رفتن به مطلب
Nightingale

..:: اگر شما بودید چه کار میکردید ؟ ::..

پست های پیشنهاد شده

سلام:icon_redface:

 

نمیدونم جای این تاپیک درست هست یا نه :icon_gol:

 

یه تاپیکی بود در سایت های قدیم یادش بخیر شبیه همین تاپیکی که من میزنم و بسیار هم خوب تاپیکی شد ....

 

در تاپیک های موجود در تالار گفتگوی آزاد در مورد مباحث مختلفی بحث میشه و در اینجا هم همونه ولی رویه کمی تفاوت داره ........

 

روال تاپیک اینطور هست که برای مثال یک فردی میاد و یک موضوع ویا مشکلیو بیان میکنه، دیگر دوستان با قرار دادن فرضی خودشون جای این شخص میتونند بگند واکنششون چطور هستش .............

 

 

مهم ترین فایده این تاپیک بیان کردن مشکلات خودمون و یا نزدیکانمون به صورت داستان هست و دونستن نظر دیگر افراد در مواجه با این مشکل و فهمیدن عکس العملشون در برابر این موضوع هست که به ما بیشتر کمک میکنه در تصمیم گیری هامون ...........:icon_gol:

اگر دوستان کمی از روال شوخی و اسپم گونه رواج در بقیه تاپیک ها کم کنند، این تاپیک میشه بهترین مشاور شما برای حل مشکلاتتون و دونستن واکنش بقیه نسبت به دوراهی هایی که تو زندگی باهاش برخورد کردید و نمیدونید چه کار باید بکنید ...........:icon_gol:

 

حتی ممکنه مشکلاتی که بیان میشند مشکلات شخصی نباشه و فقط دونستن نظر بقیه باشه در مورد موضوعی .....

 

توجه :

1. هر موضوع باید یک هفته مورد بحث قرار بگیره

2. از گفتگوی سیـــاسی و معضلات جامعه که هممون میدونیم پرهیز کنید چون اینجا قرار هست فقط راهکار بدیم

3. فعلا موضوعات اولیه رو خودم میگم تا روال تاپیک دستتون بیاد بعدش شما هم میتونید موضوع بگید

4. لطفا فقط واکنشتون رو بگید و نه حرف های دیگه ایه که به موضوع ربطی نداره :flowerysmile:

___________________________________

موضوع اول :

 

 

تصور کنید شما و همسرتون حدود 2 سال هست که عقد کردید و هنوز به دلیل یک سری مشکلات مالی سر خونه زندگی خودتون نرفتید

 

خانواده دختر ( خصوصا پسر های مجرد فامیل و نزدیک مثل پسر عمو ها و ... ) با داماد جدید مشکل دارند و چندان علاقه ای به این شخص نداشته و عدم رضایتشون رو هم نشون میدند با تیکه پرانی های در جمع مثل مهمانی ها

 

از طرفی تیکه پرانی ها شما و همسرتون رو بسیار آزار میده و از طرفی دیگه تاخیر در مستقل شدنتون بهتون بسیار فشار اورده ..........

 

توجه کنید خانواده دختر و پسر خیلی خودشونو درگیر موضوع نمیکنند و خانواده دختر با وجود دیدن این قضایا خودشونو کنار کشیدند ولی مخالفتی با ازدواج ندارند ....

 

یعنی شاید رفتارشون به ضرر داماد باشه مثل سکوت کردن ولی مخالفتی با شخص داماد ندارند و این این وصلت .....

 

شما به عنوان یک پسر اگر جای اون آقای داماد باشید :

 

در برابر این تیکه پرانی ها خصوصا در جمع چه کار میکردید ؟

 

خصوصا که این تیکه پرانی ها از جانب خانواده همسر هست و اگر هم اکراه داشته باشید در رفتن به جمع های خانواده همسرتون با مخالفت همسر و خانوادش رو به رو میشید ........

 

رفتارتون با همسرتون چگونه میشه و چه تلاشی در بهبود قضیه دارید ؟

 

شما به عنوان یک دختر اگر جای اون عروس خانوم باشید :

 

چه واکنشی در برابر رفتار زننده فامیلتون که زمانی همبازی شما بودند و حالا به همسرتون توهین میکنند میداشتید ؟

 

اگر همسرتون مخالف رفتو آمد با فامیلتون باشه چه میکردید ؟

 

 

منتظر جواباتون هستم ........:flowerysmile:

  • Like 45

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

 

 

شما به عنوان یک دختر اگر جای اون عروس خانوم باشید :

 

چه واکنشی در برابر رفتار زننده فامیلتون که زمانی همبازی شما بودند و حالا به همسرتون توهین میکنند میداشتید ؟

