sam arch 55881 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 معشوق عيان مى گذرد بر تو وليكن اغيار همى بيند از آن بسته نقابست 1
ترانه18 8013 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز بنیاد بر کرشمه و جادو نهادهایم 1
sam arch 55881 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 مه جلوه مى نمايد بر سبز خنگ گردون تا او به سر در آيد بر رخش پا بگردان 1
ترانه18 8013 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند 1
sam arch 55881 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 دل بر گرفته بودم از ايام گل ولى كارى بكرد همت پاكان روزه دار 1
ترانه18 8013 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 رسید باد صبا غنچه در هواداری ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن 1
sam arch 55881 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت 1
ترانه18 8013 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 ترسم این قوم که بر دردکشان میخندند در سر کار خرابات کنند ایمان را 2
sam arch 55881 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 اى كه در زنجير زلفت جاى چندين آشناست خوش فتاد آن خال مشكين بر رخ رنگين غريب 2
ترانه18 8013 ارسال شده در 4 فروردین، 2012 برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست 2
*lotus* 20275 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرون کجا بکوی طریقت گذر توانی کرد 1
sam arch 55881 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند تا ابد سر نكشد وز سر پيمان نرود 1
*lotus* 20275 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 در مقامی که بیاد لب او می نوشد سفله ان مست که باشد خبر از خویشتنش 1
*lotus* 20275 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 مقام عیش میسر نمیشود بی رنج بلی بحکم بلا بسته اند عهد الست 1
sam arch 55881 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 ترا كه حسن خدا داده هست و حجله ء بخت چه حاجتست كه مشاطه ات بيارايد 1
*lotus* 20275 ارسال شده در 5 فروردین، 2012 دلبرم شاهد و طفلست و ببازی روزی بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش 1
ارسالهای توصیه شده