شــاروک 30242 ارسال شده در 22 مهر، 2012 دلم درد میکند ، انگار خام بودند خیالهایی که به خوردم داده بودی ...... 6
azarafrooz 14221 ارسال شده در 22 مهر، 2012 میخواهم بمانم تنها و دق کنم در تنهایی ِ این چار دیواری.. و نفرین کنم کسی را که تلفن همراه را آفرید! که هر وقت دلم برای صدایت تنگ میشود ٬ در دسترس نباشی و هر وقت به لحظه ی دیدارت محتاجم ٬ خاموشش کنی! میخواهم برای همیشه خاموش شوم... یا بروم جایی که هیچ مشترکی صدای بوق ِ آزادم را نشنود! در دسترس نباشم ٬ همین. 4
شــاروک 30242 ارسال شده در 23 مهر، 2012 دل مـــــــثـل چـســـــــــــــب مــــــیمانــــــد !.!.! چـــــند بار که بکَـــــنی، دیگــــر نمیچســـــبد.......... 7
azarafrooz 14221 ارسال شده در 23 مهر، 2012 من شکستن نمیدانم ، ولی هر کس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود دلم را، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را........ 4
شــاروک 30242 ارسال شده در 25 مهر، 2012 اینجا در دنیای من گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند ، دیگر گوسفند نمی درند ، به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند ! 4
.FatiMa 36559 ارسال شده در 28 مهر، 2012 روزگار ما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی دل ما را نداشت پیش پای ما سنگی گذاشت بی خبر از مرگ ما پروا نداشت آخر این غصه هجران بودو بس حسرت رنج و فراوان بودو بس...... 4
شــاروک 30242 ارسال شده در 28 مهر، 2012 غرورم شکست ؛ دلم هم .... اما آنچه شنیدی صدای اینها نبود ! سقف آرزوهایم بود که بر سرم آوار شد ... !!! 5
azarafrooz 14221 ارسال شده در 2 آبان، 2012 از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام... 2
Ssara 14641 ارسال شده در 4 آبان، 2012 همه چیز در خانه هست نان , پنیر , سبزیخوردن , انگور اما از زمان , از شوق , از گلهای اطلسی خبری نیست 3
شــاروک 30242 ارسال شده در 6 آبان، 2012 درد تنهایی کشیدن... مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید، شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی...! و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام... تو هر چه میخواهی مرا بخوان.... دیوانه، خود خواه،بی احساس نمیفروشم.... 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 10 آبان، 2012 از هر چه بتوان گذشت از چشمانت نمی توان سگ دارند لامصب ها! نسرین فخیمی 7
- Nahal - 47858 ارسال شده در 10 آبان، 2012 لعنت به این همه بهار که هر سال بی تو می آید لعنت....! ایرج تمجیدی 7
شــاروک 30242 ارسال شده در 10 آبان، 2012 خوب من ! سیب را چیدم تـا ببینی ، تو را می خواهم نـه بهشت را... 5
- Nahal - 47858 ارسال شده در 14 آبان، 2012 بی رحم ! عکس رادیولوژی بگیر می خواهم بدانم قلب داری ؟! (احسان پرسا) 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 14 آبان، 2012 همیشه در ریاضیات ضعیف بودم سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، فقط شد من . . 4
خاله 3004 مالک ارسال شده در 15 آبان، 2012 مثل من که نیست می شوم... مثل روزها... مثل فصل ها... مثل آشیانه ها... مثل برف روی بام خانه ها... او هم عاقبت در میان سایه ها غبار می شود مثل عکس کهنه ای تار تار تار می شود با کدام بال می توان از زوال روزها و سوزها گریخت! با کدام اشک می توان پرده بر نگاه خیره ی زمان کشید؟ با کدام دست می توان عشق را به بند جاودان کشید؟ با کدام دست....؟ 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 15 آبان، 2012 آغـــوش بــگـــشــا بــــا صــدای بــلـــنـدآرزو مــی کــنـم!! 3
.FatiMa 36559 ارسال شده در 29 آبان، 2012 کاش میشد:بچگی را زنده کرد کودکی شد،کودکانه گریه کرد شعر ” قهر قهر تا قیامت” را سرود آن قیامت، که دمی بیش نبود فاصله با کودکی هامان چه کرد ؟ کاش میشد ، بچگانه خنده کرد . . . 3
.FatiMa 36559 ارسال شده در 29 آبان، 2012 شاید آرام تر میشدم فقط و فقط …….. اگر میفهمیدی….. حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نــــوشته نشده اند!! 3
ارسال های توصیه شده