 

اگر همسرتون مخالف رفتو آمد با فامیلتون باشه چه میکردید ؟

 

 

منتظر جواباتون هستم ........:flowerysmile:

 

امان از دست این فامیل ! قبل از اینکه همسر محترم بخواد با این فامیل آشنابشه و تو بحث و دعوایی ب روم بیاره ک فامیلت سرکوفت زدن و این چیزا از ابتدای امر جلوی آشنایی با فامیلو ب جز تنی چن از گلچین شده هارو میگیرم

 

ی عمر زندگیه خواهر با حرفای آدمای حرف مفت کش نمیشه آسایش داشت

 

آمااااا اگه کار ب جایی رسید ک فامیل از هر فرصتی از زخم زبون دریغ نکرد تا جایی ک بشه رفت و آمدو کم میکنم و با لبخند ملیح جوابشونو میدم ( اگه این اتفاق بیفته فروغ جان صد در صد در صف اول تیکه پرونی با تجهیزات کامل وایمیسته و تنها یک لبخند ملیح ک نشانه ی حماقت طرف مقابله تا فیها خالدونشو میسوزونه :ws3: )

 

با پیشنهاد همسر جان :ws3:با کمال میل موافقت میکنم

  • Like 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
شما به عنوان یک دختر اگر جای اون عروس خانوم باشید :

 

چه واکنشی در برابر رفتار زننده فامیلتون که زمانی همبازی شما بودند و حالا به همسرتون توهین میکنند میداشتید ؟

 

اگر همسرتون مخالف رفتو آمد با فامیلتون باشه چه میکردید ؟

ممنون از تاپیک خوبت سحر جان.

خب من به عنوان یک جوان 21ساله نظرمو میگم،شاید خیلی خام باشه :icon_redface:

من معتقدم که ادم نباید تو زندگیش به دیگران (حتا گاهی خانواده اش ) اجازه ی دخالت بده و باید طوری رفتار کرد که همه حد حدود خودشون رو بدونند و بفهمن که تا چه حدی اجازه ی دخالت و نظر دادن تو زندگی فرد رو دارند. صمیمیت زیاد،روابط خیلی نزدیک با دوستان و فامیل خوب نیست.ادم باید خط قرمز دیگران رو مشخص کنه.

من اگه جای اون عروس باشم دوحالت پیش میاد:

1)اگر رفتار قبلیم طوری بوده باشه که اطرافیانم خیلی تو زندگیم نظر میدن،رفتارمو عوض میکنم.سرسنگین میشم باهاشون و موقع شوخی ها و دخالتاشون ناراحتیم رو راحت ابراز میکنم و بهشون تذکر میدم.:banel_smiley_4::w000:

ینی دمشونو قیچی میکنم دیگه:ws3:

 

2)اگه خط قرمز هاشون رو مشخص کرده باشم قبلا و باز هم همین رفتارو ادامه بدن میریم تو کار تخریب شخصیت و بیان کاملاااااا مستقیم.:4chsmu1:

 

 

سوال دوم باید بگم که خب بستگی داره همسرم با کدوم فامیلم مشکل داشته باشه .

اگه فامیل بی اهمیت و دور باشه وه قبول میکنم که رفت و امد رو به سالی یه بار کاهش بدیم.

امااگه فامیل نزدیک باشه سعی میکنم از دلش دربیارم.اما خب حاضرم به خاطر همسرم باافامیلم سردتر بشم(خونواده نه ها،فامیل)

بعد از ازوداج به نظر منادم باید از بعضی دوستا و فامیلا ی دردسر افرین رد بشه...متاسفانه بعضی دختر ا هستن که شوهرشونو فدای روابط دوستانشون میکنن:icon_pf (34):

و نکته ی مهم دیگه هم اینه که ای ملت زیاد باکسی صمیمی نشید حتا با دوستای صمیمیتون....ینی به هیچکس حق دخالت تو حریم خصوصی و حرمت و شخصیت و استقلالتونو ندید.:w16::w16:

  • Like 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

شما به عنوان یک پسر اگر جای اون آقای داماد باشید :

 

در برابر این تیکه پرانی ها خصوصا در جمع چه کار میکردید ؟

 

خصوصا که این تیکه پرانی ها از جانب خانواده همسر هست و اگر هم اکراه داشته باشید در رفتن به جمع های خانواده همسرتون با مخالفت همسر و خانوادش رو به رو میشید ........

خب من کلا هر تیکه رو با تیکه جواب میدم اما بصورت کاملا شوخ. اما یه جاهایی که قضیه مهم میشه خیلی مراقبم که چی میگم. ینی سعی میکنم وزه مزه کنم بعد تیکه در کنم.

