزپرس منتشر شد، ناخوداگاه یادآور تلاش آقای «ورنر ترنز» (Werner Trense)، نجات بخش نسل گوزن زرد میان رودان (ایرانی) بود.[/h] ورنر ترنز متولد سال 1922 آلمان است و در طی جنگ جهانی دوم در نیروی هوایی آلمان (لوفت وافه) خدمت می نمود و شرح کاملی از تحصیل و فعالیت ایشان برای یافتن گوزن زرد در خوزستان در شماره های 83 و 84 ماهنامه «شکار و دوستداران طبیعت» به قلم مهندس عبدالعلی یزدانی نگاشته شده است. در سال 1957 میلادی ایشان با ماموریت از سوی IUCN و پشتیبانی مالی «جورج فن اپل» مالک شرکت خودرو سازی اپل و موسس باغ وحش خصوصی اپل برای یافتن آخرین نمونه های گوزن زرد میان رودان (بین النهرین) به خوزستان آمدند. چند سال پیش از این گروهی پژوهشگر به کرمانشاه و کردستان ایران آمده ولی موفق یه یافتن این گونه نشدند البته در سال 1950 میلادی یک نمونه گوزن زرد نر در منطقه زاخوی کردستان عراق در نزدیکی مرز ایران گزارش شده بود. آقای ترنز به مدت 35 سال دبیر کل سازمان جهانی شکار ( CIC ( بوده و در طی این مدت کتاب هایی به شرح زیر را نگاشته است : • 1981: The hunting trophies in the world • 1989: The big game of the World • 1998: The deer in the world • 2003: Wildlife knows no boundaries - stations of an extraordinary life as hunters (autobiography) 2005: Big Game world (translation of The big game of the World) آقای ترنز از سال 1959 تا 1964 در کشور آنگولا در صنعت شکار سافاری فعال بوده و در کنار آن یک مزرعه به وسعت هفتاد و پنج هزار هکتار ایجاد نمودند. ایشان اکنون در جنوب آلمان در منطقه Pullach در خانه خود که یک گنجینه بی همتا از تروفی های ممتاز و بی نظیر است ساکن هستند. در طی نخستین سفر و اثبات وجود گوزن زرد در خوزستان دو گوساله به باغ وحش فن اپل انتقال یافته و ناخواسته با گوزن زرد اروپایی دورگه (هیبرید) شدند و بنابر قرارداد بین ایران و آلمان تعدادی از این نسل دورگه به ایران واگذار شد که در جنگل سمسکنده ساری به دور از نمونه های پاکنژاد، نگهداری شده و گویا از همین جمعیت افرادی را برای تکثیر به دیگر کشورها ارسال و یا اهدا کردند. به دلیل اینکه جمعیت پایه مولد گوزن زرد موجود در ایران در حدود هفت و یا هشت گوزن بوده که در سال 1342 توسط «خسرو سریری» از کارشناسان کارا و بنام کانون وقت شکار، زنده گیری شده و به دشت ناز انتقال یافتند اکنون جمعیت کنونی کشور به اصطلاح گرفتار عارضه «گردن بطری» شده و گویا مشکلاتی در زایمان و بقای نسل این گونه تاریخی در شرف پدیدار شدن است. در گزارش سبز پرس اشاره به مشاهده یک گوزن زرد به وسیله محیط بانان خارج از فنس تکثیر در اسارت شده است. درکتاب راهنمای پستانداران ایران در سال 1355 اشاره شده که «... تعداد گوزن های زرد در نواحی جنگلی و انبوه پناهگاه حیات وحش دز را در حال حاضر از روی رد پا و شاخ های پیدا شده در حدود 30 راس حدس می زنند.» در آگهی رسمی کانون شکار ایران مورخ 2/9/1339 که به موقع برای پایداشت زیستگاه گوزن زرد صادر شد، حدود مناطق اینگونه بیان شده است: «کانون شکار ایران به اتکای اختیارات ناشی از قانون شکار مصوب اسفند ماه 