کهربا 18089 ارسال شده در 12 خرداد، 2011 آرتیـسته هی خـودشو جــر میده تـا بـه بـشر حـالی کنـه این هـمه بــود و نـبود بسه دیگـه یـه کـمی هم به " چه بود " فکر بکنین - یه کمی فکر بکنین اون وقتش توی سالن لیدی خانم با سگش لاس می زنه مادرش پشت سرش میزنه به صندلی که دخترش چشم نخوره. حسین پناهی 8
مریم راد 2736 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 درون تو مشتي گوشت قرمز است كه ديدنش تو را با خودت مواجه نمي كند. تو لابلاي آن گوشتهاي قرمز درونت نيستي. آنجا را نگرد. خودت را در آرزوهايت خواهي يافت. 8
مریم راد 2736 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 از مهم ترين كارهايي كه به عنوان يك آدم بزرگ مي توانيد انجام دهيد اينست كه گهگاه به شادماني دوران كودكي برگرديد. 7
مریم راد 2736 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 براي آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع توليد ترس و نفرت را در وجود خود شناسايي و ريشه كن كنيد. 6
مریم راد 2736 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 دنيا مانند پژواك اعمال و خواستهاي ماست. اگر به جهان بگويي: ”سهم منو بده...“ دنيا مانند پژواكي كه از كوه برمي گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنيا دچار جنگ اعصاب مي شوي. اما اگر به دنيا بگويي: ”چه خدمتي برايتان انجام دهم؟...“ دنيا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتي برايتان انجام دهم؟...“!! 6
مریم راد 2736 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 اگر مختاريد كه بين حق به جانب بودن و مهرباني يكي را انتخاب كنيد، مهرباني را انتخاب كنيد. 7
.FatiMa 36559 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 دلم گرفته تا دور دست ها نشانی نیست . ساقی بیار باده تا نشان نشانه کنیم 9
AFARIN 7196 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 نماز عشق ترتيبي ندارد... چرا كه با نخستين سر بر خاك گذاردن، ديگر برخواستني نيست... ارد بزرگ 8
سیندخت 18786 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 هیچ وقت شخصیت خودت رو برای کسی تشریح نکن. چون کسی که تو رو دوست داشته باشه بهش احتیاجی نداره و کسی که ازت بدش بیاد باور نمی کنه. 11
from_hell 10964 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 وجود تنها یک زمان را می شناسد؛ زمان حال!!! زمان گذشته را نمی شناسد، چون دیگر وجود ندارد. زمان آینده را نیز نمی شناسد، چون هنوز نیامده است. 7
.FatiMa 36559 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 آه چقدر دلتنگم چقدر دلتنگم ازاین بود ونبودهای بی ثمر چقدر دلتنگم برای برگهای زرد ونارنجی رنگ خزان همان خزانی که شاه بیت غزالهای شاعران بی دل است چقدر دلتنگم برای آنچه که هرگز نداشته ام ای دوست ای همراز توبرای چه دلتنگی؟ ... 5
.FatiMa 36559 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 امروز چه دلتنگم دلتنگم از برای او نمی دانم آیا او نیز هم؟ ای کاش روزی فرا رسد بر من که دیگر هیچ نباشدم از برای این دلتنگیها شاید آن روز نیاید اما میتوانم دل خوش دارم که او نیز هم ... 4
.FatiMa 36559 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 امروز چه دلتنگم! خاکستری ام انگار همخاطره زنبق، یه لحظه پس از رگبار 6
.FatiMa 36559 ارسال شده در 13 خرداد، 2011 دلتنگم دلتنگم . . . بسیار دلتنگم . . . دلتنگ چه ام ، دلتنگ که ام ؟ آیا میدانی ؟ دلتنگ لحظه های بودنم دلتنگ لحظه های رفتنم من خسته ام از ماندن.... از نگریستن و آهسته آهسته اشک ریختن... خسته ام از حسرت ها ، خسته از دردها از آه های جگرسوز بیا و مرا شاد ساز بیا و دلتنگی هایم را از من بگیر این دل دلتنگ توست! 8
ارسال های توصیه شده