خب این قضیه هم خیلی حیاتیه دیگه احتمالا کمی دچار استرسم میکنه اما حتما با استرس مقابله میکنم و جواب تیکه رو میدم نه جوری که طرف رو بسوزونم بلکه جوری که نظرشو نسبت به خودم عوض کنم.

تیرپ رفاقت باهاشون میریزم و از اشتراکاتمون استفاده میکنم برای نزدیک شده به کسایی که ازم بدشون میاد حتی شاید عذاب آور هم باشه اما خب جریان حیاتیه و برای زندگی آینده لازمه.

ضمنا حتما به تمام مهمونیا میرم و همون برنامه رو پیاده میکنم اطمینان دارم میتونم جلبشون کنم به امید خدا. به نظر من دوری توی این جریان دوستی نمیاره چون این دوری تا کی خب؟ اونا فامیل همسرم هستن خب.... نمیشه برید ازشون که البته فقط برای همسرم. اما اگه اون بخواد ببره ازشون حتما میگم باشه.

اما خب یه مثل قدیمی هست که میگه فامیل گوشت همو بخوره استخون همو دور نمیندازه.

رفتارتون با همسرتون چگونه میشه و چه تلاشی در بهبود قضیه دارید ؟

رفتارم که با همسرم فرقی نمیکنه. البته اگه ببینم داره اذیت میشه تا بتونم شرایط رو براش درست میکنم و اگه جایی هم نشد شرایط رو عوض کنم تلاش میکنم خودم جبران عذابی که همسرم میکشه رو بکنم حالا با درد و دل یا ناز کشی یا راهای دیگه....

تمام تلاشمو میکنم تا سریعتر مستقل بشیم. به هر قیمتی که شده اما اگه مشکلات مالی باشه از پول حروم استفاده نمیکنم اما از جونم مایه میزارم تا مشکلات برطرف بشه.(واضح بود دیگه؟)

  • Like 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

خب من کلا هر تیکه رو با تیکه جواب میدم اما بصورت کاملا شوخ. اما یه جاهایی که قضیه مهم میشه خیلی مراقبم که چی میگم. ینی سعی میکنم وزه مزه کنم بعد تیکه در کنم.

خب این قضیه هم خیلی حیاتیه دیگه احتمالا کمی دچار استرسم میکنه اما حتما با استرس مقابله میکنم و جواب تیکه رو میدم نه جوری که طرف رو بسوزونم بلکه جوری که نظرشو نسبت به خودم عوض کنم.

تیرپ رفاقت باهاشون میریزم و از اشتراکاتمون استفاده میکنم برای نزدیک شده به کسایی که ازم بدشون میاد حتی شاید عذاب آور هم باشه اما خب جریان حیاتیه و برای زندگی آینده لازمه.

ضمنا حتما به تمام مهمونیا میرم و همون برنامه رو پیاده میکنم اطمینان دارم میتونم جلبشون کنم به امید خدا. به نظر من دوری توی این جریان دوستی نمیاره چون این دوری تا کی خب؟ اونا فامیل همسرم هستن خب.... نمیشه برید ازشون که البته فقط برای همسرم. اما اگه اون بخواد ببره ازشون حتما میگم باشه.

اما خب یه مثل قدیمی هست که میگه فامیل گوشت همو بخوره استخون همو دور نمیندازه.

رفتارم که با همسرم فرقی نمیکنه. البته اگه ببینم داره اذیت میشه تا بتونم شرایط رو براش درست میکنم و اگه جایی هم نشد شرایط رو عوض کنم تلاش میکنم خودم جبران عذابی که همسرم میکشه رو بکنم حالا با درد و دل یا ناز کشی یا راهای دیگه....

تمام تلاشمو میکنم تا سریعتر مستقل بشیم. به هر قیمتی که شده اما اگه مشکلات مالی باشه از پول حروم استفاده نمیکنم اما از جونم مایه میزارم تا مشکلات برطرف بشه.(واضح بود دیگه؟)

 

کاملا :icon_gol:

 

مرسی از اومدنت :flowerysmile:

 

اگر بازم نظری داشتی یا چیزی در ادامه حرف های بقیه خواستی بگی حتما بگو و خوشحال میشم :icon_gol:

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
سلام:icon_redface:

موضوع اول :

 

 

تصور کنید شما و همسرتون حدود 2 سال هست که عقد کردید و هنوز به دلیل یک سری مشکلات مالی سر خونه زندگی خودتون نرفتید

 

خانواده دختر ( خصوصا پسر های مجرد فامیل و نزدیک مثل پسر عمو ها و ... ) با داماد جدید مشکل دارند و چندان علاقه ای به این شخص نداشته و عدم رضایتشون رو هم نشون میدند با تیکه پرانی های در جمع مثل مهمانی ها

 

از طرفی تیکه پرانی ها شما و همسرتون رو بسیار آزار میده و از طرفی دیگه تاخیر در مستقل شدنتون بهتون بسیار فشار اورده ..........

