vergil 11695 ارسال شده در 14 مرداد، 2014 چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی اما سال ها طول می کشه تا اینو بفهمی ؛ وقتی هم که آخر سر می فهمیش دیگه خیلی دیر شده و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر فهمیدن نیست ...! 13
maryam39 8211 ارسال شده در 15 مرداد، 2014 کلی نوشتم ولی بعد پشیمون شدم و پاکش کردم سکوت سرشار از ناگفته هاست... 8
sun-shine 7672 ارسال شده در 15 مرداد، 2014 چقدر هوا عالیه واسه قدم زنی و بیرون رفتن دو نفره ولی حیف که یه نفرش بیشتر نیس 11
- Nahal - 47858 مالک ارسال شده در 15 مرداد، 2014 یه زمانی هر چی می نوشتم نقل قول و نوشته کپی نزارین اینجا انگار نه انگار .بلاخره وقتی تاپیک رو برای دو روز بستم یاد گرفتن همه. 5
mani24 29665 ارسال شده در 16 مرداد، 2014 امشب، مي نشينم بالاي سر خيالت تا تو بخوابي. تا تو آسوده بخوابي. امشب، تا صبح نگاهت مي کنم. وقتي که مي خوابي، چقدر از هميشه معصوم تری! دلم مي خواهد چشم بدوزم به چشمان نازنينت، وقتي خوابي. دلم مي خواهد بنشينم کنارت، مراقب باشم که کسي، چيزي، صدايي، پرده ي نازک خواب لطيفت را پاره نکند. رويا مي بيني؟ ... چه زيبا لبخند مي زني توي خواب! چقدر چشمان زيبايت آرامش مي بخشد توي خواب! تو چقدر آرامي...! دلم مي خواهد هميشه از اين آرامشت قرار بگيرم. دلم مي خواهد قرار هميشه برقرار من باشی ... 8
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 16 مرداد، 2014 جدیداً برای من آدمها به دو دسته تقسیم میشن... آدمهای خیلی بی شعور و آدم های با شعور! 11
Just Mechanic 27854 ارسال شده در 16 مرداد، 2014 دیگر نمیکشم نه اینکه نکشیده باشم نیست به راه تو قرار جاست مکانیک 11
.sOuDeH. 16059 ارسال شده در 17 مرداد، 2014 انتخاب رشته سخت ترین کار دنیاست استرس همه وجودم رو گرفته 10
پیرهاید 10193 ارسال شده در 17 مرداد، 2014 عجیب نیست که تو را ندیده ام یک عمر تو چقدر مبتلا به دردِ خوب دیدنمی! شبیه باغبان برای شخم و هرس کمین نشسته برای فصل چیدنمی فرار می کنم از خود همیشه و همه جا تو میل من به فرار از خود ِ کپک زده ام برای تازگی ِ زخم های این کنکاش کمی ز اشک تو بر روی آن نمک زده ام ح.س 10
شــاروک 30242 ارسال شده در 17 مرداد، 2014 همه چی یه دفعه عوض شد ! اصن نتونستم بفهمم کی شد .... چجوری شد .... چرا شد !!!! ولی خوب بود .... شیرین بود ! واسه همتون این شیرینی و خوشی رو آرزو میکنم 15
سـارا 20071 ارسال شده در 18 مرداد، 2014 روزهای جدید زندگی من در راهند... خیلی جالبه؛ روزهای آخر سال 92 تصمیم گرفتم که 93 رو متفاوت بسازم ! متفاوت از تمام سالهای زندگیم.و همیشه هم اینو حس می کردم که امسال با همه سالهای دیگه فرق داره و قراره باهام مهربون تر باشه ! (برخلاف 92) از همون ابتدای سال ، یه در جدید به زندگیم باز شد ! و 93 شد همونی که من می خواستم ! با خوشی و شادی شروع شد و قرارم هست که ادامه داشته باشه... عالیه این حس 10
آریودخت 43941 ارسال شده در 18 مرداد، 2014 همیشه واسه ی من تشکر زدن توی این انجمن جالبه ... پای هر پستی و توی هر تاپیکی تشکر زده میشه حتی اگه اون پست و تاپیک موافق عقایدشون نباشه 6
