nasim184 12256 ارسال شده در 5 آذر، 2013 چقدر خوبه وقتی کسی پیش بابات ازت تعریف کنه....در اون لحظه روی ابرا سپری مکنی... یعنی یه جورایی بابام به داشتن من افتخار میکنهحتما دیگه... خدایا این شادیارو از ما نگیر:hapydancsmil: 13
آرتاش 33340 ارسال شده در 6 آذر، 2013 وقتی ادم تو دور و برش میبینه ادمایی رو که چندین و چند سال فقط تظاهر کردن دلش برا دور بری های اون ادم میسوزه چه عذابی میکشن بخصوص اگه سرنوشت یه تعداد انسان دست اون فرد باشه 11
One gear 7070 ارسال شده در 6 آذر، 2013 _____________________________________________________________________________________________________________________ یه خط سکوت واسه تمام حـــــــــرفایی که تو دلم بمونه بهتـــــــره...که اگه بگم محکوم میشم به غم نویسی.... بیـــــــزارم از کسی که با یه جمله ات محکومت می کنه به هرچیزی که تو اون جمله بوده...! بیــــــــــزارم از کسی که ناحق قضاوتم می کنه بدون اینکه چیزی ازم بدونه... 12
- Nahal - 47858 مالک ارسال شده در 6 آذر، 2013 می خندم . . . شادم . . . . . . اما . . . اما قبلا از ته دل می خندیدم . . . قبلا از ته دل شاد بودم . . . 13
..!Alfa!.. 2854 ارسال شده در 6 آذر، 2013 یاد گرفتم که اگه شاد نباشم تظاهر کنم شادم جسمم رو کوک کنم! لبام و گونه هام کش اومدن رو دوس دارن! دلم منبسط می شه شادی هم میاد می ریزه توش! حتی برا یه لحظه کوتاه ... توی این ضرب زدن های پی در پی به سیم های دلم بعد کوک کردنش هارمونی ذوق به گوشام می رسه و شاد می شم و شاد می شن! 7
nasim184 12256 ارسال شده در 6 آذر، 2013 خدایا منو ببخش که زود به بعضیا اعتماد میکنم بعد که ازشون ناراحتم میام سراغ تو 7
manjari 2934 ارسال شده در 6 آذر، 2013 چقدر لذت بخشه وقتی عصبی هستی طرفت بدون اینکه بهش چیزی بگی حالتو بفهمه و تلاش کنه تا بخندونتت بعد تو یواشکی پشت تلفن ریسه بری از خنده و نذاری بفهمه بعدش بهت بگه نمیخواد جلوی خندتو بگیری راحت باش !!!!! 11
سـارا 20071 ارسال شده در 6 آذر، 2013 اجرای امشبم تموم شد.بدون شک این دو شب تا الان بهترین تجربه زندگیم بوده.خیلی با بچه ها صمیمی شدیم.. امیدوارم دوباره زود زود کلاسها و تمرینامون شروع بشه... 15
..!Alfa!.. 2854 ارسال شده در 6 آذر، 2013 سنجاق زدم به دو تا آدرس در sticky notes تو دسکتاپ!!! یادمه سالها پیش هم دو تا آدرس رو سنجاق زدم تو ذهنم در واقعیت!!! در صفحه اول صحن ذهنم! محو شدن هر دو فقط مونده خاطره هاش که هر از چندی ارور وار میان رو صفحه اول جستجوم! شب و روز ؛ عروس سپید پوش و دوماد سیاه پوش! لحظه لقای اونها، لحظه فراقم خواهد بود! :girl_angel: چه خوش است در واقعیت هم همین باشد!:hapydancsmil: بدرود! 4
آریودخت 43941 ارسال شده در 6 آذر، 2013 دلــــــــــم خواهر میخواد دوستای خوبی دارم که واسم مث خواهرن اما دلم خواهر میخواد که تو خونه کنارم باشه ... 13
manjari 2934 ارسال شده در 6 آذر، 2013 وااااااااااااااااااای از مازیار فلاحی آهنگاش و حسی که توی صداشه داغونم میکنه، حتی توی اوج شادی دپرسم میکنه نه یه حس خاصی میده مثل زخمیه که وقتی فشارش میدی دردناکه اما دردش آرومت میکنه 7
sasan2007 1323 ارسال شده در 7 آذر، 2013 بعضی وقتا اینقدر باید شکست بخوری و برنامه ریزی کنی تا به بالاترین سطح موفقیت برسی شکست هم غم داره وهم تجربه مهم تجربه اش هست موفقیت امروز از شکست های قبل بودن 12
H O P E 34652 ارسال شده در 7 آذر، 2013 پــــر از ادعـــــــــــــا غرق در توهــــــــــــم آلوده به حســــــــــادت عاشق بچــــــــــــه بازی همیشه در حال قضــــاوت چــــــــــی بگم دیگه آخه ... 11
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 7 آذر، 2013 یعنی دم این بدشانسی گرمها همیشه که هست یه وقتهایی هم با فک و فامیل همین طور بی خبر هول میخوردند میایند تو زندگیت نمیدونی باید چجوری بیرونشون کنی..... کاشکی یکمم خوش شانسی ازش یاد میگرفت هز از گاهی یه سری بهمون میزد.. کلا یادم رفته چه شکلی بود اصلا ..................... چندشب پیشها خواب دیدم هی از زمین وزمون آدمهای مختلف هی میایند تو خونمون من با داد و فریاد مینداختمش بیرونها مثلا خانمهای چادری .. دخترها با تاپهای واز ولنگ و پسرهای تیپ های مختلف .. زن همسایه پرومون خلاصه اینقدر هی انداختمشون بیرون که نا برام نموند... .............................. الان دیگه رفتم توی هفته سومی که کلا سکوت کردم و با هیچ کسی کلامی حرف نمیزنم مگر بیرون از خونه و بالجبار .. فقط یا مسیج میدم یا تایپ مینم سکوت کردن هم برای خودش عالمی داره ها میگند ادامه بدی یه روزی لال میشی و حرف زدن یادت میره ولی اصلا مهم نیست برام.. همون بهتر که نتونم حرف بزنم یه دنیا از زبونم درامانه .................... خدا شما کلا از رو نرو هیچ رقمه اصلا مهم نیست راحت باش 8
manjari 2934 ارسال شده در 7 آذر، 2013 آدم واقعا گاهی دیوونه میشه ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مثل الان من بیخودی شنگول و منگولم فکر کنم زیادی قاطی کردم خدا شفا بده 5
پیرهاید 10193 ارسال شده در 7 آذر، 2013 [h=5]آری اندکی مانده نامه ی فراغت از تحصیل ما هم بخورد و بقولی برود پی کارش(!) گرچه دور بود کروکی هایی که میگویم از محدوده ی جغرافیای دانش گاهک ما اما امروز که خیابان انقلاب را می رفتم بالا ، کتابفروشی ها ، کافه فرانسه ، سینما ها ، زیرپله ها ، ساندویچی ها ، پارک دانشجو همه و همه برق میزدند ، انقدر که نوستالژی داشتند مینالیدیم در گذشته ی خویش ، اری می رسد که میکوبیم بر پشت دست ، در حسرتیم از همین گذشته ، برای بازگشتش برای دلخوشی ها و سختی هایش بقولی اگر حتی بستی پنج سالگیت را با مواد افزودنی تا سی سالگیت نگه دارند ، این لیس کجا و آن لیس کجا تقدیم به همه ی دلشده ها هائد [/h] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 7
ارسال های توصیه شده