 

توجه کنید خانواده دختر و پسر خیلی خودشونو درگیر موضوع نمیکنند و خانواده دختر با وجود دیدن این قضایا خودشونو کنار کشیدند ولی مخالفتی با ازدواج ندارند ....

 

یعنی شاید رفتارشون به ضرر داماد باشه مثل سکوت کردن ولی مخالفتی با شخص داماد ندارند و این این وصلت .....

 

شما به عنوان یک پسر اگر جای اون آقای داماد باشید :

 

در برابر این تیکه پرانی ها خصوصا در جمع چه کار میکردید ؟

 

خصوصا که این تیکه پرانی ها از جانب خانواده همسر هست و اگر هم اکراه داشته باشید در رفتن به جمع های خانواده همسرتون با مخالفت همسر و خانوادش رو به رو میشید ........

 

رفتارتون با همسرتون چگونه میشه و چه تلاشی در بهبود قضیه دارید ؟

 

بسیار خوب .

من فرض میکنم در این شرایط قرار گرفته ام.

تنها چیزی که توی این موارد به درد میخوره ، عدم توجه به صحبتهای بقیه است. یکی از اشکالات ما اینه که حرفهای آدم های متفاوت برامون مهمه. من باشم دو تا خنده ی ملیح تحویلشون میدم. سعی میکنم اظهار نظر نکنم. بعدش میرم سراغ کار خودم. اینجور جاها معمولا به خودم میگم جواب ندی بهتره. با حرف مردم زندگی من تغییری نمی کنه.

اما در هر صورت خوشم نمیاد توی جمعشون حضور داشته باشم و حداکثر تلاشمو میکنم که بپیچونم. :icon_razz:

به زنم هم دوسه بار تیکه می اندازم طوری که ناراحت نشه مثلا میگم توام با این پسر عموهات! (انصافا نمیشه هیچی نگم!) :45645:

تلاشم هم دیگه چی کار کنم؟ یه خریتی کردم تو بی پولی زن گرفتم باید بیوفتم دنبال پول بیشتر دیگه! میرم شبا آژانس کار میکنم. (یا میکوشم یا جامه ی زنان میپوشم!!!!)

  • Like 12

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
شما به عنوان یک دختر اگر جای اون عروس خانوم باشید :

 

چه واکنشی در برابر رفتار زننده فامیلتون که زمانی همبازی شما بودند و حالا به همسرتون توهین میکنند میداشتید ؟

 

 

نه از حاضر جوابی خوشم میاد نه تیکه پرونی ... پس جوابشون رو نمیدم ...

 

فکر می کنم با کمتر کردن ارتباطات ، متوجه شن ، کارشون درست نیست ...

 

اگر همسرتون مخالف رفتو آمد با فامیلتون باشه چه میکردید ؟

 

وقتی خودم ارتباط فامیلی رو محدود کردم، دیگه دلیلی نداره مخالفت کنه ...

 

 

همین!

  • Like 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

من بعنوان يه پسر غلط ميكنم وقتي هنوز نتونستم خونه زندگي مستقل داشته باشم دختر مردمو آويزون خودم كنم :banel_smiley_4:

  • Like 13

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

شما به عنوان یک پسر اگر جای اون آقای داماد باشید :

 

در برابر این تیکه پرانی ها خصوصا در جمع چه کار میکردید ؟

 

خصوصا که این تیکه پرانی ها از جانب خانواده همسر هست و اگر هم اکراه داشته باشید در رفتن به جمع های خانواده همسرتون با مخالفت همسر و خانوادش رو به رو میشید ........

 

رفتارتون با همسرتون چگونه میشه و چه تلاشی در بهبود قضیه دارید ؟

خب اگه جواب ندی که تا ابد ادامه میدن به مزه پرانی و فکر میکنن گلابی تشریف داره ادم !!

خب محترمانه باید جوری جواب طرف داد تا طرف مقابل خوب دست و پاش جمع کنه و گوشی دست خودش بیاد و اون جمع !!

