رفتن به مطلب

اولین قرار کوهنوردی بچه های شیرازی انجمن


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
خوب لذت ببر شاید دیگه هیچوقت نتونی همچین حرکت عظیمی رو ببنی ها ... :ws28::ws28::ws28::ws28:

 

حالا تا 2 و 3 جا داره بابا ... تا بیدا شن تصمیم بگیرن که برن یا نه ... بد حاضر شن ... اوووووووووهههه کلی وقت میبیره.... :ws28::ws28::ws28::ws28:

 

شما تهرانی ها هم هی هی حسودیتون بشه هی هی ! :ws3: فقط یه کوه دارن 10 بار میرن همونجا ! :banel_smiley_4:

  • Like 3
  • پاسخ 501
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در
رفتین بچه ها؟

اخیییییییییی نشدما بیایم دیگه

حالا اگه کسی دوس داشت ببینه مارو ساعت 3الی 3:30 چمران کمی اینور تر

باغ رویا...:ws3:

حالواگه استقبالی شد واسه گردهمایی بخبرین میرسم خدمتتون............

 

میومدی دیگه تنبل :ws3: پس دفعه های بعد حتما میبینمت :a030:

 

الان با یکشون تلفنی صحبت کردم.

توی 5 دقیقه ای که با هم داشتیم صحبت میکردیم 3 بار فقط گفت گوشی رو نگه دار داریم عکس میندازیم.:icon_pf (34):

 

:banel_smiley_4::banel_smiley_4::banel_smiley_4:

 

 

 

 

ولی باید از این قرار اینجا عکس و فیلم گذاشته بشه تا ما هم دپرس بشیم که چرا نرفتیم :ws3:

 

ها کاکو با نظرت موافقم...

تا نبینیم باور نمیکنیم........

شایدم دوربینشون بیفته تو..........:banel_smiley_52:

 

 

عکس ها فقط ایمیل میشه به کسانی که بودن :ws3: میخواستین بیاین :w02:

  • Like 4
ارسال شده در

:ws28: خوشحالم بهتون خوش گذشت.

ولی قبول کنید اگه محرکی مثل من و مرتضی نداشتین عمرا نمیرفتید و خواب رو ترجیح میدادید.:smiley (18):

  • Like 2
ارسال شده در

عکسم بزارین دیگه!!!:hanghead:

  • Like 2
ارسال شده در
:ws28: خوشحالم بهتون خوش گذشت.

ولی قبول کنید اگه محرکی مثل من و مرتضی نداشتین عمرا نمیرفتید و خواب رو ترجیح میدادید.:smiley (18):

 

 

گفتم که تامن هستم میریم نیازی به هل شما نبود خوشحالا:ws3:

  • Like 4
ارسال شده در

=Afsaneh.M;450677]

 

 

 

 

عکس ها فقط ایمیل میشه به کسانی که بودن :ws3: میخواستین بیاین :w02:

 

 

حالا خواستی بذار فقط شطرنجیمون کن معلوم نشیم مخصوصا منو اگر اینها ببینم میکشنم.... من و آبجی شطرنجی ......:ws3:

  • Like 4
ارسال شده در
دیدید نمردیدو ما ها رفتیم بیرون باهم.........:ws3:

دلتون بسوزه :4chsmu1:

 

تا وقتی من باشم قرارهامون سرجاشه چی فکر کردید

 

 

:a030:

 

آخیییییی...

برگشتند....

