roozbeh ameri 8439 ارسال شده در 15 مهر، 2016 تو در هوای منی پای رفتنم لنگ است ببین چگونه زمین با هوا هماهنگ است چه عاشقانه دچار همند دلهامان دلت گرفته برای منو دلم تنگ است 6
آرتاش 33340 ارسال شده در 15 مهر، 2016 لازمه ی بعضی وقتا بلند بگی تا تمام وجود بشنوه که من راضیم ازت "خودم":w16: غوغا کردم این مدت 7
Lean 56970 ارسال شده در 15 مهر، 2016 تنها ایدئولوژی قادره انسان رو به مرحله ای برسونه که از کشتن کودکان هم احساس رضایت کنه 5
Lean 56970 ارسال شده در 15 مهر، 2016 چقد خوبه این متن مرسی مهدی رفسنجانی عزیز این چند صفحه گاه نوشته آخر خیلی برام جالب بود ...نوشته های هستی 1988 مهدی leanآریودخت ..مینا یوسفی ..جاست مکانیک ...نسیم .خلاصه ببیشتر اونا که یه مدت خیلی کمتر می اومدن اینجا ...من حس میکنم یه روزی دوباره هستی خانوم یه طوفان فکری راه میندازه ...مهدی لین هم یه بحث جنجالی آریودخت بازم توی کلاسای درسی انجمن باهمه شیطنتش همین شکلی :mrsbeasley:پا میشه هی صدا میزنه آقا اجازه ..آقا اجازه ..ما یه چیزی بگیم بازم جاست مکانیک میاد توی اندرحکایت نواندیشان باقلم ادبیش مطلب میزاره ...نسیم هم خیلی خونسرد و شاد همینجور تو بیشتر تاپیکها بچه هارو با یه تیکه طنز وجدی همراهی میکنه ....دختر بارونم باز میاد وکلاس فتوشاپ می زاره ...sepid*میاد ..iranpgمحیط زیست میاده ساکت وآروم ..ستاره بلو ..فرنوش خادمی ....حمید مهرآذین بازم حرف براگفتن داره میاد ....مینا یوسفی هم باز میاد اما مثل همیشه کم حرف ...دنیز یا همون آرام هم باز میاد ومجانی بچه هارو ویزیت میکنه ...سمانه وبینام هم میان واز محیط زیست دفاع میکنن ..ساغرو آقا مجید از بروبچ برق میان ...وخلاصه باز تا اینا میان برقا میره ...تمنا میاد مثل همیشه بیشتر خوشحال وکمتر دلگیر ...گندم وآرزوهم که هیچی دیگه مگه میشه نیان وقانون مدنی رو شرح ندن تو این اجتماع بروبچ .خانوم مهندس سان شین میاد ..اصلن خدارو چه دیدی شاید میم شیمی هم بیاد با یه آزماشگاه بزرگ شیمی ..اونم تو حیات خلوت حرفاش .....سهند مهربون میاد ...آتنا میاد ...مهندس مهدی برای کاشت خوبی تو ذهن بچه هامیاد ..مریم زارع ..مریم 39.وBrightness میان.....آقای محمد عارف میاد وباز صدای بچه ها به خوشحالی درمیاد بچه ها ممد اومد ...صبا هم بازم با با یه عالمه خبرای داغ میاد ...مهناز که ماشا ...بیشتر وقتا به عنوان کاربرنمونه است میاد ونمیزاره بروبچ تنهایی انجمن رو بهم بریزن ..واونم کمک میکنه ...آرتاش میاد ..nycامیر هم میاد ..اوه راستی پروشات هم میاد ...بی حاشیه وتو لاک خودش ...dermy girlو وینا وraz razمیان ..سوده میاد باهمون سروصدای طنز کودکانه اش ...سارافشار میاد ..مریم خانوم تازه عروس انجمن میاد ..یاسر میاد ...با دوستش ....سلامت میاد اونم با یه کوله بار انتقاد از دوستاش ..ایمان میاد ...sf میاد ...شقایق و سپید کاربرای خیلی خوب وقدیمی ومهربون میان ..خلاصه همه میان ...اما میدونید من از چی ناراحتم ؟؟اینکه اون روز که همه میان من نیستم بهشون بگم خووووووووووووووووووووووش اومدید چیه فک میکنید سرکاری بود ..؟؟خو یهویی یاد همه افتادم .. به نظرم اینجا فقط یه نفر عذر موجه داره نیاد ..اونم کاربر همیشه ماندگاره ...کامیار ...بقیه یه روز میان ..خیلی شاد ....روبره راه وسرحال ..اونم با موفقیتهاشون ... 7
masi eng 47045 ارسال شده در 16 مهر، 2016 حرفای قاصدک ب دلم نشست.. ممنونم ایلیای عزیز روز خوبی رو همه داشته باشید .. ایشالله روز منم خوب باشه... امروزهمه چی خوب پیش بره صلوات 7