خب اوایل زندگی ادم یه جورایی میتونه تحمل اون نفر یا افراد بکنه به مرور زمان میشه رابطه رو کم و محدود کرد

دیگه همسر گرانقدر باید بفهمه که جایی رو که شوهرش دست میندازن و شوهر در عذابه و تحمل نداره باید بیخیال اون جمع بشه و رابطش کمتر کنه با اون افراد :banel_smiley_4:

البته خیلی میشه بحث کرد این فعلا مقدمشه

 

  • Like 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

ممنون از تاپیک خوبت سحر جان.

خب من به عنوان یک جوان 21ساله نظرمو میگم،شاید خیلی خام باشه :icon_redface:

من معتقدم که ادم نباید تو زندگیش به دیگران (حتا گاهی خانواده اش ) اجازه ی دخالت بده و باید طوری رفتار کرد که همه حد حدود خودشون رو بدونند و بفهمن که تا چه حدی اجازه ی دخالت و نظر دادن تو زندگی فرد رو دارند. صمیمیت زیاد،روابط خیلی نزدیک با دوستان و فامیل خوب نیست.ادم باید خط قرمز دیگران رو مشخص کنه.

من اگه جای اون عروس باشم دوحالت پیش میاد:

1)اگر رفتار قبلیم طوری بوده باشه که اطرافیانم خیلی تو زندگیم نظر میدن،رفتارمو عوض میکنم.سرسنگین میشم باهاشون و موقع شوخی ها و دخالتاشون ناراحتیم رو راحت ابراز میکنم و بهشون تذکر میدم.:banel_smiley_4::w000:

ینی دمشونو قیچی میکنم دیگه:ws3:

 

2)اگه خط قرمز هاشون رو مشخص کرده باشم قبلا و باز هم همین رفتارو ادامه بدن میریم تو کار تخریب شخصیت و بیان کاملاااااا مستقیم.:4chsmu1:

 

 

سوال دوم باید بگم که خب بستگی داره همسرم با کدوم فامیلم مشکل داشته باشه .

اگه فامیل بی اهمیت و دور باشه وه قبول میکنم که رفت و امد رو به سالی یه بار کاهش بدیم.

امااگه فامیل نزدیک باشه سعی میکنم از دلش دربیارم.اما خب حاضرم به خاطر همسرم باافامیلم سردتر بشم(خونواده نه ها،فامیل)

بعد از ازوداج به نظر منادم باید از بعضی دوستا و فامیلا ی دردسر افرین رد بشه...متاسفانه بعضی دختر ا هستن که شوهرشونو فدای روابط دوستانشون میکنن:icon_pf (34):

و نکته ی مهم دیگه هم اینه که ای ملت زیاد باکسی صمیمی نشید حتا با دوستای صمیمیتون....ینی به هیچکس حق دخالت تو حریم خصوصی و حرمت و شخصیت و استقلالتونو ندید.:w16::w16:

 

خواهش میکنم:icon_gol:

 

گفتم که این فامیل همون پسر عمو ها و این جور نسبت ها و هستند

 

به نظرت میشه یهو روابطو تا این حد کم کرد ؟ این قضیه فرار از موضوع هستش یا نه به نظرت تنها راهه برای بقای زندگیت ؟

 

بسیار خوب .

من فرض میکنم در این شرایط قرار گرفته ام.

تنها چیزی که توی این موارد به درد میخوره ، عدم توجه به صحبتهای بقیه است. یکی از اشکالات ما اینه که حرفهای آدم های متفاوت برامون مهمه. من باشم دو تا خنده ی ملیح تحویلشون میدم. سعی میکنم اظهار نظر نکنم. بعدش میرم سراغ کار خودم. اینجور جاها معمولا به خودم میگم جواب ندی بهتره. با حرف مردم زندگی من تغییری نمی کنه.

اما در هر صورت خوشم نمیاد توی جمعشون حضور داشته باشم و حداکثر تلاشمو میکنم که بپیچونم. :icon_razz:

به زنم هم دوسه بار تیکه می اندازم طوری که ناراحت نشه مثلا میگم توام با این پسر عموهات! (انصافا نمیشه هیچی نگم!) :45645:

تلاشم هم دیگه چی کار کنم؟ یه خریتی کردم تو بی پولی زن گرفتم باید بیوفتم دنبال پول بیشتر دیگه! میرم شبا آژانس کار میکنم. (یا میکوشم یا جامه ی زنان میپوشم!!!!)

 

خب تو از اونایی هستی که داری میگی برات مهم نیست این قضیه ولی میایی به زنت تیکه میندازی !

 

تقصیر همسرت چیه ؟

 

به نظرت اون خودش نگران این موضوع نیست که شوهرش چقدر داره عذاب میکشه از دست فامیل ؟ و حالا این حرفت بدترش میکنه ؟

 

نه از حاضر جوابی خوشم میاد نه تیکه پرونی ... پس جوابشون رو نمیدم ...