1335 آئین نامه اجرایی آن سواحل دز و کرخه واقع در استان خوزستان محدود به حدود زیر را مناطق حفاظت شده اعلام و به اصلاع عموم می رساند که هر نوع شکار در مناطق مزبور ممنوع خواهد بود . الف – حدود مناطق حفاظت شده دز : جنگل های واقع در دو طرف رودخانه دز از سردار آباد در امتداد رودخانه به طرف جنوب تا قریه عناقچه به انضمام 100 متر حریم جنگل از هر طرف و کلیه جزایر واقع در محدوده فوق . ب- حدود منطقه حفاظت شده کرخه : جنگل های واقع در دو طرف رودخانه کرخه از سرخه شیخ عزیز در امتداد رودخانه به طرف جنوب تا ایل حلاف به انضمام 100 متر حریم جنگل از هر طرف و کلیه جزایر و شبه جزایر واقع در محدوده فوق متخلفین طبق ماده 5 قانون شکار مجرم و توسط مامورین دستگیر و در دادگاه های عمومی محاکمه خواهند شد .» معرفی این دو زیستگاه منحصر به فرد در رده نخستین مناطق حفاظت شده ایران در آن زمان بسیار به جا بود چون در همان دوره بسیاری از نواحی دارای پوشش جنگلی و یا بوته زار خوزستان برای کشت گسترده نیشکر که برای کشور بسیار ضروری بود، قطع شدند. در کتابچه نظری به قانون و مقررات شکار و صید در ایران (سال 1357) وسعت این جنگل های رودخانه ای این گونه معرفی شده است: «منطقه حفاظت شده دز: 10633 هکتار ؛ پناهگاه حیات وحش دز: 5240 هکتار منطقه حفاظت شده کرخه: 9427 هکتار ؛ پناهگاه حیات وحش کرخه: 3600 هکتار» در کتاب «محیط زیست در ایران» در سال 1353 به وجود گونه آهو در این دو زیستگاه اشاره شده و گزارش های مبنی بر مشاهده «کاراکال» و «رودک عسلخوار» هم وجود داشته و نباید فراموش کرد که روزگاری این جنگل ها کنام شیران آسیایی بوده است. جستجو برای یافتن نمونه هایی از گوزن زرد در جنگل های حاشیه دز و کرخه بسیار پر اهمیت است چون تنها این نمونه ها توانایی احیای ژنتیکی نمونه های موجود را دارا هستند. نکته مهم در این زیستگاه ها احیای گوزن زرد و سایر گونه ها چون «دراج» در کنار هدف بلند مدت احیای این زیستبوم منحصر بفرد جنگلی است؛ وگرنه نگهداری تعدادی گوزن در یک محوطه فنس کشی شده عاقبتی جز تخریب شدید پوشش گیاهی درون فنس و هزینه بالای نگهداری و مسائل جانبی چون به سرقت بردن گوزن ها نخواهد داشت. در نیمه دوم قرن نوزدهم که برادران «لینچ» بریتانیایی امتیاز کشتی رانی را در کارون و دز گرفتند، سوخت کشتی های بخاری که بعدها به عنوان لنج شناخته شد از تنه درختان حوالی رودخانه تامین می شد. در حال حاضر نیاز است تا پژوهشی درباره احیای پوشش جنگلی کناره های رودخانه های خوزستان انجام گیرد که تا حد مقدور از افزایش فرسایش و ایجاد جزایر در پایین رود کارون جلوگیری به عمل آید. (هرچند بیشتر فرسایش خاک مربوط به چرای بی رویه دام در زاگرس است.) بسیار بجا بود که با ایجاد لوح و یا مجسمه از آقایان ترنز و سریری به عنوان بانیان نجات دهنده گوزن زرد میان رودان قدردانی می شد و ای کاش مدیران سازمان و به ویژه اداره کل محیط زیست خوزستان با دعوت از آقای ترنز به منطقه، اهمیت پروژه نجات گوزن زرد و مهم تر از آن زیستگاه آن را به جهان یاداوری می کردند و به احتمال زیاد از کمک های سازمان های بین الملی بهره مند می شدند.
  11. sookut