میگفتید ادمینی، مدیری، همکاری مدیری، مشاور ارشدی چیزی میکشتیم :ws3:

دوستان به جای مااااا :a030:

 

 

خبر فوری

تابناک:

به تایید ماموران امنیتی، گروه اعزامی انجمن نواندیشان در صحت و سلامت به دید و بازدید خود پایان دادند/ پایان خبر

 

ای خدا گزارش های اینوووووووووو :ws28:

 

یکی بیاد تعریفی کنه، عکسی بذاره. :banel_smiley_4:

شما باید ابوذر رو مهمون میکردین، ابوذر شما رو مهمون کرده :w000: یه سربازی گفتن غیرسربازی گفتن :w000:

 

بله منم همینو گفتم قبول نکرد...:hanghead: هر چی دکتر اصرار کرد دنگی باشه بازم قبول نکرد گفت مهمون نواندیشانیم :ws3:

 

ساعت 10:20 وارد باغ شدم، یک نقشه بیشتر نداشت، ولی نقشه‌ای از شیراز هم ورودی باغ قرار داشت

حال سوال اینجا بود که بچه‌ها کدام نقشه را مد نظر گرفته‌اند ؟

 

اندکی صبر کردیم، 10:35 مشغول قدم زدن شدیم و به هر شخصی که وارد می‌شد شدید زل می‌زدیم شاید یکی از بچه‌های نو اندیشان باشد

 

همینگونه که قدم می‌زدیم، آقایی به اسم دکتر از کنارمان رد شد، بعدها دانستیم ایشان از نواندیشان هستند و دکتر

همینگونه می‌گشتیم، 3 دختر دیدم، یکی شبیه افسانه، من افسانه را ندیده بودم به طور کلی، ولی از قبل یک عکس از ایشان در اینجا دیده بودم، یک پس زمینه داشتم، حدس زدم بچه‌های نواندیشان باشند

راستش غر هم زدم که اگه بچه‌های نواندیشان باشن چه بی‌فکرن که همینجوری دارن می‌رن :دی

 

خودشان نبودند، همینگونه قدم زدم و به کنار نقشه بازگشتم

دو شخص بودند، حدسی زدم و سوال پرسیدم از نقشه که آیا نقشه دیگری وجود دارد یا نه؟

ابوذر و دکتر بودند، بعد امیرحسین آمد

 

بعد افسانه، دوست افسانه، سفیدبرفی و خواهرش

 

و بعدش بماند چی شد، بعدش اومدیم خونه :4chsmu1:

 

البته 30 دقیقه تاخیر داشتن دخترا

 

باز گفتن 30 دقیقه :w00: بابا همش 25 دقیقه تاخیر داشتیما :ws3:

 

:ws44:

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اشک شوقه.

 

تو هم مثل من هنوز باورت نشده :ws44:

 

آخییییی :ws37:

 

چرا گزارش لحظه به لحظه دادی........... 25 دقیقه افسانه تأخیر داشت .ما زودتر اومده بودیم 15 دقیقه زودتر ولی من فکر کردم نقشه بیرون مدنظره برای همینم بیرون بودیم تا افسانه بیاد:4chsmu1:

 

راست میگه شهدخت 10:45 به من زنگید گفت رسیدم.....آفرین 25 دقیقه :icon_gol:

شنیدن کی بود مانند دیدن:w00:

 

بهلههه بهلهههه :w16:

 

ممنون از همه دوستان. چه کسانی رو که افتخار آشناییشون نصیبم شد. چه دوستانی رو افتخار آشناییشون نصیب ما نشد. چه دوستانی که گزارش میدادن ( محمد و a/d ).

خیلی خوش گذشت جای همه دوستان خالی.

 

 

ممد و عابدی عزیز قرار هفته بعد رو کنسل می کنم. برنامه ریزی برا خودتون نکنید:ws28:

 

 

خیلی مشتاق دیدار آقا اسماعیل هم بودیم که حاصل نشد.