 

فکر می کنم با کمتر کردن ارتباطات ، متوجه شن ، کارشون درست نیست ...

 

 

 

وقتی خودم ارتباط فامیلی رو محدود کردم، دیگه دلیلی نداره مخالفت کنه ...

 

 

همین!

ببینید همه اخلاقای متفاوتی دارند شاید تو بی توجهی کنی ولی مخاطب تیکه پرانی ها تو نیستی همسرت هستش

 

شاید اون به اندازه تو ظرفیت این همه تحمل رو نداشته باشه که هی بهش تیکه بندازند که انگار شخصی اضافیه در این خانواده .........

 

اگر متوجه نشدند چی ؟

 

من بعنوان يه پسر غلط ميكنم وقتي هنوز نتونستم خونه زندگي مستقل داشته باشم دختر مردمو آويزون خودم كنم :banel_smiley_4:

حرفت درسته ولی کاریه که شده .........

 

از ادامش نظرتو بگو و خودتو بذار جای اون پسر که حالا زیر این همه فشاره .....

 

قبلشو دیگه نمیشه کاری کرد ......:icon_gol:

  • Like 10

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

خب اگه جواب ندی که تا ابد ادامه میدن به مزه پرانی و فکر میکنن گلابی تشریف داره ادم !!

خب محترمانه باید جوری جواب طرف داد تا طرف مقابل خوب دست و پاش جمع کنه و گوشی دست خودش بیاد و اون جمع !!

خب اوایل زندگی ادم یه جورایی میتونه تحمل اون نفر یا افراد بکنه به مرور زمان میشه رابطه رو کم و محدود کرد

دیگه همسر گرانقدر باید بفهمه که جایی رو که شوهرش دست میندازن و شوهر در عذابه و تحمل نداره باید بیخیال اون جمع بشه و رابطش کمتر کنه با اون افراد :banel_smiley_4:

البته خیلی میشه بحث کرد این فعلا مقدمشه

 

 

خط اولی که گفتی خیلی مهمه دقیقا منظورم همینه که تا ابد هم نمیشه بیخیال شد در مقابل افرادی که بعد از بی محلی کردن باز هم ادامه میدند ......

 

منتظر بقیش هم هستم :flowerysmile::icon_redface:

  • Like 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

 

شما به عنوان یک دختر اگر جای اون عروس خانوم باشید :

 

چه واکنشی در برابر رفتار زننده فامیلتون که زمانی همبازی شما بودند و حالا به همسرتون توهین میکنند میداشتید ؟

 

اگر همسرتون مخالف رفتو آمد با فامیلتون باشه چه میکردید ؟

 

 

 

 

چه شرایط سختی :icon_pf (34):

 

مسلما خیلی ناراحت می شم...سعی می کنم منم غیر مستقیم جوابشون رو بدم و از همسرم دفاع کنم.اگه رفتارشون خیلی زننده باشه ، ممکنه مستقیما هم جواب بدم.!!:banel_smiley_4:

 

سعی میکنم رفت و آدمدم رو باهاشون کم کنم چون مسلما توی جمعی که به همسرم توهین می شه نمی تونم طاقت بیارم.

 

اگه همسرم مخالف رفت و آدم باشه بهش حق می دم ولی این موضوع بستگی به این داره که اون فامیل چقدر نزدیک باشن .شاید نشه کامل قطع رابطه کرد.همه چیز توی همون شرایط باید سنجیده بشه.

  • Like 8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

 

ببینید همه اخلاقای متفاوتی دارند شاید تو بی توجهی کنی ولی مخاطب تیکه پرانی ها تو نیستی همسرت هستش

 

شاید اون به اندازه تو ظرفیت این همه تحمل رو نداشته باشه که هی بهش تیکه بندازند که انگار شخصی اضافیه در این خانواده .........

 

اگر متوجه نشدند چی ؟

 

با جواب دادن چیزی حل نمیشه (در مورد خودم صدق می کنه) ... مگر اینکه اینقدر دندون شکن باشه که دیگه نتونن جواب بدن ...

فکر می کنم یکی از بهترین راه ها کم کردن روابطه ... یا حذف کردن روابط همسر با خانواده ست...

چون این وضعیت موقته ...

بعد از ازدواج ، به طور طبیعی هم روابط کمتر میشه ...

هم اینکه خانواده دختر متوجه میشن ادامه این حرفها، به ضرر دخترست ...(دیگه متوجه نشن، واقعاً جای تاسف داره)

هم اینکه خودشون خسته میشن ...

