شــاروک 30242 ارسال شده در 25 تیر، 2013 من دلـــــــــم یه تپــــــــــــــــه محبت میخــــــــــــــــواااااااااااااااادددد :cryingf: 22
هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 25 تیر، 2013 به وضوح دارم میبنم که بعضی ریس ها خیلی خیلی بیمارند و خیلی خیلی باید مواظب بود تا درگیر بیماریشون نشد.بیماری که از یک پست سازمانی به نام میز ریاست سرچشمه گرفته و کم کم ازادی و انسانیت ، آدم و اطرافیانش را فلج و نابود میکنه. 17
H O P E 34652 ارسال شده در 25 تیر، 2013 واااااااااااااای خیــــــــــــــلی خوشحالمممممم :hapydancsmil: از صبح نشستم برای پایان نامم یه پوستر 50*150 درست کردم خیلی ناز شدههههههه :hapydancsmil: اصن دلم نمیاد ببندمش همش دارم نگاش می کنم :hapydancsmil: 17
not found 16275 ارسال شده در 25 تیر، 2013 امشب بعد از 2ماه درد کشیدن آروم گرفت خوابید. حق داری عزیز حق داری بیخیال زجه های مادرت پشت خمیده پدرت بیتابی خواهرت بی کسی همسرت و گریه های بی امان دخترک 6ماهه معصومت بیخیال این همه گریه و زاری آروم بگیر بخواب حق داری .... به آسمونم که نگاه میکنم بازم مهتابیه لعنت به این شبای مهتابی سلام منم برسون:icon_gol: 20
hakan_68 2446 ارسال شده در 25 تیر، 2013 اينجا گرگهاهم افسردگي مفرط گرفته اند.ديگر گوسفند نميدرند.به ني چوپان دل ميسپارندوگريه ميکنند 7
هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 25 تیر، 2013 راستش چند روزیه حالم خوش نیست . نمیدونم چرا؟! شاید نمیخوام بدونم. خوش نیست دیگه . امروز تلخ از سرکار برگشتم خوابگاه، با لباس کار نشستم رو تختخواب، بعد دراز کشیدم. بعد چشامو بستم خوابم برد. تا اینکه گوشیم زنگ خورد. خشک و سنگین جواب دادم. خواهرم بود. کلی حرف زد ولی جمع بندی حرفاش این بود که چرا دیشب و صب که خونه شون بودم مسواک نزدم بعد خیلی تاکید کرد حتما فراموش نکن شبا مسواک بزن صب هم حتی اگه دیرت شده باشه بازم بزن. گفتم چشم گفت حتما بزنیا گفتم بازم چشم بعد رفتم یک ساعت زیر دوش نشستم . به مردن فکر کردم به مرگ نهایتا حس خوبی داشتم که خواهرم نفهیمده بود دیشب غمگین بودم شدید. 8
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 25 تیر، 2013 نميدونم اينكه خواهرم ميگه خوش بحالت كه انقدر خونسردي،خوبه يا نه؟! 11
hasti1988 22046 ارسال شده در 25 تیر، 2013 اینم عکس گلم بعد اینکه از یخچال بیرون اومد و رفت پیش گل یاسمن نشست ... ولی خیلی بوی خوبی داشت و این شاید یه نشونه دیگه ازینکه همیشه ظاهر چیزی،کسی،موجودی نشوندهنده باطن اون نیست.... 16
دختر باران 18625 ارسال شده در 25 تیر، 2013 مرا بازیچه ی خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را نسیم مست وقتی بوی گل می داد حس کردم که این دیوانه پر پر می کند یک روز گل ها را! خیانت قصه تلخی ست اما از که می نالم؟ "خودم" پرورده بودم در حواریون یهودا را خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را! کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟! نمی دانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را! چه خواهد کرد با ما عشق؟! پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را شعری از فاضل نظری.خیلی خوشم اومد.گذاشتم اینجا 10
هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 25 تیر، 2013 اینم عکس پرنده های پشت پنجره که هر روز صب به هوای صبحونه میان 23
Mina Yousefi 24161 ارسال شده در 26 تیر، 2013 بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام این کلمه است... خوبم 12
One gear 7070 ارسال شده در 26 تیر، 2013 قــــــــــربونت برم خـــــــــــــداجونم... خودت خسته نشدی اینقــــدر هر روز از اون بالا زندگی تکراری و کسل کننده ی ما رو تماشا کردی؟! یه تنوعی بده لطفا... اگه حسشو نداری خب کات بده اینقد الکی دور خودمون نچرخیم... 9
ایلین1366 5544 ارسال شده در 26 تیر، 2013 چقدرسخت است که لبریز باشی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نباشد... 9
sadafv 6584 ارسال شده در 26 تیر، 2013 بلاتکلیفی تو فکر کردن هم سخته ها ... احتمال 50/50 هم چیز بدیه ... آدم نمی دونه خودشو واسه چی آماده کنه! 7
pesare irani 41805 ارسال شده در 26 تیر، 2013 عجبا من این وسط هویج ام برا زن اینده ام که حضور خارجی نداره بیشتر از من هدیه رسیده جالب تر اینه که برا بچه اینده ام هم م م م م اومده 10
ارسال های توصیه شده