    درگهان، کاش دهکده ام می ماندی

    درگهان، کاش دهکده ام می ماندی نجمه دریانورد دیر گاهی نیست که ماسه های ساحلت زیر پاهایمان بود و چشمانمان صدف و گوش ماهی هایت را پی می گرفت، رقص عروسک های دریایی و گلخورک هایت را تماشا می کردیم و کودکانه می خندیدیم! صدای طبیعت تو نه صدای چه چه بلبل بود و نه آواز قناری، صدا صدای مرغکان دریایی بود آمیخته در آوای امواج، آرامشی وصف ناپذیر که بی وقفه جاری بود! تا اینکه دست حریص به اصطلاح «توسعه» ماسه هایت را ربود، ساحلت را نابود کرد و تا آنجایی پیش رفت که صدف ها و گوش ماهی هایت رفتند و من در حسرت رقص عروسک های دریایی و گلخورک ها خندیدنم را از یاد بردم! دیگر صدای مرغکان دریایی در نوای دریا طنین انداز نمی شود! امروز تنها صدای سنگ و آهن کارگاه های ساختمانی ست که شنیده می شود! نگاه هایم خسته اند از دیدن دست های تنومندی که به جای یاری کردنت به گریبان برده شده اند و نمی دانم چرا چنین است؟! بغض صدایم را خفه می کند وقتی گوش های فرزندانت به نام «توسعه» کر می شود و هیچ یک صدای مظلومیت تو را نمی شنوند و نمی دانم چرا چنین است؟! نگاه خسته ام را خاموش می کنم و بغضم را با قلمی به رنگ دریایت بروی صفحات سفید کاغذ فرو می ریزم تا آبی را لااقل بر سفیدی کاغذ ببینم!
  12. sookut

    Biology of Game Animals

    قوچ البرز مركزي Ovisorientalisarkal * Ovisorientalisgmelini اين قوچ ها از آميزش قوچ هاي اوريال و ارمني بوجود آمده است. • آن ها در محدوده شرقي پراكندگي خود شباهت بيشتري به قوچ اوريال دارند. • لكه زيني ندارند، اما آن هايي كه در مناطق مركزي محدوده پراكنش هستند داراي لكه زيني هستند كه اطراف آن سياه است. • محدوده پراکنش آن ها در فيروزکوه، ورامين و پارک هاي ملي سرخه حصار و خجير مي باشد. • تعداد كروموزوم در آن ها 57،56،55،54 است.
  13. sookut

    Biology of Game Animals

    قوچ لارستان Ovisorientalislaristanica • كوچكترين قوچ و ميش ايران است. • نوک شاخشان به موازات گردن انحنا دارد و شبیه شاخ قوچ اوریال است. • ميش ها غالباً داراي شاخ هستند. • در ناحيه كمر لكه سفيد و زيني شكلي دارند. • محدوده پراكنش آن ها در منطقه لارستان فارس، بوشهر، هرمزگان، کرمان و بلوچستان است. • تعداد كروموزوم در آن ها 54 است.
  14. sookut

    Biology of Game Animals

    قوچ اصفهان Ovisorientalisisphahanica • اين قوچ ها در ناحيه كمر لكه سفيد زيني دارند. • در ميش ها تنها درصدي شاخ دارند. • رنگ بدن تيره تر از ساير قوچ ها است و دست، پا و پوزه سفيد است. • فقط در مناطق جنوب شرقي و جنوب غربي اصفهان و قسمتي از استان چهارمحال و بختياري زندگي مي كند. • تعداد كروموزوم در آن ها 54 است. •این نژاد شباهت زیادی به قوچ ومیش ارمنی دارد ولی کمی از آن کوچکتر است.
  15. sookut

    Biology of Game Animals

    قوچ ارمني Ovisorientalisgmelini •شاخ اين قوچ ها از قوچ هاي اوريال كوتاه تر است. مقطع عرضي اين شاخ ها بيضي شكل به نظر مي رسد. • در فصل زمستان در زير گردن تا سينه موهايزبر و كوتاه مشخصي وجود دارد. • در ناحيه كمر لكه سفيد و زيني شكلي دارند كه اصطلاحاً به آن "آلاكمر" مي گويند(Saddle patch). •در مناطق مرزي آذربايجان تا زنجان، همدان، كردستان، ايلام، کرمانشاه، شمال غربي خوزستان و جزيره کبودان پراكنده شده اندو در جهان در آذربايجان، ارمنستان، ترکيه و عراق پراکنده است. • تعداد كروموزوم در آن ها 54 است که نشاندهنده خالص بودن این نژاد است. •شاخ های این زیرگونه نسبت به اوریال کوتاهتر است. خمیدگی آنها بر خلاف سایر قوچها به طرف بالای گردن است.
  16. sookut