به هرحال ... وقتی دو نفر به هم علاقه دارن، باید سختی و مشکلاتی هم تحمل کنن ... و گاهی وقتا جلوی خانوادشون بایستن ...(البته به جز خانواده درجه یک، مادر، پدر، خواهر و برادر)

همین ...

  • Like 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
خط اولی که گفتی خیلی مهمه دقیقا منظورم همینه که تا ابد هم نمیشه بیخیال شد در مقابل افرادی که بعد از بی محلی کردن باز هم ادامه میدند ......

 

منتظر بقیش هم هستم :flowerysmile::icon_redface:

ببین کسی که بعد از بی محلی کردن و جواب دادن بهش بازم روال قبلی رو داره پیاده میکنه مطمئناااااااااااااااا مشکل شخصیتی و روانی داره یا یه جور پس خوردگی اجتماعی شخصیتی داره یه جور عقده روانی که فکر میکنه با کوبندن طرف مقابلش به هر نحو خودش میتونه بزرگ جلوه بده و مهم!!!

بهترین کار اینکه ادم خوش نباید تنزل بده و با طرف مقابلش کل کل کنه اطرافیان کاملا متوجه میش حق با کیه از طرز گفتار و نحوه برخورد !!

وقتی طرفت سبک مغز تشریف داره بزار هر چی میخواد البته در چهار چوب ادب بهت بگه تو جوابش تا انجایی که شخصییتت بهت اجازه میده بزن !!

مطمئناا این طور افراد سبک مغز کسی رو حرفشون حساب نمیکنه

  • Like 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
ببین کسی که بعد از بی محلی کردن و جواب دادن بهش بازم روال قبلی رو داره پیاده میکنه مطمئناااااااااااااااا مشکل شخصیتی و روانی داره یا یه جور پس خوردگی اجتماعی شخصیتی داره یه جور عقده روانی که فکر میکنه با کوبندن طرف مقابلش به هر نحو خودش میتونه بزرگ جلوه بده و مهم!!!

بهترین کار اینکه ادم خوش نباید تنزل بده و با طرف مقابلش کل کل کنه اطرافیان کاملا متوجه میش حق با کیه از طرز گفتار و نحوه برخورد !!

وقتی طرفت سبک مغز تشریف داره بزار هر چی میخواد البته در چهار چوب ادب بهت بگه تو جوابش تا انجایی که شخصییتت بهت اجازه میده بزن !!

مطمئناا این طور افراد سبک مغز کسی رو حرفشون حساب نمیکنه

بستگی داره کل اون جمع دارن تیکه پرانی می کنن یا فقط یه نفر!

اگه فقط یک نفره و بقیه باهاش هم عقیده نیستن، می شه سکوت کرد تا دیگران قضاوت کنن و اینطوری خیلی بهتره!

اما وقتی یه جمعی شروع به تیکه پرونی می کنن، لازمه جوابهای دندان شکن و در جهارجوب ادب داده بشه تا ساکت بشن!!

  • Like 6

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
خواهش میکنم:icon_gol:

 

گفتم که این فامیل همون پسر عمو ها و این جور نسبت ها و هستند

 

به نظرت میشه یهو روابطو تا این حد کم کرد ؟ این قضیه فرار از موضوع هستش یا نه به نظرت تنها راهه برای بقای زندگیت ؟

 

 

 

خب تو از اونایی هستی که داری میگی برات مهم نیست این قضیه ولی میایی به زنت تیکه میندازی !

 

تقصیر همسرت چیه ؟

 

به نظرت اون خودش نگران این موضوع نیست که شوهرش چقدر داره عذاب میکشه از دست فامیل ؟ و حالا این حرفت بدترش میکنه ؟

 

 

ببینید همه اخلاقای متفاوتی دارند شاید تو بی توجهی کنی ولی مخاطب تیکه پرانی ها تو نیستی همسرت هستش

 

شاید اون به اندازه تو ظرفیت این همه تحمل رو نداشته باشه که هی بهش تیکه بندازند که انگار شخصی اضافیه در این خانواده .........

 

اگر متوجه نشدند چی ؟

 

 

حرفت درسته ولی کاریه که شده .........

 

از ادامش نظرتو بگو و خودتو بذار جای اون پسر که حالا زیر این همه فشاره .....

