- Nahal - 47858 ارسال شده در 30 دی، 2012 100 صفحه ، 1000 پست از دلتنگی ها گفتیم ... باز هم انگار ... انگار تمامی ندارد ... دلمان باز هم تنگ می شود ... دلم تنگ است ... 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 30 دی، 2012 وقتی فنجان چای ات همینگونه سرد مانده ست روی میز و این دسته گل هم از این خشک تر نمی شود، یقین دارم که هرگز نرفته ای.. 8
sam arch 55881 ارسال شده در 30 دی، 2012 دلم برای دیدن خودم تنگ شده! رو ندارم چشم تو چشم آینه بشم! من از خودِ خودم خجالت می کشم! . . . من با خودم هم رودربایسی دارم 10
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 30 دی، 2012 میان ماندن و نماندن فاصله تنها یك حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد 10
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 30 دی، 2012 من آرامم ... من قول داده ام ! فقط کمی بی حوصله ام.. آسمان روی سرم سنگینی میکند...تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد! هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم.. 11
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 30 دی، 2012 یکی زیر ... یکی رو ...! زیباترین بافتنی دنیاست دست هایمان .. 9
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 31 دی، 2012 نسیم می وزد به دامنت می رسد میان گل های دامنت گم می شود سرم را روی دامنت می گذارم از دلتنگی، آرام می بارم گل های باغچه / عاشق نوشیدن بارانند 8
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 31 دی، 2012 جان من کو اکنون! خانه ام تنهایی است جای عشقم خالی است نه بدینسان که گمان است خوشم نه چنان دلتنگم که بگویند افسرد جا و جولانی نیست لقمه نانی نیست، که به دل بنشیند قاصدی حتی نیست که سلام دل را، که گرفته است کنون برساند بر جان جان من کو اکنون؟ قاصدی گو باشد، چه توان گفت که جانم رفته است آسمانم رفته است آسمان گو باشد، پر پروازم نیست ناله و بغضی هست، ساز آوازم نیست رازها بر دل دارم، همدم رازم نیست چه بگویم دیگر، قوه آغازم نیست دگر، نای آوازم نیست... 9
azarafrooz 14221 ارسال شده در 31 دی، 2012 دلم برای بودنت تنگ است .... برای دیدنت ... برای حس داشتنت ... برای حس عاشق شدن... چقدر دلم تنگ است .... بیا تو که رفتی خاطراتت را هم میبردی ... میترسم تاب نیاورم این همه هجوم دلتنگی ها را .... 10
Lean 56970 ارسال شده در 31 دی، 2012 نمی دانی چه دلتنگم چه بی تابم چه غمگینم چه تنهایم تو را هر شب صدا کردم نمی بینی نمی خوابم بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ولی با تو به افلاکم بیا با آرزوهایم بسازم خانه ای در دل سراغم را نمی گیری مگر بیگانه ای با دل؟ 9
S a d e n a 11333 ارسال شده در 31 دی، 2012 آخرین حرف تو چیست؟ قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست 7
آریودخت 43941 ارسال شده در 1 بهمن، 2012 می دونی برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام یعنی چی ؟ دلتنگی یعنی اینکه : بشینی به خاطراتت باهاش فک کنی ، اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ! ولی چند لحظه بعد شروع اشکهای لعنتی . . . ای کاش احساسی به اسم برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام وجود نداشت که باعث بشه مزاحمت بشم ! 14
پیرهاید 10193 ارسال شده در 1 بهمن، 2012 به غزل و قافیه دل می بازم وقتی تو نباشی این غزل ها میشوند ، دق مرگ میشوند آینه ی دق میشوند میشوند هرچه تو بگویی 13
S a d e n a 11333 ارسال شده در 1 بهمن، 2012 رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله هاست دل از این هاست که تنهاست نه از فاصله ها گر چه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها.. 9
.Yaprak 15749 ارسال شده در 2 بهمن، 2012 دلتنگ کودکي ام... روزهايي که همبازي سنجاقک هاي شيشه اي بودم و همکلام با ماهي هاي قرمز حوض... روزهايي که هنوز لبخند جايش را به اشک نداده بود.. و تنهايي برايم يک واژه ناشناخته بود! روزهايي که عشق معناي پاک تري داشت، محبت بي بهانه بود و بهار شادي هنوز از راه نرسيده خزان زده نمي شد... 9
Lean 56970 ارسال شده در 2 بهمن، 2012 دلم تنگ روز های دانشجویی است... شاید به نوعی سال های جوانی... دلتنگ روز های جوانیم گرچه این روز ها هم رنگ و بوی خود را دارد... 15
ghazal1991 1818 ارسال شده در 2 بهمن، 2012 هر بار که می خواهم به سمتت بیایم یادم می افتد “دلتنگی ” هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست. 10
sam arch 55881 ارسال شده در 2 بهمن، 2012 دلم حواسش پرت شده....دلم بی قراری را گذاشته پشت در زندگی... رفته به خلا....رفته به جایی که سایزش تنگ نشود بعد از دوری.... رفته تا انبساط و انقباظ عضلاتش....درد را به جانش نندازد... دلم رفته....دلم رفته به خلا... 9
Mr.101 27037 ارسال شده در 3 بهمن، 2012 چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که تو باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج... 9
ارسالهای توصیه شده