 

 

در ضمن طی صحبتی که با دوستان داشتیم هزینه های این دیدار به حساب آقا محمد نوشته میشه و مهمون ایشون و انجمن نواندیشان بودیم. دوستانی که حضور داشتن صورت هزینه هاشون رو برای من بفرستن که رفتم تهران از محمد بگیرم

 

خواهش...یه تشکر ویژه ، با اینکه شیراز نبودی به خاطر میتینگ اومدی...خیلی خوشحال شدیم :w16:

ممنون محمد...واقعا چه ادمینی خوبی داشتیم و قدرشو ندونستیم...:ws3: با اینکه خودش نیومده ولی ما رو دعوت کرد :ws3:

 

خب قبلش میگفتید تا حالشو جا بیاریم......:ws3:

چرا شما زودتر رفتین ؟ :banel_smiley_4: میموندین خرج محمد بیشتر میشد :ws3:

  • Like 4
ارسال شده در
عکسم بزارین دیگه!!!:hanghead:

 

فعلا اینو داشته باشید ببینید چه ادمین دست و دلبازی داریم به ابوذر سفارش کرده بود حساب کنه بعدا پولشو باهاش حساب میکنه :ws3:

باقی عکس ها رو اگه بچه ها راضی بودن میزارم :w16:

 

 

4wydxvbm2njwghflges.jpg

  • Like 7
ارسال شده در

واسه من عکس ساندویج میذاری؟

من تا عکس خودتون رو نبینم باورم نمیشه رفتین؟ (حالت توهمی پیدا کردم از دست شما) :ws44:

  • Like 1
ارسال شده در

نه بابا...........:ws3:

حالا از این همه صحنه فقط این ساندویچا رو گذاشتی

افسانه جون!!!!!!!!!!!:w00:

میگما اون کت وکراواتیه کی بود؟انگار میخواسته بره خواستگاری!!!:ws28:

ها اینم که نگین ناخونش کشته منو...........کی بید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:ws52:

  • Like 1
ارسال شده در
واسه من عکس ساندویج میذاری؟

من تا عکس خودتون رو نبینم باورم نمیشه رفتین؟ (حالت توهمی پیدا کردم از دست شما) :ws44:

 

 

 

:ws28::ws28::ws28::ws28::ws28:

:w58::w58::w58::w58:

ارسال شده در

آخیشششششششششششششششششش

 

بالاخره رفتن .....

 

خیالم راحت شد .. :ws3:

  • Like 3
ارسال شده در
آخیشششششششششششششششششش

 

بالاخره رفتن .....

 

خیالم راحت شد .. :ws3:

 

 

خدارو شکر فقط رفتمیم تا خیال شما راحت بشه گفتم سکته ای چیزی میکنید ماماناتون نفرینمون میکنند:4chsmu1:

  • Like 3
ارسال شده در

این قرار رو باید تو رکوردای گینس ثبت کرد :ws50:

  • Like 6
ارسال شده در
فعلا اینو داشته باشید ببینید چه ادمین دست و دلبازی داریم به ابوذر سفارش کرده بود حساب کنه بعدا پولشو باهاش حساب میکنه :ws3:

باقی عکس ها رو اگه بچه ها راضی بودن میزارم :w16:

 

 

 

:w000:

 

:obm:

  • Like 1
ارسال شده در
این قرار رو باید تو رکوردای گینس ثبت کرد :ws50:

 

 

خوبه اقدام کن براش....ممنون میشیم ما که فروتن هستیم حالا که شما میگید حرفی نیست:4chsmu1:

  • Like 2
ارسال شده در

من که راضی نیستم.میمونه 1 عکس دیگه. دوست داشتین بذارید:ws28:

  • Like 2
ارسال شده در

هیییییییی بلاخره رفتید.... abmsngifsnuew_2035_icons.gif

افسانه ژون بیا عکس بذار... msngifsletras_2094_icons.gif

  • Like 1
ارسال شده در

دوستان عزیز فقط هزینه حوراک نبوده.

هزینه های ایاب و ذهاب رو هم متقبل شدن. برای همین گفتم صورت هزینه ها رو بفرستین.

  • Like 3
ارسال شده در
من که راضی نیستم.میمونه 1 عکس دیگه. دوست داشتین بذارید:ws28:

 

 

خوب کاش همه رو محو میکرد فقط سایهمون با ارم میذاشت.........راضی میشی؟:banel_smiley_4:

  • Like 1
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...