 

قبلشو دیگه نمیشه کاری کرد ......:icon_gol:

خب منم گفتم طوری که ناراحت نشه. :w888:

  • Like 4

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

 

شما به عنوان یک پسر اگر جای اون آقای داماد باشید :

 

در برابر این تیکه پرانی ها خصوصا در جمع چه کار میکردید ؟

 

خصوصا که این تیکه پرانی ها از جانب خانواده همسر هست و اگر هم اکراه داشته باشید در رفتن به جمع های خانواده همسرتون با مخالفت همسر و خانوادش رو به رو میشید ........

 

رفتارتون با همسرتون چگونه میشه و چه تلاشی در بهبود قضیه دارید ؟

 

حالا من نمیدونم اون بنده خدا کیه،ولی من معمولا در مواقع حساس یک حرف هایی میزنم که طرف مقابلم فقط مجبور میشه سکوت کنه،حتی اگر علامه باشه !!!!!

 

بهترین راه اینست که اونجا اعلام کنم به دلیل توهین های مکرر شما،بنده تا اطلاع ثانوی کوچکترین رفت و آمدی با شما نخواهم داشت.

 

حالا اون خانم اگر خودش مقصر نباشه که برخورد خاصی هم باهاش رخ نمیده،اما در کل بی محلی و عدم حضور در اون جمع بهترین راه است.....

  • Like 9

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بستیگی به طرف مقابلم داره که چجور شخصیتی باشه. ولی در هر صورت ابتدا باهاش نرم برخورد میکنم، سعی میکنم یجوری توجیهش کنم تا دست ازین کاراش برداره. ممکنه طرف دلسوز دختر

 

عموش باشه، به من شک داشته باشه، یعنی پشت حرفاش یه منطقی باشه، به سوالاش و شکیاتش جواب میدم، یکم اعتماد سازی میکنم. این برای وقتی بود که طرفم آدم حسابی باشه.

 

اگه طرفم تیکه پرونی برای تخریب و تمسخر انجام بده وضعیت فرق داره. البته اون نرمی و اون چیزا هستا ولی کوتاهه و اگه جواب نده ، جور دیگه برخورد میکنم. جَدَل نمیکنم باهاش. یه تیکه

 

انداخت ، یه سر تکون میدم، منم میخندم، یه جوری حق رو بهشون میدم، یعنی جوری برخورد میکنم که فکر کنن حق با اوناس. چون اون فرد با همچون شخصیتی برام اهمیتی نداره، خودم رو

 

هم کوچیک نمیکنم که جوابشو بدم. اون کسایی که باید حقیقت رو بدونن، میدونن، همچین افرادی لیاقت دونستن رو ندارن، بذار هرجور که میخوان فکر کنن. اگر که یارو واقعا آدم بی شخصیتی

 

باشه و زیاده روی کنه و کس دیگه مثلا پدر و مادرش یا سایر افراد جمع بهش هیچی نگن، همون لحظه دست زنمو میگیرم و از مجلس بیرون میام و دیگه اونجا نمیرم، شاید طرف با این کار

 

شرمسار بشه، نشد هم به درک. انقدر مشکل جلو روم هست که نمیدونم این فرد عتیقه رو کجای دلم بذارم! به قول معروف جواب ابلهان خاموشیست.

 

 

خانم من هم خودش تصمیم میگیره که چیکار کنه، خواست میره، نخواست نمیره. فکر نمیکنم در جمعی که همچین شخص یا اشخاص بی شخصیتی هستند و بقیه هم مانند سیب زمینی نظاره گر هستند، ورود پیدا کنه.

  • Like 5

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

آدمهایی که معمولا مزه پرونی و تیکه انداز هستند و بالاخره یه عمره که میشناسمشون وقتی هم کسی به عنوان عضو جدیدی و همسره من بخواد وارد جمع خانوادگیمون بشه خودم قبلش یجوری بهش میگم که مثلا فلانی اینجور آدمی هست و یجورههایی از قبل آمادهش میکنم که اگر برخورد بدی دید خیلی اذیت نشه.....

ولی چون تحملم کمه شاید نتونم رفتارهای رو تحمل کنم و ترجیحا روابطو کم میکنم تا کمتر عذاب بکشیم جفتمون

هرچقدرم اون فامیل عزیز و نزدیک باشه ولی نمی تونم همسرمو توی عذاب بذارم و بخاطرش حاضرم حتی رابطه رو قطع کنم اینجوری یه عمر با آرامش زندگی میکنیم

  • Like 7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

 

حرفت درسته ولی کاریه که شده .........

 

از ادامش نظرتو بگو و خودتو بذار جای اون پسر که حالا زیر این همه فشاره .....

 

قبلشو دیگه نمیشه کاری کرد ......:icon_gol:

 

خب به دختره ميگم تا وقتي مستقل نشديم نريم خونه فك و فاميل :ws52:

  • Like 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • جدید...