S a d e n a 11333 ارسال شده در 2 اسفند، 2013 بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرامو روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو 10
ایلین1366 5544 ارسال شده در 6 اسفند، 2013 تا دیدار تو یک شیشه فاصله است و من مثل ماهی میانِ تُنگ و تُنگ میان دریا. آه، اگر بشکند این دیوار شیشهای! 7
m@f 1923 ارسال شده در 6 اسفند، 2013 تا تو هستی که دستانم را بگیری ...آرزو میکنم هر روز زمین بخورم ...کاشکی تابستان ها هم برفی بود...:connie_24: 7
sadafv 6585 ارسال شده در 7 اسفند، 2013 به عشق بی اعتماد بودم تو آمدی ؛ و من عاشق شدم! مانده ام تو عشق بودی یا اعتماد؟!! 4
m@f 1923 ارسال شده در 7 اسفند، 2013 زیاد که دلتنگت میشم به آسمان مینگرم...دلم قرص میشود که تو هم زیر همین سقفی... 5
MahSa.92 2151 ارسال شده در 8 اسفند، 2013 دلم را به برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام میبندم تا ترکت کند … فریاد میکشد ، برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام ، خمارت میشود … رها که شد او میماند و عمری وسوسه ی تلخِ برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام خواستن تو ! 9
Mr.101 27037 ارسال شده در 8 اسفند، 2013 باز باران بی ترانه... گریه های بی بهانه... میخورد بر سقف قلبم... باورت شاید نباشد... که دلم تنگ است برایت... 7
ایلین1366 5544 ارسال شده در 9 اسفند، 2013 ﺍﺯ ﺧـﻮﺏ ﻫﺎ ﺑـﯿـﺸـﺘﺮ ﻣـﯿﺘﺮﺳــﻢ ... ﯾﻚ ﺭﻭﺯ ﺗــــــــﻮ ﺧــﻮﺏِ ﻣــﻦ ﺑـﻮﺩﯼ ... 9
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 11 اسفند، 2013 پَر می دهم پرنده ی خیالم را در آسمان عشق تو، به امید دانه ای از باغ سرسبز آغوش تو... **** 10
Mr.101 27037 ارسال شده در 12 اسفند، 2013 من برای دوست داشتن ات مدت هاست آماده ام اما امان از تو امان از زن ها همیشه دیر حاضر می شوید... 14
- Nahal - 47858 ارسال شده در 15 اسفند، 2013 گنجشک ها از جیک جیک خسته نمی شوند من از دوست داشتن تو ساره دستاران 8
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 15 اسفند، 2013 اصلا تو حواست نیست من محو ِ تماشاتم تو فکر ِ یکی دیگه من پایه قدم هاتم تو را میری آهسته من پشت ِ سرت هستم فکر ِ تورو میخونم محکم به تو چشم بستم . دنیات پر ِ احساس ِ اما واسه من جا نیست صدبار منو میبینی اما حسی پیدا نیست حتی تویه رویاتم انگار واسه.من جا نیست صدبار منو میبینی اما حسی پیدا نیست اصلا تو حواست نیست من محو ِ تماشاتم تو فکر ِ یکی دیگه من پایه قدم هاتم دنیات پر ِ احساس ِ اما واسه من جا نیست صدبار منو میبینی اما حسی پیدا نیست حتی تویه رویاتم انگار واسه من جا نیست صدبار منو میبینی اما حسی پیدا نیست 8
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 16 اسفند، 2013 بیقــراری هــایــم پـاییـــز می خــواهــد و چشــم هـای عاشقـتــــ را نگــاهــت را از مــن نگیـــر ایـن پاییـــز را عاشقـــم بـاش لطفــــاً ! 8
nika2 77 ارسال شده در 20 اسفند، 2013 پلک نزن! دارم خلق ميشوم... به باران سوگند به شبنم و گل و به هر چيز که چون عشق لطيف است که تو پروانه هستي مني ... 6
Mr.101 27037 ارسال شده در 21 اسفند، 2013 بلندای شب یلدای من باش طلوع روشن فردای من باش ولی فردا خدا داند کجایی همین حالا همین حالای من باش 5
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 دوري...دورت نميكند، وقتي در زيباترين جاي انديشه ام جاي داري 10
sam arch 55881 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 من معمارِ احساس می شوم..وقتی تو بنای آن باشی... شاه و گدا می شوم در یک زمان... وقتی لحظه ای نظر می اندازی و نظر می گیری... این میان من همان خمیرم...که هر بار تو به شکلی می سازی.. 10
nazanin abedini 804 ارسال شده در 25 اسفند، 2013 گاهی از دور هم که شده برایم دست تکان بده طرح لبخندت... دارد از یادم میرود گاهی از پشت تمام فاصله ها برایم بخند بخند... آنقدر که خنده ام بگیرد از دور هم که بخندی میفهمم شادی یا گرفته عاشقی یا دلتنگ ! کمی بخند دلم میخواهد سکوت با صدای خنده هایت در خود بشکند... 8
Gandom.E 17805 ارسال شده در 26 اسفند، 2013 تورا از سینه بیرون راندم آخر هم که تا در جام عشق دیگری ریزی شراب آرزوهارا به زلف دیگری آویزی آن گلهای زیبارا مرا بشکن،بزن بر سنگ جامم را... تو سرتا پا وفا بودی.. تو با درد آشنا بودی... ولی ای مهربان من،بگو آخر که از اول کجا بودی.. بیا آتش بزن این آشیان،این بال و پرهارا.. رها کن این دل غمگین و تنهارا... تورا راندم که دست دیگری بنیان کند،پایه ی عشق و محبت را.. تورا راندم ولی هرگز نگو با من که اصلا معنی عشق و محبت را نمیدانم.. تورا راندم ولی آن لحظه گویی آسمان می مُرد جهان تاریک می شد،کهکشان می مُرد... درون سینه ام دل ناله میزد بازکن که بگریزم،به دامانش بیاویزم به او گویم مَرو..من بی تو می میرم.. ولی من در میان های های گریه خندیدم که تو هرگز ندانی بی تو یک تک شاخه ی عریان پاییزم دگر از غصه لبریزم... در این دنیا بمان بی من برای دیگری سرکن نوای عشق و مستی را.. بخوان در گوش جان دیگری آوای هستی را... تو ای تنها امیدم بی من از آن کوچه ها بگذر.. به یاد آورکه میگفتم بیا تن را ز قید آرزوهایش جدا سازیم.. بیا میعاد خود را در جهان دیگر اندازیم... به یادآور که اکنون بی تو خاموشم.. از خاطره ها فراموشم..... 9
ارسالهای توصیه شده