رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

وارونه که به دنیا نگاه میکنی همه چیز اویزان است اما انگار خودت داری فرو میری تو زمین...وارونه دنیا هم به درد ما نخورد

  • Like 10
ارسال شده در

چقدر خسته ام، چقدر تنهام، درست لحظه ای که تمام توانمو جمع کردم برای یه تغییر و تحول اساسی و مثبت همش خرج اندوه درد دنیا شد. شکر

  • Like 10
ارسال شده در

مرغ مینای من "نَر" بود ؛

سگ همسایه مان نیز !

و طوطی مادرم !

 

نگاه کن ؟ در اطرافم نر زیاد میبینم:

پسر همسایه ،

همکلاسی هایم !

استادم !!

و تو ... !؟

 

میبینی؟! نر بودن کار سختی نیست، حتی از حیوانات نیز برمی آید!

 

"مرد" کمیاب شده است . . . . . .

  • Like 12
ارسال شده در

همه به من ارجحیت دارن.... همه...

 

آدم دلش میشکنه خو...:hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در

با کلی ذوق و شوق تولد و بابامو بهش از صبح تبریک نگفتیم تا شب براش جشن بگیریم :banel_smiley_4:یه انسان زهلم گتمیش با یه اس ام اس که همین 2ساعت قبل بهش زده همه چی رو لو داده:banel_smiley_4:

  • Like 13
ارسال شده در

خدایاااااااااااااااااا شکرتــــــــــــــ حال اجی نرگسم خوبه :hapydancsmil:

خدایا میسپرمش دست خودت ، خودت حفظش کن :hanghead:

  • Like 10
ارسال شده در
:hanghead:
  • Like 9
ارسال شده در

در حد مرگـــــــــــــ از تبعیض متنفرم :hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در

چه دلگيره اينجا

دلتنگم ازين بيداد

دلتنگم ازين فرياد

دلتنگم از اين غريبه

دلتنگم ازين آشنايان

ولي بخيالش

درجا راحت باش

  • Like 10
ارسال شده در

شاید برای مهربانی وقت کم بیاید...دم را غنیمت شمار

  • Like 10
ارسال شده در

بايد كم كمك

بار سفر بربست

بايد هجرت كرد

هجرتي از جنس وداع

وداعي از جنس دلتنگي

دلتنگي از جنس دل شكستن

و دل شكستني از جنس سوخته دلان

  • Like 9
ارسال شده در

این روزا کار زیاد دارم.....وقتشم دارم!!!ولی حوصلش ندارم!!!:ws37:هر چیم میخورم سیر نمیشم:ws28:.عجب روزایی دازه این بهار...

  • Like 8
ارسال شده در

چه روز مضخرفیه امروز:whistles:

  • Like 4
ارسال شده در

صدای دولت زندگی می آید

. . .

  • Like 9
ارسال شده در

یه چن باری تو گاهنوشته ها رفتم تو نخ استاد پیرهاید:whistle:

همیشه متنای قشنگشونو میخونم :w16:

نتیجه ===> فقط از کسایی تشکر میکنن که متن ادبی تو گاهنوشته بنویسن(قابل توجه طرفدارانشون) :whistle:

  • Like 7
ارسال شده در

Alejandro گذاشته ايم و يك چيزهاي درهم برهمي را كه از آهنگ حاليمان ميشود ميخوانيم و تلقين ميكنيم كه معناي تمامي كلماتش را ميفهميم و ميدانيم حتي اگر فرانسوي باشد!

حس ميكنيم از اعماق ِ وجودمان ميخواند و باور درونيمان را كه دارد ذره ذره دود ميشود،اوج ميگيرد و محو ميشود؛ به رويمان نمي اورد...

ما اما دلمان ميخواهد عمق ِ بي خيالي ِ صدايش را بكوبيم توي صورتش و بگوييم به جهنم..

به جهنم كه دود شد...

  • Like 8
ارسال شده در

حکایت این روزهای من مانند کسیست که چیزی گم کرده است یا در گذشته ای دور جا گذاشته است...

ولی اصلا دوست ندارد پیدایش کند...همان خاطراتش کفایت میکند تا رویارویی با تغییراتش.

  • Like 10
ارسال شده در

شاید برای نبودن کمی دیر شده است.

اما بودن،دردناک است.

 

  • Like 9
ارسال شده در

من دیگه توبه کردم با دوستام هم گروه نمیشم:w16:

  • Like 12
ارسال شده در

انقد اعصابم خوووورده که حد نداره...

 

انقد امروز توو کتابخونه گریه کردم که ...حالت تهوع گرفتم!

 

باز خوبه کتابخونه خالی بود وگرنه آبروم میرفت!....

  • Like 10
×
×
  • اضافه کردن...