رفتن به مطلب

Mitra

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    323
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Mitra

  1. Mitra

    مسابقه تشخیص فیلم

  2. Mitra

    مسابقه تشخیص فیلم

    Storm Warning
  3. Mitra

    مسابقه تشخیص فیلم

  4. Mitra

    مسابقه تشخیص فیلم

    Dear John
  5. نه اتفاقا، راحت طلبیم دلمون میخواد همیشه یه جای سرسبزی باشه که بریم ازش استفاده کنیم اگه آسیبی هم بهش رسوندیم که اصلا اشکالی نداره، دوست داشتیم دیگه :shame: میریم یه جای دیگه، اگه آسیب رسوندن بازم اشکال نداره، بالاخره پیدا میشن آدمایی که بخوان یه کاری بکنن دیگه، ما که گرفتاریم البته درست میگین ... احساس مسوولیت هم اصلا نداریم !! یعنی نمی خوایم که داشته باشیم چون این طوری راحت تریم ( باز رسیدیم به راحت طلبیمون )
  6. Mitra

    شعرهای لعنتی ...!

    لـعنــت ... به تمام کساني که تو نيستند ولی عطر تو را می زنند ...
  7. فدات :flowerysmile: عنوان تاپیک خیلی جالبه ... آره عزیزم حق با توئه، اما اینم در نظر داشته باش واسه خودمون هم هست، نه این که فقط بخوایم بگیم ما تلاش می کنیم برای آیندگان ... همین الان یه سری مسائل هس که اگه به موقع به دادشون نرسیم یقه ی خودمونو میگیره و خفتمون می کنه ... بعد دیگه نوه ای هم نمی مونه مثل همین قضیه ی بیماری مشترک بین انسان و حیوان باغ وحش ارم یعنی واقعا این قدر خودخواه شدیم که به تغییراتی که رو خودمون هم اثر میذاره بی تفاوتیم ... مهمه واسه هممون، اما هیچ کس اهمیت نمی ده به بهانه ی گرفتاری، چون همه فکر می کنن همیشه 1 نفر هس که به فکره، همون کارا رو درست می کنه دیگه، بیخیال ...
  8. Mitra

    Insect's Room '-*_*-' House Of Spam

    Hey Guys I Suggest U To Come Here We Can Speak On a Certain Subject and Learn To Be BetteR :flowerysmile:
  9. Mitra

    مشاعره با اشعار و ترانه های انگلیسی

    اوهوم، فکر خوبیه ... پس صدای آخر رو رنگی کنیم که کسی که بعدا میاد و نمی دونه اشتباه نکنه :girl_yes2: Don't wanna kiss, don't wanna touch. Just smoke my cigarette and hush. Don't call my name. Don't call my name, Roberto Lady GaGa - ALejaNdRO
  10. Mitra

    مشاعره با اشعار حافظ

    ای آفتاب جوشــان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
  11. Mitra

    مصرع دوم را بنویس...

    دل سرا پرده محبت اوســت ديده آيينه دار طلـعت اوست ــــــــــــــــ ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
  12. Mitra

    مشاعره با کلمه پیشنهادی

    این تطاول که کشید از غم هجران بلبل تا سرا پرده گل نعره زنان خواهــــد شد گیسو ...
  13. Mitra

    مشاعره با اشعار شاعر پيشنهادی

    دوســت می‌دارم من این نالیــدن دلسوز را تا به هر نوعـی که باشـــد بگذرانـــــم روز را شب همه شب انتظار صبـح رویی مــی‌رود کان صباحت نیست این صبح جهان افروز را مولانا
  14. Mitra