Lean 56970 ارسال شده در 18 مهر، 2016 معذرت که اینجا اعلام میکنم ولی جایی بهتر از ینجا که اکثر بچه ها ببینن نیست بدينوسيله به اطلاع ميرساند ثبتنام سومين آزمون استخدامي مشترك فراگير دستگاههاي اجرايي كشور براي جذب مجموعاً 19251 نفر در 12 دستگاه اجرايي و 68 دانشگاه از مجموعه دانشگاههاي علوم پزشكي از تاريخ 1395/4/28 از طريق سايت سازمان سنجش آموزش كشور به نشاني برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام آغاز خواهد شد. لذا از متقاضيان واجد شرايط براي شركت در آزمون مذكور دعوت بعمل ميآيد بمنظور كسب اطلاعات و جزييات مربوط به رشتهها و شغل محل استخدام هريك از دستگاههاي اجرايي و همچنين دانشگاههاي علوم پزشكي به دفترچه راهنماي ثبتنام و شركت در آزمون استخدامي كه از تاريخ 1395/4/28 برروي سايت سازمان قرار داده خواهد شد مراجعه نمايند. ضمناً تاريخ و نحوه دريافت كارت ورود به جلسه و برگزاري آزمون كه در شهريورماه خواهد بود در دفترچه راهنما اعلام ميگردد. 11
S.F 24933 ارسال شده در 18 مهر، 2016 درود دوست من، حتما تا الان متوجه شدی ک، بدبختی ها و مشکلات و نکاتی ک ما منفی می نامیم؛ بزرگتر و پر رنگ تر از شادی ها هستن... هدف من به اشتراک گذاری حال های خوب ه. باهم خوش نویسی کنیم به خط دل! ازخودمون خوشی و نیروهای مثبت ساطع کنیم. پیشنه من طوری هست ک تو این چندین دهه زندگی، از مرگ عزیزترین نفرات تا شادی های زیبا رو تجربه کرده باشم، البته چ بسا رنجهای شما صعب تر بوده و شادی های تون عمیق تر... اما میخوام باهم بریم ب جایی ک لحظه ای تنها باشیم و فکر کنیم: کیهان، مجموعه از بی مثال از رقصی زیباست. ذره های بیشمار در بیمشار، انواع تعینات و صورت ها؛ در حال حرکتهایی هستن بس شگرف... چقدر مشکلات ما، زیبایی ما، دانش ما، خوشی های ما، و چ و چ وچ .... چ قدررررر کوچک و هیچ در هیچ ه. دنیا همه هیچ وکا دنیا همه هیچ... ای هیچ تو بیهوده براین هیچ مپیچ بیایید این چند صباح زندگی رو، لم بدیم، از خوشی هامون بگیم؛ از نیکویی چ بسا همه رنج و مشکلات خاص خودشون رو دارن. شاید چند خط نوشتن غم رو سبک تر کنه، اماشادی نویسی، توان شادی رو زیاد میکنه ک ب خودمون بازمیگرده. 21
آرتاش 33340 ارسال شده در 19 مهر، 2016 سیستم استادای خارج ایران(نه همه شون)چقدر با ما فرق داره اصا آدم رغبت نمیکنه اینجا بخونه درسشو والا چیه آخه به طرف میگی استاد یخورده(خارج مطالب کلاس)بهم یه چی یاد بده میگه یه مقاله بنویس بعد یادت بدمانگار با ماشین حرف میزنه درسته میگن کالا در مقابل کالا اما خو آدم خوب تحصیل کرده به قول خودت جز 10 نفر اول ایران تو معماری این چه طرز رفتاره اخه خودمونم اینجوری نشیم صلوات 13
Just Mechanic 27858 ارسال شده در 19 مهر، 2016 چندی پیش یه مهندس رومانی اومد و با ما همکار شد حالا نه که ما خیلی انگلیسیمون خوب بود(:icon_pf (34):) رفیق شدیم و خلاصه شروع به کار ما همون اول با اعتراض این همراه بود ایشون یکم مهندسی شده و بر اساس اصول کار میکرد حالا از اون ور ما همش سمبل کاری و ماست مالی یه جا حین یه مشکلی پیش اومد که باید کل مسیر تخریب میشده و از اولدوباره کار میشد یکی از مهندسا به کارگرا گفت همینو جمعش کنید تا ندیدن بره پی کارش این مهندسه از دور دید دااااااااد میزد نکنییییییییییید اشتباه گند زدین به مسیر کارگرا به فارسی گفته بودن داریم ماست مالی میکنیم ردش کرده بودن اومد پیش ما که قدیمی تر بودیم که اینا اشتباه دارن کار میکنن بهشون میگم میگن "ماست مالی" میکنیم یکی از مهندسا که انگلیسیش گازوئیلی بود بهش گفت: no problem it is mastmalizishen الان این هرجا گند کاری میبینه کارگرا رو صدا میزنه میگه ماستمالیزیشن:icon_pf (34): کارگرا هم ماستمالیزیشن میکنن خارجیا هم استعداد خوبی برای اینجور کار دارن فقط آب نیست که شنا کنن:ws28: بیچاره مهندس رومانی فک میکنه ماست مالیزیشن یه اصطلاح علمیه 14