maryam39 8211 ارسال شده در 18 مرداد، 2014 کاش اینجا بود و با هم میرفتیم بیرون کاش این حرفو میزد کاش برمیگشت کاش هیچوقت نمیرفت، هیچیو تغییر نمیده بجز اینکه بهترین روزای عمرتو با حسرت خوردن ازت میگیره وقتی که چند سال دیگه به این روزهام نگاه کنم نباید فکر کنم که اوج جوونیمو تلف کردم واسه چیزی که بود و نبودش دست خودم نبوده و نیست زندگی کردن با انتظار یه نوع شکنجه است. نمیخوام خود آزاری کنم خدایا شکرت واسه همه چیز 6
bahar91 939 ارسال شده در 19 مرداد، 2014 26 روز 26 روز مونده که من یکی از بزرگترین آرزوهام رو تحقق ببخشم تا این راه هم همگی هدیه خدا بوده که آورده شدم بقیه ش هم به خودش امیدوارم تو این 26 روز هیچ چیز نمیتونه من رو از مسیرم منحرف کنه خدایا در همه حال نیازمند یاری تو مهربان هستیم 13
sahar 91 9480 ارسال شده در 19 مرداد، 2014 به بعضی ها باید بگی انقدر لاف نزن که یعنی میشه بهت تکیه کرد و بهت امیدی داشت...باید بهشون بگی برو بابا تو دیوارم نداری که بشه روش یادگاری نوشت چه برسه به ... 13
Farnoosh Khademi 20024 ارسال شده در 19 مرداد، 2014 امروز تولدم بود. اول اینکه یه سورپرایز خیلییییییییی خیلییییییییییی بزرگ از دو تا از دوستای خوبم هستی 1988 و just mechanic داشتم. فکر نمیکنم هیچ وقت بتونم محبتشونو فراموش کنم.واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم.:icon_gol: و اما بعدیش تاپیکی بود که salamat عزیزم زد. و دوستانی که محبت کردن و پست گذاشتن. بخاطر همه چیز ممنونم. خیلییییییی خیلییییییی دوستون دارم و خوشحالم از اینکه شما ها رو در کنارم دارم.:vi7qxn1yjxc2bnqyf8v 14
ENG.SAHAND 31645 ارسال شده در 20 مرداد، 2014 دیروز سالگردمون بود خیلی کیف کردم از سورپرایزی که دخملام گندم و معصومه و اتنا و سایر بچه تو پروفم گذاشتن دعا میکنم تو عروسیشون بترکونم آذری لزگی جلو دخترام و دامادام همه گی بگین ایشالله 12
Lean 56968 ارسال شده در 20 مرداد، 2014 اصولا همیشه چیزی برای دلواپسی هست اصلا روزی بدون دلواپسی هم وجود داره؟ 13
پیرهاید 10193 ارسال شده در 20 مرداد، 2014 گاه نوشته ی امروز من ، ترانه ایست که تقدیم شما می شود نرو تو مال هیچکس نیستی تو دست من اسیری باز می گی با تو نمی مونم میگم با تو میشم آغاز هنوزم گیج حرفاتم،تو دل بستی به این تقدیر باید با تو بمونم من ، باید با تو بشم درگیر چی میخوای از وجود من تویی که شک بمن داری میشم همقد هر خواستت اگر چه چوبه ی داری خرابم میکنه این حال،خرابِ خوابِ بی خوابی مث رویاست اون لحظه که واسه من تو بیتابی نه رسم عشق تو اینه نه دنیا صاف و یکدسته من از عمرم پشیمونم تو از حرفای من خسته من اینجا زیر این طاقم غمم شاید که من شادم تو راه بودنت با من نه دست و پا که جون دادم نرو یک بار هم میشه من و اغقال حرفات کن شبیه قایم تو این ساحل منو مهمون دریات کن ترانه: حامد سرلکی ملودی: رضا کرمی گیتار بیس و گیتار :امیر سینکی تنظیم و میکس مستر :امیر سینکی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 13
ارسال های توصیه شده