    مشاعره

    تو مپنـدار که خاموشــی من هست برهان فراموشـی من
  15. Mitra

    مشاعره با اشعار و ترانه های انگلیسی

    Even the seasons change Our love still stays the same
  16. Mitra

    songs , lyrics

    Money, money, money, money Love is just a history that they may prove And when you're gone i'll tell them my religion's you When punk-tius comes to kill the king upon his throne I'm ready for their stones I'll dance, dance, dance With my hands, hands, hands Above my head, head, head Like jesus said I'm gonna dance, dance, dance With my hands, hands, hands Ands above my head, dance together Forgive him before he's dead because I won't cry for you I won't crucify the things you do I won't cry for you See when you're gone, i'll still be bloody mary We are not just art for michaelangelo to carve He can't rewrite the argo of my furied heart I wait on mountain tops in paris cold Je veux mourire tout seule I'll dance, dance, dance With my hands, hands, hands Above my head, head, head Like jesus said I'm gonna dance, dance, dance With my hands, hands, hands Ands above my head, dance together Forgive him before he's dead because I won't cry for you I won't crucify the things you do I won't cry for you See when you're gone, i'll still be bloody mary Gaga, gaga, gaga, gaga Gaga, gaga, gaga, gaga Dum dum da da-da Dum dum da da-da, da-da-da da-da Dum dum da da-da Dum dum da da-da Dum dum da da-da, da-da-da da-da Dum dum da da-da I won't cry for you I won't crucify the things you do I won't cry for you See when you're gone, i'll still be bloody mary Money, money, money, money
  17. برنامه ی اداب فلش پلیر رو سیستم من نصبه، این مشکل رو فقط با فایر فاکسم که ازش استفاده می کنم دارم، با مرورگر اکسپلورر که میام درسته مرسی از هر دو یعنی راه دیگه ای نداره دیگه ؟
  18. سلام منم دقیقا مشکل afa جان رو دارم... رو این لینکای شما میرم اصلا بازشون نمی کنه مینویسه The connection has timed out روی خود CLick Here To download plugin هم کلیک می کنم بعد یه مدت مینویسه Adbob Flash Player با چند تا عددش جلوش failed قبلن این طوری نبود از وقتی ویندوز دوباره نصب کردم این طوری شده ... اگه میشه راهنمایی کنید مرسی :flowerysmile:
  19. این کاراشون هیچ نتیجه ای نداره جز دین ستیزی، که خدارو شکر تا الانم موفق بودن خدا همچی تو اون دنیا حالشونو بگیره که چرا با این کاراتون ایمان مردمو کم کردین و دل زدشون کردین که حالشو ببرن خداییش بعضی از این بالاییا که دیگه اصلا مشکل نداره حجابشون، مشکل دارن اینا هم:w00: اما به نظرم این کارا همش از سر بیکاریه، مردم با چادر چاقچولم بیان بیرون، باز اینا به یه چیزی گیر خواهند داد، مطمئن باشید ... در ضمن آقایان زورگوی این مملکت: حکومت با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه
  20. Mitra