Lean 56970 ارسال شده در 19 مهر، 2016 این تنفر از پرچونگی آخرش منو می کشه عزیز من کوتاه مفید مختصر حرف بزن 10
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 20 مهر، 2016 چرا فردا نباید از ۵ صبح چیزی بخورم؟ حتی آب؟ دکتر Kim میگرن اومد سراغم تقصیر خودته :icon_razz: * همش دارم فکر می کنم امشب برم ورزش, بعدش سالاد بخورم؟! 5
Tamana73 28837 ارسال شده در 21 مهر، 2016 +دستامو برای دلداری دورش پیچیدم و گفتم:اونم عاشق میشه... مطمئنم! ـ پاشو کوبید زمین و گفت:نمیشه....! +گفتم :این آدمایی که ازکنارمون میگذرن رو میبینی؟ ـ گفت:آره...! +گفتم:همشون یا عاشقن....یا عاشق میشن.قسم به هر مقدسی که قبول داری میشن! باورکن همه ما آدما تو یک لحظه دلمون نخ کش یه نگاه...یه صدا...یه لبخند...یه هرچیزی که بگی میشه.یکی ممکنه تو جهارده سالگیش دلش زخمی بشه....یکی تو هفتاد و پنج سالگی...یکی تو اولین روز از دو رقمی شدن سنش...یکی حتی شاید دو ساعت قبل مرگش!به هر مقدسی که بگی قسم میخورم که یه روز خاص تو زندگی هرکس هست که اون روز یه تیکه از خودشو برای همیشه گم کرده...یه روز خاصی هست که یه نفر خاص توش پا گذاشته و هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه...مثل لک آب انار روی پیرهن سفید همیشه جاش میمونه! ـ گفت:اون عاشق نمیشه...خودش میگفت.میگفت عشق برای بچه هاست! +گفتم:به حرفایی که آدما میزنن نمیشه اعتماد کرد....باید قلبشون ببینی...اختیار قلب هم که دست خود آدم نیست....هرغلطی بخواد میکنه...ممکنه به روت نیاره...اما یه روز سربه راه یکی میشه...ممکنه خودت قبول نکرده باشی عاشقی...اما سال ها بعد وقتی تو چهل سالگیت داری میری برای مراسم هجدهمین سالگرد ازدواجت کادو بخری...اسم مغازه هارو که از جلو چشمت رد میکنی چشمت روی یه اسم چند لحظه خشک میشه!قسم میخورم تمام آدم های شهری که میبینی چشمشون رو یه اسم خشک میشه! ـ به اسم مغازه رو به روییمون خیره شده و گفت:توچی...؟چشمت تاحالا روی اسمی خشک شده؟ +دستامو از دورش جمع کردم و دور تن خودم پیچیدم و گفتم:هوا گرم شد یهو یا من لباس زیاد پوشیدم؟؟؟پاشو بریم...گرمه.... "برشی از نوشته""هزارسیصد نودوپنج/چهار/سی و یک" عطیه 7
masi eng 47045 ارسال شده در 22 مهر، 2016 این ویروسه چیه جدید اومده بیچاره کرده منو.. از کارو زندگی مارو انداخته.. لطفا مواظب خودتون باشید.. توصیه های پزشکی بودااا 7
sam arch 55881 ارسال شده در 22 مهر، 2016 دست که دراز کردم برای برداشتن عشق... پدرم چشم غُره رفت... یادم آمد که قبل از مهمانی گفته بود... سر سفره که نشستی به اندازه ی دستت ظرف را بردار... . . . ظرفِ عشق در شعاعِ دست من نبود! 14
mahsa saraee 680 ارسال شده در 22 مهر، 2016 همیشه دلم میخواست واقعه آتشفشان رو از نزدیک ببینم بعد بیا واسه بقیه تعریف کنم?? بتون قول میدهم برم بالاخره یک روز میرم ولی نمیتوانم بتون قول بدم که داستان تعریف کنم?? آخه به یک منبع مفید نفت یا یک فسیل خفن واسه آیندگان شدم?????? 9
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 22 مهر، 2016 بیهوشی موقع عمل یکی از بهترین مدل خوابهایی بود که تا حالا داشتم. تنها دفعه ای بود که خواب ندیدم آخه :hapydancsmil: ولی گیج بودن و حالت تهوع بعدش خیلی بده 8
ارسالهای توصیه شده