    Biology of Game Animals

    قوچ اوريال Ovisorientalisarkal •بزرگترين زيرگونه است. • نرها شاخ هاي بلندي دارند كه طول آن گاهي بهcm 118 مي رسد. شاخ ها حلزوني شکل هستند و مقطع آن ها مثلثي به نظر مي رسند. • از مشخصه هاي اين قوچ ها وجود موهاي بلند و سفيد رنگ در ناحيه گلو و سينه است. • در ايران از شرق و شمال خراسان تا مناطق واقع در شرق استان هاي سمنان و مازندران پراكنده شده اندو در جهان در پاکستان، کشمير، افغانستان و ترکمنستان پراکنده است. • تعداد كروموزوم در آن ها 58 است (به خاطر این مساله برخی تاکسنومیستها این گوسفند را یگ گونه مجزا به نام Ovisvegeni می دانند). •نسبت به زیرگونه های دیگر علاقه ای به مهاجرت ندارد اگر شرایط زیستگاهی مناسب باشد مهاجرت متوقف می گردد ومهاجرت آنها فقط ارتفاعی است.لکه زینی (Saddle patch) ندارد.از عوامل تهدید: تخریب زیستگاه، شکار غیرقانونی، رقابت با دام
  17. sookut

    Biology of Game Animals

    اصول بوم شناختی که در مورد قوچ ومیش های ایران مصداق دارد: -قانون Cline: اگر یک گونه دارای پراکنش جغرافیایی باشد به نحوی که از مناطق کویری تا کوهستانی دیده شود، همزمان با تغییر گرادیان جغرافیایی دارای فرم های ریختی متنوعی خواهد بود. -قانون Bergman: گونه ای که هم در مناطق گرمسیری و هم در مناطق سردسیری زندگی می کند نسبت سطح بدن به حجم بدن در مناطق سردسیر کمتر از نسبت سطح به حجم افراد همین گونه در مناطق گرمسیر است چون در این حالت تبادلات انرژی با محیط کمتر می شود.
  18. sookut

    Biology of Game Animals

    گوسفند وحشيOvis در ايران "Ovis orientalis "داريم كهداراي چندين زيرگونه است، كه عبارتند از: 1.Ovis orientalis gemelini (قوچ ارمني) 2.Ovis orientalis arkal (قوچ اوريال) 3.Ovis orientalis isphahanica( قوچ اصفهان) 4.Ovis orientalis laristanica( قوچ لارستان ) همچنين دو هيبريد نيز در ايران ديده مي شود: 1. Ovis orientalis arkal * Ovis orientalis gmelini( قوچ البرز مركزي ) 2. Ovis orientalis laristanica * Ovis orientalis cycloceros) (قوچ كرمان • روز گرد است و شب ها در دامنه ها استراحت مي کند. •دوقلوزايي در ميش هاي ايران زياد است و حتي 3 قلو نيز به دنيا مي آورند در حالي كه در آمريكا عموماً تك قلوزايي دارند. •گوسفندان وحشي معمولاً مهاجرت ارتفاعي دارند و در اين مهاجرت ها مسيرهايي سنتي دارند. •دوره آبستني 165 روز است. • بچه ها تا 4 ماهگي شير مي خورند و در 5/1 سالگي بالغ مي شوند. • طول عمر آنها 15-14 سال است.
  19. sookut

    Biology of Game Animals

    انواع فعالیت گوسفند های وحشی در داخل گله ها در طول روز: -چرا (Grazzing)، که اغلب صبح و عصر چرا کرده و ساعات گرم روز را در پناه سنگها، بوته ها و سایه صخره ها استراحت می کنند. -استراحت کردن به حالت خوابیده بر روی زمین -استراحت کردن سر پا -راه رفتن تصادفی که حیوان مقصد و هدف مشخصی را دنبال نمی کند -راه رفتن با هدف مشخصی و به سوی مکان و مقصد مشخص -حالت توجه و هوشیاری که حیوان متوجه خطر شده باشد. -دارای فرم ها و ریخت های مختلفی از شاخ و رنگ هستند -در بعضی از نژادها در روی کمر و دو طرف دنده ها لکه سفید رنگی به نام لکه زینی (Saddle patch) دیده می شود.
×
×
  • اضافه کردن...