    لحظه های تکراری زندگی

    منم واسم پیش اومده زیاد :w16: واسه من اصلا هم حس بدی نداره بر عکس یه حس مرموزناکی داره که جالبه :girl_in_dreams: معمولا هم تصویر واضحی ندارم از این که دقیقا قراره چه اتفاقی بیفته، مثه این که نوک زبون ذهنم باشه که قراره چی بشه و وقتی اون اتفاق میوفته میگم آره دقیقا همین بود بچه که بودم میگفتم مثلا مامان چرا دوبار میگن همه بعضی چیزارو بهم میگفتن اینا رو قبلا تو دنیای زر دیدی، یه دنیایی که قبل از اینکه به دنیا بیای خدا همه زندگیتو و آخرت و عاقبتو نشونت داده بعد ازت پرسیده حالا با این اوصاف میخوای بری دنیا؟ تو هم قبول کردی منم همیشه با خودم میگفتم پس چرا دزدا و قاتلا که می دونستن آخرت و عاقبتشون بده قبول می کنن آره دقیقا همینه، بهش آشنا پنداری هم میگن ... خیلی پیچیده تر از فقط یه خواب صادقانس، من قبلنا یه مقاله ازش خوندم اینجا اگه خواستید بخونید دژاوو سه نوع اصلی داره : 1- Deja Vecu یا (‘already experienced’ or ‘already lived through’) قبلا تجربه اش کردیم 2- Deja Senti یا (‘already felt’) قبلا حسش کردیم 3- Deja Visite یا (‘already visited’) قبلا دیدیمش به نظرم واسه من که هر سه تا با هم، قروقاطی تو یه اتفاق، اتفاق میوفته
  21. نوشته ی خود خانم مژگان جمشیدی از وبلاگشون : یاسر عزیزم، همسر وفادار و دوست داشتنی ام ،ای مهربان ترین ! چهار سال قبل که برای اولین بار در نخستین همایش تجلیل از خبرنگاران محیط زیست با تو آشنا شدم هیچوقت تصور نمی کردم روزی برسه که با تو ازدواج کنم و روزی برسه که تو را از دست بدهم. همون روزها بود که من بعد از سالها زندگی و فعالیت اجتماعی برای اولین بار عشق را از پشت نگاههای معصومانه و نجیبانه تو خواندم . اما قبل از اینکه رنگ عشق رو توی چشمای قشنگت ببینم ، دریافتم که از نظر فکری تا حد زیادی با تو وجه مشترک دارم . من دغدغه محیط زیست داشتم و تو هم مثل من و حتی بیشتر از من ! از همه مهمتر اینکه تو اولین کسی بودی که هرگز من رو به خاطر اینکه محیط زیست دغدغه زندگی ام شده بود ، سرزنش نکردی. واپسین روزهای خرداد ۸۶ بود که تو رو برای اولین بار دیدم و بهانه همصحبت شدن ما هم توی اون همایش چیزی نبود جز موضوع آبگیری سد کارون ۴ و نابودی ۲۲۰۰ هکتار از جنگل های بلوط و شهرک سازی در قلب منطقه حفاظت شده البرز مرکزی شمالی در بخشی از شهرستان کجور. در کمتر از یک ماه پیگیریهای تو و کانونی که تو مسئولیت اش را عهده دار بودی باعث شد تا جلوی ساخت وساز در جنگل های کجور گرفته بشه. و من همین جا بود که فهمیدم تو هر انچه اراده کنی به دست می آوری. یاسر عزیز و مهربانم، وقتی برات از کمالات شهید شاهکو محلی و اولین سالروز شهادت او گفتم تو اکیپی از بچه های کانون رو به گرگان بردی تا یاد این شهید گرانقدر رو گرامی داری . روزها و ماهها گذشت و پیوند کاری و مطبوعاتی ما ادامه یافت تا اینکه سرانجام عشقی که آخرین روزهای تیر ماه ۸۶ در دل من و تو و با تفعلی که به حافظ زده بودی ، ایجاد شده بود و هیچ کدوم جرات بیانش را نداشتیم سرانجام عیان شد و تو به من پیشنهاد ازدواج من دادی. عزیزم، حالادیگر وقت آن رسیده بود تا آرامش را در سایه وجود تو پیدا کنم و با عشق به تو دل نگرانی های روزمره ام را دور بریزم و برای دلتنگی های عاشقانه ام چاره ای بیاندیشم و در کنار تو و با حمایت تو آن چه را انجام دهم که پیشتر قادر به انجام آن نبودم . ما مکمل هم شده بودیم و هر روز در حال تکمیل کردن وجود همدیگر و توانمندی های همدیگر بودیم. تو همسری می خواستی که روابط اجتماعی گسترده ای داشته باشه و مستقل و محکم روی پای خودش بایسته و سرگرمی اش طلا و جواهر و لباس و پودر و ماتیک نباشه . تو همسری می خواستی که دغدغه های تو براش مهم باشه و شنونده حرفا و درد دلهات باشه . و من نیز همسری می خواستم که صداقت و وفاداری و نجابت و عشق به طبیعت وطن بزرگترین ویژگی اش باشه. با هم درس خوندیم و