رفتن به مطلب

مشاعره با اشعار حافظ


surgun

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت

 

که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج

  • Like 2
ارسال شده در

جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد

هر كس كه اين ندارد حقا كه آن ندارد

  • Like 1
ارسال شده در

درويش نمى پرسى و ترسم كه نباشد

انديشه ء آمرزش و پرواى ثوابت

  • Like 1
ارسال شده در

تا فضل و عقل بيني بيمعرفت نشيني

يك نكته ات بگويم خود را مبين كه رستي

  • Like 1
ارسال شده در

يار من باش كه زيب فلك و زينت دهر

از مه روى تو و اشك چو پروين منست

  • Like 1
ارسال شده در

تا بگويم كه چه كشفم شد از اين سير و سلوك

به در صومعه با بربط و پيمانه روم

  • Like 1
ارسال شده در

من و شمع صبحگاهى سزد ار بهم بگرييم

كه بسوختيم و از ما بت ما فراغ دارد

  • Like 1
ارسال شده در

دمي با غم بسر بردن جهان يكسر نمي ارزد

به مي بفروش دلق ما كزين بهتر نمي ارزد

  • Like 1
ارسال شده در

در غريبى و فراق و غم دل پير شدم

ساغر مى ز كف تازه جوانى به من آر

  • Like 1
ارسال شده در

رندان تشنه لب را آبي نميدهد كس

گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت

  • Like 1
ارسال شده در

تو شمع انجمنى يك زبان و يكدل شو

خيال و كوشش پروانه بين و خندان باش

  • Like 4
ارسال شده در

شراب تلخ ميخواهم كه مردافكن بود زورش

كه تا يك دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش

  • Like 4
ارسال شده در

شاهدى از لطف و پاكى رشك آب زندگى

دلبرى در حسن و خوبى غيرت ماه تمام

  • Like 4
ارسال شده در

ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است

خم گو سر خود گير كه خمخانه خراب است

  • Like 4
ارسال شده در

تو نازك طبعى و طاقت نيارى

گرانيهاى مشتى دلق پوشان

  • Like 4
ارسال شده در

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد

عالم پير دگرباره جوان خواهد شد

  • Like 4
ارسال شده در

دام سخت است مگر يار شود لطف خدا

ورنه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم

  • Like 4
ارسال شده در

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور

 

با یار آشنا سخن آشنا بگو

  • Like 2
ارسال شده در

واعظ شهر چو مهر ملك و شحنه گزيد

من اگر مهرنگارى بگزينم چه شود

  • Like 2
ارسال شده در

دعای صبح و اه شب کلید گنج مقصودست

بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...