دانشگاه قبول شدیم اما اجل حتی مجال نداد تا پایان نامه کارشناسی ارشدت را به اتمام برسانی. دو سال و دو ماه زندگی مشترک با تو به من چیزهای زیادی را آموخت و هر روز بر وسعت عشقم به تو افزود. اما افسوس، افسوس که روزگار و تقدیر و سرنوشت اجازه نداد تا بیش از این با تو باشم . یاسر عزیزم ، همسر وفادارم نمی دونم چرا باید در اوج جوانی و در حالی که هزاران هزار آرزو داشتیم از هم جدا می شدیم . کاش به شیوه زمینی از هم جدا می شدیم ولی تو هرگز پر نمی کشیدی. صبح روز دوشنبه ۲۰ تیر ماه وقتی برای خاکسپاری مادربزرگ ات روانه بهشت زهرا شدیم به من گفتی داغ جوان خیلی تحملش سخته اما ۱۴ ساعت از این حرفات نگذشته بود که چنان داغی بر دل من گذاشتی که داره منو از پا در میاره . عزیزم ، تو که بی وفا نبودی، تو که رفیق نیمه راه نبودی، تو که در صحت و سلامت کامل بودی ، اما نفهمیدم یک دفعه چی شد که توی آغوش خودم نفس ات افتاد. حالا من موندم و یک داغ بزرگ که سر دلم بدجوری سنگینی میکنه و داره منو می سوزونه ، ۵ شبه که ندیدمت و هر روز که میگذره تازه دارم می فهمم چه گوهری رو از دست دادم. امام رضا رو قسم دادم که تو برت گردونه اما نشد که نشد! به همان امام حسینی که تو قصد زیارت به حرمش رو داشتی، قسم دادم که تو رو نجات بده اما در کمتر از ۴-۵ دقیقه توی بغل خودم و د رحالی که از عشق سخن می گفتیم پرکشیدی . خدایا ! راضی ام به رضای تو ! اما من با این همه دلتنگی چه کنم؟؟؟ خدایا چه کنم من؟ صحنه جون دادن عشق ام اون هم توی بغل من هر ثانیه جلوی چشممه و داره منو از پا در میاره. یاسر عزیزم، بیا به خوابم و دستهایم را بگیر و بر شانه هایم از مهربانی هایت بباران. بیا و بهم بگو چرا رفتی؟بیا و بگو چرا ترکم کردی و من بدون تو چه کنم؟ بیا و بگو ازم راضی هستی ؟ خدایا کمکم کن تا بتونم تحمل کنم . خدایا به من بگو چرا مشیت الهی بر این بود که یاسر منو توی سن ۳۲ سالگی ازم جدا کنی ؟ خدایا بی قراری دلم را آرامشی سبز عطا کن و مرا در ادامه این راه دشوار که زندگی بدون یاسر است یاری کن . مرا به حال خود رها مکن و بگذار دوباره بایستم تا با کمک این همه دوست و یار خوب که در این ۵ روزه شریک غم ام شدند ، آرزوهای یاسرم را براورده کنم. از همه دوستانی که در این مدت همراه دل شکسته ام شدند ممنونم و پوزش می خوام که نتونستم به تک تک ایمیل ها و اس ام اس ها و کامنت ها و همه آنهایی که در مراسم خاکسپاری و ختم یاسرم شرکت کردند پاسخ بدم.
  22. او ( مژگان جمشیدی ) نوشته که یاسرش را هنگامی که نیمه شب در آغوش داشته از دست داده...دیگران نوشته اند که صبر پیشه کن....چه داستانی و چه انتظاری...این کجا و آن کجا؟ این یکی عظیم است...داستانی بس عظیم و خارج از توان... این یکی عظیم است و خارج از تصور قدرت بشر....برای مژگان جمشیدی چه میتوانم آرزو کنم که او را آرام کند....و عجب همنوایی و همدمانی عجیبی است فوت یاسر و نمایشگاه محیط زیست....این تقارن...این جوانمرگی....درد از آن ِ اوایل قصه است...اشک از آن ِ اوایل قصه است...زاری از آن ِ اوایل قصه است....این اول قصه است...افسوس و دریغ و درد و رنج حالا حالا ها ادامه دارد...برای من...برای ما.... و بیش از همه برای مژگان جمشیدی عزیز.... یاد یاسر عزیز گرامی....راهش پایدار... نوشته شده توسط: محمد رضا ( پژمان ) نوروزی
  23. Mitra

    مشاعره

    یکی از عقل می لافد، یکی طامات می بافد بیا کاین داوریهـــــــا را به پیـــــش داور اندازیم
  24. Mitra

    دلتنگستـان

    چقدر دور تر از احساسم ایستاده ای ... از این فاصله، تو حتی صدایم را نمی شنوی چه برسد به دلتنگی!
  25. Mitra

    ► Street Talks ◄

    never been better بهتر از این نمیشه I'm StuCk in My Office پیشرفت نکردن Leave Someone High and Dry کسی رو قال گذاشتن To Split Ur Side=To piss your Self a Laughing=To Laugh Very Hard از خنده روده بر شدن
×
×
  • اضافه کردن...